خرید و دانلود نسخه کامل مقاله کامل بررسی عوامل جذاب شدن تدریس درس عربی از طریق هنر
311,200 تومان قیمت اصلی 311,200 تومان بود.233,400 تومانقیمت فعلی 233,400 تومان است.
تعداد فروش: 51
بررسی عوامل جذاب شدن تدریس درس عربی از طریق هنر
چکیده:
زبان عربی به عنوان یکی از زبانهای غنی و پر جاذبه که علاوه بر تاریخ طولانی از گستردگی شایان توجهی برخوردار است، دارای ویژگیهای قابل توجهی است که فراگیری و آموزش آن را اهمیت بیشتری میبخشد.
این ضرورت برای فارسی زبانان که از طرفی دلدادگان معارف دینی و نیازمند به استفاده از منابع اصیل آن میباشند و از طرف دیگر زبان آنان با زبان عربی آمیختگی فراوان داشته و ادبیات مشترک این خاستگاه را تقویت میکند، از درجه بالاتری برخوردار است. ضمنا ارتباط و پیوند همه جانبه با محیطهای عربی بویژه کشورهای مجاور موجب میشود که زمینه فراگیری و آموزش زبان عربی بیش از پیش در ایران رونق گیرد.
آنچه در طول مدت پژوهش توانستم به آن برسم کم کردن اختلاف میانگین نمرات نوبت اول در درس عربی با نوبت دوم همان دانشآموزان در همان درس بود که میانگین این اختلاف حدود 3 نمره پیشرفت بود که به نظر من یک موفقیت برای این پژوهش محسوب میشد.
کلمات کلیدی: عوامل، جذاب شدن، تدریس،درس عربی، هنر
مقدمه
توصیف وضعیت موجود
وضعیت دانشآموزان
نیمی از خانوادهی دانشآموزان از نظر مالی در سطح پایینی قرار دارند.خوشبختانه در چند سال اخیر سطح فرهنگی خانوادهها بهبود یافته است. و در میان آنها خانوادههای فرهنگی نیز وجود دارند.
ضرورت بیان این مسئله:
علت انتخاب این موضوع موارد زیر است:
رخوت و بیحالی، عدم توجه به درس، صحبت کردن هنگام تدریس معلم
معلم محوری صرف و عدم مشارکت دانشآموزان در کلاس درس (حسینی، 1396).
گردآوری شواهد 1:
در صحبتهای انجام شده در جلسات شورای دبیران، مدیر و سایر همکاران نیز در مورد این موضوع اتفاق نظر داشتند و این مسئله را تایید کردند.
لذا این جانب تصمیم گرفتم به عنوان موضوع اقدام پژوهی تلفیق هنر در تدریس را برای کلاسهایم انتخاب نمایماهداف آموزش عربی
زبان عربی به عنوان یکی از زبانهای غنی و پر جاذبه که علاوه بر تاریخ طولانی از گستردگی شایان توجهی برخوردار است، دارای ویژگیهای قابل توجهی است که
فراگیری و آموزش آن را اهمیت بیشتری میبخشد (شعاری نژاد، 1394).
زبان عربی گذشته از پیوند هزار و چند ساله اش با زبان فارسی، زبان دین ماست و لذا برای بررسی آن حتما لازم است که ادبیات عرب و تاریخ ادبیات عرب بررسی شود. تا دورههای ادبی از جاهلیت تا عصر ما و آثار هر عصر و نیز عوامل فرهنگی و غیر فرهنگی موثر در آن؛کاملا روشن شود و تمام خطوط و جزئیات شخصیت روانی و اجتماعی و هنری ادبا به وضوح تصویر شود. عربها واژه ادب را در معانی مختلفی به کارمی برند، در زمان جاهلیت به معنی دعوت به طعام مهمانی (مادویه) بود. و در جاهلیت و اسلام به خلق کریم وحسن معاشرت با خواص و عوام به کار میرفت. سپس بر تهذیب نفس وآموزش صفات پسندیده و معارف و شعر اطلاق شد. در قرن نهم میلادی و قرون بعد از آن همه علوم و فنون را از فلسفه و ریاضیات و نجوم و کیمیا و طب و اخبار و انساب و شعر و جز آن را از آن گونه معارف والا که در بهبود بخشیدن به روابط اجتماعی بکار میآید در بر میگرفت.
در قرن دوازدهم، لفظ ادب در شعر ونثر و آنچه به آن دو مربوط است چون نحو و علوم لغت و عروض و بلاغت و نقد ادبی استعمال شد.
زبان عربی به عنوان یکی از زبانهای غنی و پر جاذبه که علاوه بر تاریخ طولانی از گستردگی شایان توجهی برخوردار است، دارای ویژگیهای قابل توجهی است که فراگیری و آموزش آن را اهمیت بیشتری میبخشد.
ساختارهای بدیع و دل انگیز؛ فراوانی واژگان؛ پویایی پذیرش از دیگر زبانها، تنوع در تعبیر و استواری در نظام زبانی از مهم ترین ویژگیهای این زبان است.
زبان عربی به عنوان زبان کتاب جاودان الهی و میراث پر بهای اسلامی از حدیث و تاریخ و تفسیر وجه مشترک میان
مسلمانان جهان میباشد. همچنین جمعیت انبوهی که از خاورمیانه تا شمال افریقا و مرزهای جنوب شرق آسیا با این زبان گفتگو میکنند و گستزش وسائل ارتباط جمعی همچون شبکههای ماهوارهای و اینترنت، مجلات و نشریات متعدد روز به روز بر دامنه زبان عربی میافزاید و اهمیت فراگیری و استفاده از این زبان را دو چندان میکند.
این ضرورت برای فارسی زبانان که از طرفی دلدادگان معارف دینی و نیازمند به استفاده از منابع اصیل آن میباشند و از طرف دیگر زبان آنان با زبان عربی آمیختگی فراوان داشته و ادبیات مشترک این خاستگاه را تقویت میکند، از درجه بالاتری برخوردار است. ضمنا ارتباط و پیوند همه جانبه با محیطهای عربی بویژه کشورهای مجاور موجب میشود که زمینه فراگیری و آموزش زبان عربی بیش از پیش در ایران رونق گیرد.
حال در این قسمت میخوانیم که ما چه هدفی از خواندن ادبیات عرب و درس عربی داریم (حسینی، 1396).
اهداف آموزش عربی:
امکان سخن گفتن روان و صحیح با این زبان در محیطهای علمی تجاری فرهنگی و سیاحتی
آشنایی بیشتر و عمیق تر با فرهنگ غنی اسلامی.
امکان بهره گیری بیشتر و بهتر از متون علمی و ادبی فارسی مربوط به دوره اسلامی.
برقراری ارتباط با بیش از یک میلیارد مسلمان در سطح جهان و نیل به الگوی مترقی گفتگوی تمدنها بویژه با ملتهای شرقی
فراهم آوردن زمینه مناسب برای بکارگیری و استفاده از زبان عربی در عرصههای کار و فعالیت همچون سازمانها و نهادهای دست اندرکار در امور رسانه ای، مطبوعاتی،
فرهنگی، زیارتی، سیاحتی، تجاری، حقوقی، آموزشی، تبلیغاتی و اطلاع رسانی و مانند آن.
کسب موفقیت بیشتر دانشآموزان و دانشجویان در دروس عربی در سطح مدارس؛ دبیرستانها و دانشگاهها و داوطلبان شرکت در امتحانهای ورودی به مقاطع تحصیلی دانشگاهی (شعاری نژاد، 1394).
اهمیت هدف در آموزش
از خصوصیات آموزش این است که برای فعالیت خویش یک هدف و مقصد آگاهانهای قائل گردیم، این نوع فعالیت فقط برای فردی امکان پذیر خواهد بود که خود را بشناسد و قادر به تنظیم طرح آگاهانهای باشد و آزادانه وسایل را برگزیند که امیال او را ارضا نماید و به کمک آنها به اهدافش برسد. ایجاد این حق و توسعه امکانات آن همانا چیزی جز پرورش و آمادگی احترام به شخصیت نیست (ترزا، 1395).
تقویت انگیزه درونی شاگرد
اگر معلم بکوشد انگیزههای درونی را در عمق جان شاگرد به وجود آورد چنین شاگردی خود جوش، به حرکت در آمده و دیگر نیازی به عوامل بیرونی از قبیل تشویق و ترغیب نخواهد داشت؛ لذا در اسلام بیشترین تاکید بر انگیزههای درونی شده است. روی این اصل خانوادهها و معلمان باید توجه داشته باشند که معیارهای اولیه تربیتی خود را باید بر محور علایق درونی و انگیزههای داخلی قرار دهند تا در پرتو این محرکات درونی فرزندان خود به خود با میل و رغبت به سوی کمالات انسانی در حرکت باشند، بدیهی است در مواردی هم برای این که کششهای درونی تقویت گردد میتوان از تشویقات و عوامل ترغیبی استفاده کرد. نکته ظریفی که امروزه با آن مواجه هستیم این است که دانشآموزان اساسا به درس خواندن علاقه ندارند و از آن گریزان هستند این
بیعلاقگی آن چنان قوی است که همان طور شاگرد ابتدایی از نیامدن معلم خوش حال است دانشجوی دانشگاه نیز به وجد و شور در میآید. از این جا به دست میآید که جز در عدهای از دانشآموزان تعلیم و تربیت جامعه ما نتوانسته است انگیزه و شوق درونی به وجود آورد و فرهنگها با برنامههای غلط و غیر صحیح همیشه تحصیل و علم را بر شاگرد تحمیل کرده است (بارو، 1396).
لذا وقتی میفهمد معلم نیامده است با یک دنیا شادی و نشاط از کلاس خارج میشود، گویی از زندان خارج شده است و حال آنکه مولا علی (ع) میفرمایند : اگر روزی آفتاب طلوع کند و من در آن روز علم و دانش تازهای نیاموزم آن روز بر من مبارک نخواهد بود.
بنابراین اولیاء فرهنگ و آموزش و پرورش باید با یک تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش را دگرگون ساخته به جای روحیه مدرک طلبی و رفاه طلبی عشق و ایمان به علم اندوزی را در جامعه پرورش دهند (حسینی، 1396).
پرورش ابتکار عمل و خلاقیت در دانشآموزان
ممکن است در نگاه اول برای خواننده این سوال پیش آید که ابتکار و خلاقیت چه ارتباطی با شادابی و ایجاد نشاط در دانشآموزان کلاس دارد ؟ در جواب باید گفت که اگر بتوانیم در کلاس دانشآموزان را برای پرورش خلاقیت و ابتکار عمل در درس خواندن و طراحی علمی تربیت کنیم دانشآموزان چنین کلاسی همیشه با انگیزه و شاداب بوده و بیشتر از معلمشان به درس خواندن و اکتشاف و خلاقیت علاقه نشان میدهند (بارو،1396).
اهمیت تدریس عربی در مدارس و بررسی مشکلات پیرامون آن
خداوند در میان مردمانش مردمی رابرگزید،آنگاه دردل آنها را قرار داد وآنرا بر زبانشان جاری ساخت ونام آنها را گذاشت.
معلمی یک ارزش است ومعلم یک فرد ارزشمند وآنچه این ارزش رامضاعف میسازد مدرس زبان عربی بودن است باید این ارزش را شناخت وبا ید آنگونه که بایسته وشایسته است باآن برخورد کرد تا از ارزشش کاسته نشود
بنظر میرسد زبان عربی بعنوان یک درس مهم هنوز جایگاه مناسبش را درمیان سایر دروس پیدا نکرده است. دانشآموزان در مدارس،این درس را مورد انتقاد خود قرار داده وانزجار خود را مطرح میسازند ونسبت به آن اظهار دلسردی میکنند حتی دربعضی مواقع معلمان این درس نیز بیعلاقه بودن و بیمیلی خود را نسبت به تدریس این درس بیان میکنند (حسینی، 1396)
مشکل کجاست وچگونه میتوان آن را حل کرد؟
با نگاهی دقیقتر متوجه خواهیم شد که پرداختن به قواعد صرف ونحو به تنها یی وجداکردن آن از مکالمه،خشک و بیروح بودن کتاب درسی را در پی خواهد داشت. مولفین کتب درسی باید عنایت بیشتری به این مسئله داشته باشند که زنده بودن هر زبانی به تکلم آن است واگر بخواهیم بخش مکالمه را حذف کرده و فقط به قواعد بپردازیم،آن میشود که الآن دچار آنیم. سوال اینجاست، آیاارزش درس عربی کمتر از درس زبان انگلیسی است که میبینیم کلاسهای متعددی جهت تکمیل بنیه علمی دانشآموزان ودانشجویان گذاشته شده وخانوادهها فرزندان خودرا از همان سنین کودکی در این موسسات میگذارند و تا مرحله تافل پیش میرونداهمیت این زبان بعنوان زبان بین المللی در حدی است که برای رسیدن به مرحله دکترا باید از پل تافل عبورکرد. این قابل انکار نیست ولی آنچه سوال برانگیز است بیتوجهی به زبان عربی بعنوان زبان زنده دنیاوبا توجه به اینکه زبان دین و قرآن است و عجین شدن این زبان با زبان فارسی است. پس آیا سزاوار است که بهایی کمتراز زبان انگلیسی به آن
داده شود ؟آیا بهتر نیست کمی بیشتر به این مسئله توجه کرده و کتب درسی عربی را به بخش مکالمه آراسته کرده و تنوع بیشتری به این درس دهیم ؟ برای حلحل این مشکل ابتدا باید معلمین ما در زمینه مکالمه تقویت شده و پس از آن در مدارس دانشآموزان را وارد مکالمه سازند. (ترزا،1395).
معلمان ما میتوانند برای رسیدن به نتیجه ازبخش لغات آخر کتاب جهت ساخت جملات و انشاءنویسی استفاده کرده و بااین کار به دومنظور میرسند اواولل اینکه معانی لغات و ترجمه متن درسها که دارای اهمیت زیادی است درذهن دانش آموز تثبیت شده و دیگر اینکه جهت مکالمه تقویت میشوند.
معلمین ما باید تلاشگر و فعال باشند وباید مطالعاتی مداوم وچیزی فراتر از کتابهای درسی داشته باشند تابتوانندجوابگوی سوالات احتمالی دانشآموزان تیزهوش بوده و موقعیت خود را تثبیت کنند، کتاب عربی، عالم میخواهد وحافظ نمیخواهد باید به علم روز آگاهی یابند این درس عاشق وراغب میخواهد تااینکه بتوانند این شوق و عشق به زبان عربی رادر دانشآموزان ایجاد کرده و کسالت و سردی به این درس را در آنها از بین ببرند. چراکه یک معلم بیعلاقه ممکن است بتواند دانش آموزانی حتی در حد نمره بیست داشته باشد ولی قطعا نمیتواند دانش آموزانی راغب به این درس به بارآورد. معضل دیگری که گریبان این درس را گرفته است و بر پیکره درس عربی لطمات و صدمات زیادی وارد ساخته است تدریس درس عربی توسط معلمان غیر متخصص، در مقطع راهنمایی است که منجر به افت شدید تحصیلی بخصوص در پایههای اول دبیرستان گردیده است (بارو،1396)
نگاهی به روش تدریس مبتنی بر خلاقیت
سالیانی است که به خلاقیت به مثابه یکی از توانمندیهای عالی ذهنی مورد توجه قرار میگیرد. این موضوع مورد توجه فلاسفه، دانشمندان علوم تجربی، و دانشمندان
علوم نظری و انسانی بوده است. برای گسترش دامنه بررسی خلاقیت و روشن سازی دورن داشت خلاقیت، روان شناسان، به ویژه روان شناسان حوزه آموزش و پرورش زحمات زیادی را متحمل شده اند. با اینهمه، آنچه در زمینهی خلاقیت ارائه شده است، بیشتر در برگیرندهی شیوههای پرورش خلاقیت است، و کم تر به این امر که چگونه میتوان مبتنی بر خلاقیت عمل کرد، پرداخته شده است. در روش تدریس مبتنی بر خلاقیت، تلاش بر این است که شیوه خلاقانه عمل کردن از سوی معلم و دانش آموز باز نموده شود. معلم باید با استفاده از روش تدریس حاضر به گونهای تدریس کند که بتوان با شاخصهای خلاقیت آن را خلاقانه نامید. دانشآموزان هم باید در فراگیری از راههای خلاقانه بهره گیرد (ترزا،1395).
روش تدریس مبتنی بر خلاقیت، اندک زمانی است که مورد توجه قرار گرفته است. اوج توجه به روش تدریس مبتنی بر خلاقیت پس از دههی 1980 بوده است. ولی بیشترین توجه به خلاقیت از حدود نیمه دوم قرن بیستم آغاز شده است. ج. پ. گیلفورد از پیشگامان پژوهش در زمینه خلاقیت بوده و – پژوهشهای زیادی را در این باره انجام داده است. در آغاز کار، تعاریف زیادی از سوی کسان زیادی دربارهی خلاقیت ارائه میشد و برداشتهای متفاوتی هم از آن در میان بود. برای مثال، رابرت. ام. گانیه بر این باور بود که خلافیت گونهای از حل مسئله است. و تعاریف زیر از خلاقیت به عمل آمده است:
خلاقیت، سیالات، انعطاف پذیری و اصلیت (بکر بودن) را شامل است.
خلاقیت در هم کردن عناصری متناسب و جدا از هم است که به منظور کسب سود انجام میگیرد.
خلاقیت انجام دادن کاری نو است که از سوی گروهها یا افرادی مورد توجه قرار میگیرد، یا آنکه برای برآوردن نیازی استفاده میشود.
هر کدام از تعاریف فوق را میتوان از دیدگاههای گوناگونی نقد کرد و یا میتوان ایراداتی به آنها وارد کرد. ولی با اندک مسامحهای میتوان تا حدودی هر کدام از تعاریف یاد شده را پذیرفت و با بیان شرطهایی آنها را قابل استفاده کرد. در ادامه شرطهای خلاقیت و کار خلاق میآید (شعاری نژاد،1394).
یکی از شرطهای روشن و یا نسبتاً روشن خلاقیت آن است که چیزی را که یادگیرنده ارائه میدهد یا معلم مینمایاند باید ثمره کار خود وی باشد. این شرط مبین آن نیست که کار تکراری و طوطی وار هم باید خلاقیت نامید، بکله کاری متعلق به فرد است که برآمده از اندیشه خودش باشد. از این رو، دانش آموزی که فقط از قواعد «معلم گفته» بهره میگیرد و تمرین میکند کار خلاق انجام نمیشود. یا معلمی را که صرفاً به طور صریح مایه کار خود را تقلید معلمان پیشین قرار میدهد خلاق نمینامیم. شرط دیگر خلاقیت را میتوان «اصالت کار» در نظر آورد. اصالت کار به معنی گشودن راههای جدید برای حل مسائل یا بررسی رخ دادها یا یادگیری واقعیتها، مفاهیم، اصول و …است. اگر یادگیرنده و معلم هر کدام به کاری که انجام میدهند – تدریس / یادگیری – از زاویهای نگاه کنند که تسهیل کننده باشد، کاری انجام داده اند که اصیل است. یعنی، به نحوی میتوان آن کار را از مجموع کارهایی که در این راه صورت میگیرد تمیز داد و برجسته دانست. از شرطهای دیگر خلاقیت و اثر خلاقانه، هدفداری آنست. بنا به گفتهی داستایوسکی، اینکه بگوییم انسان موجودی خلاق است، بدین معنا است که بگوییم تقدیر انسان تلاشی آگاهانه در حصول به یک هدف و
مقاله کامل بررسی عوامل جذاب شدن تدریس درس عربی از طریق هنر
بررسی عوامل جذاب شدن تدریس درس عربی از طریق هنر
چکیده:
زبان عربی به عنوان یکی از زبانهای غنی و پر جاذبه که علاوه بر تاریخ طولانی از گستردگی شایان توجهی برخوردار است، دارای ویژگیهای قابل توجهی است که فراگیری و آموزش آن را اهمیت بیشتری میبخشد.
این ضرورت برای فارسی زبانان که از طرفی دلدادگان معارف دینی و نیازمند به استفاده از منابع اصیل آن میباشند و از طرف دیگر زبان آنان با زبان عربی آمیختگی فراوان داشته و ادبیات مشترک این خاستگاه را تقویت میکند، از درجه بالاتری برخوردار است. ضمنا ارتباط و پیوند همه جانبه با محیطهای عربی بویژه کشورهای مجاور موجب میشود که زمینه فراگیری و آموزش زبان عربی بیش از پیش در ایران رونق گیرد.
آنچه در طول مدت پژوهش توانستم به آن برسم کم کردن اختلاف میانگین نمرات نوبت اول در درس عربی با نوبت دوم همان دانشآموزان در همان درس بود که میانگین این اختلاف حدود 3 نمره پیشرفت بود که به نظر من یک موفقیت برای این پژوهش محسوب میشد.
کلمات کلیدی: عوامل، جذاب شدن، تدریس،درس عربی، هنر
مقدمه
توصیف وضعیت موجود
وضعیت دانشآموزان
نیمی از خانوادهی دانشآموزان از نظر مالی در سطح پایینی قرار دارند.خوشبختانه در چند سال اخیر سطح فرهنگی خانوادهها بهبود یافته است. و در میان آنها خانوادههای فرهنگی نیز وجود دارند.
ضرورت بیان این مسئله:
علت انتخاب این موضوع موارد زیر است:
رخوت و بیحالی، عدم توجه به درس، صحبت کردن هنگام تدریس معلم
معلم محوری صرف و عدم مشارکت دانشآموزان در کلاس درس (حسینی، 1396).
گردآوری شواهد 1:
در صحبتهای انجام شده در جلسات شورای دبیران، مدیر و سایر همکاران نیز در مورد این موضوع اتفاق نظر داشتند و این مسئله را تایید کردند.
لذا این جانب تصمیم گرفتم به عنوان موضوع اقدام پژوهی تلفیق هنر در تدریس را برای کلاسهایم انتخاب نمایماهداف آموزش عربی
زبان عربی به عنوان یکی از زبانهای غنی و پر جاذبه که علاوه بر تاریخ طولانی از گستردگی شایان توجهی برخوردار است، دارای ویژگیهای قابل توجهی است که
فراگیری و آموزش آن را اهمیت بیشتری میبخشد (شعاری نژاد، 1394).
زبان عربی گذشته از پیوند هزار و چند ساله اش با زبان فارسی، زبان دین ماست و لذا برای بررسی آن حتما لازم است که ادبیات عرب و تاریخ ادبیات عرب بررسی شود. تا دورههای ادبی از جاهلیت تا عصر ما و آثار هر عصر و نیز عوامل فرهنگی و غیر فرهنگی موثر در آن؛کاملا روشن شود و تمام خطوط و جزئیات شخصیت روانی و اجتماعی و هنری ادبا به وضوح تصویر شود. عربها واژه ادب را در معانی مختلفی به کارمی برند، در زمان جاهلیت به معنی دعوت به طعام مهمانی (مادویه) بود. و در جاهلیت و اسلام به خلق کریم وحسن معاشرت با خواص و عوام به کار میرفت. سپس بر تهذیب نفس وآموزش صفات پسندیده و معارف و شعر اطلاق شد. در قرن نهم میلادی و قرون بعد از آن همه علوم و فنون را از فلسفه و ریاضیات و نجوم و کیمیا و طب و اخبار و انساب و شعر و جز آن را از آن گونه معارف والا که در بهبود بخشیدن به روابط اجتماعی بکار میآید در بر میگرفت.
در قرن دوازدهم، لفظ ادب در شعر ونثر و آنچه به آن دو مربوط است چون نحو و علوم لغت و عروض و بلاغت و نقد ادبی استعمال شد.
زبان عربی به عنوان یکی از زبانهای غنی و پر جاذبه که علاوه بر تاریخ طولانی از گستردگی شایان توجهی برخوردار است، دارای ویژگیهای قابل توجهی است که فراگیری و آموزش آن را اهمیت بیشتری میبخشد.
ساختارهای بدیع و دل انگیز؛ فراوانی واژگان؛ پویایی پذیرش از دیگر زبانها، تنوع در تعبیر و استواری در نظام زبانی از مهم ترین ویژگیهای این زبان است.
زبان عربی به عنوان زبان کتاب جاودان الهی و میراث پر بهای اسلامی از حدیث و تاریخ و تفسیر وجه مشترک میان
مسلمانان جهان میباشد. همچنین جمعیت انبوهی که از خاورمیانه تا شمال افریقا و مرزهای جنوب شرق آسیا با این زبان گفتگو میکنند و گستزش وسائل ارتباط جمعی همچون شبکههای ماهوارهای و اینترنت، مجلات و نشریات متعدد روز به روز بر دامنه زبان عربی میافزاید و اهمیت فراگیری و استفاده از این زبان را دو چندان میکند.
این ضرورت برای فارسی زبانان که از طرفی دلدادگان معارف دینی و نیازمند به استفاده از منابع اصیل آن میباشند و از طرف دیگر زبان آنان با زبان عربی آمیختگی فراوان داشته و ادبیات مشترک این خاستگاه را تقویت میکند، از درجه بالاتری برخوردار است. ضمنا ارتباط و پیوند همه جانبه با محیطهای عربی بویژه کشورهای مجاور موجب میشود که زمینه فراگیری و آموزش زبان عربی بیش از پیش در ایران رونق گیرد.
حال در این قسمت میخوانیم که ما چه هدفی از خواندن ادبیات عرب و درس عربی داریم (حسینی، 1396).
اهداف آموزش عربی:
امکان سخن گفتن روان و صحیح با این زبان در محیطهای علمی تجاری فرهنگی و سیاحتی
آشنایی بیشتر و عمیق تر با فرهنگ غنی اسلامی.
امکان بهره گیری بیشتر و بهتر از متون علمی و ادبی فارسی مربوط به دوره اسلامی.
برقراری ارتباط با بیش از یک میلیارد مسلمان در سطح جهان و نیل به الگوی مترقی گفتگوی تمدنها بویژه با ملتهای شرقی
فراهم آوردن زمینه مناسب برای بکارگیری و استفاده از زبان عربی در عرصههای کار و فعالیت همچون سازمانها و نهادهای دست اندرکار در امور رسانه ای، مطبوعاتی،
فرهنگی، زیارتی، سیاحتی، تجاری، حقوقی، آموزشی، تبلیغاتی و اطلاع رسانی و مانند آن.
کسب موفقیت بیشتر دانشآموزان و دانشجویان در دروس عربی در سطح مدارس؛ دبیرستانها و دانشگاهها و داوطلبان شرکت در امتحانهای ورودی به مقاطع تحصیلی دانشگاهی (شعاری نژاد، 1394).
اهمیت هدف در آموزش
از خصوصیات آموزش این است که برای فعالیت خویش یک هدف و مقصد آگاهانهای قائل گردیم، این نوع فعالیت فقط برای فردی امکان پذیر خواهد بود که خود را بشناسد و قادر به تنظیم طرح آگاهانهای باشد و آزادانه وسایل را برگزیند که امیال او را ارضا نماید و به کمک آنها به اهدافش برسد. ایجاد این حق و توسعه امکانات آن همانا چیزی جز پرورش و آمادگی احترام به شخصیت نیست (ترزا، 1395).
تقویت انگیزه درونی شاگرد
اگر معلم بکوشد انگیزههای درونی را در عمق جان شاگرد به وجود آورد چنین شاگردی خود جوش، به حرکت در آمده و دیگر نیازی به عوامل بیرونی از قبیل تشویق و ترغیب نخواهد داشت؛ لذا در اسلام بیشترین تاکید بر انگیزههای درونی شده است. روی این اصل خانوادهها و معلمان باید توجه داشته باشند که معیارهای اولیه تربیتی خود را باید بر محور علایق درونی و انگیزههای داخلی قرار دهند تا در پرتو این محرکات درونی فرزندان خود به خود با میل و رغبت به سوی کمالات انسانی در حرکت باشند، بدیهی است در مواردی هم برای این که کششهای درونی تقویت گردد میتوان از تشویقات و عوامل ترغیبی استفاده کرد. نکته ظریفی که امروزه با آن مواجه هستیم این است که دانشآموزان اساسا به درس خواندن علاقه ندارند و از آن گریزان هستند این
بیعلاقگی آن چنان قوی است که همان طور شاگرد ابتدایی از نیامدن معلم خوش حال است دانشجوی دانشگاه نیز به وجد و شور در میآید. از این جا به دست میآید که جز در عدهای از دانشآموزان تعلیم و تربیت جامعه ما نتوانسته است انگیزه و شوق درونی به وجود آورد و فرهنگها با برنامههای غلط و غیر صحیح همیشه تحصیل و علم را بر شاگرد تحمیل کرده است (بارو، 1396).
لذا وقتی میفهمد معلم نیامده است با یک دنیا شادی و نشاط از کلاس خارج میشود، گویی از زندان خارج شده است و حال آنکه مولا علی (ع) میفرمایند : اگر روزی آفتاب طلوع کند و من در آن روز علم و دانش تازهای نیاموزم آن روز بر من مبارک نخواهد بود.
بنابراین اولیاء فرهنگ و آموزش و پرورش باید با یک تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش را دگرگون ساخته به جای روحیه مدرک طلبی و رفاه طلبی عشق و ایمان به علم اندوزی را در جامعه پرورش دهند (حسینی، 1396).
پرورش ابتکار عمل و خلاقیت در دانشآموزان
ممکن است در نگاه اول برای خواننده این سوال پیش آید که ابتکار و خلاقیت چه ارتباطی با شادابی و ایجاد نشاط در دانشآموزان کلاس دارد ؟ در جواب باید گفت که اگر بتوانیم در کلاس دانشآموزان را برای پرورش خلاقیت و ابتکار عمل در درس خواندن و طراحی علمی تربیت کنیم دانشآموزان چنین کلاسی همیشه با انگیزه و شاداب بوده و بیشتر از معلمشان به درس خواندن و اکتشاف و خلاقیت علاقه نشان میدهند (بارو،1396).
اهمیت تدریس عربی در مدارس و بررسی مشکلات پیرامون آن
خداوند در میان مردمانش مردمی رابرگزید،آنگاه دردل آنها را قرار داد وآنرا بر زبانشان جاری ساخت ونام آنها را گذاشت.
معلمی یک ارزش است ومعلم یک فرد ارزشمند وآنچه این ارزش رامضاعف میسازد مدرس زبان عربی بودن است باید این ارزش را شناخت وبا ید آنگونه که بایسته وشایسته است باآن برخورد کرد تا از ارزشش کاسته نشود
بنظر میرسد زبان عربی بعنوان یک درس مهم هنوز جایگاه مناسبش را درمیان سایر دروس پیدا نکرده است. دانشآموزان در مدارس،این درس را مورد انتقاد خود قرار داده وانزجار خود را مطرح میسازند ونسبت به آن اظهار دلسردی میکنند حتی دربعضی مواقع معلمان این درس نیز بیعلاقه بودن و بیمیلی خود را نسبت به تدریس این درس بیان میکنند (حسینی، 1396)
مشکل کجاست وچگونه میتوان آن را حل کرد؟
با نگاهی دقیقتر متوجه خواهیم شد که پرداختن به قواعد صرف ونحو به تنها یی وجداکردن آن از مکالمه،خشک و بیروح بودن کتاب درسی را در پی خواهد داشت. مولفین کتب درسی باید عنایت بیشتری به این مسئله داشته باشند که زنده بودن هر زبانی به تکلم آن است واگر بخواهیم بخش مکالمه را حذف کرده و فقط به قواعد بپردازیم،آن میشود که الآن دچار آنیم. سوال اینجاست، آیاارزش درس عربی کمتر از درس زبان انگلیسی است که میبینیم کلاسهای متعددی جهت تکمیل بنیه علمی دانشآموزان ودانشجویان گذاشته شده وخانوادهها فرزندان خودرا از همان سنین کودکی در این موسسات میگذارند و تا مرحله تافل پیش میرونداهمیت این زبان بعنوان زبان بین المللی در حدی است که برای رسیدن به مرحله دکترا باید از پل تافل عبورکرد. این قابل انکار نیست ولی آنچه سوال برانگیز است بیتوجهی به زبان عربی بعنوان زبان زنده دنیاوبا توجه به اینکه زبان دین و قرآن است و عجین شدن این زبان با زبان فارسی است. پس آیا سزاوار است که بهایی کمتراز زبان انگلیسی به آن
داده شود ؟آیا بهتر نیست کمی بیشتر به این مسئله توجه کرده و کتب درسی عربی را به بخش مکالمه آراسته کرده و تنوع بیشتری به این درس دهیم ؟ برای حلحل این مشکل ابتدا باید معلمین ما در زمینه مکالمه تقویت شده و پس از آن در مدارس دانشآموزان را وارد مکالمه سازند. (ترزا،1395).
معلمان ما میتوانند برای رسیدن به نتیجه ازبخش لغات آخر کتاب جهت ساخت جملات و انشاءنویسی استفاده کرده و بااین کار به دومنظور میرسند اواولل اینکه معانی لغات و ترجمه متن درسها که دارای اهمیت زیادی است درذهن دانش آموز تثبیت شده و دیگر اینکه جهت مکالمه تقویت میشوند.
معلمین ما باید تلاشگر و فعال باشند وباید مطالعاتی مداوم وچیزی فراتر از کتابهای درسی داشته باشند تابتوانندجوابگوی سوالات احتمالی دانشآموزان تیزهوش بوده و موقعیت خود را تثبیت کنند، کتاب عربی، عالم میخواهد وحافظ نمیخواهد باید به علم روز آگاهی یابند این درس عاشق وراغب میخواهد تااینکه بتوانند این شوق و عشق به زبان عربی رادر دانشآموزان ایجاد کرده و کسالت و سردی به این درس را در آنها از بین ببرند. چراکه یک معلم بیعلاقه ممکن است بتواند دانش آموزانی حتی در حد نمره بیست داشته باشد ولی قطعا نمیتواند دانش آموزانی راغب به این درس به بارآورد. معضل دیگری که گریبان این درس را گرفته است و بر پیکره درس عربی لطمات و صدمات زیادی وارد ساخته است تدریس درس عربی توسط معلمان غیر متخصص، در مقطع راهنمایی است که منجر به افت شدید تحصیلی بخصوص در پایههای اول دبیرستان گردیده است (بارو،1396)
نگاهی به روش تدریس مبتنی بر خلاقیت
سالیانی است که به خلاقیت به مثابه یکی از توانمندیهای عالی ذهنی مورد توجه قرار میگیرد. این موضوع مورد توجه فلاسفه، دانشمندان علوم تجربی، و دانشمندان
علوم نظری و انسانی بوده است. برای گسترش دامنه بررسی خلاقیت و روشن سازی دورن داشت خلاقیت، روان شناسان، به ویژه روان شناسان حوزه آموزش و پرورش زحمات زیادی را متحمل شده اند. با اینهمه، آنچه در زمینهی خلاقیت ارائه شده است، بیشتر در برگیرندهی شیوههای پرورش خلاقیت است، و کم تر به این امر که چگونه میتوان مبتنی بر خلاقیت عمل کرد، پرداخته شده است. در روش تدریس مبتنی بر خلاقیت، تلاش بر این است که شیوه خلاقانه عمل کردن از سوی معلم و دانش آموز باز نموده شود. معلم باید با استفاده از روش تدریس حاضر به گونهای تدریس کند که بتوان با شاخصهای خلاقیت آن را خلاقانه نامید. دانشآموزان هم باید در فراگیری از راههای خلاقانه بهره گیرد (ترزا،1395).
روش تدریس مبتنی بر خلاقیت، اندک زمانی است که مورد توجه قرار گرفته است. اوج توجه به روش تدریس مبتنی بر خلاقیت پس از دههی 1980 بوده است. ولی بیشترین توجه به خلاقیت از حدود نیمه دوم قرن بیستم آغاز شده است. ج. پ. گیلفورد از پیشگامان پژوهش در زمینه خلاقیت بوده و – پژوهشهای زیادی را در این باره انجام داده است. در آغاز کار، تعاریف زیادی از سوی کسان زیادی دربارهی خلاقیت ارائه میشد و برداشتهای متفاوتی هم از آن در میان بود. برای مثال، رابرت. ام. گانیه بر این باور بود که خلافیت گونهای از حل مسئله است. و تعاریف زیر از خلاقیت به عمل آمده است:
خلاقیت، سیالات، انعطاف پذیری و اصلیت (بکر بودن) را شامل است.
خلاقیت در هم کردن عناصری متناسب و جدا از هم است که به منظور کسب سود انجام میگیرد.
خلاقیت انجام دادن کاری نو است که از سوی گروهها یا افرادی مورد توجه قرار میگیرد، یا آنکه برای برآوردن نیازی استفاده میشود.
هر کدام از تعاریف فوق را میتوان از دیدگاههای گوناگونی نقد کرد و یا میتوان ایراداتی به آنها وارد کرد. ولی با اندک مسامحهای میتوان تا حدودی هر کدام از تعاریف یاد شده را پذیرفت و با بیان شرطهایی آنها را قابل استفاده کرد. در ادامه شرطهای خلاقیت و کار خلاق میآید (شعاری نژاد،1394).
یکی از شرطهای روشن و یا نسبتاً روشن خلاقیت آن است که چیزی را که یادگیرنده ارائه میدهد یا معلم مینمایاند باید ثمره کار خود وی باشد. این شرط مبین آن نیست که کار تکراری و طوطی وار هم باید خلاقیت نامید، بکله کاری متعلق به فرد است که برآمده از اندیشه خودش باشد. از این رو، دانش آموزی که فقط از قواعد «معلم گفته» بهره میگیرد و تمرین میکند کار خلاق انجام نمیشود. یا معلمی را که صرفاً به طور صریح مایه کار خود را تقلید معلمان پیشین قرار میدهد خلاق نمینامیم. شرط دیگر خلاقیت را میتوان «اصالت کار» در نظر آورد. اصالت کار به معنی گشودن راههای جدید برای حل مسائل یا بررسی رخ دادها یا یادگیری واقعیتها، مفاهیم، اصول و …است. اگر یادگیرنده و معلم هر کدام به کاری که انجام میدهند – تدریس / یادگیری – از زاویهای نگاه کنند که تسهیل کننده باشد، کاری انجام داده اند که اصیل است. یعنی، به نحوی میتوان آن کار را از مجموع کارهایی که در این راه صورت میگیرد تمیز داد و برجسته دانست. از شرطهای دیگر خلاقیت و اثر خلاقانه، هدفداری آنست. بنا به گفتهی داستایوسکی، اینکه بگوییم انسان موجودی خلاق است، بدین معنا است که بگوییم تقدیر انسان تلاشی آگاهانه در حصول به یک هدف و
فایل : 19 صفحه
فرمت : Word

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.