خرید و دانلود نسخه کامل مقاله در مورد یک مرور از حسابداری افزوده و تکنیک های گردش پول نقد برای استفاده در ارزیابی دارایی
287,200 تومان قیمت اصلی 287,200 تومان بود.215,400 تومانقیمت فعلی 215,400 تومان است.
تعداد فروش: 63
یک مرور از حسابداری افزوده و تکنیک های گردش پول نقد برای استفاده در ارزیابی دارایی
چکیده:
هدف: هدف از این مقاله تحقیق مفاهیم حسابداری از ارزیابی و جهت تحقیقات حسابداری از لحاظ توسعه مدل های ارزیابی می باشد. همچنین این تحقیق برخی از این مدل ها را شبیه سازی می کند. بعلاوه، مدل تخفیف تقسیم شده، یک مدل مالی است که شالوده تعدادی از مدل های پایه ای حسابداری بوده که بحث می شود.
طرح/ روش شناسی/ روش کار: اهداف توسط ارزیابی متون برای مدل های حسابداری و شواهد تجربی برای مدل حاصل شد. روش کار نیز شبیه سازی مدل ها را تحت شرایط مختلف برای یافتن ارزیابی پیش بینی تلفیق می کند.
یافته ها: مشاهده شده است که مدل های حسابداری پیش بینی می کند که اصول منتج شده (افزوده) در افزایش اختلافات بین ارزش ثبت شده و ارزش بازار سرمایه نقشی ایفا می کند. برخی از مدل های ارزیابی متداول مثل مدل اطلاعات خطی Feltham- Ohlson اصول منتج شده را مثل محافظه کاری تلفیق می کند. به طوریکه شواهد تجربی برای این مدل ها ترکیب شده، یک چارچوب نظری را برای تلفیق اصول افزوده در مدل های ارزیابی حسابداری فراهم می کند.
استنباط های عملی: این مقاله وکلایی را با یک تصویر از مدل های مختلف و محدودیت های آنها ارائه می کند.
ابتکار/ ارزش: این مقاله یک تصویر جامع از وضعیت مدل های ارزیابی حسابداری را ارائه کرده و یک نهاده برای پیشرفت بیشتر این مدل ها فراهم می کند.
مقدمه:
ارزیابی شرکت ها و سهام های آنها از علایق عمده برای سرمایه گذاران، تحلیلگرها و محققین می باشد. در حقیقت روزنامه financial press با اخباری اشباع شده است که اثر مستقیم یا غیر مستقیم روی یک ارزیای از شرکت می گذارد. با علاقه در مورد موضوع ارزیابی و قیمت گذاری اوراق بهادار، تحقیقات نظری و تجربی قابل توجهی در مورد جنبه های مختلف ارزیابی و قیمت گذاری انجام شده است.
در طی قرن گذشته نمونه های مالی و حسابداری متعددی برای قیمت گذاری مختلفی است که مدل های پایه ای حسابداری را در ارزیابی سرمایه به منظور توضیح کاربرد آنها و محدودیت در ارزیابی سرمایه، به کار می گیرند.
این مقاله این مدل های بر پایه حسابداری را با روش های مالی بر پایه بازار جهت گیری کننده جریان سرمایه مقایسه کرده و شبیه سازی هایی را فراهم می کند. یک ارتباط داخلی بین این مدل ها وجود دارد. حسابداری و مدل های بر پایه بازار ممکن است به اندازه ای که اول تصور می شد متفاوت نباشند.
بسیاری از مثال های ارزیابی حسابداری مثل قیمت برای درآمدهای چندگانه به طور اصلی با زمینه مالی مرتبط می باشد. دانستن انواع زیاد مدل های ارزیابی برای نظریه پردازان و وکلا علاقمند به ارزیابی بسیار اهمیت دارد.
به طور سنتی، مدل های ارزیابی بر پایه حسابداری به دو شاخه متمایز تقسیم می شود. یک دسته از تفکراتی که حول مقیاس های حسابداری معروف تحلیلی (مقدم) می چرخد، در حالیکه دسته دیگر از تفکرات یک شرکت را بر اساس داده های حسابداری پیش بینی شده به صورت pro forma یا گردش مالی ارزیابی می کند. این مقاله مدل هایی را از هر دو دسته از عقاید را که پشتیبانی های نظری و شواهد ذکر شده در تایید این مدل ها را آزمایش می کند، مرور می نماید. مقاله به چهار
بخش تقسیم می شود. بخش اول یک مقدمه در مورد موضوع ارائه می کند. بخش دوم با توسعه نظریه ارزیابی درون زمینه مالی سر و کار دارد. بخش سوم مدل های ارزیابی بر اساس داده های حسابداری پیش بینی شده را جستجو می کند، به طور کامل مدل عایدی باقی مانده را مرور می کند، همچنین مدل های حسابداری افزاینده بسیار موثر را به طور بسیار ساده بیان می کند. بخش چهارم مدل های ارزیابی را بر اساس داده های حسابداری گذشته را آزمایش می کند، با یک مرور کلی از مدل های اطلاعات خطی ohlson و Feltham-ohlson و شبیه سازی های این مدل ها را ارائه می کند.
مدل های ارزیابی مالی:
از دیدگاه یک سرمایه گذار، ارزیابی سرمایه اصلاحات موفق قابل توجهی در 100 سال اخیر داشته است. در اوایل دهه 1900، سهام ها به سادگی به عنوان «اوراق قرضه پرخطر» مورد توجه قرار می گرفتند و انتظار می رفت سود سهام درست مثل پرداخت های کوپن از اوراق قرضه داده شود. به این صورت در آن زمان، سهم ها به عنوان اوراق قرضه ارزش گذاری می شدند. سود سهام تولید می شد و ارزش مثبتی نقش های قابل توجهی را در ارزیابی ایفا می کرد. در دهه 1920، یک تغییر در برخورد سرمایه گذاران در ارتباط با سهام ها صورت گرفت. مطالعه اسمیت (1925) و فیشر (1930) تایید کرد که سرمایه ها (equities) ذاتاً پرخطرتر از اوراق قرضه می باشند. همچنین مشخص شد که عایدی های حفظ شده در شرکت سرمایه گذاری مجدد شود و به طور بالقوه عایدی های آینده را افزایش دهد که در نهایت موجب توسعه مدل های ارزیابی پیشرفت گردد.
فیشر (1954) شالوده اصلی برای نظریه سود و ارزیابی سرمایه را بنا نهاد. فیشر زمانی که بیان کرد ارزش سرمایه به شکل ارزش تبدیل به سرمایه شده همه درآمدهای آینده از وفور سرمایه حاصل شده، شالوده نظریه ارزیابی را بنا نهاد. بعلاوه، فیشر نظر زیر را در مورد رابطه بین سود و ارزش سرمایه ارائه کرد: اگر ما تلاش کنیم نسبت سود وابسته به ارزش سرمایه باشد، پس از آنجایی که ارزش سرمایه وابسته به دو فاکتور است:
– درآمد مربوط به آینده و نرخ سود – در نتیجه ما نرخ سود را به طور جزئی وابسته به عایدی و به طور جزئی وابسته به خودش می نمائیم.
بنابراین نظریه او تحت شرایط بازار سرمایه گذاری عالی توسعه یافت که شامل اطمینان از آینده می باشد، این یک استدلال منطقی برای محاسبه ارزش حاضر بوسیله تخفیف دادن جریان درآمد آینده که به یک دارایی اضافه می شود فراهم می کند. ویلیامز کار فیشر را در ارزیابی سهام به کار برد و مدل معروف سود تخفیف (DDM) را توسعه داد. ویلیامز «ارزش سرمایه گذاری سهام را به عنوان ارزش حاضر از همه سودهایی که می بایست تحت آن پرداخت شود» تعریف می کند. او همچنین آن را شفاف کرد که «ارزش سرمایه گذاری یک سهام متداول ارزش حاضر از سود خالص آن به پایانی می باشد».
با کمک این تحقیق نظری، دنیای آکادمیک تقسیم شده و یک منازعه تند خویانه در ارتباط با بی ربطی سیاست سود سهام در تعیین ارزیابی شرکت ها یا سهام آنها حاصل شد. غیر معقولی سیاست سود سهام در ارزیابی سهام، هم ارزی ارزیابی را با استفاده از روش عایدی و ارزیابی با استفاده از روش سود سهام تخفیف داده شده در نظر می گیرد. مدل سرمایه گذاری و مصرف درون- موقتی فیشر پیش بینی کرد که «عایداتی که در نسبت مداوم سرمایه، به جای اینکه برای مصرف آزاد شود،
سرمایه گذاری دوباره می شود، نه اضافه می گردد و نه از ارزش جریان اصلی سودها می کاهد». بنابراین بر طبق نظر فیشر، سیاست سود سهام ربطی به ارزیابی سهام ها ندارد. موردی که می بایست یادآوری شود این است که نظریه فیشر تحت بازار سرمایه ای کامل با آینده مشخص قابل به کارگیری می باشد. در همان زمان، گراهام و دود (1934) روش شناسی ارزیابی خودشان را بر اساس این فض توسعه دادند که هدف اصلی شرکت پرداخت سود سهام به سهام داران می باشد. شواهد تجربی در بازار یک همبستگی مثبت بین قیمت سهام ها و پرداخت سود سهام پیشنهاد داد، همچنین ارتباط سود سهام ها را در ارزیابی سهام ها پیشنهاد می دهد. گوردون و شابیرو (1956)، والتر (1956) و سولومون (1963) این فرضیه را تایید کردند. در تطابق با ارتباط خط مشی سود سهام در ارزیابی سهام ها، گوردون مدل ویلیام از بهای (ارزش) سهام برای شامل شدن و درآمدهای (عایدی) حفظ شده توسعه داد. او همچنین مدل را برای شامل دارایی های مداوم مالی بودن توسعه داد. این مدل های سودهای سهام وابسته، مدل های «پرنده در دست» نامیده می شود که توسط محققینی مثل فرانکفورتر و همکاران (2003) بیان شده، به طوریکه آنها بر پایه این فرض هستند که در اینجا دو سنجش فرصت وجود دارد- یکی برای شرکت و دیگری برای سرمایه گذار.
شرکت می بایست اگر سنجش فرصت یک شرکت بیشتر از سنجش (نسبت، نرخ) فرصت سرمایه گذار باشد 100 درصد از عایدات خود را حفظ کند.
مقاله اصلی میلر و مودیگلیانی (1961) عدم ارتباط خط مشی سود سهام و هم ارزی سنجش سهام ها را با استفاده از چهار روش به نام روش جریان پولی تخفیف یافته (DCF) روش عایدات جاری به علاوه فرصت های سرمایه گذاری آینده. روش سود سهام تخفیف یافته و روش جریان درآمدها را بحث کردند. این هم ارزش تحت
فرضیات بازارهای سرمایه ای کامل، رفتار منطقی و اطمینان کامل اثبات شد. بعلاوه میل و مودیگلیانی (1961) اشاره کردند که خط مشی سود سهام زمانیکه یک بازبینی در خط مشی سود سهام صورت گیرد ممکن است مرتبط باشد که برخی اطلاعات اشاره می کند که سرمایه گذاران نمی دانند. این محتوای اطلاعاتی از مبحث سود سهام منجر به توسعه مدل های علامت دهی- سود سهام می شود. بی ربطی سود سهام وضع نشده است.
مدل های ارزیابی بر اساس داده های پیش بینی شده حسابداری:
مدل درآمد باقیمانده: ادوارد زوبل (1961) مدل درآمد باقیمانده (RIM) را پیشنهاد دادند. مطالعات صورت گرفته توسط اوهلسون علاقه به این مدل را دوباره برانگیخت. RIM بر پایه حسابداری مازاد پاک (clean) می باشد. بر طبق حسابداری مازاد پاک، تغییرات در ارزش ثبتی برابر تفاوت بین عایدات سودهای سهام می باشد. بنابراین سود سهام می تواند از لحاظ ارزش ثبتی و درآمدها بیان شود اگر حسابداری مازاد پاک فرض گردد. این فرض پایه ای را برای گسترش DAM ویلیامز از ارزش سهام از لحاظ متغییرهای حسابداری ارائه می کند. RIM ارزش سهام را نه از لحاظ درآمدها همان طور که به طور متداول در اظهارات مالی تعریف شده، بلکه از لحاظ «درآمد غیرمعمول» یا «درآمد باقیمانده» بیان می کند. درآمد غیرمعمول به عنوان «درآمد منهای یک هزینه برای استفاده از سرمایه همان گونه که توسط ارزش ثبتی آغاز دوره سنجیده می شود ضربدر هزینه (قیمت) سرمایه» تعریف می شود.
از لحاظ ریاضی، تعریف درآمد غیرمعمول از لحاظ درآمدها می تواند توسط معادله (1) نشان داده شود. به طور مستقیم درآمد غیرمعمول می تواند به صورت تفاوت بین درآمدها و یک هزینه برای استفاده از سرمایه تفسیر شود.
معادله (1) …. که Xat درآمدهای غیر معمول برای دوره (t و t-1)، Xt درآمدهای برای دوره (t-1 ,t) ، yt-1 ، ارزش ثبتی خالص در تاریخ t-1 درآمدهای برای دوره (t-1 ,t) ، و Rf قیمت سرمایه (دارایی) برای شرکت بعلاوه 1 می باشد.
درآمدهای غیر معمول اوهلسون قابل مقایسه با نمونه ارزش اقتصادی افزوده (EVA) می باشد. EVA به عنوان تولید از سرمایه کل و تفاوت بین بازگشت در سرمایه ها و میانگین وزن شده (Weighted) هزینه سرمایه (WACC) برای یک شرکت تعریف می شود. بنابراین EVA ، مثل درآمدهای غیرمعمول می تواند به صورت تفاوت بین درآمدها و یک هزینه (charge) برای سرمایه (capital) تفسیر گردد. بعلاوه، اگر ارزش ثبتی دارایی فرض شود که در حال رشد در یک نرخ کمتر از قیمت سرمایه برای شرکت باشد. DDM ویلیامز از معادله (2) ارزش سهام می تواند از لحاظ ارزش ثبتی حاضر و معادله (3) درآمدهای غیر معمول مورد انتظار در آینده تفسیر گردد. معادله (2) و (3) …. که Pt قیمت دارایی شرکت در زمان t ، yt ارزش ثبتی (خالص) در تاریخ t ، [0]Et عمل کننده ارزش مورد انتظار وضع شده در اطلاعات زمان t ، [0]Et سود سهام خالص پرداخت شده در تاریخ t می باشند و Rf و yt همان طور که در بالا و در معادله (1) بیان شده تعریف می گردند. بنابراین، معادله (3) RIM، ارزش سهام را از لحاظ ارزش ثبتی شرکت و ارزش اکنون درآمدهای غیرمعمول مورد انتظار بیان می شود. همچنین، مشتق از مدل فقط بستگی به DDM و حسابداری مازاد پاک دارد.
مقایسه روش های RIM و DCF :
بر طبق نظر اوهلسون (1995) یک فعالیت مجدد از تحقیقات تجربی مرتبط با RIM وجود دارد. محققین، RIM را با مدل متداول DCF از ارزیابی دارائی مقایسه کردند.
مدل DCF نیز به مدل جریان تعدی آزاد (FCF) اشاره می کند. از لحاظ نظری، برای یک افق نامحدود، DCM هم ارز با مدل RIM و FCF می باشد، (اگر چه یک تفاوت کمتر وجود دارد که FCF تخفیف یا ضد ارزش یک شرکت را نسبت دارایی نشان می دهد). زمانیکه مدل ها برای یک افق زمانی محدود بیان می شوند؛ آنها تخمین های متفاوتی را برای ارزش دارایی نشان دادند.
همانند هر ابراز عملی DDM ، DCF و RIM شامل پیش گویی افزودنی ها برای یک افق محدود می باشد، ارزش پایانی نقش بسیار مهمی را در تعیین درستی تخمین ارزیابی ایفا می کند. به عنوان مثال، زمانیکه معادله (2) DDM برای یک افق زمانی مشخص بیان می شود. تخمین قیمت دارایی در زمان t شامل پیش بینی قیمت دارایی در زمانT tt می باشد که T طول افق زمانی محدود می باشد به طوریکه در معادله (4) توضیح داده شده است.
معادله (4) …. Et[0], Rf , Ptو dt در معادله (1) و (3) توضیح داده شده اند. Et[pt+1] قیمت مورد انتظار دارایی در پایان افق زمانی محدود می باشد. پنمن (1998) بیان کرد که نسبت به تخمین قیمت سهام (یا ارزش پایانی) در زمان ttT همان گونه که توسط DDM مورد نیاز است، بیشتر وکلا (Practitione) گرایش به مدل هایی با ویژگی هایی با ویژگی های قابل جایگزین برای سود سهام مثل DCF و RIM دارند. به احتمال زیاد DCF و RIM مدل هایی هستند که ادعا می گردد بسیار پایه ای می باشند زیرا گفته شده است که آنها مرتبط با فعالیت های ایجاد کننده ارزش درون شرکت می باشند تا توزیع نامرتبط ارزش از شرکت بعلاوه، هر گونه پیش بینی از ارزش های نهایی و عایدات غیرمعمول یا FCF به پیش بینی های مالی سرمایه ها و گردش ها (مالی) نیاز دارد. در این صورت، اصول حسابداری تعین می
کند این پیش بینی ها و تکنیک های ارزیابی ندرتاً یک سیستم حسابداری پیش ساخته (Pro forma) می باشند.
در اینجا یک جدال روی این سوال می باشد که آیا RIM مقدم بر مدل ارزیابی DCF می باشد. محققین مثل پنمن وئ سوگیانیس (1998)، فرانیس و همکاران (2000) و کوریتو و همکاران (2001) ملاحظه کردند که مدل RIM ارزش دارایی را در یک روش مقدم بیان می کند زمانیکه با مدل گردش مالی (پولی) که به طور مرسوم دنبال می شود برای پیش بینی های افق محدود مقایسه شد. لاند هولم و اوکیف (2001) استدلال می کنند که اگر یک مجموعه کامل از اظهارات pro forma برای یک افق محدود در دسترس باشد.
در این صورت RIM و DCF تخمین مشابهی از ارزش بیان می کنند. بر طبق مطالعه ریچارسون تینایکار (2004) هم پنمن و هم لاندهولمن و اوکیف درست می گویند، به منظور درک ارتباط استدلال پنمن و لاندهولمن و کیف، معادلات زیر را ملاحظه نمایید. معادله (5) و (6) … که Vt ارزش اصلی (ذات) دارایی مالکین در زمان t ، ، ارزش نسبتا خوب (متوسط) fair ارزیابی های مالی خالص از التزام مالی در زمان t به ارزش متوسط از ارزیابی ها عملیاتی خالص در زمان t : ، ارزش کنونی در زمان t ، FCF عملیاتی مورد انتظار از زمان t تا افق T ؛ تخفیف یافته در WACC و ، ارزش کنونی در زمان t از FCF عملیاتی مورد انتظار از افق تا بی نهایت، تخفیف یافته در WACC.
معادله (5) اشاره می کند که ارزش اصلی از یک دارایی مالک در زمان t می تواند از لحاظ یک فعالیت مالی شرکت و فعالیت های عملیاتی بیان شود که فعالیت های عملیاتی گردش های پولی (عملیاتی) را تولید می کند. بعلاوه، معادله (6)، معادله
مقاله در مورد یک مرور از حسابداری افزوده و تکنیک های گردش پول نقد برای استفاده در ارزیابی دارایی
یک مرور از حسابداری افزوده و تکنیک های گردش پول نقد برای استفاده در ارزیابی دارایی
چکیده:
هدف: هدف از این مقاله تحقیق مفاهیم حسابداری از ارزیابی و جهت تحقیقات حسابداری از لحاظ توسعه مدل های ارزیابی می باشد. همچنین این تحقیق برخی از این مدل ها را شبیه سازی می کند. بعلاوه، مدل تخفیف تقسیم شده، یک مدل مالی است که شالوده تعدادی از مدل های پایه ای حسابداری بوده که بحث می شود.
طرح/ روش شناسی/ روش کار: اهداف توسط ارزیابی متون برای مدل های حسابداری و شواهد تجربی برای مدل حاصل شد. روش کار نیز شبیه سازی مدل ها را تحت شرایط مختلف برای یافتن ارزیابی پیش بینی تلفیق می کند.
یافته ها: مشاهده شده است که مدل های حسابداری پیش بینی می کند که اصول منتج شده (افزوده) در افزایش اختلافات بین ارزش ثبت شده و ارزش بازار سرمایه نقشی ایفا می کند. برخی از مدل های ارزیابی متداول مثل مدل اطلاعات خطی Feltham- Ohlson اصول منتج شده را مثل محافظه کاری تلفیق می کند. به طوریکه شواهد تجربی برای این مدل ها ترکیب شده، یک چارچوب نظری را برای تلفیق اصول افزوده در مدل های ارزیابی حسابداری فراهم می کند.
استنباط های عملی: این مقاله وکلایی را با یک تصویر از مدل های مختلف و محدودیت های آنها ارائه می کند.
ابتکار/ ارزش: این مقاله یک تصویر جامع از وضعیت مدل های ارزیابی حسابداری را ارائه کرده و یک نهاده برای پیشرفت بیشتر این مدل ها فراهم می کند.
مقدمه:
ارزیابی شرکت ها و سهام های آنها از علایق عمده برای سرمایه گذاران، تحلیلگرها و محققین می باشد. در حقیقت روزنامه financial press با اخباری اشباع شده است که اثر مستقیم یا غیر مستقیم روی یک ارزیای از شرکت می گذارد. با علاقه در مورد موضوع ارزیابی و قیمت گذاری اوراق بهادار، تحقیقات نظری و تجربی قابل توجهی در مورد جنبه های مختلف ارزیابی و قیمت گذاری انجام شده است.
در طی قرن گذشته نمونه های مالی و حسابداری متعددی برای قیمت گذاری مختلفی است که مدل های پایه ای حسابداری را در ارزیابی سرمایه به منظور توضیح کاربرد آنها و محدودیت در ارزیابی سرمایه، به کار می گیرند.
این مقاله این مدل های بر پایه حسابداری را با روش های مالی بر پایه بازار جهت گیری کننده جریان سرمایه مقایسه کرده و شبیه سازی هایی را فراهم می کند. یک ارتباط داخلی بین این مدل ها وجود دارد. حسابداری و مدل های بر پایه بازار ممکن است به اندازه ای که اول تصور می شد متفاوت نباشند.
بسیاری از مثال های ارزیابی حسابداری مثل قیمت برای درآمدهای چندگانه به طور اصلی با زمینه مالی مرتبط می باشد. دانستن انواع زیاد مدل های ارزیابی برای نظریه پردازان و وکلا علاقمند به ارزیابی بسیار اهمیت دارد.
به طور سنتی، مدل های ارزیابی بر پایه حسابداری به دو شاخه متمایز تقسیم می شود. یک دسته از تفکراتی که حول مقیاس های حسابداری معروف تحلیلی (مقدم) می چرخد، در حالیکه دسته دیگر از تفکرات یک شرکت را بر اساس داده های حسابداری پیش بینی شده به صورت pro forma یا گردش مالی ارزیابی می کند. این مقاله مدل هایی را از هر دو دسته از عقاید را که پشتیبانی های نظری و شواهد ذکر شده در تایید این مدل ها را آزمایش می کند، مرور می نماید. مقاله به چهار
بخش تقسیم می شود. بخش اول یک مقدمه در مورد موضوع ارائه می کند. بخش دوم با توسعه نظریه ارزیابی درون زمینه مالی سر و کار دارد. بخش سوم مدل های ارزیابی بر اساس داده های حسابداری پیش بینی شده را جستجو می کند، به طور کامل مدل عایدی باقی مانده را مرور می کند، همچنین مدل های حسابداری افزاینده بسیار موثر را به طور بسیار ساده بیان می کند. بخش چهارم مدل های ارزیابی را بر اساس داده های حسابداری گذشته را آزمایش می کند، با یک مرور کلی از مدل های اطلاعات خطی ohlson و Feltham-ohlson و شبیه سازی های این مدل ها را ارائه می کند.
مدل های ارزیابی مالی:
از دیدگاه یک سرمایه گذار، ارزیابی سرمایه اصلاحات موفق قابل توجهی در 100 سال اخیر داشته است. در اوایل دهه 1900، سهام ها به سادگی به عنوان «اوراق قرضه پرخطر» مورد توجه قرار می گرفتند و انتظار می رفت سود سهام درست مثل پرداخت های کوپن از اوراق قرضه داده شود. به این صورت در آن زمان، سهم ها به عنوان اوراق قرضه ارزش گذاری می شدند. سود سهام تولید می شد و ارزش مثبتی نقش های قابل توجهی را در ارزیابی ایفا می کرد. در دهه 1920، یک تغییر در برخورد سرمایه گذاران در ارتباط با سهام ها صورت گرفت. مطالعه اسمیت (1925) و فیشر (1930) تایید کرد که سرمایه ها (equities) ذاتاً پرخطرتر از اوراق قرضه می باشند. همچنین مشخص شد که عایدی های حفظ شده در شرکت سرمایه گذاری مجدد شود و به طور بالقوه عایدی های آینده را افزایش دهد که در نهایت موجب توسعه مدل های ارزیابی پیشرفت گردد.
فیشر (1954) شالوده اصلی برای نظریه سود و ارزیابی سرمایه را بنا نهاد. فیشر زمانی که بیان کرد ارزش سرمایه به شکل ارزش تبدیل به سرمایه شده همه درآمدهای آینده از وفور سرمایه حاصل شده، شالوده نظریه ارزیابی را بنا نهاد. بعلاوه، فیشر نظر زیر را در مورد رابطه بین سود و ارزش سرمایه ارائه کرد: اگر ما تلاش کنیم نسبت سود وابسته به ارزش سرمایه باشد، پس از آنجایی که ارزش سرمایه وابسته به دو فاکتور است:
– درآمد مربوط به آینده و نرخ سود – در نتیجه ما نرخ سود را به طور جزئی وابسته به عایدی و به طور جزئی وابسته به خودش می نمائیم.
بنابراین نظریه او تحت شرایط بازار سرمایه گذاری عالی توسعه یافت که شامل اطمینان از آینده می باشد، این یک استدلال منطقی برای محاسبه ارزش حاضر بوسیله تخفیف دادن جریان درآمد آینده که به یک دارایی اضافه می شود فراهم می کند. ویلیامز کار فیشر را در ارزیابی سهام به کار برد و مدل معروف سود تخفیف (DDM) را توسعه داد. ویلیامز «ارزش سرمایه گذاری سهام را به عنوان ارزش حاضر از همه سودهایی که می بایست تحت آن پرداخت شود» تعریف می کند. او همچنین آن را شفاف کرد که «ارزش سرمایه گذاری یک سهام متداول ارزش حاضر از سود خالص آن به پایانی می باشد».
با کمک این تحقیق نظری، دنیای آکادمیک تقسیم شده و یک منازعه تند خویانه در ارتباط با بی ربطی سیاست سود سهام در تعیین ارزیابی شرکت ها یا سهام آنها حاصل شد. غیر معقولی سیاست سود سهام در ارزیابی سهام، هم ارزی ارزیابی را با استفاده از روش عایدی و ارزیابی با استفاده از روش سود سهام تخفیف داده شده در نظر می گیرد. مدل سرمایه گذاری و مصرف درون- موقتی فیشر پیش بینی کرد که «عایداتی که در نسبت مداوم سرمایه، به جای اینکه برای مصرف آزاد شود،
سرمایه گذاری دوباره می شود، نه اضافه می گردد و نه از ارزش جریان اصلی سودها می کاهد». بنابراین بر طبق نظر فیشر، سیاست سود سهام ربطی به ارزیابی سهام ها ندارد. موردی که می بایست یادآوری شود این است که نظریه فیشر تحت بازار سرمایه ای کامل با آینده مشخص قابل به کارگیری می باشد. در همان زمان، گراهام و دود (1934) روش شناسی ارزیابی خودشان را بر اساس این فض توسعه دادند که هدف اصلی شرکت پرداخت سود سهام به سهام داران می باشد. شواهد تجربی در بازار یک همبستگی مثبت بین قیمت سهام ها و پرداخت سود سهام پیشنهاد داد، همچنین ارتباط سود سهام ها را در ارزیابی سهام ها پیشنهاد می دهد. گوردون و شابیرو (1956)، والتر (1956) و سولومون (1963) این فرضیه را تایید کردند. در تطابق با ارتباط خط مشی سود سهام در ارزیابی سهام ها، گوردون مدل ویلیام از بهای (ارزش) سهام برای شامل شدن و درآمدهای (عایدی) حفظ شده توسعه داد. او همچنین مدل را برای شامل دارایی های مداوم مالی بودن توسعه داد. این مدل های سودهای سهام وابسته، مدل های «پرنده در دست» نامیده می شود که توسط محققینی مثل فرانکفورتر و همکاران (2003) بیان شده، به طوریکه آنها بر پایه این فرض هستند که در اینجا دو سنجش فرصت وجود دارد- یکی برای شرکت و دیگری برای سرمایه گذار.
شرکت می بایست اگر سنجش فرصت یک شرکت بیشتر از سنجش (نسبت، نرخ) فرصت سرمایه گذار باشد 100 درصد از عایدات خود را حفظ کند.
مقاله اصلی میلر و مودیگلیانی (1961) عدم ارتباط خط مشی سود سهام و هم ارزی سنجش سهام ها را با استفاده از چهار روش به نام روش جریان پولی تخفیف یافته (DCF) روش عایدات جاری به علاوه فرصت های سرمایه گذاری آینده. روش سود سهام تخفیف یافته و روش جریان درآمدها را بحث کردند. این هم ارزش تحت
فرضیات بازارهای سرمایه ای کامل، رفتار منطقی و اطمینان کامل اثبات شد. بعلاوه میل و مودیگلیانی (1961) اشاره کردند که خط مشی سود سهام زمانیکه یک بازبینی در خط مشی سود سهام صورت گیرد ممکن است مرتبط باشد که برخی اطلاعات اشاره می کند که سرمایه گذاران نمی دانند. این محتوای اطلاعاتی از مبحث سود سهام منجر به توسعه مدل های علامت دهی- سود سهام می شود. بی ربطی سود سهام وضع نشده است.
مدل های ارزیابی بر اساس داده های پیش بینی شده حسابداری:
مدل درآمد باقیمانده: ادوارد زوبل (1961) مدل درآمد باقیمانده (RIM) را پیشنهاد دادند. مطالعات صورت گرفته توسط اوهلسون علاقه به این مدل را دوباره برانگیخت. RIM بر پایه حسابداری مازاد پاک (clean) می باشد. بر طبق حسابداری مازاد پاک، تغییرات در ارزش ثبتی برابر تفاوت بین عایدات سودهای سهام می باشد. بنابراین سود سهام می تواند از لحاظ ارزش ثبتی و درآمدها بیان شود اگر حسابداری مازاد پاک فرض گردد. این فرض پایه ای را برای گسترش DAM ویلیامز از ارزش سهام از لحاظ متغییرهای حسابداری ارائه می کند. RIM ارزش سهام را نه از لحاظ درآمدها همان طور که به طور متداول در اظهارات مالی تعریف شده، بلکه از لحاظ «درآمد غیرمعمول» یا «درآمد باقیمانده» بیان می کند. درآمد غیرمعمول به عنوان «درآمد منهای یک هزینه برای استفاده از سرمایه همان گونه که توسط ارزش ثبتی آغاز دوره سنجیده می شود ضربدر هزینه (قیمت) سرمایه» تعریف می شود.
از لحاظ ریاضی، تعریف درآمد غیرمعمول از لحاظ درآمدها می تواند توسط معادله (1) نشان داده شود. به طور مستقیم درآمد غیرمعمول می تواند به صورت تفاوت بین درآمدها و یک هزینه برای استفاده از سرمایه تفسیر شود.
معادله (1) …. که Xat درآمدهای غیر معمول برای دوره (t و t-1)، Xt درآمدهای برای دوره (t-1 ,t) ، yt-1 ، ارزش ثبتی خالص در تاریخ t-1 درآمدهای برای دوره (t-1 ,t) ، و Rf قیمت سرمایه (دارایی) برای شرکت بعلاوه 1 می باشد.
درآمدهای غیر معمول اوهلسون قابل مقایسه با نمونه ارزش اقتصادی افزوده (EVA) می باشد. EVA به عنوان تولید از سرمایه کل و تفاوت بین بازگشت در سرمایه ها و میانگین وزن شده (Weighted) هزینه سرمایه (WACC) برای یک شرکت تعریف می شود. بنابراین EVA ، مثل درآمدهای غیرمعمول می تواند به صورت تفاوت بین درآمدها و یک هزینه (charge) برای سرمایه (capital) تفسیر گردد. بعلاوه، اگر ارزش ثبتی دارایی فرض شود که در حال رشد در یک نرخ کمتر از قیمت سرمایه برای شرکت باشد. DDM ویلیامز از معادله (2) ارزش سهام می تواند از لحاظ ارزش ثبتی حاضر و معادله (3) درآمدهای غیر معمول مورد انتظار در آینده تفسیر گردد. معادله (2) و (3) …. که Pt قیمت دارایی شرکت در زمان t ، yt ارزش ثبتی (خالص) در تاریخ t ، [0]Et عمل کننده ارزش مورد انتظار وضع شده در اطلاعات زمان t ، [0]Et سود سهام خالص پرداخت شده در تاریخ t می باشند و Rf و yt همان طور که در بالا و در معادله (1) بیان شده تعریف می گردند. بنابراین، معادله (3) RIM، ارزش سهام را از لحاظ ارزش ثبتی شرکت و ارزش اکنون درآمدهای غیرمعمول مورد انتظار بیان می شود. همچنین، مشتق از مدل فقط بستگی به DDM و حسابداری مازاد پاک دارد.
مقایسه روش های RIM و DCF :
بر طبق نظر اوهلسون (1995) یک فعالیت مجدد از تحقیقات تجربی مرتبط با RIM وجود دارد. محققین، RIM را با مدل متداول DCF از ارزیابی دارائی مقایسه کردند.
مدل DCF نیز به مدل جریان تعدی آزاد (FCF) اشاره می کند. از لحاظ نظری، برای یک افق نامحدود، DCM هم ارز با مدل RIM و FCF می باشد، (اگر چه یک تفاوت کمتر وجود دارد که FCF تخفیف یا ضد ارزش یک شرکت را نسبت دارایی نشان می دهد). زمانیکه مدل ها برای یک افق زمانی محدود بیان می شوند؛ آنها تخمین های متفاوتی را برای ارزش دارایی نشان دادند.
همانند هر ابراز عملی DDM ، DCF و RIM شامل پیش گویی افزودنی ها برای یک افق محدود می باشد، ارزش پایانی نقش بسیار مهمی را در تعیین درستی تخمین ارزیابی ایفا می کند. به عنوان مثال، زمانیکه معادله (2) DDM برای یک افق زمانی مشخص بیان می شود. تخمین قیمت دارایی در زمان t شامل پیش بینی قیمت دارایی در زمانT tt می باشد که T طول افق زمانی محدود می باشد به طوریکه در معادله (4) توضیح داده شده است.
معادله (4) …. Et[0], Rf , Ptو dt در معادله (1) و (3) توضیح داده شده اند. Et[pt+1] قیمت مورد انتظار دارایی در پایان افق زمانی محدود می باشد. پنمن (1998) بیان کرد که نسبت به تخمین قیمت سهام (یا ارزش پایانی) در زمان ttT همان گونه که توسط DDM مورد نیاز است، بیشتر وکلا (Practitione) گرایش به مدل هایی با ویژگی هایی با ویژگی های قابل جایگزین برای سود سهام مثل DCF و RIM دارند. به احتمال زیاد DCF و RIM مدل هایی هستند که ادعا می گردد بسیار پایه ای می باشند زیرا گفته شده است که آنها مرتبط با فعالیت های ایجاد کننده ارزش درون شرکت می باشند تا توزیع نامرتبط ارزش از شرکت بعلاوه، هر گونه پیش بینی از ارزش های نهایی و عایدات غیرمعمول یا FCF به پیش بینی های مالی سرمایه ها و گردش ها (مالی) نیاز دارد. در این صورت، اصول حسابداری تعین می
کند این پیش بینی ها و تکنیک های ارزیابی ندرتاً یک سیستم حسابداری پیش ساخته (Pro forma) می باشند.
در اینجا یک جدال روی این سوال می باشد که آیا RIM مقدم بر مدل ارزیابی DCF می باشد. محققین مثل پنمن وئ سوگیانیس (1998)، فرانیس و همکاران (2000) و کوریتو و همکاران (2001) ملاحظه کردند که مدل RIM ارزش دارایی را در یک روش مقدم بیان می کند زمانیکه با مدل گردش مالی (پولی) که به طور مرسوم دنبال می شود برای پیش بینی های افق محدود مقایسه شد. لاند هولم و اوکیف (2001) استدلال می کنند که اگر یک مجموعه کامل از اظهارات pro forma برای یک افق محدود در دسترس باشد.
در این صورت RIM و DCF تخمین مشابهی از ارزش بیان می کنند. بر طبق مطالعه ریچارسون تینایکار (2004) هم پنمن و هم لاندهولمن و اوکیف درست می گویند، به منظور درک ارتباط استدلال پنمن و لاندهولمن و کیف، معادلات زیر را ملاحظه نمایید. معادله (5) و (6) … که Vt ارزش اصلی (ذات) دارایی مالکین در زمان t ، ، ارزش نسبتا خوب (متوسط) fair ارزیابی های مالی خالص از التزام مالی در زمان t به ارزش متوسط از ارزیابی ها عملیاتی خالص در زمان t : ، ارزش کنونی در زمان t ، FCF عملیاتی مورد انتظار از زمان t تا افق T ؛ تخفیف یافته در WACC و ، ارزش کنونی در زمان t از FCF عملیاتی مورد انتظار از افق تا بی نهایت، تخفیف یافته در WACC.
معادله (5) اشاره می کند که ارزش اصلی از یک دارایی مالک در زمان t می تواند از لحاظ یک فعالیت مالی شرکت و فعالیت های عملیاتی بیان شود که فعالیت های عملیاتی گردش های پولی (عملیاتی) را تولید می کند. بعلاوه، معادله (6)، معادله
فایل : 24 صفحه
فرمت : Word

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.