خرید و دانلود نسخه کامل مقاله کامل بررسی جنبه های مختلف استان گیلان از لحاظ مردم شناسی
239,200 تومان قیمت اصلی 239,200 تومان بود.179,400 تومانقیمت فعلی 179,400 تومان است.
تعداد فروش: 71
مشخصات جغرافیایی استان گیلان :
استان گیلان درحدود 14709 کیلومترمربع مساحت وحدود نفر جمعیت دارد
استان گیلان از شمال به قسمتی از مرز کشورجمهوری آذربایجان و به دریای مازندران واز مشرق به استان مازندران واز جنوب به استان های قزوین وزنجان وازمغرب به استان آذربایجان شرقی محدود می باشد.
مرکزاستان گیلان شهررشت وشهرستانهای تابعه آن عبارتند از:
رشت – بندرانزلی – لاهیجان – رودسر- طوالش – فومن – لنگرود – صومعه سرا – آستارا – ورودبار – املش – آستانه اشرقیه ودیگرشهرها از جمله ماسوله – کلاچای – چابکسروغیره می باشد.
درگیلان بادهای مرطوب درزمستان از شمال غربی دربهار از شرق ودرتابستان وپائیز از مغرب می وزد بههمین جهت گیلان مرطوبترین منطقه سواحل جنوبی بحرخزراست وجمع باران سالانه آن به حداکثر 2089 میلیمتر می رسد.
درگیلان حدود سی وهشت رودخانه بزرگ وکوچک وجود دارد که مهمترین آن عبارتند از : سفید رود – پلرود – شلمان رود – ماسال – گرگانرود – وشفا رود است.
محصولات کشاورزی استان گیلان عبارتند از: 1- غلات ( گندم – جو – برنج – ارزن – ذرت ) 2- حبوبات ( لوبیا – نخود – لپه – عدس – ماش – باقلا و…)
3- گیاهان صنعتی ( توتون – تنباکو – آفتابگردان – کرچک – کنجد – بادام زمینی – شاهدانه و….) 4- محصولات جالیزی ( هندوانه – خربزه – خیار…)
5- سبزیجات ( سیب زمینی – پیاز – گوجه فرنگی – جعفری – تره – کلم – شلغم- هویج – کاهو ….) 6- گیاهان علوفه ای 7- میوه ها ( مرکبات – انجیر- انگور – انار – گردو – زیتون – چای – توت – شاه توت – فندق ) از مهمترین محصولات : برنج – چای – مرکبات می باشد.
انواع ماهی : سفید – سوف – ماش – کفال – سیس – کپور – اسپلا – اردک ماهی- ماهی سیم – ماهی لای – آزاد – کیلکا – کلمه – فیل ماهی – تاسماهی و…
صنایع دستی گیلان : اغلب صنعتگران کشاورزان هستند که عبارتند از: نازک کاری چوب – قلابدوزی وبامبو – محصولات دستی چوبی بصورت ظروف سالاد خوری – گلدان – نمک پاش – سینی – کاسه وبشقاب – مجسمه – جاسیگاری و… ساخته می شود که بیشتراز چوبهای راش – شمشاد – افرا – گردو – زیتون – توسگا – وانجیر مورد استفاده قرارمی گیرد.
زبان : گیلکی را زبان شناسان جزو گروه زبانهای شما غربی ایرانی یا گروه زبانهای ایرانی – لهجه
های مرکزی ایران وبخشی از لهجه های فارسی وارموری ( افغانستان وپاکستان ) و پراچی ( درتاجیکستان وافغانستان وهندوستان )
لهجه (گویش) گیلانیان امروز گیلکی است این گویش درغرب وشرق وحوزه های مرکزی گیلان متفاوت است وبا هم اختلاف دارد. بنحویکه حتی فهمش برای ساکنان شهرستانی نزدیک وهمجوار خالی از دشواری نیست بسیاری از واژه های مستعمل امروز براثر اختلاط وآمیزش با واژه های فارسی تغییریافته سبب متروک شدن واژه های قدیمی شده است.
ضرب المثل های زبان گیلکی درمردم همچنان رایج است که دراینجا به چند نمونه ازآن می پردازیم :
خواب بالش نوانه وشنای خورش
همسایه کرک شال برنه ، همساده دیگه زرنگ بونه
دس دسه شورنه، هردو دست دیم شورنه
خدا خراشناسه ورشاخ نده (آن دو شاخ گاو اگرشاخ داشتی – آدمی را از زمین برداشتی )
کاه تی نیه ، کا دان تی شه
مهمان اگریه روز بو وره گاو کوشنن
سلام روستایی بی طمع نیه
خر خره حریف نیه وپالان گازگیره
بز بز بینه پلهم چرنه
لهجه طالشی نیز یکی از لهجه های متداول اما مختص ساکنان غرب وشمال غرب وجنوب غربی است گیلان است ( لهجه گالشی که اختصاص به مردم کوهپایه دارد – لهجه کرمانجی که مخصوص عمارلولی هاست – لهجه تاتی که معمول به مردم رودباراست ).
بازارهای گیلان :
که بصورت هفتگی هرروز دریکی ازشهرهای استان تشکیل می گردد ومعمولا جهت عرضه وفروش محصولات محلی برپا می شود از جمله عناوین این بازارها شبیه بازارجمعه بازارودیگر روزهای هفته درشهرهای مختلف استان گیلان برگزارمی شود.
ازدیدگاه مردم شناسی که دراینجا به جنبه اقتصادی ان می پردازیم بطوریکه مطلعید کاراکتر مردم گیلان کشاورزی – ماهیگیری – دامپروری می باشد زن ومرد درانجام کارمشارکت دارند وبرای امرارمعاش تلاش می کنند ومشارکت زنان دراین منطقه بصورت سنتی بوده وریشه درویژگی جسمانی واقتصادی انها دارد بطوریکه زنان بطور آزادانه درکنار مرد علاوه برکارهای زنانه برنج درو می کند چای می چیند – سبزی می کارد – مرکبات می چیند وخیلی ازکارهای دیگررا انجام می دهد وفقط دربعضی از موارد ازجمله ماهیگیری کمتردخالت دارد ضمنا اکثر فروشندگان دربازارهای روز زنان هستند که نقش مهمی درمسائل اقتصادی خانواده دارند واین امر
باعث شده کارکرد هایی ازجمله روابط خانوادگی – زن وشوهری بسیار مستحکم شده واحترام وجایگاه ومنزلت زن با مشارکت وفعالیت اقتصادی که دارد دراجتماع از ارزش وجایگاه خاص برخوردارشد و نوعی پیوستگی وروحیه جمعی را بوجود آورد. درادامه یادآورمی شود درتحقیق وجستجو خانواده گیلانی که کارکشاورزی دارند مواردی بوده که زن درخانه درجهت تامین معاش خانواده حرف اول را زده وهمین امرسبب شده سایر روابط دیگرازجمله اجتماعی فرهنگی مذهبی وغیره تحت تاثیر وافکار او قرارگیرد پس ازدیدگاه مردم شناسی نتیجه می گیریم زن درکنارمردم در مراحل مختلف تولید توزیع ومصرف نقش اساسی دارد.
تاریخ قومی ونژادی مردم استان گیلان :
ازحدود 6000 سال پیش از میلاد تا حدود 1200 مردمی که هنز معلوم نشده از چه نژاد، یا
لااقل از چه دسته انسانهایی بوده اند درتمام سرزمین ایران تمدن های پیشرفته ای بوجود آورده اند وبا مردم اناتولی وبین النهرین مبادلات بازرگانی وفرهنگی داشته اند. درحدود 1200 پیش از میلاد آثار دسته هایی از اقوام آریایی خصوصا درمغرب وشمال وجنوب غربی ایران ظاهرمی شود. کاوش ها وبررسی های باستان شناسی که تا این تاریخ درسواحل دریای خزر بعمل آمده نشان می دهد که
درحدود 1500 سال پیش از میلاد چند قوم که با یکدیگر همزمان بوده اند درتمام سواحل جنوبی دریایخزر مستقرگردیده اند. تمدن غاز (هوتو) وغار(کمربند) که ازحدود ده هزارسال پیش درمازندران آغاز شده بود احتمالا دنباله پیدا کرد. بررسی هایی که درنواحی ساحلی دریای خزر بعمل آمده اینطورنشان می دهد که از اواسط هزاره دوم مهاجرت های دیگری دراین نواحی انجام نگرفته است.
اینطور به نظرمی رسد که اقوامی که ازکلاردشت تا نواحی واقع درجنوب “املش” و ” تماجان ” و ” امام ” و ” سمام ” و ” اشکور” و ” عمارلو ” ورودبار مسکن اختیارکردند مورد تجاوز همسایگانشان قرارنگرفتند زیرا عبور از راه هایی که به آن نواحی پایان می یافت آسان نبود. ناحیه مارلیک وکلورز ونقاط دیگری که درکنار سفید رود قرارداشتند بیشتراز دیگرنواحی باهمسایگان خود نزدیک شدند.
به هرحال درحدود قرن نهم پیش ازمیلاد دردو طرف سفید رود درحدود رستم آباد امارت نشین های متعددی بوجود آمده بود که مردم ان درساختن کوزه های سفالین گلی ومجسمه های گاو وجام های زرین وزینت آلات وغیره. سلیقه بخصوصی نشان داده اند وآثارشان نشان می دهد که تمدن وهنر آنها بسیار
پیشرفته بود. این امارت نشین ها درحدود قرن ششم یا هفتم پیش از میلاد احتمالا بوسیله مادها یا آشوری ها یا کشورهای مقتدر دیگری که همسایه انها بودند منهدم گردیدند.
اگرقرابت زبان وعادات ورسوم مردم سواحل جنوبی دریای خزریعنی ” گیل ها ” و ” دیلم ها ” و ” تپوری ها ” و ” آماردها ” را با طالش ها درنظر بگیریم اینطور به نظرمی رسد که تمام این اقوام ازراه گردنه های قفقاز وسواحل طالش به طرف گیلان به طرف گیلان آمده باشند وچون سواحل دریای خزر برای زندگی مناسب نبود. به ارتفاعات واقع درکنار جنگل ها رفته به گله داری درمراتع سبز جلگه های مرتفع البرزمشغول شدند.
امروزدرتمام این نواحی قبرهای متعدد ازانان وجود دارد. ولی تا این تاریخ هیچ اثر ساختمانی از منازل انها بدست نیامده است. به هرحال تعداد قبرهایی که درجلگه های مرتفع واقع درکنار جنگل های گیلان قرار دارد وبقدری زیاد است که باید تصور کرد که احتمالا اجتماعاتی درآن نواحی مسکن داشته اند وآثار خانه هایشان ازمیان رفته است.
سوابق نژادی : از گیلان عهد باستان تنها بوسیله مورخان ونوسیندگان یونان قدیم ویک دوشاره که درسنگ نیشته ها به این دیاروساکتان ان شده اطلاع داریم زیرا که به سبب رطوبت هوا وبارندگی طولانی
وجنگل های فراوان ساختمان های قدیم درجلگه گیلان زود نابود می شود ولی اخیرا درکوهستان دیلم واشکور آثار بسیارکشف گردیده است.
درن خاورشناس روسی می گوید : بعضی ها کلمه گیلان را از گل ولای ماخوذ می دانند.
هزار سال پیش از میلاد مسیح سرزمین های پرجنگل کاسپیان وکادوسیان وگلان (گیلان) – سرزمینی که اکنون ازغرب به شرق بخش جنوبی دریای خزر طالش و گیلان ومازندران را تشکیل می دهد – درشمال خاک ماد قرار داشت.
هفتصد سال پیش از میلاد مسیح در مجاورت کرانه های دریای خزر ( کاسپی ) وبخش سفلای دره امردوس (قزن اوزون – سفید رود) ونقاط شمالی ترین زندگی می کردند که بعدها مولفان باستانی ایشان را ( از شرق به غرب ) بنام گلها و کادوسیان وامردان وکسپیان وغیره خوانده اند واینان با کوتیان وکاسیان که در جنوب غربی دریای خزر ( از شمال به جنوب ) زندگی کرده اند خویش داشته اند.
دراواخر قرن هفتم واوایل قرن هشتم ” ق – م ” سرحد خاک ماد از مصب رود امردوس ( قزل اوزون – سفید رود ) که مقر قبایل کادوسی وکاسپی بود می گذشت ولی کادوسیان وکاسپیان سربه اطاعت ماد نگذاشته بودند ودو مورخ عهد باستان ( کتسیان ودیودور) دراین باره شهادت می دهند.
کاسبیان وکادوسیان تحت فرمان هخامنشیان بودند درچنگ اربل ( قرن 4 ق.م) میان لشگریان ایران واسکندر مقدونی کادوسیان (گلان) به داریوش سوم یاری نرساندند. کادوسیان وگلان ( اسلاف دیلمیان وگیلانیان کنونی ) مردمی مستقل وسرکش بودند وهرگز سربه فرمان بیگانه خم نکردند گفته می شود که فرهاد اول پادشاه پارت (اشکانی) با مردمانی که درکرانه های مسیر سفلای سفید رود می زیسته اند وارد جنگ شد ومدتها با آن جنگجویان درگیر بود دران زمان سرزمین کادوسیان (گلان) رسما جزء قلمرو سلوکیان شمرده می شده ولی مانند گذشته مستقل بوده است گیلانیان ودیلمیان بسیار دلیربودند وعلاوه بردفاع از مرزبوم خود گه گاه به سرزمین های اطراف خود دست اندازی می نمودند. درروزگار شاپور اول ساسانی برای جلوگیری از حمله این اقوام به نواحی اطراف شهرقزوین را که یک دژ نظامی بشمار می رفت بنا کرد وحتی در دوره های نخستین اسلام نیز مردم گیلان مبارز ومهاجم بودند.
گیلان بعداز اسلام ودرقرون وسطی :
نخستین باری که دیلمان وگیلان با تازیان روبرو شدند درمیدان جنگ بود زیرا دولت بظاهرشکوهمند ساسانی درهم ریخت مردم گیلان با پیشوایی وفرماندهی لشگریان متحد موتای دیلمی دربرابراعراب صف آرایی کردند اما درواجرود –
میان قزوین وهمدان موتاکشته ولشگریان ازهرسوگریختند اما دیلمیان وگیلکان تازیان را سرزمین خود راه ندادند وبا اینکه اسپهبد طبرستان با اعراب پیمان آشتی بست دیلمیان دست از دشمنی برنداشتند.
نیمه دوم قرن سوم ونیمه اول قرن چهارم هجری برای گیلان ودیلمان دورانی پرازحادثه بوده درسال 250 هجری قیام روستائیان مشرق گیلان برهبری علویان ستمگری های عامل طاهریان بوقوع پیوست وآل وهسودان دردیلمان نیرو گرفت وازان پس بدست یک ساله ودیگر گیلکی – سالاریان ( یا مسافریان یا کنکریان) سرنگون گشت ودیلیمان وگیلکان اندک اسلام پذیرفتند و دودمانهای گیلک ودیلمی آل زیاد درگرگان وآل بویه درمغرب وجنوب ایران پدید آمدند وتصرف بغداد وتبدیل خلفای عباسی به آلتی بی اراده توسط خاندان بویه عملی گشت وقیام روستائیان به پیشوایی حسن ابن علی الاطروش علوی معروف به ناصر کبیر( سال301 هـ ) ضدفئودال صورت گرفت وحمله روسیان درهمان سال بسواحل گیلان ومازندران وقوع یافت.
با اینکه آل بویه دراواخر دستخوش ناتوانی شده ومطیع غزنویان گشته بودند با اینحال غزنویان حکومت اسمی براین ناحیه داشتند دردوره سلجوقیان نیز گیلان ودیلمان چندان بزیرنفوذ انان درنیامد
مقاله کامل بررسی جنبه های مختلف استان گیلان از لحاظ مردم شناسی
مشخصات جغرافیایی استان گیلان :
استان گیلان درحدود 14709 کیلومترمربع مساحت وحدود نفر جمعیت دارد
استان گیلان از شمال به قسمتی از مرز کشورجمهوری آذربایجان و به دریای مازندران واز مشرق به استان مازندران واز جنوب به استان های قزوین وزنجان وازمغرب به استان آذربایجان شرقی محدود می باشد.
مرکزاستان گیلان شهررشت وشهرستانهای تابعه آن عبارتند از:
رشت – بندرانزلی – لاهیجان – رودسر- طوالش – فومن – لنگرود – صومعه سرا – آستارا – ورودبار – املش – آستانه اشرقیه ودیگرشهرها از جمله ماسوله – کلاچای – چابکسروغیره می باشد.
درگیلان بادهای مرطوب درزمستان از شمال غربی دربهار از شرق ودرتابستان وپائیز از مغرب می وزد بههمین جهت گیلان مرطوبترین منطقه سواحل جنوبی بحرخزراست وجمع باران سالانه آن به حداکثر 2089 میلیمتر می رسد.
درگیلان حدود سی وهشت رودخانه بزرگ وکوچک وجود دارد که مهمترین آن عبارتند از : سفید رود – پلرود – شلمان رود – ماسال – گرگانرود – وشفا رود است.
محصولات کشاورزی استان گیلان عبارتند از: 1- غلات ( گندم – جو – برنج – ارزن – ذرت ) 2- حبوبات ( لوبیا – نخود – لپه – عدس – ماش – باقلا و…)
3- گیاهان صنعتی ( توتون – تنباکو – آفتابگردان – کرچک – کنجد – بادام زمینی – شاهدانه و….) 4- محصولات جالیزی ( هندوانه – خربزه – خیار…)
5- سبزیجات ( سیب زمینی – پیاز – گوجه فرنگی – جعفری – تره – کلم – شلغم- هویج – کاهو ….) 6- گیاهان علوفه ای 7- میوه ها ( مرکبات – انجیر- انگور – انار – گردو – زیتون – چای – توت – شاه توت – فندق ) از مهمترین محصولات : برنج – چای – مرکبات می باشد.
انواع ماهی : سفید – سوف – ماش – کفال – سیس – کپور – اسپلا – اردک ماهی- ماهی سیم – ماهی لای – آزاد – کیلکا – کلمه – فیل ماهی – تاسماهی و…
صنایع دستی گیلان : اغلب صنعتگران کشاورزان هستند که عبارتند از: نازک کاری چوب – قلابدوزی وبامبو – محصولات دستی چوبی بصورت ظروف سالاد خوری – گلدان – نمک پاش – سینی – کاسه وبشقاب – مجسمه – جاسیگاری و… ساخته می شود که بیشتراز چوبهای راش – شمشاد – افرا – گردو – زیتون – توسگا – وانجیر مورد استفاده قرارمی گیرد.
زبان : گیلکی را زبان شناسان جزو گروه زبانهای شما غربی ایرانی یا گروه زبانهای ایرانی – لهجه
های مرکزی ایران وبخشی از لهجه های فارسی وارموری ( افغانستان وپاکستان ) و پراچی ( درتاجیکستان وافغانستان وهندوستان )
لهجه (گویش) گیلانیان امروز گیلکی است این گویش درغرب وشرق وحوزه های مرکزی گیلان متفاوت است وبا هم اختلاف دارد. بنحویکه حتی فهمش برای ساکنان شهرستانی نزدیک وهمجوار خالی از دشواری نیست بسیاری از واژه های مستعمل امروز براثر اختلاط وآمیزش با واژه های فارسی تغییریافته سبب متروک شدن واژه های قدیمی شده است.
ضرب المثل های زبان گیلکی درمردم همچنان رایج است که دراینجا به چند نمونه ازآن می پردازیم :
خواب بالش نوانه وشنای خورش
همسایه کرک شال برنه ، همساده دیگه زرنگ بونه
دس دسه شورنه، هردو دست دیم شورنه
خدا خراشناسه ورشاخ نده (آن دو شاخ گاو اگرشاخ داشتی – آدمی را از زمین برداشتی )
کاه تی نیه ، کا دان تی شه
مهمان اگریه روز بو وره گاو کوشنن
سلام روستایی بی طمع نیه
خر خره حریف نیه وپالان گازگیره
بز بز بینه پلهم چرنه
لهجه طالشی نیز یکی از لهجه های متداول اما مختص ساکنان غرب وشمال غرب وجنوب غربی است گیلان است ( لهجه گالشی که اختصاص به مردم کوهپایه دارد – لهجه کرمانجی که مخصوص عمارلولی هاست – لهجه تاتی که معمول به مردم رودباراست ).
بازارهای گیلان :
که بصورت هفتگی هرروز دریکی ازشهرهای استان تشکیل می گردد ومعمولا جهت عرضه وفروش محصولات محلی برپا می شود از جمله عناوین این بازارها شبیه بازارجمعه بازارودیگر روزهای هفته درشهرهای مختلف استان گیلان برگزارمی شود.
ازدیدگاه مردم شناسی که دراینجا به جنبه اقتصادی ان می پردازیم بطوریکه مطلعید کاراکتر مردم گیلان کشاورزی – ماهیگیری – دامپروری می باشد زن ومرد درانجام کارمشارکت دارند وبرای امرارمعاش تلاش می کنند ومشارکت زنان دراین منطقه بصورت سنتی بوده وریشه درویژگی جسمانی واقتصادی انها دارد بطوریکه زنان بطور آزادانه درکنار مرد علاوه برکارهای زنانه برنج درو می کند چای می چیند – سبزی می کارد – مرکبات می چیند وخیلی ازکارهای دیگررا انجام می دهد وفقط دربعضی از موارد ازجمله ماهیگیری کمتردخالت دارد ضمنا اکثر فروشندگان دربازارهای روز زنان هستند که نقش مهمی درمسائل اقتصادی خانواده دارند واین امر
باعث شده کارکرد هایی ازجمله روابط خانوادگی – زن وشوهری بسیار مستحکم شده واحترام وجایگاه ومنزلت زن با مشارکت وفعالیت اقتصادی که دارد دراجتماع از ارزش وجایگاه خاص برخوردارشد و نوعی پیوستگی وروحیه جمعی را بوجود آورد. درادامه یادآورمی شود درتحقیق وجستجو خانواده گیلانی که کارکشاورزی دارند مواردی بوده که زن درخانه درجهت تامین معاش خانواده حرف اول را زده وهمین امرسبب شده سایر روابط دیگرازجمله اجتماعی فرهنگی مذهبی وغیره تحت تاثیر وافکار او قرارگیرد پس ازدیدگاه مردم شناسی نتیجه می گیریم زن درکنارمردم در مراحل مختلف تولید توزیع ومصرف نقش اساسی دارد.
تاریخ قومی ونژادی مردم استان گیلان :
ازحدود 6000 سال پیش از میلاد تا حدود 1200 مردمی که هنز معلوم نشده از چه نژاد، یا
لااقل از چه دسته انسانهایی بوده اند درتمام سرزمین ایران تمدن های پیشرفته ای بوجود آورده اند وبا مردم اناتولی وبین النهرین مبادلات بازرگانی وفرهنگی داشته اند. درحدود 1200 پیش از میلاد آثار دسته هایی از اقوام آریایی خصوصا درمغرب وشمال وجنوب غربی ایران ظاهرمی شود. کاوش ها وبررسی های باستان شناسی که تا این تاریخ درسواحل دریای خزر بعمل آمده نشان می دهد که
درحدود 1500 سال پیش از میلاد چند قوم که با یکدیگر همزمان بوده اند درتمام سواحل جنوبی دریایخزر مستقرگردیده اند. تمدن غاز (هوتو) وغار(کمربند) که ازحدود ده هزارسال پیش درمازندران آغاز شده بود احتمالا دنباله پیدا کرد. بررسی هایی که درنواحی ساحلی دریای خزر بعمل آمده اینطورنشان می دهد که از اواسط هزاره دوم مهاجرت های دیگری دراین نواحی انجام نگرفته است.
اینطور به نظرمی رسد که اقوامی که ازکلاردشت تا نواحی واقع درجنوب “املش” و ” تماجان ” و ” امام ” و ” سمام ” و ” اشکور” و ” عمارلو ” ورودبار مسکن اختیارکردند مورد تجاوز همسایگانشان قرارنگرفتند زیرا عبور از راه هایی که به آن نواحی پایان می یافت آسان نبود. ناحیه مارلیک وکلورز ونقاط دیگری که درکنار سفید رود قرارداشتند بیشتراز دیگرنواحی باهمسایگان خود نزدیک شدند.
به هرحال درحدود قرن نهم پیش ازمیلاد دردو طرف سفید رود درحدود رستم آباد امارت نشین های متعددی بوجود آمده بود که مردم ان درساختن کوزه های سفالین گلی ومجسمه های گاو وجام های زرین وزینت آلات وغیره. سلیقه بخصوصی نشان داده اند وآثارشان نشان می دهد که تمدن وهنر آنها بسیار
پیشرفته بود. این امارت نشین ها درحدود قرن ششم یا هفتم پیش از میلاد احتمالا بوسیله مادها یا آشوری ها یا کشورهای مقتدر دیگری که همسایه انها بودند منهدم گردیدند.
اگرقرابت زبان وعادات ورسوم مردم سواحل جنوبی دریای خزریعنی ” گیل ها ” و ” دیلم ها ” و ” تپوری ها ” و ” آماردها ” را با طالش ها درنظر بگیریم اینطور به نظرمی رسد که تمام این اقوام ازراه گردنه های قفقاز وسواحل طالش به طرف گیلان به طرف گیلان آمده باشند وچون سواحل دریای خزر برای زندگی مناسب نبود. به ارتفاعات واقع درکنار جنگل ها رفته به گله داری درمراتع سبز جلگه های مرتفع البرزمشغول شدند.
امروزدرتمام این نواحی قبرهای متعدد ازانان وجود دارد. ولی تا این تاریخ هیچ اثر ساختمانی از منازل انها بدست نیامده است. به هرحال تعداد قبرهایی که درجلگه های مرتفع واقع درکنار جنگل های گیلان قرار دارد وبقدری زیاد است که باید تصور کرد که احتمالا اجتماعاتی درآن نواحی مسکن داشته اند وآثار خانه هایشان ازمیان رفته است.
سوابق نژادی : از گیلان عهد باستان تنها بوسیله مورخان ونوسیندگان یونان قدیم ویک دوشاره که درسنگ نیشته ها به این دیاروساکتان ان شده اطلاع داریم زیرا که به سبب رطوبت هوا وبارندگی طولانی
وجنگل های فراوان ساختمان های قدیم درجلگه گیلان زود نابود می شود ولی اخیرا درکوهستان دیلم واشکور آثار بسیارکشف گردیده است.
درن خاورشناس روسی می گوید : بعضی ها کلمه گیلان را از گل ولای ماخوذ می دانند.
هزار سال پیش از میلاد مسیح سرزمین های پرجنگل کاسپیان وکادوسیان وگلان (گیلان) – سرزمینی که اکنون ازغرب به شرق بخش جنوبی دریای خزر طالش و گیلان ومازندران را تشکیل می دهد – درشمال خاک ماد قرار داشت.
هفتصد سال پیش از میلاد مسیح در مجاورت کرانه های دریای خزر ( کاسپی ) وبخش سفلای دره امردوس (قزن اوزون – سفید رود) ونقاط شمالی ترین زندگی می کردند که بعدها مولفان باستانی ایشان را ( از شرق به غرب ) بنام گلها و کادوسیان وامردان وکسپیان وغیره خوانده اند واینان با کوتیان وکاسیان که در جنوب غربی دریای خزر ( از شمال به جنوب ) زندگی کرده اند خویش داشته اند.
دراواخر قرن هفتم واوایل قرن هشتم ” ق – م ” سرحد خاک ماد از مصب رود امردوس ( قزل اوزون – سفید رود ) که مقر قبایل کادوسی وکاسپی بود می گذشت ولی کادوسیان وکاسپیان سربه اطاعت ماد نگذاشته بودند ودو مورخ عهد باستان ( کتسیان ودیودور) دراین باره شهادت می دهند.
کاسبیان وکادوسیان تحت فرمان هخامنشیان بودند درچنگ اربل ( قرن 4 ق.م) میان لشگریان ایران واسکندر مقدونی کادوسیان (گلان) به داریوش سوم یاری نرساندند. کادوسیان وگلان ( اسلاف دیلمیان وگیلانیان کنونی ) مردمی مستقل وسرکش بودند وهرگز سربه فرمان بیگانه خم نکردند گفته می شود که فرهاد اول پادشاه پارت (اشکانی) با مردمانی که درکرانه های مسیر سفلای سفید رود می زیسته اند وارد جنگ شد ومدتها با آن جنگجویان درگیر بود دران زمان سرزمین کادوسیان (گلان) رسما جزء قلمرو سلوکیان شمرده می شده ولی مانند گذشته مستقل بوده است گیلانیان ودیلمیان بسیار دلیربودند وعلاوه بردفاع از مرزبوم خود گه گاه به سرزمین های اطراف خود دست اندازی می نمودند. درروزگار شاپور اول ساسانی برای جلوگیری از حمله این اقوام به نواحی اطراف شهرقزوین را که یک دژ نظامی بشمار می رفت بنا کرد وحتی در دوره های نخستین اسلام نیز مردم گیلان مبارز ومهاجم بودند.
گیلان بعداز اسلام ودرقرون وسطی :
نخستین باری که دیلمان وگیلان با تازیان روبرو شدند درمیدان جنگ بود زیرا دولت بظاهرشکوهمند ساسانی درهم ریخت مردم گیلان با پیشوایی وفرماندهی لشگریان متحد موتای دیلمی دربرابراعراب صف آرایی کردند اما درواجرود –
میان قزوین وهمدان موتاکشته ولشگریان ازهرسوگریختند اما دیلمیان وگیلکان تازیان را سرزمین خود راه ندادند وبا اینکه اسپهبد طبرستان با اعراب پیمان آشتی بست دیلمیان دست از دشمنی برنداشتند.
نیمه دوم قرن سوم ونیمه اول قرن چهارم هجری برای گیلان ودیلمان دورانی پرازحادثه بوده درسال 250 هجری قیام روستائیان مشرق گیلان برهبری علویان ستمگری های عامل طاهریان بوقوع پیوست وآل وهسودان دردیلمان نیرو گرفت وازان پس بدست یک ساله ودیگر گیلکی – سالاریان ( یا مسافریان یا کنکریان) سرنگون گشت ودیلیمان وگیلکان اندک اسلام پذیرفتند و دودمانهای گیلک ودیلمی آل زیاد درگرگان وآل بویه درمغرب وجنوب ایران پدید آمدند وتصرف بغداد وتبدیل خلفای عباسی به آلتی بی اراده توسط خاندان بویه عملی گشت وقیام روستائیان به پیشوایی حسن ابن علی الاطروش علوی معروف به ناصر کبیر( سال301 هـ ) ضدفئودال صورت گرفت وحمله روسیان درهمان سال بسواحل گیلان ومازندران وقوع یافت.
با اینکه آل بویه دراواخر دستخوش ناتوانی شده ومطیع غزنویان گشته بودند با اینحال غزنویان حکومت اسمی براین ناحیه داشتند دردوره سلجوقیان نیز گیلان ودیلمان چندان بزیرنفوذ انان درنیامد
فایل : 25 صفحه
فرمت : Word

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.