خرید و دانلود نسخه کامل مقاله کامل سبک شعری شهریار
799,200 تومان قیمت اصلی 799,200 تومان بود.599,400 تومانقیمت فعلی 599,400 تومان است.
تعداد فروش: 57
چکیده
سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار در سال 1285 هـش در تبریز متولد شد.او یکی از شاعرانی است که در قالبهای مختلف شعر سروده است؛ اما بیشترین شهرت او بهدلیل غزلهایش است.
دراین مقاله سعی شده است که بعد از بررسی زندگی شهریار، به اجمال به واکاوی زبان و سبک شعری او پرداخته شود و در ادامه، چگونگی ارتباط اشعار او با آیات قرآنی و ارادت او به ائمه اطهارنشان داده خواهد شد. از دیگر مواردی که در این مقاله به آن پرداخته میشود؛ چگونگی توجه او به شاعران پیش از خود و تقلید از آنهاست. یکی از شاعرانی کهشهریار ارادت خاصی به او دارد و تعداد زیادی از اشعارش را باتوجه به شعرهای او سروده، حافظ شیرازی است؛ زیرا پیوند او با اشعار حافظ به پویایی کلامش کمک شایانی کرده است.
کلید واژه: شهریار، زبان، سبک شعری، آیات قرآنی، حافظ.
مقدمه
سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار فرزند سید اسماعیل موسوی معروف به حاج میرآقا خشکنابی، در سال 1285ه ش در تبریز متولد شد.پدرش حاج سید میر آقا خشکنابی، از وکلای درجه یک تبریز بود. دوران کودکی استادمصادفبود با حوادث انقلاب مشروطه وجنگ وناامنی درکشور. حاج میرآقا نیز به علت نا امن بودن موقعیت سیاسی شهر، خانواده را به قریهقیش قورشاق از توابع قرهچمن برد.
بعد از پایان یافتن آشوب درشهر تبریز، او دوباره به این شهر بازگشت و تحصیلات خود را در شهر محمدیه تبریز به پایانرساند. در سال 1105 ه- ش برای ادامه تحصیل به تهران رفت ودرآنجا دوستان زیادی پیدا کرد.
پدر شهریارخیلی علاقه داشت که ایشان درعلوم زمانه، خصوصا علم طب صاحب تبحرگردد وهمین مساله باعث شد که استادبرای تحصیل در رشته پزشکی وارد دارالفنون شود؛ اما پس از مدت پنج سال تحصیل در آنجا، بهدلیل گرفتارشدن در عشق نافرجاماز ادامه تحصیل بازماند و به نیشابور رفت و در ادارهی ثبت و اسناد این شهر به کار پرداخت.
استاد در طول اقامتش در نیشابور مشهد(14-1311 ه ش) در انجمن های ادبی خراسان شرکت می کرد.پس از پایانماموریتش در خراسان به تهران بازگشت و در فروردین 1315 ه ش با کمک اسماعیل امیرخیزی در بانککشاورزی استخدام شد.
استاد از این شهر خاطرهی خوشی نداشت؛ اما اقامت اجباری درتهران و آشنایی با بزرگان شعر و ادب آنجا زمینهی خلق آثار گرانقدروتاثیرگذار رابرای او فراهم کرد. پس از فوت پدرو مادرش به خاطراحساس غربت و ناامنی در تهران، تصمیم میگیردکه بهزادگاهش، تبریز برگردد.استاد پساز اقامت در تبریز و ازدواج با یکی ازاقوامش به تشویق دوستان خود شروع بهچاپ آثارش میکند.
استاد شهریار پس از عمری تلاش و کوشش جهت اعتلای فرهنگ و ادب سرزمین مادریش در 27 شهریور 1367 ه ش دربیمارستان مهر تهران جانبهجان آفرین تسلیم کرد و در مقبرهالشعرای تبریز به خاک سپرده شد.
در این مقاله پس از بیان ویژگیهای شعری شهریار، به مهمترین موضوعها در اشعاراو، خصوصاً غزلیاتش اشاره میشود. اینموضوعها عبارتند از: استفاده از زبان و اصطلاحات عامیانه در شعر، کاربرد اصطلاحهای خاص موسیقی، توجه به آیات قرآن و اهلبیت و ارادت خاص به آنها، تقلید از کلام حافظ و….
چگونگی انتخاب تخلص« شهریار»
این شاعر در ابتدا «بهجت» تخلص میکرد. ایشان بعدازتحمل سی وسه سال دوری ازشهر و دیارخویش وبعد ازپشت سرگذاشتن سختیهای بسیار، دریکی از شبها با خدای خویش به رازونیاز می پردازد وسپس از خواجهی شیراز، یاری میطلبد ودیوان خواجه را میگشاید و با دیدن غزلی از دیوان حافظ، دچار دگرگونی وتحول میشود؛ ابتدا تخلص«شهریار» را انتخاب میکند و سپس تصمیم میگیرد که به زادگاه خود مراجعت نماید. یکی از ابیات این غزل گرانمایه که در دگرگونی او نقشی بسزا داشتهاست چنین است :
غم غریبی و غربت چو بر نمیتابم به شهر خود روم و شهریار خود باشم
(دیوان حافظ،1387)
ویژگی های شعر شهریار
بیان لطیف، ساده، روان و جذابیت کلام، از ویژگی های شعر شهریار است. البته گاه درکنار بیان لطیف و ادیبانه، دیده می شودشاعر با شجاعت، پروایی از کاربرد اصطلاحاتعامیانه ندارد و تصاویر زیبای کلامی را با جملات محاوره ای درمی آمیزد.
شهریار با روح تاثیرپذیر و قریحهی سرشار شاعرانه که دارد عواطف و تخیلات و اندیشههای خود را به زبان مردم و به صورتشعر بازگو کرده است. از این رو شعر او برای همگان مأنوس و مؤثر است. او در قالبهای مختلف شعر سروده است؛ اما لطافت وسادگی زبان را بیشتر در غزلهایش میبینیم. یکی از خصوصیات دیگر کلام شهریار، دوزبانه بودن کلام او و تسلط کامل به این دوزبان(زبان فارسی و ترکی) است. به این صورت که دراین دو زبان توانسته شعرهای ماندگاری را از خود برجای گذارد.
بیگمان آنچه که باعث شهرت وآوازهی شهریار شده تنها سرودههای فارسی او نیست بلکه سهم منظومه«حیدربابایه» نیز دراعتلای نام و آوازه استاد شهریار تاثیری شگرف داشته است.این منظومه بود که طنین آوازهی او را تا دورترین نقاط کشاند وارزشی وصف ناشدنی برای او به ارمغان آورد.
غزل شهریار
قسمت عمدهای از دیوان شهریار، غزل است. سادگی و عمومی بودن زبان و تعبیر، یکی از موجبات رواج شعر شهریار است.«این زبان، همچنانکه گفتیم سادگی و نزدیکی به طبیعت کلام را ملاک قرار میدهد.»(منزوی،1372) شهریار را بیشتر با غزلهایش میشناسند.آنچه باعث شهرت غزلهای شهریار شده، تنها لطافت و سادگی بیان و کاربرد بعضی از آرایهها نیست؛ بلکه شاعر با متوسل شدن به بعضی از نکتههای دیگر به پویایی شعرش افزوده است. در اینجا به بعضی از این موارد اشاره میشود:
استفاده از زبان و اصطلاحات عامیانه در شعر
یکی از خصوصیات شعر شهریار استفاده از زبان عامیانه و زبان مردمی است. مشرف اینگونه کاربردها را حسن کلام شهریار میداند و مینویسد:«زبان عامیانه صرفنظر از جنبهی ذوقی، فوایدی هم دارد از جمله مهمترین فواید آن، حفظ ضربالمثلها و شیوههای بیانیای است که در میان مردم یک عصر رایج است.» (مشرف، 1382)
برای مثال شهریار در ابیات زیر از واژههای عامیانه«تلو تلو خوردن»، «ولو شدن» و… استفاده کرده است.
با خلق می خوری می و با ما تلو تلو قربان هر چه بچه ی خوبسرش بشو
باور نداشتم که باین زودی ای فقیر در زیر دست و پای حریفان شوی ولو
(دیوان شهریار،1347)
موسیقی و اصطلاحهای آن درکلام شهریار
ازجمله مواردی که شعر شهریار را در بین شعرای دیگر ممتاز میسازد، همراهی موسیقی با شعر اوست؛ زیراآشنائی او باموسیقی در سرودن شعرهایش تاثیر فراوان داشته است. در لابلای اشعار پرنغز و دلنشین او، کلماتی را می توانیافت کهنمایانگرعلاقه او به موسیقی و آگاهی او از الحان و نغمههای موسیقی است. برای مثال شاعر در بیت زیر از نواختن ساز سخنگفته است:
بزن که سوز دل من به ساز میگویی ز ساز دل چه شنیدی که باز میگویی
(دیوان شهریار،1347)
در بیت زیر شاعر از نوع ساز خود که« سه تار» است سخن میگوید:
نالد به حال زار من امشب سه تارمن ای این مایه تسلی شبهای تار من
(دیوان شهریار،1347)
موسیقی به شعر شهریارروح تازهای بخشیدو زندگیاش را دگرگون ساخت چنان که بیان میشود: شهریار بهطور خاصی ساز می نواخت وصدای سازش، همچون خودش یگانه بود به همین خاطر صبا به او گفت:«تو آتشی داری که پیش هیچ کس نیست».(مزینانی، 1380)
ارادت شهریار به قرآن
شهریار از همان کودکی ارادتی خاص به قرآن داشته است، تجلى ارادت او به این کتاب آسمانى بهطورآشکار، در اشعارش قابلمشاهده است. علاوه بر دو قصیده زیبا و دل نشین«کتاب خدا» و«سر خط قرآن» که در شأن قرآن سروده شده است؛ می توانیم بهرهگیری او را از قرآن ومعارف دینی،در غزلیات، قصاید و مثنوى هایشمشاهده کنیم.
در این جا به نمونه هایى از این اشعار اشاره مى شود:
به عنوان مثال توجه شهریار به این آیه از قرآن را در بیت زیر میبینیم: «قالَ أَبُوهُمْ إِنِّی لَأَجِدُ رِیحَ یُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ، قَالُوا تَاللَّهِ إِنَّکَ لَفِی ضَلَالِکَ الْقَدِیمِ.» (یوسف/95-94)
توجه شهریار به آیهی«… نَصر مِن اللّهو فتحٌ قریب….» (صف/50) در بیت زیر قابل مشاهده است:
اشم رایحهیوسفى و کیف شمیم عجب که باز نمىآیم از ضالل قدیم
اسیر بیت حزن گو دریچهها بگشا اشم رایحهیوسفى و کیف شمیم
آن قهرمان که« نصرمن اللّه » سپاه اوست خوش داد دوش مژده «فتح قریب» من
(دیوان شهریار،1347)
ارادت به خاندان وحى و عصمت
در میان اشعار شهریار تبریزی، عشق به اهل بیتعلیهمالسلامبه ویژه امیر مؤمنانعلی(ع) جلوه خاصی دارد که شیفتگاناهل بیت (ع) را به شدت حیران ساخته است. شعر علی و شب، علی انسانکامل، بالولایت، علیای همایرحمت، و مهر و ماه ولایت، از جمله این موارد است.
اما شعر «علی ایهمایرحمت» در دیوان او درخشندگی وپویایی خاصی دارد؛ زیرا با گذشت روزگار، تازه تر و دل سبتر ازروزهای قبل جلوه میکند و هرگزدر نظر دوستداران شعر و ادب به کهنگی نمیگراید.در این جا به چند بیت از آن اشاره میشود:
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که به ما سوا فکندی همه سایه ی هما را دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را(دیوان شهریار،1347)
شهریار و حافظ
شهریار با حافظ از همان کودکی مانوس بوده است. او«صداى حافظ» را بعد از قرآن تنها صداى آرام بخش و دل نشین براى خودمى داند. عمق پیوند و وجوه اشتراک این دو سخن سراى نامى چنان زیاد است که پرداختن بدان، خود مباحث زیادی، می طلبد. از بارزترین جلوه هاى این پیوند، همان انتخاب تخلص« شهریار» از دیوان خواجه شیراز است.
پیوند و ارتباط معنوى شهریار با حافظ در اشعارش آشکاراست چنانکه ارادت خود را به حافظ اینگونه بیان میکند:
حافظا چشمهی اشراق تو جاویدانی است تا ابد آب از این چشمه روان خواهد بود
(دیوان شهریار،1347)
سفر مپسند هرگز شهریار از مکتب حافظ که سیر معنوی اینجا و کنج خانقاه این جا
(دیوان شهریار،1347)
گاهی اوقات تقلید از اشعار حافظ، زینت بخش اشعار او میشود مانند:
حافظ:
حاصال کارگه کون و مکان این همه نیست/ باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست(دیوان حافظ،1387)
شهریار:
تا بود خون جگر خوان جهان این همه نیست/باده پیش آرکه اسباب جهان این همه نیست(دیوان شهریار،1347)
قدرت نفوذ وتأثیرشعر از نظر شهریار
شهریار معتقد است که شاعر باید جریان شعر را با اتکا به« قریحه»ی خداداد بهکار اندازد و با صمیمیت هر چه بیشتر روح شعر راجلوهگر سازد و در این حالت است که
شاعر میتواند«احساسات» خود را بهخوبی به خواننده منتقل کند و او را دگرگون سازد، شهریار در این باره مینویسد:
«بنده با عقل ناقص خودم به شعرای جوان توصیه میکنم عوض اینکه این همه متوجه مکتبهای ادبی دنیا بشوند، شاه کارهای ادبی دنیا را بخوانند و شعر خودشان را بگویند و خاطرجمع باشند که ذوق و قریحهی خداداد شاعر قوهی خلاقهایست که میداند شاهد شعر را چگونه خلق کند و چه لباسی به تنش بکند و فرم و رنگ لباسش هم چه باشد.» (مشرف، 1382).
مهمترین ملاک برای جاودان ماندن شعر، چگونگی تأثیر کلام شاعر در عمق وجود خواننده است. شعریکه با عشق و هنر وجوشش درونی همراه گردد، برای همیشه بر دلها تأثیر خواهد گذاشت. چنانکه استاد«ملکالشعرای بهار» شعر واقعی را شعریمیداند که:
شعرآن باشد که خیزد ازد ل و جوشد ز لب باز در دل ها نشیند هر کجا گوشی شنفت(امینی، 1355)
نتیجه گیری
زمانی شعر میتواند جاودان، باقی بماند که کلام شاعر از احساسات وقریحهی خداداده او نشات گرفته باشد؛ در این حالت است که
شعر میتواند حتی روحهای مرده وبی بهره از ذوق هنری را با خود همراه وهمنوا سازد. استاد شهریار یکی از جمله شاعرانی است کهبسیاری از اشعارش دربردارندهی همین ویژگی اصلی و اساسی شعر است.
ازخصوصیات دیگر کلام او این است که در میان اشعارش میتوان غم ودرد او را همنوا با غم ودرد جامعه مشاهده کرد. ایناستاد بزرگوار،از جمله شاعرانی است که در همهی قالبهای شعری چون قصیده، مثنوی، غزل و… شعر سروده. از مهم ترین یافتههای این مقاله بررسی ویژگیهای شعری
شهریار است که بارزترینآنهارا در غزل هایش می توان دید. به همیندلیل اینشاعرگرامی را بهوسیلهی غزلهایش میشناسند. از دیگر مواردی که بعضی از اشعار او خصوصاً غزلهایش را ماندگار ساخته؛ کارب رد کلمات عامیانه و اصطلاحهای مردم کوچه و بازار وتوجه به قرآن واهل بیت ومعارفدینی است. به دیگر سخن، همراهی موسیقی باشعر او و آگاهی از اصطلاحات موسیقی است که باعث نفوذ در عمق جانها شده است. یکی از مهمترین مسائلی که باعث ایجادحرکت و سرزندگی کلام شهریار شده، توجه به اشعار حافظ است؛ زیرا همانطور که خود شاعر بارها اشاره کرده است، توجه به دوکتاب قرآن و دیوان حافظ در حرکت شعری و پیشرفت او نقشی به سزا داشته است.
مقاله کامل سبک شعری شهریار
چکیده
سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار در سال 1285 هـش در تبریز متولد شد.او یکی از شاعرانی است که در قالبهای مختلف شعر سروده است؛ اما بیشترین شهرت او بهدلیل غزلهایش است.
دراین مقاله سعی شده است که بعد از بررسی زندگی شهریار، به اجمال به واکاوی زبان و سبک شعری او پرداخته شود و در ادامه، چگونگی ارتباط اشعار او با آیات قرآنی و ارادت او به ائمه اطهارنشان داده خواهد شد. از دیگر مواردی که در این مقاله به آن پرداخته میشود؛ چگونگی توجه او به شاعران پیش از خود و تقلید از آنهاست. یکی از شاعرانی کهشهریار ارادت خاصی به او دارد و تعداد زیادی از اشعارش را باتوجه به شعرهای او سروده، حافظ شیرازی است؛ زیرا پیوند او با اشعار حافظ به پویایی کلامش کمک شایانی کرده است.
کلید واژه: شهریار، زبان، سبک شعری، آیات قرآنی، حافظ.
مقدمه
سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار فرزند سید اسماعیل موسوی معروف به حاج میرآقا خشکنابی، در سال 1285ه ش در تبریز متولد شد.پدرش حاج سید میر آقا خشکنابی، از وکلای درجه یک تبریز بود. دوران کودکی استادمصادفبود با حوادث انقلاب مشروطه وجنگ وناامنی درکشور. حاج میرآقا نیز به علت نا امن بودن موقعیت سیاسی شهر، خانواده را به قریهقیش قورشاق از توابع قرهچمن برد.
بعد از پایان یافتن آشوب درشهر تبریز، او دوباره به این شهر بازگشت و تحصیلات خود را در شهر محمدیه تبریز به پایانرساند. در سال 1105 ه- ش برای ادامه تحصیل به تهران رفت ودرآنجا دوستان زیادی پیدا کرد.
پدر شهریارخیلی علاقه داشت که ایشان درعلوم زمانه، خصوصا علم طب صاحب تبحرگردد وهمین مساله باعث شد که استادبرای تحصیل در رشته پزشکی وارد دارالفنون شود؛ اما پس از مدت پنج سال تحصیل در آنجا، بهدلیل گرفتارشدن در عشق نافرجاماز ادامه تحصیل بازماند و به نیشابور رفت و در ادارهی ثبت و اسناد این شهر به کار پرداخت.
استاد در طول اقامتش در نیشابور مشهد(14-1311 ه ش) در انجمن های ادبی خراسان شرکت می کرد.پس از پایانماموریتش در خراسان به تهران بازگشت و در فروردین 1315 ه ش با کمک اسماعیل امیرخیزی در بانککشاورزی استخدام شد.
استاد از این شهر خاطرهی خوشی نداشت؛ اما اقامت اجباری درتهران و آشنایی با بزرگان شعر و ادب آنجا زمینهی خلق آثار گرانقدروتاثیرگذار رابرای او فراهم کرد. پس از فوت پدرو مادرش به خاطراحساس غربت و ناامنی در تهران، تصمیم میگیردکه بهزادگاهش، تبریز برگردد.استاد پساز اقامت در تبریز و ازدواج با یکی ازاقوامش به تشویق دوستان خود شروع بهچاپ آثارش میکند.
استاد شهریار پس از عمری تلاش و کوشش جهت اعتلای فرهنگ و ادب سرزمین مادریش در 27 شهریور 1367 ه ش دربیمارستان مهر تهران جانبهجان آفرین تسلیم کرد و در مقبرهالشعرای تبریز به خاک سپرده شد.
در این مقاله پس از بیان ویژگیهای شعری شهریار، به مهمترین موضوعها در اشعاراو، خصوصاً غزلیاتش اشاره میشود. اینموضوعها عبارتند از: استفاده از زبان و اصطلاحات عامیانه در شعر، کاربرد اصطلاحهای خاص موسیقی، توجه به آیات قرآن و اهلبیت و ارادت خاص به آنها، تقلید از کلام حافظ و….
چگونگی انتخاب تخلص« شهریار»
این شاعر در ابتدا «بهجت» تخلص میکرد. ایشان بعدازتحمل سی وسه سال دوری ازشهر و دیارخویش وبعد ازپشت سرگذاشتن سختیهای بسیار، دریکی از شبها با خدای خویش به رازونیاز می پردازد وسپس از خواجهی شیراز، یاری میطلبد ودیوان خواجه را میگشاید و با دیدن غزلی از دیوان حافظ، دچار دگرگونی وتحول میشود؛ ابتدا تخلص«شهریار» را انتخاب میکند و سپس تصمیم میگیرد که به زادگاه خود مراجعت نماید. یکی از ابیات این غزل گرانمایه که در دگرگونی او نقشی بسزا داشتهاست چنین است :
غم غریبی و غربت چو بر نمیتابم به شهر خود روم و شهریار خود باشم
(دیوان حافظ،1387)
ویژگی های شعر شهریار
بیان لطیف، ساده، روان و جذابیت کلام، از ویژگی های شعر شهریار است. البته گاه درکنار بیان لطیف و ادیبانه، دیده می شودشاعر با شجاعت، پروایی از کاربرد اصطلاحاتعامیانه ندارد و تصاویر زیبای کلامی را با جملات محاوره ای درمی آمیزد.
شهریار با روح تاثیرپذیر و قریحهی سرشار شاعرانه که دارد عواطف و تخیلات و اندیشههای خود را به زبان مردم و به صورتشعر بازگو کرده است. از این رو شعر او برای همگان مأنوس و مؤثر است. او در قالبهای مختلف شعر سروده است؛ اما لطافت وسادگی زبان را بیشتر در غزلهایش میبینیم. یکی از خصوصیات دیگر کلام شهریار، دوزبانه بودن کلام او و تسلط کامل به این دوزبان(زبان فارسی و ترکی) است. به این صورت که دراین دو زبان توانسته شعرهای ماندگاری را از خود برجای گذارد.
بیگمان آنچه که باعث شهرت وآوازهی شهریار شده تنها سرودههای فارسی او نیست بلکه سهم منظومه«حیدربابایه» نیز دراعتلای نام و آوازه استاد شهریار تاثیری شگرف داشته است.این منظومه بود که طنین آوازهی او را تا دورترین نقاط کشاند وارزشی وصف ناشدنی برای او به ارمغان آورد.
غزل شهریار
قسمت عمدهای از دیوان شهریار، غزل است. سادگی و عمومی بودن زبان و تعبیر، یکی از موجبات رواج شعر شهریار است.«این زبان، همچنانکه گفتیم سادگی و نزدیکی به طبیعت کلام را ملاک قرار میدهد.»(منزوی،1372) شهریار را بیشتر با غزلهایش میشناسند.آنچه باعث شهرت غزلهای شهریار شده، تنها لطافت و سادگی بیان و کاربرد بعضی از آرایهها نیست؛ بلکه شاعر با متوسل شدن به بعضی از نکتههای دیگر به پویایی شعرش افزوده است. در اینجا به بعضی از این موارد اشاره میشود:
استفاده از زبان و اصطلاحات عامیانه در شعر
یکی از خصوصیات شعر شهریار استفاده از زبان عامیانه و زبان مردمی است. مشرف اینگونه کاربردها را حسن کلام شهریار میداند و مینویسد:«زبان عامیانه صرفنظر از جنبهی ذوقی، فوایدی هم دارد از جمله مهمترین فواید آن، حفظ ضربالمثلها و شیوههای بیانیای است که در میان مردم یک عصر رایج است.» (مشرف، 1382)
برای مثال شهریار در ابیات زیر از واژههای عامیانه«تلو تلو خوردن»، «ولو شدن» و… استفاده کرده است.
با خلق می خوری می و با ما تلو تلو قربان هر چه بچه ی خوبسرش بشو
باور نداشتم که باین زودی ای فقیر در زیر دست و پای حریفان شوی ولو
(دیوان شهریار،1347)
موسیقی و اصطلاحهای آن درکلام شهریار
ازجمله مواردی که شعر شهریار را در بین شعرای دیگر ممتاز میسازد، همراهی موسیقی با شعر اوست؛ زیراآشنائی او باموسیقی در سرودن شعرهایش تاثیر فراوان داشته است. در لابلای اشعار پرنغز و دلنشین او، کلماتی را می توانیافت کهنمایانگرعلاقه او به موسیقی و آگاهی او از الحان و نغمههای موسیقی است. برای مثال شاعر در بیت زیر از نواختن ساز سخنگفته است:
بزن که سوز دل من به ساز میگویی ز ساز دل چه شنیدی که باز میگویی
(دیوان شهریار،1347)
در بیت زیر شاعر از نوع ساز خود که« سه تار» است سخن میگوید:
نالد به حال زار من امشب سه تارمن ای این مایه تسلی شبهای تار من
(دیوان شهریار،1347)
موسیقی به شعر شهریارروح تازهای بخشیدو زندگیاش را دگرگون ساخت چنان که بیان میشود: شهریار بهطور خاصی ساز می نواخت وصدای سازش، همچون خودش یگانه بود به همین خاطر صبا به او گفت:«تو آتشی داری که پیش هیچ کس نیست».(مزینانی، 1380)
ارادت شهریار به قرآن
شهریار از همان کودکی ارادتی خاص به قرآن داشته است، تجلى ارادت او به این کتاب آسمانى بهطورآشکار، در اشعارش قابلمشاهده است. علاوه بر دو قصیده زیبا و دل نشین«کتاب خدا» و«سر خط قرآن» که در شأن قرآن سروده شده است؛ می توانیم بهرهگیری او را از قرآن ومعارف دینی،در غزلیات، قصاید و مثنوى هایشمشاهده کنیم.
در این جا به نمونه هایى از این اشعار اشاره مى شود:
به عنوان مثال توجه شهریار به این آیه از قرآن را در بیت زیر میبینیم: «قالَ أَبُوهُمْ إِنِّی لَأَجِدُ رِیحَ یُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ، قَالُوا تَاللَّهِ إِنَّکَ لَفِی ضَلَالِکَ الْقَدِیمِ.» (یوسف/95-94)
توجه شهریار به آیهی«… نَصر مِن اللّهو فتحٌ قریب….» (صف/50) در بیت زیر قابل مشاهده است:
اشم رایحهیوسفى و کیف شمیم عجب که باز نمىآیم از ضالل قدیم
اسیر بیت حزن گو دریچهها بگشا اشم رایحهیوسفى و کیف شمیم
آن قهرمان که« نصرمن اللّه » سپاه اوست خوش داد دوش مژده «فتح قریب» من
(دیوان شهریار،1347)
ارادت به خاندان وحى و عصمت
در میان اشعار شهریار تبریزی، عشق به اهل بیتعلیهمالسلامبه ویژه امیر مؤمنانعلی(ع) جلوه خاصی دارد که شیفتگاناهل بیت (ع) را به شدت حیران ساخته است. شعر علی و شب، علی انسانکامل، بالولایت، علیای همایرحمت، و مهر و ماه ولایت، از جمله این موارد است.
اما شعر «علی ایهمایرحمت» در دیوان او درخشندگی وپویایی خاصی دارد؛ زیرا با گذشت روزگار، تازه تر و دل سبتر ازروزهای قبل جلوه میکند و هرگزدر نظر دوستداران شعر و ادب به کهنگی نمیگراید.در این جا به چند بیت از آن اشاره میشود:
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که به ما سوا فکندی همه سایه ی هما را دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را(دیوان شهریار،1347)
شهریار و حافظ
شهریار با حافظ از همان کودکی مانوس بوده است. او«صداى حافظ» را بعد از قرآن تنها صداى آرام بخش و دل نشین براى خودمى داند. عمق پیوند و وجوه اشتراک این دو سخن سراى نامى چنان زیاد است که پرداختن بدان، خود مباحث زیادی، می طلبد. از بارزترین جلوه هاى این پیوند، همان انتخاب تخلص« شهریار» از دیوان خواجه شیراز است.
پیوند و ارتباط معنوى شهریار با حافظ در اشعارش آشکاراست چنانکه ارادت خود را به حافظ اینگونه بیان میکند:
حافظا چشمهی اشراق تو جاویدانی است تا ابد آب از این چشمه روان خواهد بود
(دیوان شهریار،1347)
سفر مپسند هرگز شهریار از مکتب حافظ که سیر معنوی اینجا و کنج خانقاه این جا
(دیوان شهریار،1347)
گاهی اوقات تقلید از اشعار حافظ، زینت بخش اشعار او میشود مانند:
حافظ:
حاصال کارگه کون و مکان این همه نیست/ باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست(دیوان حافظ،1387)
شهریار:
تا بود خون جگر خوان جهان این همه نیست/باده پیش آرکه اسباب جهان این همه نیست(دیوان شهریار،1347)
قدرت نفوذ وتأثیرشعر از نظر شهریار
شهریار معتقد است که شاعر باید جریان شعر را با اتکا به« قریحه»ی خداداد بهکار اندازد و با صمیمیت هر چه بیشتر روح شعر راجلوهگر سازد و در این حالت است که
شاعر میتواند«احساسات» خود را بهخوبی به خواننده منتقل کند و او را دگرگون سازد، شهریار در این باره مینویسد:
«بنده با عقل ناقص خودم به شعرای جوان توصیه میکنم عوض اینکه این همه متوجه مکتبهای ادبی دنیا بشوند، شاه کارهای ادبی دنیا را بخوانند و شعر خودشان را بگویند و خاطرجمع باشند که ذوق و قریحهی خداداد شاعر قوهی خلاقهایست که میداند شاهد شعر را چگونه خلق کند و چه لباسی به تنش بکند و فرم و رنگ لباسش هم چه باشد.» (مشرف، 1382).
مهمترین ملاک برای جاودان ماندن شعر، چگونگی تأثیر کلام شاعر در عمق وجود خواننده است. شعریکه با عشق و هنر وجوشش درونی همراه گردد، برای همیشه بر دلها تأثیر خواهد گذاشت. چنانکه استاد«ملکالشعرای بهار» شعر واقعی را شعریمیداند که:
شعرآن باشد که خیزد ازد ل و جوشد ز لب باز در دل ها نشیند هر کجا گوشی شنفت(امینی، 1355)
نتیجه گیری
زمانی شعر میتواند جاودان، باقی بماند که کلام شاعر از احساسات وقریحهی خداداده او نشات گرفته باشد؛ در این حالت است که
شعر میتواند حتی روحهای مرده وبی بهره از ذوق هنری را با خود همراه وهمنوا سازد. استاد شهریار یکی از جمله شاعرانی است کهبسیاری از اشعارش دربردارندهی همین ویژگی اصلی و اساسی شعر است.
ازخصوصیات دیگر کلام او این است که در میان اشعارش میتوان غم ودرد او را همنوا با غم ودرد جامعه مشاهده کرد. ایناستاد بزرگوار،از جمله شاعرانی است که در همهی قالبهای شعری چون قصیده، مثنوی، غزل و… شعر سروده. از مهم ترین یافتههای این مقاله بررسی ویژگیهای شعری
شهریار است که بارزترینآنهارا در غزل هایش می توان دید. به همیندلیل اینشاعرگرامی را بهوسیلهی غزلهایش میشناسند. از دیگر مواردی که بعضی از اشعار او خصوصاً غزلهایش را ماندگار ساخته؛ کارب رد کلمات عامیانه و اصطلاحهای مردم کوچه و بازار وتوجه به قرآن واهل بیت ومعارفدینی است. به دیگر سخن، همراهی موسیقی باشعر او و آگاهی از اصطلاحات موسیقی است که باعث نفوذ در عمق جانها شده است. یکی از مهمترین مسائلی که باعث ایجادحرکت و سرزندگی کلام شهریار شده، توجه به اشعار حافظ است؛ زیرا همانطور که خود شاعر بارها اشاره کرده است، توجه به دوکتاب قرآن و دیوان حافظ در حرکت شعری و پیشرفت او نقشی به سزا داشته است.
فایل : 10 صفحه
فرمت : Word

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.