خرید و دانلود نسخه کامل مقاله کامل میلاد پیامبر
239,200 تومان قیمت اصلی 239,200 تومان بود.179,400 تومانقیمت فعلی 179,400 تومان است.
تعداد فروش: 68
میلاد پیامبر
ما در لابلای کتب تاریخی و حدیث چنین میخوانیم : هنگام ولادت آن حضرت ، ایوان کسری شکافت و چند کنگرهی آن فرو ریخت و آتش آتشکدهی فارس خاموش شد ؛ دریاچهی ساوه خشک گردید ؛ بتهای بتخانهی مکه سرنگون شد ؛ نوری از وجود آن حضرت ، به سوی آسمان بلند شد که شعاع آن فرسنگها راه را روشن کرد ؛ انوشیروان و مؤبدان خواب وحشتناکی دیدند ؛ ان حضرت ختنه شده وناف بریده به دنیا آمد و گفت :« ألله أکبر و الحمدالله کثیراً سبحان الله بکره و أصیلاً »
سال و ماه و روز ولادت پیامبر
عموم سیره نویسان اتفاق دارند که ، تولد پیامبر گرامی در عام الفیل ، در سال 570 میلادی بوده است . زیرا آن حضرت به طور قطع ، در سال 632 میلادی در گذشته است ، و سن مبارک او 62 تا 63 بوده است . بنابراین ، ولادت او در حدود 570 میلادی خواهد بود .
اکثر محدثان و مورخان بر این قول اتفاق دارند که تولد پیامبر ، در ماه « ربیع الاول» بوده ،ولی در روز تولد او اختلاف دارند . معروف میان محدثان شیعه اینست که آن حضرت ، در هفدهم ماه ربیع الاول ، روز جمعه ، پس از طلوع فجر چشم به دنیا گشود ؛ و مشهور میان اهل تسنن اینست که ولادت آن حضرت ، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است .
مراسم نامگذاری پیامبر اسلام
روز هفتم فرا رسید .« عبدالمطلب » ، برای عرض سپاسگزاری به درگاه الهی گوسفندی کشت و گروهی را دعوت نمود و در آن جشن با شکوه ، که از عموم قریش دعوت شده بود ؛ نام فرزند خود را « محمد » گذارد . وقتی از او پرسیدند : چر ا نام فرزند خود را محمد انتخاب کردید ، در صورتی که این نام در میان اعراب کم سابقه است ؟ گفت : خواستم که در آسمان و زمین ستوده باشد . در این باره « حسان بن ثابت » شاعر رسولخدا چنین میگوید :
فشق له من اسمه لیجله فذوالعرش محمود و هذا محمد
آفریدگار ، نامی از اسم خود برای پیامبر خود مشتق نمود . از این جهت ( خدا ) « محمود » ( پسندیده) و پیامبر او « محمد » ( ستوده ) است و هر دو کلمه از یک ماده مشتقند و یکی معنی را میرسانند.
« احمد یکی از نامهای مشهور پیامبر اسلام بود
هر کس مختصر مطالعهای در تاریخ زندگی رسول اکرم « ص » داشته باشد ؛ میداند که آن حضرت ، از دوران کودکی دو نام داشت و مردم او را با هر دو نام خطاب میکردند . یکی « محمد » که جد بزرگوارش « عبدالمطلب » برای او انتخاب کرده بود ، و دیگری « احمد » که مادرش « آمنه » او را به آن ، نامیده بود . این مطلب یکی از
مسلمات تاریخ اسلام است و سیره نویسان این مطلب را نقل کرده اند و مشروح این مطلب را در سیره حلبی میتوانید بخوانید .
عمومی گرامی وی ، « ابوطالب » ،که پس از درگذشت « عبدالمطلب » ، کفالت و سرپرستی « محمد » به او واگذار شده بود ؛ با عشق و علاقهی زائد الوصفی ، چهل و دو سال تمام ، پروانه وار به گرد شمع وجود وی گشت ، از بذل جان و مال در حراست و حفاظت او دریغ ننمود. در اشعاری که دربارهی برادر زادهی خود سروده ، گاهی از او به نام « محمد » ، و گاهی به نام « احمد » اسم برده است و این خود حاکی از آن است که در آن زمان یکی از نامهای معروف وی همان « احمد بوده است .
دوران کودکی پیامبر
صفحات تاریخ گواهی میدهد که : زندگانی رهبر عالیقدر مسلمانان ، از آغاز کودکی تا روزی که برای پیامبری برگزیده شد ؛ متضمن یک سلسله حوادث شگفت انگیز است و تمام این حوادث شگفت انگیز ، جنبهی کرامت داشته و همگی گواهی میدهند که حیات و سرگذشت رسول گرامی یک زندگانی عادی نبوده است .
1- تاریخ نویسان ، از قول « حلیمه » چنین نقل میکنند که او میگوید : آنگاه که من پرورش نوزاد « آمنه » را متکفل شدم ؛ در حضور مادر او ، خواستم او را شیر دهم . پستان چپ خود را که دارای شیر بود در دهان او نهادم ؛ ولی کودک به پستان راست من بیشتر متمایل بود . امامن از روزی که بچهدار شده بودم ، شیری در پستان
راست خود ندیده بودم . اصرار نوزاد ، مرا بر آن داشت که پستان راست بیشیر خود را در دهان او بگذارم . هماندم که کودک ، شروع به مکیدن کرد ، رگهای خشک آن پر از شیر شد و این پیش آمد موجب تعجب همهی حضار گردید .
2- باز او میگوید : از روزی که « محمد » را به خانهی خود بردم ؛ روزبروز خیر و برکت در خانهام بیشتر شد ، و دارائی و گلهام فزونتر گردید .
ما در قرآن ، نظائر این جریان را دربارهی مریم ( مادر عیسی ) میخوانیم : مثلاً میفرماید : وقتی وضع حمل مریم فرا رسید ، به درختی پناه برد و از ( شدت درد و تنهائی و وحشت از اتهام ) از خدای تمنای مرگ کرد در این موقع صدائی شنید : « غمناک مباش ، پروردگار تو چشمه آبی زیر پای تو قرار داده و درخت ( خشکیده ) خرما را تکان ده ، خرمای تازه بر تو میریزد .»
اگر چه میان مریم و حلیمه ، از نظر مقام و ملکات فاضله ، فاصله زیاد است .ولی اگر لیاقت و آراستگی خود « مریم » ، موجب این لطف الهی شده ؛ اینجا هم ممکن است مقام و منزلتی که این نوزاد در درگاه خدا دارد ، سبب شود که خدمتکار آن حضرت مشمول لطف الهی گردد .
دوران جوانی
رهبران جامعه باید بردبار وصابر ، نیرومند و قوی و شجاع و دلاور و نترس و قویدل و دارای روحی بزرگ باشند .
مردان بزدل و ترسو ؛ زبون و ضعیف النفس ؛ بیاراده و سست ، چگونه میتوانند اجتماع را از راههای پرپیچ و خم عبور دهند ؟ چطور میتوانند در برابر دشمن مقاومت کنند ، و موجودیت و شخصیت خود را از دستبرد این و آن حفظ نمایند ؟
عظمت و بزرگی روح زمامدار ، و قدرت و نیروی جسمی و روانی او تاثیر عجیبی در پیروان خود دارد . وقتی امیر مومنان ، یکی از صمیمیترین یاران خود را به حکومت مصر انتخاب نمود ؛ نامهای به مردم ستمدیدهی کشور مصر ، که از مظالم حکومت وقت به ستوه آمده بودند ، نوشت . در آن نامه ، فرماندار خود را به دلاوری و شجاعت روحی توصیف نمود . اینک فرازی چند ، از آن نامه که شرایط واقعی یک زمامدار را بیان میکند .
« … یکی از بندگان خدا را به سوی شما فرستادم که در روزهای ترس ، به خواب نمیروند و از دشمنان در اوقات بیم و هراس سر باز نمیزنند .بر بدکاران از آتش سوزان سختتر است و او « مالک بن حارث » از قبیلهی مذحج است . سخن او را بشنوید و امر و فرمان او را اجراء کنید ؛ زیرا او شمشیری است از شمشیرهای خدا که تیزی آن کند نمیشود ، و ضربت آن بیاثر نمیگردد »
قدرت روحی پیامبر اکرم « ص »
در جبین عزیز « قریش » ، از دوران کودکی وجوانی ، آثار قدرت شجاعت ، صلابت و نیرومندی نمایان بود وی در سن پانزده سالگی ، در یکی از جنگهای قریش با طائفه «
هوازن » که آن را « حرب فجار» مینامند ، شرکت داشت . کار او در جبهه رزم ، این بود که تیر به عموهای خود میرساند . ابن هشام در سیرهی خود ، این جمله را از آن حضرت نقل میفرماید که حضرت فرمود :« کنت ائبل علی أعمامی : به عموهایم تیر میدادم تا پرتاب کنند .»
شرکت او در این جنگ ، آنهم با این سن و سال ، ما را به شجاعت آن حضرت رهبری میکند و روشن میشود که چرا امیر مومنان دربارهی پیامبر میفرماید :« هر موقع ، کار در جبهی جنگ ، عرصه بر ما ( سربازان اسلام ) سخت و دشوار میشد ، به پیامبر پناه میبردیم و کسی از ما به دشمن از او نزدیکتر نبود .»
دوران جوانی پیامبر گرامی (ص)
در اینکه جوان قریش ، شجاع و دلیر ، نیرومند و تندرست ، صحیح و سالم بود ، جای گفتگو نیست . زیرا در محیط آزاد و دور از غوغای زندگی پرورش یافته بود ، و خانوادهای که درمیان آنها دیده به جهان گشود ، همگی عنصر شهامت و شجاعت بودند . ثروتی ، مانند ثروت خدیجه دراختیار داشت ، ووسائل خوشگذرانی از هر جهت برای او آماده بود. ولی باید دید که او از این امکانات مادی چگونه استفاده کرد ؟ آیا بساط عیش و عشرت پهن نبود و مانند بسیاری از جوانان ، در فکر اشباع غرائز خود بر آمد ؟ یا با این وسائل و امکانات ، برنامهی دیگری برگزید که از سراسر آن ؛ دور نمای زندگی پر از معنویت او هویدا بود ؟ تاریخ گواهی میدهد که او بسان مردان عاقل و کار آزموده زندگی میکرد همیشه از خوشگذرانی و بیخبری گریزان بود . پیوسته بر سیما ، آثار تفکر و تدبیر داشت ، و برای دوری از فساد اجتماع ،
مقاله کامل میلاد پیامبر
میلاد پیامبر
ما در لابلای کتب تاریخی و حدیث چنین میخوانیم : هنگام ولادت آن حضرت ، ایوان کسری شکافت و چند کنگرهی آن فرو ریخت و آتش آتشکدهی فارس خاموش شد ؛ دریاچهی ساوه خشک گردید ؛ بتهای بتخانهی مکه سرنگون شد ؛ نوری از وجود آن حضرت ، به سوی آسمان بلند شد که شعاع آن فرسنگها راه را روشن کرد ؛ انوشیروان و مؤبدان خواب وحشتناکی دیدند ؛ ان حضرت ختنه شده وناف بریده به دنیا آمد و گفت :« ألله أکبر و الحمدالله کثیراً سبحان الله بکره و أصیلاً »
سال و ماه و روز ولادت پیامبر
عموم سیره نویسان اتفاق دارند که ، تولد پیامبر گرامی در عام الفیل ، در سال 570 میلادی بوده است . زیرا آن حضرت به طور قطع ، در سال 632 میلادی در گذشته است ، و سن مبارک او 62 تا 63 بوده است . بنابراین ، ولادت او در حدود 570 میلادی خواهد بود .
اکثر محدثان و مورخان بر این قول اتفاق دارند که تولد پیامبر ، در ماه « ربیع الاول» بوده ،ولی در روز تولد او اختلاف دارند . معروف میان محدثان شیعه اینست که آن حضرت ، در هفدهم ماه ربیع الاول ، روز جمعه ، پس از طلوع فجر چشم به دنیا گشود ؛ و مشهور میان اهل تسنن اینست که ولادت آن حضرت ، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است .
مراسم نامگذاری پیامبر اسلام
روز هفتم فرا رسید .« عبدالمطلب » ، برای عرض سپاسگزاری به درگاه الهی گوسفندی کشت و گروهی را دعوت نمود و در آن جشن با شکوه ، که از عموم قریش دعوت شده بود ؛ نام فرزند خود را « محمد » گذارد . وقتی از او پرسیدند : چر ا نام فرزند خود را محمد انتخاب کردید ، در صورتی که این نام در میان اعراب کم سابقه است ؟ گفت : خواستم که در آسمان و زمین ستوده باشد . در این باره « حسان بن ثابت » شاعر رسولخدا چنین میگوید :
فشق له من اسمه لیجله فذوالعرش محمود و هذا محمد
آفریدگار ، نامی از اسم خود برای پیامبر خود مشتق نمود . از این جهت ( خدا ) « محمود » ( پسندیده) و پیامبر او « محمد » ( ستوده ) است و هر دو کلمه از یک ماده مشتقند و یکی معنی را میرسانند.
« احمد یکی از نامهای مشهور پیامبر اسلام بود
هر کس مختصر مطالعهای در تاریخ زندگی رسول اکرم « ص » داشته باشد ؛ میداند که آن حضرت ، از دوران کودکی دو نام داشت و مردم او را با هر دو نام خطاب میکردند . یکی « محمد » که جد بزرگوارش « عبدالمطلب » برای او انتخاب کرده بود ، و دیگری « احمد » که مادرش « آمنه » او را به آن ، نامیده بود . این مطلب یکی از
مسلمات تاریخ اسلام است و سیره نویسان این مطلب را نقل کرده اند و مشروح این مطلب را در سیره حلبی میتوانید بخوانید .
عمومی گرامی وی ، « ابوطالب » ،که پس از درگذشت « عبدالمطلب » ، کفالت و سرپرستی « محمد » به او واگذار شده بود ؛ با عشق و علاقهی زائد الوصفی ، چهل و دو سال تمام ، پروانه وار به گرد شمع وجود وی گشت ، از بذل جان و مال در حراست و حفاظت او دریغ ننمود. در اشعاری که دربارهی برادر زادهی خود سروده ، گاهی از او به نام « محمد » ، و گاهی به نام « احمد » اسم برده است و این خود حاکی از آن است که در آن زمان یکی از نامهای معروف وی همان « احمد بوده است .
دوران کودکی پیامبر
صفحات تاریخ گواهی میدهد که : زندگانی رهبر عالیقدر مسلمانان ، از آغاز کودکی تا روزی که برای پیامبری برگزیده شد ؛ متضمن یک سلسله حوادث شگفت انگیز است و تمام این حوادث شگفت انگیز ، جنبهی کرامت داشته و همگی گواهی میدهند که حیات و سرگذشت رسول گرامی یک زندگانی عادی نبوده است .
1- تاریخ نویسان ، از قول « حلیمه » چنین نقل میکنند که او میگوید : آنگاه که من پرورش نوزاد « آمنه » را متکفل شدم ؛ در حضور مادر او ، خواستم او را شیر دهم . پستان چپ خود را که دارای شیر بود در دهان او نهادم ؛ ولی کودک به پستان راست من بیشتر متمایل بود . امامن از روزی که بچهدار شده بودم ، شیری در پستان
راست خود ندیده بودم . اصرار نوزاد ، مرا بر آن داشت که پستان راست بیشیر خود را در دهان او بگذارم . هماندم که کودک ، شروع به مکیدن کرد ، رگهای خشک آن پر از شیر شد و این پیش آمد موجب تعجب همهی حضار گردید .
2- باز او میگوید : از روزی که « محمد » را به خانهی خود بردم ؛ روزبروز خیر و برکت در خانهام بیشتر شد ، و دارائی و گلهام فزونتر گردید .
ما در قرآن ، نظائر این جریان را دربارهی مریم ( مادر عیسی ) میخوانیم : مثلاً میفرماید : وقتی وضع حمل مریم فرا رسید ، به درختی پناه برد و از ( شدت درد و تنهائی و وحشت از اتهام ) از خدای تمنای مرگ کرد در این موقع صدائی شنید : « غمناک مباش ، پروردگار تو چشمه آبی زیر پای تو قرار داده و درخت ( خشکیده ) خرما را تکان ده ، خرمای تازه بر تو میریزد .»
اگر چه میان مریم و حلیمه ، از نظر مقام و ملکات فاضله ، فاصله زیاد است .ولی اگر لیاقت و آراستگی خود « مریم » ، موجب این لطف الهی شده ؛ اینجا هم ممکن است مقام و منزلتی که این نوزاد در درگاه خدا دارد ، سبب شود که خدمتکار آن حضرت مشمول لطف الهی گردد .
دوران جوانی
رهبران جامعه باید بردبار وصابر ، نیرومند و قوی و شجاع و دلاور و نترس و قویدل و دارای روحی بزرگ باشند .
مردان بزدل و ترسو ؛ زبون و ضعیف النفس ؛ بیاراده و سست ، چگونه میتوانند اجتماع را از راههای پرپیچ و خم عبور دهند ؟ چطور میتوانند در برابر دشمن مقاومت کنند ، و موجودیت و شخصیت خود را از دستبرد این و آن حفظ نمایند ؟
عظمت و بزرگی روح زمامدار ، و قدرت و نیروی جسمی و روانی او تاثیر عجیبی در پیروان خود دارد . وقتی امیر مومنان ، یکی از صمیمیترین یاران خود را به حکومت مصر انتخاب نمود ؛ نامهای به مردم ستمدیدهی کشور مصر ، که از مظالم حکومت وقت به ستوه آمده بودند ، نوشت . در آن نامه ، فرماندار خود را به دلاوری و شجاعت روحی توصیف نمود . اینک فرازی چند ، از آن نامه که شرایط واقعی یک زمامدار را بیان میکند .
« … یکی از بندگان خدا را به سوی شما فرستادم که در روزهای ترس ، به خواب نمیروند و از دشمنان در اوقات بیم و هراس سر باز نمیزنند .بر بدکاران از آتش سوزان سختتر است و او « مالک بن حارث » از قبیلهی مذحج است . سخن او را بشنوید و امر و فرمان او را اجراء کنید ؛ زیرا او شمشیری است از شمشیرهای خدا که تیزی آن کند نمیشود ، و ضربت آن بیاثر نمیگردد »
قدرت روحی پیامبر اکرم « ص »
در جبین عزیز « قریش » ، از دوران کودکی وجوانی ، آثار قدرت شجاعت ، صلابت و نیرومندی نمایان بود وی در سن پانزده سالگی ، در یکی از جنگهای قریش با طائفه «
هوازن » که آن را « حرب فجار» مینامند ، شرکت داشت . کار او در جبهه رزم ، این بود که تیر به عموهای خود میرساند . ابن هشام در سیرهی خود ، این جمله را از آن حضرت نقل میفرماید که حضرت فرمود :« کنت ائبل علی أعمامی : به عموهایم تیر میدادم تا پرتاب کنند .»
شرکت او در این جنگ ، آنهم با این سن و سال ، ما را به شجاعت آن حضرت رهبری میکند و روشن میشود که چرا امیر مومنان دربارهی پیامبر میفرماید :« هر موقع ، کار در جبهی جنگ ، عرصه بر ما ( سربازان اسلام ) سخت و دشوار میشد ، به پیامبر پناه میبردیم و کسی از ما به دشمن از او نزدیکتر نبود .»
دوران جوانی پیامبر گرامی (ص)
در اینکه جوان قریش ، شجاع و دلیر ، نیرومند و تندرست ، صحیح و سالم بود ، جای گفتگو نیست . زیرا در محیط آزاد و دور از غوغای زندگی پرورش یافته بود ، و خانوادهای که درمیان آنها دیده به جهان گشود ، همگی عنصر شهامت و شجاعت بودند . ثروتی ، مانند ثروت خدیجه دراختیار داشت ، ووسائل خوشگذرانی از هر جهت برای او آماده بود. ولی باید دید که او از این امکانات مادی چگونه استفاده کرد ؟ آیا بساط عیش و عشرت پهن نبود و مانند بسیاری از جوانان ، در فکر اشباع غرائز خود بر آمد ؟ یا با این وسائل و امکانات ، برنامهی دیگری برگزید که از سراسر آن ؛ دور نمای زندگی پر از معنویت او هویدا بود ؟ تاریخ گواهی میدهد که او بسان مردان عاقل و کار آزموده زندگی میکرد همیشه از خوشگذرانی و بیخبری گریزان بود . پیوسته بر سیما ، آثار تفکر و تدبیر داشت ، و برای دوری از فساد اجتماع ،
فایل : 41 صفحه
فرمت : Word

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.