خرید و دانلود نسخه کامل مقاله در مورد جنگ نرم و عملیات روانی
311,200 تومان قیمت اصلی 311,200 تومان بود.233,400 تومانقیمت فعلی 233,400 تومان است.
تعداد فروش: 78
عنوان :
تحقیق در مورد جنگ نرم و عملیات روانی
استاد مربوطه:
دکتر وکیل نظری
تهیه و تنظیم :
نوید ندیری
مینا شاپوران
بهار 92
چکیده:
در تحقیق حاضر به تعریف جنگ نرم (روانی) یا عملیات روانی پرداخته شده است. همچنین مختصری به تاریخچه و پیدایش جنگ روانی، مبدا جنگ روانی و مراحل پیشرفت آن، تقسیم بندی و اهداف عملیات روانی، و اهمیت و ضرورت این امر پرداخته می شود.
مقدمه:
جنگ روانی وجود خود را میان قدیمی ترین جوامع انسانی تحمیل کرده است و اهمیت آن و نقشی که ایفا کرده است در جنگ جهانی اول و دوم آشکار شده، و تا دوره بعد از جنگ جهانی دوم در امر داشته است. بکارگیری جنگ روانی در دوران معاصر توسعه یافته و همگام با پیشرفت رسانه های جمعی و ارتباطات بین المللی تاثیر خود را در تغییر رفتار میلیون ها انسان نشان داده است. هنگامی که دولتهای بزرگ در سطح جهانی به اهمیت روز افزون آن واقف گردیدند و در تداع های موجود سرمایه گذاری سنگینی روی آن کردند اثرات آن آشکارتر شد کشورهای توسعه نیافته و مظلوم نظیر کشورهای اسلامی منطقه خاورمیانه زیر ضربات آن قربانی شدند، به طوریکه استمرار این جنگ موجب خسارات جسمی و روحی و روانی زیادی در جوامع ما شده است.
به همین دلیل موضوع جنگ روانی نه تنها در شرایط فعلی از خطرناک ترین موضوعاتی است که جوامع درگیر آن هستند، بلکه این جنگ در تمام شرایط تاثیر خود را نشان داده است.
جنگ روانی فقط توسط نیروهای نظامی به کار گرفته نمی شود، زیرا در گذشته و زمان حال بکارگیری ارتش ها توسط سیاستمداران برای نیل به پیروزی و تحمیل اراده خود انجام گرفته است. در نتیجه ارتش و تهدید در بکارگیری آن، مبدل به وسیله ی در دست قدرتهایی شده است که از آن در جنگ روانی بر علیه کشورهای هدف استفاده می کنند.
آنها هر موقع بخواهند قبل از شروع جنگ روانی یا در حین آن یا بعد از آن میتوانند از ارتش به عنوان ابزار قدرت استفاده نمایند. سیاستمداران در روابط سیاسی با سایر کشورها از این اهرم برای تحت فشار قرار دادن دولتهای دیگر، برکناری دولتها یا قطع ارتباط اقتصادی و تجاری با آنها و اجرای عملیات جاسوسی و اطلاعاتی و معاصره کشورهای ضعیف تر و تجمل اراده خود بر آنها استفاده می کنند.
علاوه بر این، امروزه بکارگیری جنگ روانی و سرمایه گذاری در آن در روابط غیر نظامی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی و علمی جهت تغییر اوضاع واحوال
به نفع استفاده کننده از آن به صورت علمی و دائمی مورد استفاده دول سرمایه گذار در جنگ روانی می باشد. دیگر سخن دول بزرگ برای تحمیل اراده خود بر کشورهای ضعیف و استمثار آنها و تحت سلطه در آوردن دولتهای آنها و استفاده از منابع انسانی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی، علمی و فرهنگی از سلاح جنگ روانی حداکثر استفاده را به عمل می آورند ودر خلال بکارگیری جنگ روانی سمت و سوی آن و نظریات ملتها را به نفع خود تغییر داده و یا آنها را طوری بین حالت جنگ و صلح نگه می دارد که همواره تسلیم اراده دولت قدرتمند باشند. به همین جهت بایستی در این نظام جهانی جدید که در آن مورد تهاجم جنگ روانی توسط ابزار و تجهیزات مورد استفاده ابر قدرتها قرار دادیم، باید برای ملت و مردم خود حصاری بسازیم تا مجهز به ابزار ضد جنگ روانی باشند. این حصار باید در هر خانه و مدرسه و کارخانه موجود باشد و مورد استفاده همه قرار گیرد؛ یکی از وسایل اصلی آن آگاه سازی خبری مردم است.
بدین ترتیب واجب است که ما در جنگ رونی پیروز شویم برای جلوگیری از تاثیرات جنگ روانی دشمن، ما بایستی در ابتدا از جام امور را در دست بگیریم، دربها را در این جدال باز کنیم و بوسیله
بررسی های خبری در زمینه های مختلف که استفاده از آن برای اکثریت مردم میسر باشد، تکنولوژی ارتباطات را گسترش دهیم، این کار بهترین وسیله رساندن پیام خود در جهت آگاه سازی مردم واین امت است.
بایستی اهمیت اطلاع رسانی به موقع در کم رنگ کردن تاثیرات جنگ روانی دشمن و آگاه سازی مردم و بالا بردن سطح دانش آنها در این زمینه را به خوبی درک کنیم، جهت محکم کردن پایه های دمکراسی و رسیدن به رشد حقیقی در زمینه های مختلف آنها را ابزار ریارویی و مقابله با جنگ روانی قرار دهیم و یک خط مشی راهبردی که همه موارد لازم ضد جنگ روانی علیه ما را شامل شود اتخاذ نماییم، تا بتوانیم ارزش های اخلاقی و بنیادی ارزشمند خود را در منطقه حفظ نماییم، به همین انگیزه تا پس مراکز تحقیقی جنگ روانی و اطلاع رسانی دقیق توسط این مراکز علمی بطور عمومی و تخصصی واجب می باشد. از طرف دیگر در این مراکز بایستی در زمینه های رشد روش های آگاه سازی خبری، دینی، اقتصادی و سیاسی کار شود ودر مقوله های جنگ ها، جنگ روانی، ادعاهای دروغین و شایعات و وسایلی که در مورد استفاده دشمنان در جنگ روانی قرار می گیرد و تاثیر آن روی نسل فعلی و آیندگان تحقیق و مورد
توجه فراوان قرار بگیرد؛ و سرمایه گذاری لازم به عمل می آید. باید به دانشمندان و علما انگیزه بدهیم که در این زمینه کار کنند و برای بهترین مقالات و تحقیقات در موارد ذکر شده جوایز ممتازی در نظر گرفته واهدا کنیم. شاید یکی از مهمترین علل حالت رخوت و سستی مصوبات رسانه ها، دانشمندان و علما برای شرکت در زمینه تحقیقات و مطالعه و نوشتن مقالات نبودن انگیزه کافی بین آنها باشد البته مراکز نادری وجود دارند که در زمینه تحقیق علمی و تخصصی در مورد جنگ روانی و وسایل و روشهای مقابله با آن کار و اطلاع رسانی می نمایند.
اما سستی و کوتاهی در زمینه که یک علم و آگاه سازی خبری کاملاً مشهود است، به طوریکه اکنون نمی توانیم بگوییم که تمامی تلاش ها در زمینه خنثی سازی تاثیر جنگ روانی بکار گرفته شده است، مگر تلاشهای فردی استثنایی- این در حالی است که مقتضین و رسانه ها و کسانی که در منطقه ما میتوانند در مقابله با جنگ روانی دانش لازم را در اختیار مردم بگذارند گویی در خواب هستند. کشورهای غربی گام های بلندی در زمینه بررسی های ضد گویی در خواب هستند کشورهای غربی گام های بلندی در زمینه بررسی های ضد جنگ روانی و اعمال
جنگ روانی با اهداف بلند مدت برداشته اند ودر مورد ساخته است این روشها در مناطق مختلف بکار ببرند. تخقیق در جنگ روانی به آنها قدرت داده است که هر جا که مایل باشند و بخواهند در امر آگاه سازی عمومی شرکت کنند و حکومت نمایند و هر جا که نخواهند، آن مناطق را از دست یافتن به حقایق محروم سازند و حقایق را وارونه جلوه دهند، مانند آنچه که در مسئله جنگ فضائی (جنگ ستارخان) اتفاق افتاد.
از طرف دیگر رسانه ها و وسایل اطلاع رسانی در دنیا صاحب قدرتی شده اند که در جنگهای آینده قوی ترین سلاح در دست صاحبان آنها خواهد بود، قدرتی که بیشترین تاثیر را در شکل گیری و جهت گیری تمایلات و خواسته های مردم داشته و بر تفکرات جوامع گوناگون، با بعد خانا بودن آنها حاکم می شود و طرز تفکر آنها را طوری تغییر میدهد که به منافع کشورهای بکار گیرنده جنگ روانی تمایل پیدا می کنند و با آنها ههم رای و همسو خواهند شد. (محمد مفید حباب 1386)
تعاریف جنگ روانی؛
1- «صلاح نصر» در کتاب «جنگ روانی» جنگ روانی را مبارزه کلام و عقیده می داند و می نویسد: در جنگ
رونی همان جنگ کلمه و عقیده است، خواه به صورت منفی آشکار، شفاهی و یا کتبی باشد اساساً، جنگ روانی سلامی است که به انسان و عقل او توجه دارد و هرگاه امکان برقراری ارتباط عاطفی با مخاطب را داشته باشد: می تواند به اعماق او نفوذ کند».
2- آنچه به اختصار psywas» یا جنگ روانی خونده می شد امروزه جای خود را به واژه جدید «عملیات روانی» یا «psyops» داده و این گونه تعریف شده است «اقدامات سیاسی نظامی اقتصادی، ایدئولوژیک که برای ایجاد احساسات، نگرشها یا رفتار مطلوب در گروه های دروست و دشمن بی طرف و مخالف منظور تامین مقاصد طراحی و اجرا می شود».
3- اضافه بر تعاریف فوق نگرش های متفاوتی نیز نسبت به جنگ روانی وجود دارد؛ یک نگرش، می گوید جنگ روانی عبارت است از مجموع اقدامات یک کشور به منظور اثر گذاری و نفوذ بر عقاید و رفتار دولتها و مردم در جهت مطلوب و یا ابزارهایی غیر از ابزار نظامی، سیاسی، اقتصادی انجام می شود نگرش دوم: جنگ روانی را شامل اقداماتی نظیر رسوخ در شخصیت افراد می داند که با تکنیک هایی همچون شستشوی مغزی، هیپنوتیزم، و استفاده از عوامل
روان دارویی که ادعا می شود برخی از دولتها در زندان ها به کار گرفته اند انجام می شود.
4- برخی از نویسندگان مانند ارولدلاسول واژه «ارتباطات سیاسی» را به جای «جنگ روانی پیشنهاد می دهند و معتقدند.
الف) جدا از این که چنین اصطلاحی، محرکی است برای پژوهش های گسترده تر، خود نیز بر این واقعیت تاکید می کند که با فرهنگ های دموکراتیک نیز مناسب می باشد.
ب) روان شناسی را به عنوان یک روش تشریک مساعی به جای حق انحصاری جایگزین می سازد و بدین طریق، روان شناسی را از تحمل عهده دار بودن یک نقش نامناسب آزاد می سازد و در میزکار به کارشناسان علوم سیاسی تعلق پیدا می کند.
ج) انتخاب واژه جدید به جای جنگ روانی، کمک می کند که هر گونه باقی مانده ای از تصورات جادویی که موجب حواس پرتی است، دور ریخته شود.
5- لبنرگر: در کتاب «جنگ روانی» که در سال 1948 چاپ شده است، جنگ روانی را در معنای محدود آن برین صورت تعریف کرده است؛ استفاده از تبلیغات در برابر دشمن همراه با دیگر وسایل اجرایی نظامی، اقتصادی و سیاسی که احتمالاً برای تقویت تبلیغات ضروری است.
6- «ولز»: می نویسد: «جنگ روانی عبارت بر بینانه ای است که از «گوبنر» و «اساتین» به محاریت گرفته است. اگر ما به استفاده از آن برای توجیه اعمال خود مصر باشیم، آن گاه احترام خود را نزد افکار عمومی از دست خواهیم داد»
7- «ژنرال کلارک» می نویسد: «اصطلاح گسترده جنگ روانی شامل هر عملی می شود که دشمن بتواند مردان و تجهیزاتشان را از میدان نبرد بیرون برده و برای مقابله و علیه فاقد آمادگی باشد.»
8- «رونالد پیروس» درباره ارزیابی تازه از جنگ روانی می نویسد: «باید تعبیرات بی فایده «جنگ روانی» و «جنگ سرد» را به کنار گذاشت و به جای آنها از واژه توضیحی بهتری استفاده کرد. جنگ سرد و جنگ روانی اصطلاحات ناموفقی هستند. این ادعا و اظهار نظر در ماه ژوئن سال 1953 میلادی توسط گروهی از صاحبنظران اعلام شد که در بسته کار دوباره و ارزیابی و ارزشیابی مجدد درباره روش های عمومی تاثیر بر افکار مردم بیگانه آغاز گردید. (رضا عاصف 1384)
اهمیت جنگ روانی؛
مقاله در مورد جنگ نرم و عملیات روانی
عنوان :
تحقیق در مورد جنگ نرم و عملیات روانی
استاد مربوطه:
دکتر وکیل نظری
تهیه و تنظیم :
نوید ندیری
مینا شاپوران
بهار 92
چکیده:
در تحقیق حاضر به تعریف جنگ نرم (روانی) یا عملیات روانی پرداخته شده است. همچنین مختصری به تاریخچه و پیدایش جنگ روانی، مبدا جنگ روانی و مراحل پیشرفت آن، تقسیم بندی و اهداف عملیات روانی، و اهمیت و ضرورت این امر پرداخته می شود.
مقدمه:
جنگ روانی وجود خود را میان قدیمی ترین جوامع انسانی تحمیل کرده است و اهمیت آن و نقشی که ایفا کرده است در جنگ جهانی اول و دوم آشکار شده، و تا دوره بعد از جنگ جهانی دوم در امر داشته است. بکارگیری جنگ روانی در دوران معاصر توسعه یافته و همگام با پیشرفت رسانه های جمعی و ارتباطات بین المللی تاثیر خود را در تغییر رفتار میلیون ها انسان نشان داده است. هنگامی که دولتهای بزرگ در سطح جهانی به اهمیت روز افزون آن واقف گردیدند و در تداع های موجود سرمایه گذاری سنگینی روی آن کردند اثرات آن آشکارتر شد کشورهای توسعه نیافته و مظلوم نظیر کشورهای اسلامی منطقه خاورمیانه زیر ضربات آن قربانی شدند، به طوریکه استمرار این جنگ موجب خسارات جسمی و روحی و روانی زیادی در جوامع ما شده است.
به همین دلیل موضوع جنگ روانی نه تنها در شرایط فعلی از خطرناک ترین موضوعاتی است که جوامع درگیر آن هستند، بلکه این جنگ در تمام شرایط تاثیر خود را نشان داده است.
جنگ روانی فقط توسط نیروهای نظامی به کار گرفته نمی شود، زیرا در گذشته و زمان حال بکارگیری ارتش ها توسط سیاستمداران برای نیل به پیروزی و تحمیل اراده خود انجام گرفته است. در نتیجه ارتش و تهدید در بکارگیری آن، مبدل به وسیله ی در دست قدرتهایی شده است که از آن در جنگ روانی بر علیه کشورهای هدف استفاده می کنند.
آنها هر موقع بخواهند قبل از شروع جنگ روانی یا در حین آن یا بعد از آن میتوانند از ارتش به عنوان ابزار قدرت استفاده نمایند. سیاستمداران در روابط سیاسی با سایر کشورها از این اهرم برای تحت فشار قرار دادن دولتهای دیگر، برکناری دولتها یا قطع ارتباط اقتصادی و تجاری با آنها و اجرای عملیات جاسوسی و اطلاعاتی و معاصره کشورهای ضعیف تر و تجمل اراده خود بر آنها استفاده می کنند.
علاوه بر این، امروزه بکارگیری جنگ روانی و سرمایه گذاری در آن در روابط غیر نظامی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی و علمی جهت تغییر اوضاع واحوال
به نفع استفاده کننده از آن به صورت علمی و دائمی مورد استفاده دول سرمایه گذار در جنگ روانی می باشد. دیگر سخن دول بزرگ برای تحمیل اراده خود بر کشورهای ضعیف و استمثار آنها و تحت سلطه در آوردن دولتهای آنها و استفاده از منابع انسانی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی، علمی و فرهنگی از سلاح جنگ روانی حداکثر استفاده را به عمل می آورند ودر خلال بکارگیری جنگ روانی سمت و سوی آن و نظریات ملتها را به نفع خود تغییر داده و یا آنها را طوری بین حالت جنگ و صلح نگه می دارد که همواره تسلیم اراده دولت قدرتمند باشند. به همین جهت بایستی در این نظام جهانی جدید که در آن مورد تهاجم جنگ روانی توسط ابزار و تجهیزات مورد استفاده ابر قدرتها قرار دادیم، باید برای ملت و مردم خود حصاری بسازیم تا مجهز به ابزار ضد جنگ روانی باشند. این حصار باید در هر خانه و مدرسه و کارخانه موجود باشد و مورد استفاده همه قرار گیرد؛ یکی از وسایل اصلی آن آگاه سازی خبری مردم است.
بدین ترتیب واجب است که ما در جنگ رونی پیروز شویم برای جلوگیری از تاثیرات جنگ روانی دشمن، ما بایستی در ابتدا از جام امور را در دست بگیریم، دربها را در این جدال باز کنیم و بوسیله
بررسی های خبری در زمینه های مختلف که استفاده از آن برای اکثریت مردم میسر باشد، تکنولوژی ارتباطات را گسترش دهیم، این کار بهترین وسیله رساندن پیام خود در جهت آگاه سازی مردم واین امت است.
بایستی اهمیت اطلاع رسانی به موقع در کم رنگ کردن تاثیرات جنگ روانی دشمن و آگاه سازی مردم و بالا بردن سطح دانش آنها در این زمینه را به خوبی درک کنیم، جهت محکم کردن پایه های دمکراسی و رسیدن به رشد حقیقی در زمینه های مختلف آنها را ابزار ریارویی و مقابله با جنگ روانی قرار دهیم و یک خط مشی راهبردی که همه موارد لازم ضد جنگ روانی علیه ما را شامل شود اتخاذ نماییم، تا بتوانیم ارزش های اخلاقی و بنیادی ارزشمند خود را در منطقه حفظ نماییم، به همین انگیزه تا پس مراکز تحقیقی جنگ روانی و اطلاع رسانی دقیق توسط این مراکز علمی بطور عمومی و تخصصی واجب می باشد. از طرف دیگر در این مراکز بایستی در زمینه های رشد روش های آگاه سازی خبری، دینی، اقتصادی و سیاسی کار شود ودر مقوله های جنگ ها، جنگ روانی، ادعاهای دروغین و شایعات و وسایلی که در مورد استفاده دشمنان در جنگ روانی قرار می گیرد و تاثیر آن روی نسل فعلی و آیندگان تحقیق و مورد
توجه فراوان قرار بگیرد؛ و سرمایه گذاری لازم به عمل می آید. باید به دانشمندان و علما انگیزه بدهیم که در این زمینه کار کنند و برای بهترین مقالات و تحقیقات در موارد ذکر شده جوایز ممتازی در نظر گرفته واهدا کنیم. شاید یکی از مهمترین علل حالت رخوت و سستی مصوبات رسانه ها، دانشمندان و علما برای شرکت در زمینه تحقیقات و مطالعه و نوشتن مقالات نبودن انگیزه کافی بین آنها باشد البته مراکز نادری وجود دارند که در زمینه تحقیق علمی و تخصصی در مورد جنگ روانی و وسایل و روشهای مقابله با آن کار و اطلاع رسانی می نمایند.
اما سستی و کوتاهی در زمینه که یک علم و آگاه سازی خبری کاملاً مشهود است، به طوریکه اکنون نمی توانیم بگوییم که تمامی تلاش ها در زمینه خنثی سازی تاثیر جنگ روانی بکار گرفته شده است، مگر تلاشهای فردی استثنایی- این در حالی است که مقتضین و رسانه ها و کسانی که در منطقه ما میتوانند در مقابله با جنگ روانی دانش لازم را در اختیار مردم بگذارند گویی در خواب هستند. کشورهای غربی گام های بلندی در زمینه بررسی های ضد گویی در خواب هستند کشورهای غربی گام های بلندی در زمینه بررسی های ضد جنگ روانی و اعمال
جنگ روانی با اهداف بلند مدت برداشته اند ودر مورد ساخته است این روشها در مناطق مختلف بکار ببرند. تخقیق در جنگ روانی به آنها قدرت داده است که هر جا که مایل باشند و بخواهند در امر آگاه سازی عمومی شرکت کنند و حکومت نمایند و هر جا که نخواهند، آن مناطق را از دست یافتن به حقایق محروم سازند و حقایق را وارونه جلوه دهند، مانند آنچه که در مسئله جنگ فضائی (جنگ ستارخان) اتفاق افتاد.
از طرف دیگر رسانه ها و وسایل اطلاع رسانی در دنیا صاحب قدرتی شده اند که در جنگهای آینده قوی ترین سلاح در دست صاحبان آنها خواهد بود، قدرتی که بیشترین تاثیر را در شکل گیری و جهت گیری تمایلات و خواسته های مردم داشته و بر تفکرات جوامع گوناگون، با بعد خانا بودن آنها حاکم می شود و طرز تفکر آنها را طوری تغییر میدهد که به منافع کشورهای بکار گیرنده جنگ روانی تمایل پیدا می کنند و با آنها ههم رای و همسو خواهند شد. (محمد مفید حباب 1386)
تعاریف جنگ روانی؛
1- «صلاح نصر» در کتاب «جنگ روانی» جنگ روانی را مبارزه کلام و عقیده می داند و می نویسد: در جنگ
رونی همان جنگ کلمه و عقیده است، خواه به صورت منفی آشکار، شفاهی و یا کتبی باشد اساساً، جنگ روانی سلامی است که به انسان و عقل او توجه دارد و هرگاه امکان برقراری ارتباط عاطفی با مخاطب را داشته باشد: می تواند به اعماق او نفوذ کند».
2- آنچه به اختصار psywas» یا جنگ روانی خونده می شد امروزه جای خود را به واژه جدید «عملیات روانی» یا «psyops» داده و این گونه تعریف شده است «اقدامات سیاسی نظامی اقتصادی، ایدئولوژیک که برای ایجاد احساسات، نگرشها یا رفتار مطلوب در گروه های دروست و دشمن بی طرف و مخالف منظور تامین مقاصد طراحی و اجرا می شود».
3- اضافه بر تعاریف فوق نگرش های متفاوتی نیز نسبت به جنگ روانی وجود دارد؛ یک نگرش، می گوید جنگ روانی عبارت است از مجموع اقدامات یک کشور به منظور اثر گذاری و نفوذ بر عقاید و رفتار دولتها و مردم در جهت مطلوب و یا ابزارهایی غیر از ابزار نظامی، سیاسی، اقتصادی انجام می شود نگرش دوم: جنگ روانی را شامل اقداماتی نظیر رسوخ در شخصیت افراد می داند که با تکنیک هایی همچون شستشوی مغزی، هیپنوتیزم، و استفاده از عوامل
روان دارویی که ادعا می شود برخی از دولتها در زندان ها به کار گرفته اند انجام می شود.
4- برخی از نویسندگان مانند ارولدلاسول واژه «ارتباطات سیاسی» را به جای «جنگ روانی پیشنهاد می دهند و معتقدند.
الف) جدا از این که چنین اصطلاحی، محرکی است برای پژوهش های گسترده تر، خود نیز بر این واقعیت تاکید می کند که با فرهنگ های دموکراتیک نیز مناسب می باشد.
ب) روان شناسی را به عنوان یک روش تشریک مساعی به جای حق انحصاری جایگزین می سازد و بدین طریق، روان شناسی را از تحمل عهده دار بودن یک نقش نامناسب آزاد می سازد و در میزکار به کارشناسان علوم سیاسی تعلق پیدا می کند.
ج) انتخاب واژه جدید به جای جنگ روانی، کمک می کند که هر گونه باقی مانده ای از تصورات جادویی که موجب حواس پرتی است، دور ریخته شود.
5- لبنرگر: در کتاب «جنگ روانی» که در سال 1948 چاپ شده است، جنگ روانی را در معنای محدود آن برین صورت تعریف کرده است؛ استفاده از تبلیغات در برابر دشمن همراه با دیگر وسایل اجرایی نظامی، اقتصادی و سیاسی که احتمالاً برای تقویت تبلیغات ضروری است.
6- «ولز»: می نویسد: «جنگ روانی عبارت بر بینانه ای است که از «گوبنر» و «اساتین» به محاریت گرفته است. اگر ما به استفاده از آن برای توجیه اعمال خود مصر باشیم، آن گاه احترام خود را نزد افکار عمومی از دست خواهیم داد»
7- «ژنرال کلارک» می نویسد: «اصطلاح گسترده جنگ روانی شامل هر عملی می شود که دشمن بتواند مردان و تجهیزاتشان را از میدان نبرد بیرون برده و برای مقابله و علیه فاقد آمادگی باشد.»
8- «رونالد پیروس» درباره ارزیابی تازه از جنگ روانی می نویسد: «باید تعبیرات بی فایده «جنگ روانی» و «جنگ سرد» را به کنار گذاشت و به جای آنها از واژه توضیحی بهتری استفاده کرد. جنگ سرد و جنگ روانی اصطلاحات ناموفقی هستند. این ادعا و اظهار نظر در ماه ژوئن سال 1953 میلادی توسط گروهی از صاحبنظران اعلام شد که در بسته کار دوباره و ارزیابی و ارزشیابی مجدد درباره روش های عمومی تاثیر بر افکار مردم بیگانه آغاز گردید. (رضا عاصف 1384)
اهمیت جنگ روانی؛
فایل : 32 صفحه
فرمت : Word

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.