خرید و دانلود نسخه کامل مقاله کامل ازدواج و خانواده
311,200 تومان قیمت اصلی 311,200 تومان بود.233,400 تومانقیمت فعلی 233,400 تومان است.
تعداد فروش: 53
ازدواج وخانواده
زهراهمایونی
چکیده
یکی از بناهای پر اهمیت اجتماع، ازدواج وتشکیل خانواده است. در این واحد اجتماعی سنگ بنای تعلیم وتربیت نهاده میشود و انسان در عرصه ازدواج به آرامش وتکامل میرسد. ازدواج به عنوان یک پدیده اجتماعی ازجنبههای مختلف قابل مطالعه و تحقیق میباشد. باتوجه به اهمیت و تاثیر موثر زندگی زناشویی بر جنبههای مختلف زندگی بررسی میشود. انسان موجودی اجتماعی است که بیش از هر چیز به خانواده نیاز دارد چنان که برای تحقق بخشیدن به فرآیند رشد و تکامل خویش به ارتباط با دیگران نیازمند است. نظام خانواده یک نهاد اساسی و محوری در جامعه است و به عنوان هسته اولیه برای سایر نهادهای اجتماعی به شمار میرود. نظام خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است که اساس و زیر ساخت واحد های بزرگ اجتماعی بشری به شمار میرود. ازدواج در بستری پیچیده حساس روابط اجتماعی میان دو جنس مخالف برقرار میشود ومقدمه ومنشا خانواده میشود و یکی از مهم ترین پدیده های اجتماعی، زیستی و فرهنگی محسوب میشود. ازدواج برحسب ماهیت، نوع وانگیزه میتواند پیامدهای مثبت و منفی داشته باشد. مقالهی زیر تحت عنوان ازدواج وخانواده باهدف مشخص کردن معیارهای انتخاب همسر و نقش آن در تشکیل خانواده، یک مقاله کیفی، توصیفی که به صورت کتابخانهای گردآوری شده است، میباشد.
واژگان کلیدی: ازدواج، خانواده ،اسلام، معیارانتخاب
مقدمه
خانواده و جایگاه آن به قدری رفیع و پر منزلت است که در منابع دینی خیمه ای باشکوه تر و بنای رفیع تر از ازدواج و تشکیل خانواده نزد خداوند تصویر نگردیده است آنچه به شکوه و رفعت این بنا که با سرشت عشق و محبت شکل گرفته می افزاید و سبب میشود تا ارکان و اجزای اش در پیوند با یکدیگر به آن ،زیبایی و جلا بخشد و به اهداف متعالی اش دست یابد اخلاق است؛ لذا خانوادهای که در آن اخلاق و فضایل اخلاقی ظهور و بروز یابد و مایه پیوند اعضای آن گردد، همواره از تندباد حوادث و طوفانهای ویرانگر در امان خواهد ماند و اهل خود را به سامان خواهد رساند (بانکی پور، شرفی، مشفق، ملکی، آیت اللهی، بداغی، خلج آبادی و کاظمی پور،۱۳۹۳، ص 5).
رخدادها و تحولاتی که در قرن حاضر در زمینههای مختلف اتفاق میافتد از حوادث مهم و شگفت تاریخ حیات بشری به حساب میآید دگرگونیهایی که بر ابعاد و جوانب مختلف زندگی تأثیر عمیقی گذاشته به نحوی که شیوه زندگی و طرز تفکر در پی آن تغییر کرده و اندیشه های جدیدی را پدید آورده است .از جمله نهادهایی که در سایه این تحولات علاوه بر دگرگونی، بنیان آن نیز سست و
متزلزل شده، خانواده است. امروزه شاهدیم که خانواده درگیر نابسامانی ها و ناهنجاری های متعددی شده است. دیگر در آن از صفا، صمیمیت و آرامش گذشته خبری نیست. زن و شوهر در کنار یکدیگرند ولی از هم بیگانه اند. با اندک بهانه ای حیات زندگی از هم میگسلد. فرزندان، مهر و عطوفت لازم را در خانواده به دست نمیآورند. در خانواده عشق، گذشت، ایثار و فداکاری کمتر به چشم می خورد. نیاز به ازدواج و تشکیل خانواده به خاطر بعضی آزادیهای بی بند و بار جنسی در برخی جوامع کمرنگتر شده است. جامعه انسانی بیش از هر زمان دیگر به رفع این مشکلات و ارائه الگوها و اطلاعات مناسب نیازمند است و باید بیش از پیش به تقویت نهاد خانواده بپردازد. به طور کلی زیرساخت هرگونه پرورش و تکامل اجتماعی، روانی، اخلاقی، اقتصادی، دینی و … در خانواده شکل میگیرد. اگر به هر دلیل نتوانیم این بنیان را مستحکم کنیم، هرگز نمیتوانیم معیارها، ارزشها و ایدهآلهای انسانی خود را استوار بداریم و به نسل های بعدی منتقل کنیم (نجاتی،۱۳۷۶،ص۹).
ازدواج
ازدواج یعنی یک نوع علاقه مند شدن به سرنوشت دیگران و یکی از عللی که در اسلام از ازدواج به عنوان یک امر مقدس و نوعی عبادت یاد شده همین است. رسول خدا (ص) می فرمایند: (هیچ بنایی در اسلام محبوب تر از بنای ازدواج در پیشگاه خداوند نیست). در ازدواج و تشکیل خانواده، هدف تنها رفع نیاز جنسی و یا فرزند دار شدن و بقای نسل نیست بلکه آمیزش روح ها، پر کردن خلاء روحی هر یک، توسط دیگری و رشد و کمال نیز از اهداف مهم ازدواج است. به این منظور زن و مرد باید محیطی باصفا بسازند که سبب سکون و آرامش آنها و تجلی گاه مودت و رحمت باشد. این زندگی گرم و پرنشاط ،شیرینی خاصی دارد که همواره در کام همسران خواهد ماند (رحیمی،۱۳۸۹، ص۱۸).
ازدواج در عرف و شرع پیمان زناشویی است که بر اساس آن، برای مرد و زن در برابر هم، تعهدات اخلاقی و حقوقی پدید می آید که سرپیچی از آنها، عقوبت و کیفر در پی خواهد داشت. در هر آیینی، ازدواج با مقررات و قوانین ویژه ای صورت می گیرد و اسلام به آداب و رسوم دیگر اقوام احترام گذاشته است. پیمان زناشویی در قرآن به نکاح نیز تعبیر شده، و به دو معنا به کار رفته است.۱-آمیزش (بقره/۲۳۰) و ۲-عقد ازدواج (نور/۳۲). نیاز روح به کانون آرامش، با اهمیت تر از نیاز جنسی است. همسر در پیشامدهای زندگی، راه وصول به آرامش و سعادت را نزدیک می کند (محبی کچلام،۱۳۹۳).
ازدواج ارتباطی است که دارای تامیت بینظیر و گستردهای میباشد، ارتباطی که دارای ابعاد زیستی، عاطفی، روانی، اقتصادی و اجتماعی است. به عبارتی دیگر، همزیستی زوجین در درون خانواده، موجب چنان ارتباط عمیق و همه جانبه میشود که بی هیچ شک و شبههای قابل مقایسه با هیچ یک از
دیگر ارتباطات انسانی نمی باشد به نحوی که قرارداد ناشی از آن دارای نوعی تقدس شده است. به طور کلی ازدواج را می توان عملی دانست است که موجب پیوند دو جنس مخالف بر پایه روابط پایای جنسی میشود و با انعقاد قراردادی اجتماعی مشروعیت پیدا می کند (نجاتی،۱۳۷۶،ص۲۳).
خانواده
خانواده به عنوان واحد کوچکی از یک اجتماع چند نفره دارای جایگاهی است که بسیاری از ویژگی های انسان در آن بروز می یابد.در این واحد است که کرامت انسانی میتواند نیکوتر تجلی یابد،کمالات معنوی حاصل گردد وبسیاری از نیازهای جسمی و عاطفی برآورده شود.توصیه خداوند واولیا الهی به تشکیل خانواده و ازدواج در راستای به سامان رساندن نیازهای متنوع انسان، همسو باخلقت کریمانه اوست. بی گمان در این بستر است که با انتخاب درست و شایسته مسیر، نیازها و گرایش های انسان به سرانجامی سعادت مندانه منجر میگردد (بانکی پور فرد وهمکاران، ۱۳۹۳ ،ص۲۰).
خانواده یکی از قدیمی ترین و انعطاف پذیر ترین نهادهای اجتماعی در تاریخ بشری است .از زمان آغاز زندگی انسان ،مردم خود را به صورت گروههای قومی یا خانوادگی در میآوردند تا از حمایت عاطفی، جسمی و اجتماعی برخوردار باشند .اگرچه در سالهای اخیر، افرادی از هم پاشیدگی نهاد خانواده را پیش بینی کرده اند؛ با این حال نه تنها این نهاد به حیات خود ادامه می دهد، بلکه همچنان به تغییر و رشد خود نیز ادامه میدهد. ممکن است ساختار خانواده در آمریکا با سایر کشورها متفاوت باشد، اما ارزش آن تاکنون پایدار مانده است (اچ السون،دفرین وکی السون،۱۳۸۸،ص4۳).
یکی از نهادهای مهم اجتماعی که به لحاظ اهمیت، نقش و کارکردهای مختلف مورد توجه علمای مذهبی، اخلاقی و صاحب نظران تعلیم و تربیت، جامعهشناسی و روانشناسی قرار گرفته است، نهاد خانواده میباشد. نهادی که بر اثر ازدواج یک زن و مرد پدید میآید و وجود فرزندان آن را تکمیل می کند. صاحب نظران علوم اجتماعی برای خانواده تعاریف متعددی ارائه کرده اند از جمله: خانواده عبارت است از یک شرکت کم و بیش پایدار با فرزند یا بدون فرزند. خانواده یک پدیده تاریخی و یک واحد اجتماعی است که واجد خصایص یک گروه یا نهاد است. خانواده سازمانی است اجتماعی که با وجود تحولات دائم خود، در هزاره ها دوام آورده است.
خانواده متشکل از افراد است و دارای شخصیت مدنی، حقوقی و معنوی است که بر اساس نکاح عقدی که ارتباط یا مشروعیت ارتباط زن و مرد را معین می سازد پدید می آید (صافی،۱۳۷4،ص۱۰۹).
به طور کلی خانواده، نهادی اجتماعی است و شالوده حیات اجتماعی محسوب میشود که علاوه بر حفظ بقای نسل و پرورش کودک، وظایف متعدد و پیچیده دیگری از قبیل فعالیت های آموزشی،
اقتصادی و اجتماعی کردن فرد را برعهده داشته و به عنوان عامل ارتباط مستقیم فرد با گروه ها ،موسسات اجتماعی و سازمان ها، نقش مهمی دارد .خانواده با توجه به ارتباط با نظام پایگاهی جامعه، پایگاه اجتماعی فرد نیز محسوب شده و در شمار عمومی ترین سازمان های اجتماعی است که بر اساس حداقل، ازدواج بین دو جنس مخالف شکل می گیرد. خانواده معمولاً علاوه بر اشتراک مکانی دارای ابعادی زیستی، اقتصادی، جامعه شناسی، روانی و حقوقی است و عناصر اصلی اجتماع را در خود دارا است (نجاتی،1376، ص 21).
ازدواج و تشکیل خانواده یک پیمان مبارک و مقدس و سنت دیرینه ای است که در میان تمام اقوام و ملل برای یک زندگی مشترک وجود داشته است. مهمترین رکن این ازدواج به دست آوردن آرامش و امنیت به عنوان یک نیاز اصلی و حیاتی انسان به شمار میرود. از نشانههای حکمت خداوند قرار دادن جفتی از جنس خودش و ایجاد محبت و الفت بین آنها در زندگی است. ازدواج یک نیاز طبیعی زن و مرد میباشد که در همه جوامع بشری و ادیان الهی و به خصوص مکتب گرانقدر اسلام وجود داشته است و دارد؛ به طوری که رهبران آنها خاصه پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (ص) به پیروان خود برای تشکیل این پیوند مبارک و میمون تاکید فراوان نموده اند. نکته خیلی مهم در امر ازدواج و تشکیل خانواده، آرامش انسان ،تکامل و رشد،سلامت، امنیت فرد در دنیا، تامین و پاسخ به نیازهای جنسی که غریزه طبیعی است، میباشد. هیچ انسانی به خودی خود کامل نیست بلکه دارای کمبود و نقص است و میل به گزینش همسر در دوران جوانی به طور طبیعی و برای رشد و تکامل خویش دارد. ازدواج و بنای خانواده مقدس ترین، راحت ترین و ارزشمندترین اقدام انسان برای آرامش جسم و روان و خط بطلان بر تمامی فسادها، پلیدیها، انحرافات و بی بند و باری ها است، ارزشمندترین الگوی زندگی برای ما مسلمانان در تشکیل خانواده، پیامبر اسلام است که فرمودند:(من که پیغمبر شما هستم، همسر اختیار می کنم، غذا میخورم و از جسم خود مواظبت می کنم و در میان اجتماع به سر می برم و با مردم تماس دارم). محیط خانه مکتب انسان سازی است؛ در محیط خانه زن و مرد می توانند بسیاری از فضایل را کسب نمایند و از سویی رذایل فراوانی را از خود دور سازند. و با هر ازدواجی که صورت گیرد دو جوان راه خود را برای نزدیکی به خداوند هموارتر ساخته اند و وعدههای شیطان را به یاس و ناامیدی مبدل کرده اند. در امر مقدس ازدواج دو نوع جهاد است: 1- برای زنان نیکو، شوهرداری ۲- برای مردان، کار و کوشش برای زن و فرزندان. هر دختر و پسر بالغی به طور طبیعی احتیاج به ازدواج دارد و اگر با این نیاز مبارزه کند و به خصوص این امر بیش از اندازه به تاخیر افتد؛ جز بدبختی و سیه روزی چیزی دیگری عایدش نمیشود. اگر انسان بتواند با غریزه گرسنگی مبارزه کند؛ اگر انسان بتواند با غریزه تشنگی مبارزه کند؛ به طور حتم میتواند با این غریزه و نیاز جنسی هممبارزه کند. سرانجام مبارزه با این غرایز
مرگ و نیستی است، اسلام عزیز در امر مقدس ازدواج تاکید فراوان دارد، تا به این نیاز مبارک پاسخ مثبت داده شود (مومیوند، ۱۳۷۸،ص۷) .
نظر به اینکه نهاد خانواده اصلی ترین رکن جامعه و بستر فرهنگ های گوناگون و زمینه ساز خوشبختی یا بدبختی انسان ها است لذا توجه به اهداف پیوند زناشویی از اهمیت زیادی برخوردار است. اهداف ازدواج از دیدگاه اسلام به شرح زیر است:۱- آرامش روانی ۲- رافت ومهربانی ۳- بقای نسل 4- پاسخ به ندای غریزه و فطرت 5- سازندگی اخلاقی ۶-سلامت جامعه (حسینی بیرجندی، ۱۳۹5، ص۱۲).
معیارهای انتخاب همسر
در گذشته معمولا بزرگتر ها به ویژه والدین، بیشترین نقش را در ازدواج فرزندان ایفا میکردند. ویژگی های خانواده گسترده و وابستگی جوانان به خانواده نیز موجب میشد تصمیم گیری اصلی بر عهده خانواده دختر و پسر باشد. اما امروزه اختیار ها و آزادی های فردی دختر و پسر در گزینش همسر فزونی یافته است. بنابراین آنان در انتخاب شریک زندگی باید قواعد پیچیده و دقیقی را رعایت کنند و در این میان نقش والدین هنوز برجسته است. ملاک های جسمانی، روانشناختی، اقتصادی، اعتقادی و فرهنگی، ملاک های کلی همسر گزینی است (بانکی پور فرد وهمکاران، ۱۳۹۳، ص۹۲).
نوجوانان و جوانان ) دختر و پسر) باید به گونه ای همسر برگزینند که با یک تیم دیگر همتا، هم شان و متناسب باشد و به اصطلاح ) با هم جور در آیند). اگر این شرط تامین شود و این هماهنگی و تناسب تحقق یابد، مشکلات دیگر به راحتی قابل حل است. اگر در این مرحله نلغزند، پیمودن مراحل دیگر، آسان خواهد بود. به جرأت می توان گفت بیشترین مشکلاتی که در زندگی خانوادگی به وجود می آید، به خاطر این است که دختر و پسر در اینجا به خطا رفته اند و همسر متناسب با خود را انتخاب نکرده اند. چه بسیار همسرانی را دیده ایم که بخاطر این عدم تناسب و هم سنخ نبودن به تباهی و بدبختی کشیده شده اند. بسیاری از مشکلات و اختلافاتی که در زندگی مشترک به وجود میآید، ریشه در انتخاب غلط همسر دارد (مظاهری، ۱۳۸۸، ص۱۰۳).
انتخاب همسر مهمترین انتخاب زندگی هر فردی است. انتخابی که شما را از لحاظ محل زندگی، داشتن فرزند، دوست داشتن فرزندان، شغل، حقوق وضعیت مالی و شادی، به طور کلی تحت تاثیر قرار خواهد داد. به عبارت بهتر: کسی که شما با او ازدواج میکنید تقریباً تمام جنبههای زندگی شما را تحت تاثیر قرار خواهد داد ،چه در جهت بهتر یا جهت بدتر (اچ السون وهمکاران ،۱۳۸۸، ص۶۲).
در همسرگزینی عواملی که باید مورد نظر قرار گیرد سه نوع است:
عوامل مشترک در زن و مرد
عوامل اختصاصی مربوط به زنان
عوامل اختصاصی مربوط به مردان
عوامل مشترک در زن و مرد:
در همسرگزینی عواملی که باید در مورد هر دو جنس زن و مرد مورد توجه قرار گیرد عبارتند از:۱- تدین و تقوا ۲- عوامل جسمانی ۳- وضعیت خانوادگی و ژنتیک 4- خصوصیات اخلاقی و عاطفی 5- تحصیل و عقل ۶- کفویت (حسینی بیرجندی، ۱۳۹5، ص۹5).
۱-تدین وتقوا: اسلام بر تقوای در ازدواج توجه خاص نموده و آن را یکی از عوامل تعیین کننده می داند. امام باقر (ع):
مردی که با پیغمبر در کار ازدواج مشورت کرد آن حضرت فرمود: ) آری زن بگیر ولی زن با ایمان و خداشناس) (همان،۱۳۹5، ص۹۶).
انسانی که دین ندارد، هیچ ندارد؛ هر چه هم داشته باشد هیچ محسوب می شود. انسان بی دین، در حقیقت مرده متحرک است. کسی که پایبند به دین که اصلیترین مسئله زندگی است نباشد، هیچ تضمینی وجود ندارد که پایبند به رعایت حقوق همسر و زندگی مشترک باشد. انسان دیندار، هرگز نمی تواند با همسر بی دین، کنار بیاید و با هم زندگی سعادتمندانه ای داشته باشند. انسان متدین، ممکن است بتواند نقشهای دیگر همسرش را تحمل کند، اما بیدینی و لاابالی گری هرگز نمیتواند تحمل نماید (مظاهری، ۱۳۸۸).
تفاوت دینی و مذهبی میتواند یکی از مسئله ساز ترین تفاوت ها باشد. تفاوت دینی در آغاز آشنایی تاثیر چندانی بر رابطه ندارد، زیرا لزومی ندارد که دیدگاههای مذهبی یکسان داشته باشیم تا از بیرون رفتن با کسی لذت ببریم. اما متاسفانه وقتی که رابطه جدی تر می شود و احساسات افراد به یکدیگر قدرت میگیرد، مشکلات هم بیشتر می شود. از آنجا که دین و مذهب باورهای بنیادین ما را شکل میدهند، تفاوت در این باورهای بنیادین میتواند برای همسران بسیار مسئله ساز شود. این افراد معمولاً در سنت ها و مناسبت ها تفاوت های مذهبی بین خود را به خوبی مشاهده میکنند و از همه مهم تر، وقتی صحبت از بزرگ کردن بچه ها باشد کافی است ازآنها بپرسیم که دوست دارند بچه هایشان چه دین یا مذهبی داشته باشند (میرمحمدصادقی،۱۳۹۷، ص۱۰۶).
2-عوامل جسمانی
در عوامل جسمانی آنچه بیشتر مورد نظر است،جمال و زیبایی و وضعیت ظاهری بدن است.اسلام به وضعیت بدنی بخصوص جمال و زیبایی زن توجه خاص دارد و آن را یکی از عوامل موثر در
ازدواج معرفی نموده است.و در مورد مردان نیز پاکیزگی و آراستگی توصیه شده است (حسینی بیرجندی، ۱۳۹5،ص۹۷).
دختر وپسر باید هنگام ازدواج از سلامت کامل جسمانی بهره مند باشند.بنابراین اگر دختر یا پسر نقص جسمانی یا بیماری صعب العلاج داشته باشد،باید فرد مقابل از آن آگاه گردد و باعلم به این بیماری به ازدواج با او رضایت دهد.
باوجود تعالیم خردمندانه بیشتر فرهنگ ها مبنی بر اهمیت خصایل درونی، بیشتر افراد زیبایی چهره وظاهر خوشایند را ملاکقرار میدهند.البته زیبایی امری نسبی است وباید توجه داشت مجموعه ای از مشخصات ظاهری و رفتاری هرفرد او را زیبا یازشت جلوه میدهد؛ چه بسا اجزای چهره کسی چندان زیبا نباشد ولی ترکیب آن جذاب ونمکین باشد ،یا اینکه چهره فردی در نظر خواستگار زیبا جلوه کند، ولی در چشم مادر خواستگار جذاب نباشد. به همین دلیل توصیه میشود قضاوت در مورد ظاهر همسر مورد نظر، به دیگران واگذار نشود.بنابراین دختران و پسران نباید زیبایی را ملاک و معیار اصلی ازدواج قرار دهند. در خصوص ویژگیهای ظاهری باید توجه داشت پاکیزگی و آراستگی مردان، در برقراری روابط سالم زناشویی و حفظ حریم خانواده موثر است. لذا توجه به رعایت این ملاک در پسران امری ضروری است، هرچند آراستگی و نظافت به معنای توجه افراطی به ظاهر و پیروی کورکورانه از مد نیست. بیشک مدل های تبلیغاتی در پوشش یا مدل آراستن سر و صورت سبب از بین رفتن جذابیت های مردانه در پسران میشود و در بیشتر دختران دافعه ایجاد میکند (بانکی پور فرد و همکاران ،۱۳۹۳،ص ۹۲).
یکی از مواردی را که باید جوانان قبل از ازدواج به آن اهمیت دهند، زیبایی متناسب همسر آینده با خودشان میباشد. در دین مبین اسلام به زیباییهای خلقتی اشاره شده است و در روایاتی که از ائمه معصومین آمده، تاکید فراوان بر برخی از زیبایی ها شده است. زیبایی آنقدر مهم است که در جسم و روان انسان تاثیر می گذارد. امام صادق (ع) در این مورد می فرمایند: (نگاه به زن زیبا بلغم را از بین میبرد و نگاه به زن زشت و سودای تلخ را زیاد می کند ). همانطور که در روایت ملاحظه شد نگاه به زیبایی در جسم و روان انسان تاثیر گذاشته و از حیث فیزیکی نیز برای بدن مفید است. پس نباید جوان به ظاهر قضیه بیتفاوت باشد ضمن اینکه ما بر محبت قلبی یعنی عشق و علاقه تأکید فراوان داریم (اسداللهی فرد ،۱۳۷۸،ص ۹۰).
۳-وضعیت خانوادگی وژنتیک
اسلام به وراثت و ژنتیک و شرافت خانوادگی در ازدواج زیاد اهمیت میدهد. پیامبر می فرمایند:(در دامن و خانواده شایسته ازدواج کنید زیرا عرق ) نطفه و ژن ها) تاثیر می گذارد) (حسینی بیرجندی، ۱۳۹5،ص ۹۸).
منظور از شرافت خانوادگی شهرت و ثروت و موقعیت اجتماعی نیست؛ بلکه منظور، نجابت و پاکی و تدین و… است .
ازدواج با یک فرد، مساوی است با پیوند با یک خانواده و فامیل و نسل. در مسئله انتخاب همسر، معقول نیست که انسان بگوید: (من می خواهم با خود این فرد ازدواج کنم و کاری به خانواده و خویشان و فامیلش ندارم). زیرا این فرد، جزئی از همان خانواده و فامیل و شاخهای از همان درخت است. و این شاخه، از ریشههای همان درخت تغذیه کرده است. مسلم است که بسیاری از صفات اخلاقی، روحی، عقلی و جسمی آن خانواده و فامیل، از راه وراثت و تربیت و محیط و عادات، به این فرد منتقل شده است. در ضمن اگر تو با آنان کار نداشته باشی، آنان با تو کار دارند. هرگز نمیتوانی همسرت را از آنان و آنان را از همسرت جدا کنی. خودت هم نمی توانی رابطه ات را با آنان قطع کنی. یک عمر باید با آنها معاشرت و زندگی نمایید.
اگر خانواده و خویشان همسر، ناباب و فاسد باشند، انسان را زجر کش می کنند و از دخالت های آنان در زندگی و از ارتباطبا آنان نمیشود به کلی جلوگیری کرد (مظاهری، ۱۳۸۸،ص۱۱5).
اولین و اساسی ترین معیار برای انتخاب همسر اعم از زن و مرد، اصالت خانوادگی است. کلمه اصالت از اصل گرفته شده و اصل به معنای ریشه آمده است .یعنی دختر و پسر از خانواده هایی باشند که دارای اصل و ریشه هستند. دختر و پسر باید در خانوادههایی رشد یافته باشند که در آنها پدر و مادری عاقل و دلسوز با همه وجود در رشد و تعالی فرزند کوشیده باشند .
برخلاف خانواده هایی که زن و مرد خانه کودکان را به حال خود رها کرده و به دنبال گردش و تفریح خود بودهاند و یا مردانی که بدون دلیل موجهی به تعدد زوجات پرداخته فرزندان خود را به حال خود رها کرده اند. در خانواده های اصیل پدران و مادران میکوشند از نظر اخلاقی و رفتاری برای فرزندان خود نمونه و الگو باشند و بدون تردید پدر و مادر صالح از نظر ارثی نیز سرمایههای بس گرانبهایی را به فرزندان خود انتقال میدهند. دختر و پسری که در یک خانواده اصیل رشد مییابد، سجایای اخلاقی را از پدر و مادر خود به ارث می برند و در برخورد با دشواری ها و سختی های زندگی هرگز از جاده درستی و راستی خارج نمیشوند. به عبارت دیگر پایبندی به آبرو و حیثیت، آنان را از انحراف باز می دارد (رشیدپور، ۱۳۷4،ص ۸4).
4-خصوصیات اخلاقی و عاطفی
خلق و خو و اخلاقیات خوب از امتیازاتی است که داشتن آن میتواند زمینه را برای نزدیکی بیشتر زوجین فراهم آورد .
زوجی که این ویژگیها را داشته باشد نسبت به هم مهربان بوده و همین امر در استحکام خانواده اثرات مهمی دارد. در زمان ازدواج هر یک از طرفین ازدواج باید به اخلاقیات فردی که یک عمر
می خواهند با او زندگی کنند توجه لازم را داشته باشند. آنچه مایه تحکیم و مایه سازش روابط خانوادگی است اخلاق خوب هر یک از طرفین است و همین اخلاق خوب است که بسیاری از اضطراب ها و استرس ها را کاهش داده و کم میکند (نجاتی، ۱۳۷۶،ص 4۹).
اساس زندگی زناشویی سازگاری، تفاهم و همکاری است که این امور فقط در پرتو اخلاق نیکو فراهم می شود (آیت اللهی وهمکاران ،۱۳۹۶،ص۷۷).
صفات اخلاقی مناسب مانند اخلاق و رفتار خوب، نجابت، صداقت و گذشت مهمترین خصوصیت یک مرد یا زن خوب برای ازدواج به شمار میآید. از آنجا که رفتار ،یکی از مهمترین ابعاد روانشناختی فرد است و صفات اخلاقی نیز در رگه های شخصیت جای میگیرد، این دو بعد را میتوان در ضمن ملاک های روانشناختی در نظر گرفت. در این راستا چند مصداق روانشناختی اخلاقی بیان می گردد: سنجیده گویی و کنترل زبان، کنترل احساس ها و هیجان ها، میانهروی، دوراندیشی و آینده نگری، انتقاد پذیری، قدرت تشخیص و تجزیه و تحلیل، استقلال فکری و حسن خلق (بانکی پور فرد وهمکاران ،۱۳۹۳،ص۹4).
زندگی با انسان کج خلق بسیار مشکل است و زندگی با افراد خوش خلق و خوش برخورد، به انسان نشاط و امید میدهد.
خوش خلقی یکی از نشانه های ایمان است و بدخلقی از نمودهای ضعف ایمان. خوشرویی و خنده رویی همیشه و در همه جانشانه اخلاق نیک نیست. خوش خنده بودن دختر و زن و همچنین مرد در مقابل نامحرم ضد اخلاق است و بسیار ناپسند وهمینطور خندیدن و خنداندن دیگران، به وسیله غیبت و مسخره کردن و عیب جویی از مردم حرام و ضد ارزشها و اخلاق اسلامی است (مظاهری، ۱۳۸۸،ص۱۱۳).
۵-تحصیل وعقل
اسلام ازدواج با احمق و نفهم را بلایی عظیم میداند وانگهی عقل سالم و تعادل روانی در ازدواج توصیه شده است. رسول اکرم: ) از ازدواج با زن احمق بپرهیزید، زیرا همنشینی با او بلا است و فرزندی که میآورد تباه است) (حسینی بیرجندی، ۱۳۹5،ص۹۹).
برای ایجاد زندگی سعادتمندانه، به عقل و فهم سالم نیاز است. عقل همانند نورافکنی است که جاده زندگی را روشن میکند و نشیب و فرازها را مینمایاند تا انسان در برابر آنها تصمیم های مناسبی بگیرد. عقل وسیله ای است برای تشخیص خوبی ها از بدی ها. زن و شوهر، برای اداره صحیح زندگی و تربیت فرزندانی شایسته، باید به نیروی عقل و فهم مجهز باشند. امیر مومنان از ازدواج با انسان احمق (فاقد عقل و شعور) به شدت نهی فرموده اند: ) بپرهیزید از ازدواج با احمق زیرا مصاحبت و زندگی با او بلا است و فرزندانش نیز تباه می شوند). در این سخن امام دو نکته مهم بیان
شده است: یکی بلا بودن همنشینی و زندگی با همسر احمق است که جان انسان عاقل را به لب می آورد. و دیگری تباه و ضایع شدن فرزندان که هم از راه وراثت و ژنها بر آن اثر می گذارد و هم از راه تربیت و اخلاق و رفتار و هر دو خسارت بزرگی است. ممکن است انسانی باسواد باشد اما عاقل نباشد و یا عاقل باشد، اما باسواد نباشد .یعنی باسواد بودن مساوی با عاقل بودن نیست؛ همانگونه که عاقل بودن نیز مساوی با باسواد بودن نمی باشد. البته علم و عقل بر یکدیگر تأثیر دارند، اما عین هم نیستند. چه بسا فردی باسواد باشد ولی عقل و بینش زندگی را دارا نباشد و نیز چه بسا شخصی بیسواد باشد که عقل و تدبیر زندگی را داشته باشد. و اگر این دو عقل و علم با هم جمع شوند، نور علی نور می گردد.
و همچنین بعضی از زرنگی ها و زد و بندها و حیله گری ها را نباید به حساب عقل گذاشت و انجام دهنده ی آن ها را عاقل نمی نامند. علم و سواد در سعادت انسان، بسیار تأثیر دارد و طلب دانش بر هر زن و مرد مسلمان واجب است. این ویژگی، در امر انتخاب همسر و زندگی مشترک، مورد توجه است و امتیازی برای همسر شایسته چه دختر و چه پسر محسوب میشود و در تکامل و رشد زندگی و انجام وظایف همسری و تربیت فرزند و… تاثیر نیکویی دارد. اما این خصوصیت نیز مانند زیبایی شرط کمال است نه رکن و اساس و باید در کنار صفات و معیارهای اصلی و اساسی بررسی شود نه مستقل. علم بدون تعهد و ایمان همیشه مضر است؛ همانند زیبایی بدون ایمان و عفت (مظاهری، ۱۳۸۸، ص۱۱۸).
یکی از ویژگی های انسان کمال طلبی است. بسیار دیده شده است که بالا بودن تحصیلات رابطه مستقیمی با سعادت و خوشبختی انسان دارد و از فساد و تباهی جلوگیری کرده است. در بیشتر خانواده ها اعتقاد بر این است که پسر نبایدتحصیلاتش کمتر از دختر باشد. اگرچه وجود تحصیلات همیشه شعور و آگاهی را به همراه ندارد، اما میتوان به صراحتگفت که عامل سواد و آگاهی ارتباط مستقیمی با هم دارند. آنچه در اینجا میتوان بیان کرد این است که تمامی افراد جامعه
چه زن و چه مرد باید برای بیشتر دانستن تلاش کنند تا سعادت خود را تضمین کرده و به سمت رشد و تکامل حرکت کنند .
بسیاری از اختلافات و درگیری های زناشویی ابتدا از چیز های به ظاهر بی اهمیت شروع می شود به این معنی که عادت ها و مسائل کوچک و به ظاهر ناچیز ممکن است زمینه ساز عصبانیت ها و درگیری های زوجین شود. این درگیریها و اختلافنظرها زمانی که از نظر سطح و میزان سواد زوجین در یک سطح نباشند اوج بیشتری گرفته و ریشه دار تر می شوند.
دانشمندان معتقد اند که میان سعادت خانوادگی و همگونگی در تحصیلات زوجین ارتباط و بستگی مستقیمی وجود دارد و توافق میان زن و شوهر را زیاد میکند. در بیشتر مواقع دیدگاه و بینش فرد
مقاله کامل ازدواج و خانواده
ازدواج وخانواده
زهراهمایونی
چکیده
یکی از بناهای پر اهمیت اجتماع، ازدواج وتشکیل خانواده است. در این واحد اجتماعی سنگ بنای تعلیم وتربیت نهاده میشود و انسان در عرصه ازدواج به آرامش وتکامل میرسد. ازدواج به عنوان یک پدیده اجتماعی ازجنبههای مختلف قابل مطالعه و تحقیق میباشد. باتوجه به اهمیت و تاثیر موثر زندگی زناشویی بر جنبههای مختلف زندگی بررسی میشود. انسان موجودی اجتماعی است که بیش از هر چیز به خانواده نیاز دارد چنان که برای تحقق بخشیدن به فرآیند رشد و تکامل خویش به ارتباط با دیگران نیازمند است. نظام خانواده یک نهاد اساسی و محوری در جامعه است و به عنوان هسته اولیه برای سایر نهادهای اجتماعی به شمار میرود. نظام خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است که اساس و زیر ساخت واحد های بزرگ اجتماعی بشری به شمار میرود. ازدواج در بستری پیچیده حساس روابط اجتماعی میان دو جنس مخالف برقرار میشود ومقدمه ومنشا خانواده میشود و یکی از مهم ترین پدیده های اجتماعی، زیستی و فرهنگی محسوب میشود. ازدواج برحسب ماهیت، نوع وانگیزه میتواند پیامدهای مثبت و منفی داشته باشد. مقالهی زیر تحت عنوان ازدواج وخانواده باهدف مشخص کردن معیارهای انتخاب همسر و نقش آن در تشکیل خانواده، یک مقاله کیفی، توصیفی که به صورت کتابخانهای گردآوری شده است، میباشد.
واژگان کلیدی: ازدواج، خانواده ،اسلام، معیارانتخاب
مقدمه
خانواده و جایگاه آن به قدری رفیع و پر منزلت است که در منابع دینی خیمه ای باشکوه تر و بنای رفیع تر از ازدواج و تشکیل خانواده نزد خداوند تصویر نگردیده است آنچه به شکوه و رفعت این بنا که با سرشت عشق و محبت شکل گرفته می افزاید و سبب میشود تا ارکان و اجزای اش در پیوند با یکدیگر به آن ،زیبایی و جلا بخشد و به اهداف متعالی اش دست یابد اخلاق است؛ لذا خانوادهای که در آن اخلاق و فضایل اخلاقی ظهور و بروز یابد و مایه پیوند اعضای آن گردد، همواره از تندباد حوادث و طوفانهای ویرانگر در امان خواهد ماند و اهل خود را به سامان خواهد رساند (بانکی پور، شرفی، مشفق، ملکی، آیت اللهی، بداغی، خلج آبادی و کاظمی پور،۱۳۹۳، ص 5).
رخدادها و تحولاتی که در قرن حاضر در زمینههای مختلف اتفاق میافتد از حوادث مهم و شگفت تاریخ حیات بشری به حساب میآید دگرگونیهایی که بر ابعاد و جوانب مختلف زندگی تأثیر عمیقی گذاشته به نحوی که شیوه زندگی و طرز تفکر در پی آن تغییر کرده و اندیشه های جدیدی را پدید آورده است .از جمله نهادهایی که در سایه این تحولات علاوه بر دگرگونی، بنیان آن نیز سست و
متزلزل شده، خانواده است. امروزه شاهدیم که خانواده درگیر نابسامانی ها و ناهنجاری های متعددی شده است. دیگر در آن از صفا، صمیمیت و آرامش گذشته خبری نیست. زن و شوهر در کنار یکدیگرند ولی از هم بیگانه اند. با اندک بهانه ای حیات زندگی از هم میگسلد. فرزندان، مهر و عطوفت لازم را در خانواده به دست نمیآورند. در خانواده عشق، گذشت، ایثار و فداکاری کمتر به چشم می خورد. نیاز به ازدواج و تشکیل خانواده به خاطر بعضی آزادیهای بی بند و بار جنسی در برخی جوامع کمرنگتر شده است. جامعه انسانی بیش از هر زمان دیگر به رفع این مشکلات و ارائه الگوها و اطلاعات مناسب نیازمند است و باید بیش از پیش به تقویت نهاد خانواده بپردازد. به طور کلی زیرساخت هرگونه پرورش و تکامل اجتماعی، روانی، اخلاقی، اقتصادی، دینی و … در خانواده شکل میگیرد. اگر به هر دلیل نتوانیم این بنیان را مستحکم کنیم، هرگز نمیتوانیم معیارها، ارزشها و ایدهآلهای انسانی خود را استوار بداریم و به نسل های بعدی منتقل کنیم (نجاتی،۱۳۷۶،ص۹).
ازدواج
ازدواج یعنی یک نوع علاقه مند شدن به سرنوشت دیگران و یکی از عللی که در اسلام از ازدواج به عنوان یک امر مقدس و نوعی عبادت یاد شده همین است. رسول خدا (ص) می فرمایند: (هیچ بنایی در اسلام محبوب تر از بنای ازدواج در پیشگاه خداوند نیست). در ازدواج و تشکیل خانواده، هدف تنها رفع نیاز جنسی و یا فرزند دار شدن و بقای نسل نیست بلکه آمیزش روح ها، پر کردن خلاء روحی هر یک، توسط دیگری و رشد و کمال نیز از اهداف مهم ازدواج است. به این منظور زن و مرد باید محیطی باصفا بسازند که سبب سکون و آرامش آنها و تجلی گاه مودت و رحمت باشد. این زندگی گرم و پرنشاط ،شیرینی خاصی دارد که همواره در کام همسران خواهد ماند (رحیمی،۱۳۸۹، ص۱۸).
ازدواج در عرف و شرع پیمان زناشویی است که بر اساس آن، برای مرد و زن در برابر هم، تعهدات اخلاقی و حقوقی پدید می آید که سرپیچی از آنها، عقوبت و کیفر در پی خواهد داشت. در هر آیینی، ازدواج با مقررات و قوانین ویژه ای صورت می گیرد و اسلام به آداب و رسوم دیگر اقوام احترام گذاشته است. پیمان زناشویی در قرآن به نکاح نیز تعبیر شده، و به دو معنا به کار رفته است.۱-آمیزش (بقره/۲۳۰) و ۲-عقد ازدواج (نور/۳۲). نیاز روح به کانون آرامش، با اهمیت تر از نیاز جنسی است. همسر در پیشامدهای زندگی، راه وصول به آرامش و سعادت را نزدیک می کند (محبی کچلام،۱۳۹۳).
ازدواج ارتباطی است که دارای تامیت بینظیر و گستردهای میباشد، ارتباطی که دارای ابعاد زیستی، عاطفی، روانی، اقتصادی و اجتماعی است. به عبارتی دیگر، همزیستی زوجین در درون خانواده، موجب چنان ارتباط عمیق و همه جانبه میشود که بی هیچ شک و شبههای قابل مقایسه با هیچ یک از
دیگر ارتباطات انسانی نمی باشد به نحوی که قرارداد ناشی از آن دارای نوعی تقدس شده است. به طور کلی ازدواج را می توان عملی دانست است که موجب پیوند دو جنس مخالف بر پایه روابط پایای جنسی میشود و با انعقاد قراردادی اجتماعی مشروعیت پیدا می کند (نجاتی،۱۳۷۶،ص۲۳).
خانواده
خانواده به عنوان واحد کوچکی از یک اجتماع چند نفره دارای جایگاهی است که بسیاری از ویژگی های انسان در آن بروز می یابد.در این واحد است که کرامت انسانی میتواند نیکوتر تجلی یابد،کمالات معنوی حاصل گردد وبسیاری از نیازهای جسمی و عاطفی برآورده شود.توصیه خداوند واولیا الهی به تشکیل خانواده و ازدواج در راستای به سامان رساندن نیازهای متنوع انسان، همسو باخلقت کریمانه اوست. بی گمان در این بستر است که با انتخاب درست و شایسته مسیر، نیازها و گرایش های انسان به سرانجامی سعادت مندانه منجر میگردد (بانکی پور فرد وهمکاران، ۱۳۹۳ ،ص۲۰).
خانواده یکی از قدیمی ترین و انعطاف پذیر ترین نهادهای اجتماعی در تاریخ بشری است .از زمان آغاز زندگی انسان ،مردم خود را به صورت گروههای قومی یا خانوادگی در میآوردند تا از حمایت عاطفی، جسمی و اجتماعی برخوردار باشند .اگرچه در سالهای اخیر، افرادی از هم پاشیدگی نهاد خانواده را پیش بینی کرده اند؛ با این حال نه تنها این نهاد به حیات خود ادامه می دهد، بلکه همچنان به تغییر و رشد خود نیز ادامه میدهد. ممکن است ساختار خانواده در آمریکا با سایر کشورها متفاوت باشد، اما ارزش آن تاکنون پایدار مانده است (اچ السون،دفرین وکی السون،۱۳۸۸،ص4۳).
یکی از نهادهای مهم اجتماعی که به لحاظ اهمیت، نقش و کارکردهای مختلف مورد توجه علمای مذهبی، اخلاقی و صاحب نظران تعلیم و تربیت، جامعهشناسی و روانشناسی قرار گرفته است، نهاد خانواده میباشد. نهادی که بر اثر ازدواج یک زن و مرد پدید میآید و وجود فرزندان آن را تکمیل می کند. صاحب نظران علوم اجتماعی برای خانواده تعاریف متعددی ارائه کرده اند از جمله: خانواده عبارت است از یک شرکت کم و بیش پایدار با فرزند یا بدون فرزند. خانواده یک پدیده تاریخی و یک واحد اجتماعی است که واجد خصایص یک گروه یا نهاد است. خانواده سازمانی است اجتماعی که با وجود تحولات دائم خود، در هزاره ها دوام آورده است.
خانواده متشکل از افراد است و دارای شخصیت مدنی، حقوقی و معنوی است که بر اساس نکاح عقدی که ارتباط یا مشروعیت ارتباط زن و مرد را معین می سازد پدید می آید (صافی،۱۳۷4،ص۱۰۹).
به طور کلی خانواده، نهادی اجتماعی است و شالوده حیات اجتماعی محسوب میشود که علاوه بر حفظ بقای نسل و پرورش کودک، وظایف متعدد و پیچیده دیگری از قبیل فعالیت های آموزشی،
اقتصادی و اجتماعی کردن فرد را برعهده داشته و به عنوان عامل ارتباط مستقیم فرد با گروه ها ،موسسات اجتماعی و سازمان ها، نقش مهمی دارد .خانواده با توجه به ارتباط با نظام پایگاهی جامعه، پایگاه اجتماعی فرد نیز محسوب شده و در شمار عمومی ترین سازمان های اجتماعی است که بر اساس حداقل، ازدواج بین دو جنس مخالف شکل می گیرد. خانواده معمولاً علاوه بر اشتراک مکانی دارای ابعادی زیستی، اقتصادی، جامعه شناسی، روانی و حقوقی است و عناصر اصلی اجتماع را در خود دارا است (نجاتی،1376، ص 21).
ازدواج و تشکیل خانواده یک پیمان مبارک و مقدس و سنت دیرینه ای است که در میان تمام اقوام و ملل برای یک زندگی مشترک وجود داشته است. مهمترین رکن این ازدواج به دست آوردن آرامش و امنیت به عنوان یک نیاز اصلی و حیاتی انسان به شمار میرود. از نشانههای حکمت خداوند قرار دادن جفتی از جنس خودش و ایجاد محبت و الفت بین آنها در زندگی است. ازدواج یک نیاز طبیعی زن و مرد میباشد که در همه جوامع بشری و ادیان الهی و به خصوص مکتب گرانقدر اسلام وجود داشته است و دارد؛ به طوری که رهبران آنها خاصه پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (ص) به پیروان خود برای تشکیل این پیوند مبارک و میمون تاکید فراوان نموده اند. نکته خیلی مهم در امر ازدواج و تشکیل خانواده، آرامش انسان ،تکامل و رشد،سلامت، امنیت فرد در دنیا، تامین و پاسخ به نیازهای جنسی که غریزه طبیعی است، میباشد. هیچ انسانی به خودی خود کامل نیست بلکه دارای کمبود و نقص است و میل به گزینش همسر در دوران جوانی به طور طبیعی و برای رشد و تکامل خویش دارد. ازدواج و بنای خانواده مقدس ترین، راحت ترین و ارزشمندترین اقدام انسان برای آرامش جسم و روان و خط بطلان بر تمامی فسادها، پلیدیها، انحرافات و بی بند و باری ها است، ارزشمندترین الگوی زندگی برای ما مسلمانان در تشکیل خانواده، پیامبر اسلام است که فرمودند:(من که پیغمبر شما هستم، همسر اختیار می کنم، غذا میخورم و از جسم خود مواظبت می کنم و در میان اجتماع به سر می برم و با مردم تماس دارم). محیط خانه مکتب انسان سازی است؛ در محیط خانه زن و مرد می توانند بسیاری از فضایل را کسب نمایند و از سویی رذایل فراوانی را از خود دور سازند. و با هر ازدواجی که صورت گیرد دو جوان راه خود را برای نزدیکی به خداوند هموارتر ساخته اند و وعدههای شیطان را به یاس و ناامیدی مبدل کرده اند. در امر مقدس ازدواج دو نوع جهاد است: 1- برای زنان نیکو، شوهرداری ۲- برای مردان، کار و کوشش برای زن و فرزندان. هر دختر و پسر بالغی به طور طبیعی احتیاج به ازدواج دارد و اگر با این نیاز مبارزه کند و به خصوص این امر بیش از اندازه به تاخیر افتد؛ جز بدبختی و سیه روزی چیزی دیگری عایدش نمیشود. اگر انسان بتواند با غریزه گرسنگی مبارزه کند؛ اگر انسان بتواند با غریزه تشنگی مبارزه کند؛ به طور حتم میتواند با این غریزه و نیاز جنسی هممبارزه کند. سرانجام مبارزه با این غرایز
مرگ و نیستی است، اسلام عزیز در امر مقدس ازدواج تاکید فراوان دارد، تا به این نیاز مبارک پاسخ مثبت داده شود (مومیوند، ۱۳۷۸،ص۷) .
نظر به اینکه نهاد خانواده اصلی ترین رکن جامعه و بستر فرهنگ های گوناگون و زمینه ساز خوشبختی یا بدبختی انسان ها است لذا توجه به اهداف پیوند زناشویی از اهمیت زیادی برخوردار است. اهداف ازدواج از دیدگاه اسلام به شرح زیر است:۱- آرامش روانی ۲- رافت ومهربانی ۳- بقای نسل 4- پاسخ به ندای غریزه و فطرت 5- سازندگی اخلاقی ۶-سلامت جامعه (حسینی بیرجندی، ۱۳۹5، ص۱۲).
معیارهای انتخاب همسر
در گذشته معمولا بزرگتر ها به ویژه والدین، بیشترین نقش را در ازدواج فرزندان ایفا میکردند. ویژگی های خانواده گسترده و وابستگی جوانان به خانواده نیز موجب میشد تصمیم گیری اصلی بر عهده خانواده دختر و پسر باشد. اما امروزه اختیار ها و آزادی های فردی دختر و پسر در گزینش همسر فزونی یافته است. بنابراین آنان در انتخاب شریک زندگی باید قواعد پیچیده و دقیقی را رعایت کنند و در این میان نقش والدین هنوز برجسته است. ملاک های جسمانی، روانشناختی، اقتصادی، اعتقادی و فرهنگی، ملاک های کلی همسر گزینی است (بانکی پور فرد وهمکاران، ۱۳۹۳، ص۹۲).
نوجوانان و جوانان ) دختر و پسر) باید به گونه ای همسر برگزینند که با یک تیم دیگر همتا، هم شان و متناسب باشد و به اصطلاح ) با هم جور در آیند). اگر این شرط تامین شود و این هماهنگی و تناسب تحقق یابد، مشکلات دیگر به راحتی قابل حل است. اگر در این مرحله نلغزند، پیمودن مراحل دیگر، آسان خواهد بود. به جرأت می توان گفت بیشترین مشکلاتی که در زندگی خانوادگی به وجود می آید، به خاطر این است که دختر و پسر در اینجا به خطا رفته اند و همسر متناسب با خود را انتخاب نکرده اند. چه بسیار همسرانی را دیده ایم که بخاطر این عدم تناسب و هم سنخ نبودن به تباهی و بدبختی کشیده شده اند. بسیاری از مشکلات و اختلافاتی که در زندگی مشترک به وجود میآید، ریشه در انتخاب غلط همسر دارد (مظاهری، ۱۳۸۸، ص۱۰۳).
انتخاب همسر مهمترین انتخاب زندگی هر فردی است. انتخابی که شما را از لحاظ محل زندگی، داشتن فرزند، دوست داشتن فرزندان، شغل، حقوق وضعیت مالی و شادی، به طور کلی تحت تاثیر قرار خواهد داد. به عبارت بهتر: کسی که شما با او ازدواج میکنید تقریباً تمام جنبههای زندگی شما را تحت تاثیر قرار خواهد داد ،چه در جهت بهتر یا جهت بدتر (اچ السون وهمکاران ،۱۳۸۸، ص۶۲).
در همسرگزینی عواملی که باید مورد نظر قرار گیرد سه نوع است:
عوامل مشترک در زن و مرد
عوامل اختصاصی مربوط به زنان
عوامل اختصاصی مربوط به مردان
عوامل مشترک در زن و مرد:
در همسرگزینی عواملی که باید در مورد هر دو جنس زن و مرد مورد توجه قرار گیرد عبارتند از:۱- تدین و تقوا ۲- عوامل جسمانی ۳- وضعیت خانوادگی و ژنتیک 4- خصوصیات اخلاقی و عاطفی 5- تحصیل و عقل ۶- کفویت (حسینی بیرجندی، ۱۳۹5، ص۹5).
۱-تدین وتقوا: اسلام بر تقوای در ازدواج توجه خاص نموده و آن را یکی از عوامل تعیین کننده می داند. امام باقر (ع):
مردی که با پیغمبر در کار ازدواج مشورت کرد آن حضرت فرمود: ) آری زن بگیر ولی زن با ایمان و خداشناس) (همان،۱۳۹5، ص۹۶).
انسانی که دین ندارد، هیچ ندارد؛ هر چه هم داشته باشد هیچ محسوب می شود. انسان بی دین، در حقیقت مرده متحرک است. کسی که پایبند به دین که اصلیترین مسئله زندگی است نباشد، هیچ تضمینی وجود ندارد که پایبند به رعایت حقوق همسر و زندگی مشترک باشد. انسان دیندار، هرگز نمی تواند با همسر بی دین، کنار بیاید و با هم زندگی سعادتمندانه ای داشته باشند. انسان متدین، ممکن است بتواند نقشهای دیگر همسرش را تحمل کند، اما بیدینی و لاابالی گری هرگز نمیتواند تحمل نماید (مظاهری، ۱۳۸۸).
تفاوت دینی و مذهبی میتواند یکی از مسئله ساز ترین تفاوت ها باشد. تفاوت دینی در آغاز آشنایی تاثیر چندانی بر رابطه ندارد، زیرا لزومی ندارد که دیدگاههای مذهبی یکسان داشته باشیم تا از بیرون رفتن با کسی لذت ببریم. اما متاسفانه وقتی که رابطه جدی تر می شود و احساسات افراد به یکدیگر قدرت میگیرد، مشکلات هم بیشتر می شود. از آنجا که دین و مذهب باورهای بنیادین ما را شکل میدهند، تفاوت در این باورهای بنیادین میتواند برای همسران بسیار مسئله ساز شود. این افراد معمولاً در سنت ها و مناسبت ها تفاوت های مذهبی بین خود را به خوبی مشاهده میکنند و از همه مهم تر، وقتی صحبت از بزرگ کردن بچه ها باشد کافی است ازآنها بپرسیم که دوست دارند بچه هایشان چه دین یا مذهبی داشته باشند (میرمحمدصادقی،۱۳۹۷، ص۱۰۶).
2-عوامل جسمانی
در عوامل جسمانی آنچه بیشتر مورد نظر است،جمال و زیبایی و وضعیت ظاهری بدن است.اسلام به وضعیت بدنی بخصوص جمال و زیبایی زن توجه خاص دارد و آن را یکی از عوامل موثر در
ازدواج معرفی نموده است.و در مورد مردان نیز پاکیزگی و آراستگی توصیه شده است (حسینی بیرجندی، ۱۳۹5،ص۹۷).
دختر وپسر باید هنگام ازدواج از سلامت کامل جسمانی بهره مند باشند.بنابراین اگر دختر یا پسر نقص جسمانی یا بیماری صعب العلاج داشته باشد،باید فرد مقابل از آن آگاه گردد و باعلم به این بیماری به ازدواج با او رضایت دهد.
باوجود تعالیم خردمندانه بیشتر فرهنگ ها مبنی بر اهمیت خصایل درونی، بیشتر افراد زیبایی چهره وظاهر خوشایند را ملاکقرار میدهند.البته زیبایی امری نسبی است وباید توجه داشت مجموعه ای از مشخصات ظاهری و رفتاری هرفرد او را زیبا یازشت جلوه میدهد؛ چه بسا اجزای چهره کسی چندان زیبا نباشد ولی ترکیب آن جذاب ونمکین باشد ،یا اینکه چهره فردی در نظر خواستگار زیبا جلوه کند، ولی در چشم مادر خواستگار جذاب نباشد. به همین دلیل توصیه میشود قضاوت در مورد ظاهر همسر مورد نظر، به دیگران واگذار نشود.بنابراین دختران و پسران نباید زیبایی را ملاک و معیار اصلی ازدواج قرار دهند. در خصوص ویژگیهای ظاهری باید توجه داشت پاکیزگی و آراستگی مردان، در برقراری روابط سالم زناشویی و حفظ حریم خانواده موثر است. لذا توجه به رعایت این ملاک در پسران امری ضروری است، هرچند آراستگی و نظافت به معنای توجه افراطی به ظاهر و پیروی کورکورانه از مد نیست. بیشک مدل های تبلیغاتی در پوشش یا مدل آراستن سر و صورت سبب از بین رفتن جذابیت های مردانه در پسران میشود و در بیشتر دختران دافعه ایجاد میکند (بانکی پور فرد و همکاران ،۱۳۹۳،ص ۹۲).
یکی از مواردی را که باید جوانان قبل از ازدواج به آن اهمیت دهند، زیبایی متناسب همسر آینده با خودشان میباشد. در دین مبین اسلام به زیباییهای خلقتی اشاره شده است و در روایاتی که از ائمه معصومین آمده، تاکید فراوان بر برخی از زیبایی ها شده است. زیبایی آنقدر مهم است که در جسم و روان انسان تاثیر می گذارد. امام صادق (ع) در این مورد می فرمایند: (نگاه به زن زیبا بلغم را از بین میبرد و نگاه به زن زشت و سودای تلخ را زیاد می کند ). همانطور که در روایت ملاحظه شد نگاه به زیبایی در جسم و روان انسان تاثیر گذاشته و از حیث فیزیکی نیز برای بدن مفید است. پس نباید جوان به ظاهر قضیه بیتفاوت باشد ضمن اینکه ما بر محبت قلبی یعنی عشق و علاقه تأکید فراوان داریم (اسداللهی فرد ،۱۳۷۸،ص ۹۰).
۳-وضعیت خانوادگی وژنتیک
اسلام به وراثت و ژنتیک و شرافت خانوادگی در ازدواج زیاد اهمیت میدهد. پیامبر می فرمایند:(در دامن و خانواده شایسته ازدواج کنید زیرا عرق ) نطفه و ژن ها) تاثیر می گذارد) (حسینی بیرجندی، ۱۳۹5،ص ۹۸).
منظور از شرافت خانوادگی شهرت و ثروت و موقعیت اجتماعی نیست؛ بلکه منظور، نجابت و پاکی و تدین و… است .
ازدواج با یک فرد، مساوی است با پیوند با یک خانواده و فامیل و نسل. در مسئله انتخاب همسر، معقول نیست که انسان بگوید: (من می خواهم با خود این فرد ازدواج کنم و کاری به خانواده و خویشان و فامیلش ندارم). زیرا این فرد، جزئی از همان خانواده و فامیل و شاخهای از همان درخت است. و این شاخه، از ریشههای همان درخت تغذیه کرده است. مسلم است که بسیاری از صفات اخلاقی، روحی، عقلی و جسمی آن خانواده و فامیل، از راه وراثت و تربیت و محیط و عادات، به این فرد منتقل شده است. در ضمن اگر تو با آنان کار نداشته باشی، آنان با تو کار دارند. هرگز نمیتوانی همسرت را از آنان و آنان را از همسرت جدا کنی. خودت هم نمی توانی رابطه ات را با آنان قطع کنی. یک عمر باید با آنها معاشرت و زندگی نمایید.
اگر خانواده و خویشان همسر، ناباب و فاسد باشند، انسان را زجر کش می کنند و از دخالت های آنان در زندگی و از ارتباطبا آنان نمیشود به کلی جلوگیری کرد (مظاهری، ۱۳۸۸،ص۱۱5).
اولین و اساسی ترین معیار برای انتخاب همسر اعم از زن و مرد، اصالت خانوادگی است. کلمه اصالت از اصل گرفته شده و اصل به معنای ریشه آمده است .یعنی دختر و پسر از خانواده هایی باشند که دارای اصل و ریشه هستند. دختر و پسر باید در خانوادههایی رشد یافته باشند که در آنها پدر و مادری عاقل و دلسوز با همه وجود در رشد و تعالی فرزند کوشیده باشند .
برخلاف خانواده هایی که زن و مرد خانه کودکان را به حال خود رها کرده و به دنبال گردش و تفریح خود بودهاند و یا مردانی که بدون دلیل موجهی به تعدد زوجات پرداخته فرزندان خود را به حال خود رها کرده اند. در خانواده های اصیل پدران و مادران میکوشند از نظر اخلاقی و رفتاری برای فرزندان خود نمونه و الگو باشند و بدون تردید پدر و مادر صالح از نظر ارثی نیز سرمایههای بس گرانبهایی را به فرزندان خود انتقال میدهند. دختر و پسری که در یک خانواده اصیل رشد مییابد، سجایای اخلاقی را از پدر و مادر خود به ارث می برند و در برخورد با دشواری ها و سختی های زندگی هرگز از جاده درستی و راستی خارج نمیشوند. به عبارت دیگر پایبندی به آبرو و حیثیت، آنان را از انحراف باز می دارد (رشیدپور، ۱۳۷4،ص ۸4).
4-خصوصیات اخلاقی و عاطفی
خلق و خو و اخلاقیات خوب از امتیازاتی است که داشتن آن میتواند زمینه را برای نزدیکی بیشتر زوجین فراهم آورد .
زوجی که این ویژگیها را داشته باشد نسبت به هم مهربان بوده و همین امر در استحکام خانواده اثرات مهمی دارد. در زمان ازدواج هر یک از طرفین ازدواج باید به اخلاقیات فردی که یک عمر
می خواهند با او زندگی کنند توجه لازم را داشته باشند. آنچه مایه تحکیم و مایه سازش روابط خانوادگی است اخلاق خوب هر یک از طرفین است و همین اخلاق خوب است که بسیاری از اضطراب ها و استرس ها را کاهش داده و کم میکند (نجاتی، ۱۳۷۶،ص 4۹).
اساس زندگی زناشویی سازگاری، تفاهم و همکاری است که این امور فقط در پرتو اخلاق نیکو فراهم می شود (آیت اللهی وهمکاران ،۱۳۹۶،ص۷۷).
صفات اخلاقی مناسب مانند اخلاق و رفتار خوب، نجابت، صداقت و گذشت مهمترین خصوصیت یک مرد یا زن خوب برای ازدواج به شمار میآید. از آنجا که رفتار ،یکی از مهمترین ابعاد روانشناختی فرد است و صفات اخلاقی نیز در رگه های شخصیت جای میگیرد، این دو بعد را میتوان در ضمن ملاک های روانشناختی در نظر گرفت. در این راستا چند مصداق روانشناختی اخلاقی بیان می گردد: سنجیده گویی و کنترل زبان، کنترل احساس ها و هیجان ها، میانهروی، دوراندیشی و آینده نگری، انتقاد پذیری، قدرت تشخیص و تجزیه و تحلیل، استقلال فکری و حسن خلق (بانکی پور فرد وهمکاران ،۱۳۹۳،ص۹4).
زندگی با انسان کج خلق بسیار مشکل است و زندگی با افراد خوش خلق و خوش برخورد، به انسان نشاط و امید میدهد.
خوش خلقی یکی از نشانه های ایمان است و بدخلقی از نمودهای ضعف ایمان. خوشرویی و خنده رویی همیشه و در همه جانشانه اخلاق نیک نیست. خوش خنده بودن دختر و زن و همچنین مرد در مقابل نامحرم ضد اخلاق است و بسیار ناپسند وهمینطور خندیدن و خنداندن دیگران، به وسیله غیبت و مسخره کردن و عیب جویی از مردم حرام و ضد ارزشها و اخلاق اسلامی است (مظاهری، ۱۳۸۸،ص۱۱۳).
۵-تحصیل وعقل
اسلام ازدواج با احمق و نفهم را بلایی عظیم میداند وانگهی عقل سالم و تعادل روانی در ازدواج توصیه شده است. رسول اکرم: ) از ازدواج با زن احمق بپرهیزید، زیرا همنشینی با او بلا است و فرزندی که میآورد تباه است) (حسینی بیرجندی، ۱۳۹5،ص۹۹).
برای ایجاد زندگی سعادتمندانه، به عقل و فهم سالم نیاز است. عقل همانند نورافکنی است که جاده زندگی را روشن میکند و نشیب و فرازها را مینمایاند تا انسان در برابر آنها تصمیم های مناسبی بگیرد. عقل وسیله ای است برای تشخیص خوبی ها از بدی ها. زن و شوهر، برای اداره صحیح زندگی و تربیت فرزندانی شایسته، باید به نیروی عقل و فهم مجهز باشند. امیر مومنان از ازدواج با انسان احمق (فاقد عقل و شعور) به شدت نهی فرموده اند: ) بپرهیزید از ازدواج با احمق زیرا مصاحبت و زندگی با او بلا است و فرزندانش نیز تباه می شوند). در این سخن امام دو نکته مهم بیان
شده است: یکی بلا بودن همنشینی و زندگی با همسر احمق است که جان انسان عاقل را به لب می آورد. و دیگری تباه و ضایع شدن فرزندان که هم از راه وراثت و ژنها بر آن اثر می گذارد و هم از راه تربیت و اخلاق و رفتار و هر دو خسارت بزرگی است. ممکن است انسانی باسواد باشد اما عاقل نباشد و یا عاقل باشد، اما باسواد نباشد .یعنی باسواد بودن مساوی با عاقل بودن نیست؛ همانگونه که عاقل بودن نیز مساوی با باسواد بودن نمی باشد. البته علم و عقل بر یکدیگر تأثیر دارند، اما عین هم نیستند. چه بسا فردی باسواد باشد ولی عقل و بینش زندگی را دارا نباشد و نیز چه بسا شخصی بیسواد باشد که عقل و تدبیر زندگی را داشته باشد. و اگر این دو عقل و علم با هم جمع شوند، نور علی نور می گردد.
و همچنین بعضی از زرنگی ها و زد و بندها و حیله گری ها را نباید به حساب عقل گذاشت و انجام دهنده ی آن ها را عاقل نمی نامند. علم و سواد در سعادت انسان، بسیار تأثیر دارد و طلب دانش بر هر زن و مرد مسلمان واجب است. این ویژگی، در امر انتخاب همسر و زندگی مشترک، مورد توجه است و امتیازی برای همسر شایسته چه دختر و چه پسر محسوب میشود و در تکامل و رشد زندگی و انجام وظایف همسری و تربیت فرزند و… تاثیر نیکویی دارد. اما این خصوصیت نیز مانند زیبایی شرط کمال است نه رکن و اساس و باید در کنار صفات و معیارهای اصلی و اساسی بررسی شود نه مستقل. علم بدون تعهد و ایمان همیشه مضر است؛ همانند زیبایی بدون ایمان و عفت (مظاهری، ۱۳۸۸، ص۱۱۸).
یکی از ویژگی های انسان کمال طلبی است. بسیار دیده شده است که بالا بودن تحصیلات رابطه مستقیمی با سعادت و خوشبختی انسان دارد و از فساد و تباهی جلوگیری کرده است. در بیشتر خانواده ها اعتقاد بر این است که پسر نبایدتحصیلاتش کمتر از دختر باشد. اگرچه وجود تحصیلات همیشه شعور و آگاهی را به همراه ندارد، اما میتوان به صراحتگفت که عامل سواد و آگاهی ارتباط مستقیمی با هم دارند. آنچه در اینجا میتوان بیان کرد این است که تمامی افراد جامعه
چه زن و چه مرد باید برای بیشتر دانستن تلاش کنند تا سعادت خود را تضمین کرده و به سمت رشد و تکامل حرکت کنند .
بسیاری از اختلافات و درگیری های زناشویی ابتدا از چیز های به ظاهر بی اهمیت شروع می شود به این معنی که عادت ها و مسائل کوچک و به ظاهر ناچیز ممکن است زمینه ساز عصبانیت ها و درگیری های زوجین شود. این درگیریها و اختلافنظرها زمانی که از نظر سطح و میزان سواد زوجین در یک سطح نباشند اوج بیشتری گرفته و ریشه دار تر می شوند.
دانشمندان معتقد اند که میان سعادت خانوادگی و همگونگی در تحصیلات زوجین ارتباط و بستگی مستقیمی وجود دارد و توافق میان زن و شوهر را زیاد میکند. در بیشتر مواقع دیدگاه و بینش فرد
فایل : 14 صفحه
فرمت : Word

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.