📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در سورنابوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
01ساعت
33دقیقه
47ثانیه

خرید و دانلود نسخه کامل مقاله کامل عوامل موثر در پیشرفت و تعالی همه جانبه

قیمت اصلی 239,200 تومان بود.قیمت فعلی 179,400 تومان است.

تعداد فروش: 76

یکی از علل پیشرفت جامعه رعایت عدالت وتحقق عدالت اقتصادی است
عدالت قانونی است که هستی بخش و هستی آفرین ،جهان را بر مبنای آن استوار کرده است.جهان بر اساس عدل آفریده شده است؛یعنی هر چیز بر سر جای خود،و اگر جوامع بشری بر مبنای این انگیزه فطری حکم برانند، دنیا،مدینه فاضله می شود و نه تنها مردم کشور ما بلکه تمامی انسانها با انگیزه ای الهی و اراده ای مصمم به سوی کمال پیشرفت می کنند. آنگونه که ما انتظار داریم در دوران حکومت بقیه الله الاعظم ،مهدی موعود سایه عدالت بر جهانیان گسترانیده خواهد شد و در پرتو این عدالت همه گیر همه بی نیاز از وابستگی های مادی می شوند. قرآن در باره بعثت پیامبران میفرماید: الیقوم الناس بالقسط یعنی پیغمبران مبعوث شدندتاقسط و عدل در جامعه بشری استوار بشود، که این اشاره به هدف بعثت دارد، وحکومت حضرت مهدی(عج) است که ما را طور کامل به این هدف خواهد رساند.حکومت الهی حضرت بقیه الله ـ ارواحنا فداه ـ حکومتی است که در آن مقررات حاکم بر مردم، خواست آمریکا و دیگر قدرتهای زورگوی شرق و غرب نیست؛ بلکه حکومت عدالت و مساوات، و امروز هر کسی که برای عدالت، در راه دین و خدمت به محرومان حرکت میکند، باید خوشحال و امیدوار باشد؛ زیرا آینده متعلق به او است.
در آن روزگار جامعه پیشرفت عظیمی می کند؛ دشمنی ها و کینه توزی ها و خامو ش کردن استعدادها همه ناشی از خود خواهی و زیاده طلبی است و این شمشیر عدل و داد است که می تواند ریشه این علف های هرز را بخشکاند.امروزه همه کشور ها و کشور ما نیز تا حدودی از تبعیض های اجتماعی رنج میبرند. مسؤولان کشورما اگر می خواهند آنچه را که نیاز واقعی مردم است ادا کنند، باید به عدالت بیندیشند.آمزش و پرورش در شناساندن اهمیت عدالت به ذهن های فعال جامعه نقش چشمگیری دارد زیرا پایه تعلیم و تربیت صحیح عدالت است و به فرموده دکتر احمدی نژاد ریاست جمهور اسلامی ایران فرزندان عزیز ایران باید تعهد آگاهی و عشق به عدالت را در مدرسه بیاموزند و این کار بزرگ معلمان است که امروز میراث دار نبی مکرم اسلام (ص) هستند.
اگر فکر و اندیشه عدالت در دلها احیا شود، بیکاری و مشکلات اقتصادی و گوناگونی که در زمینه های فرهنگی و اجتماعی وجود دارد حل میشود و قطعاً یکی از بستر های اساسی برای پیشرفت جامعه فراهم شده و بسیاری از استعدادهای نهفته و بالقوه ،بالفعل شده و گامی بزرگ بسوی قله برداشته خواهد شد.
وبرای تاکید بر اهمیت عدالت بخوانید فرموده امامان را در این باره:
امام علی (ع):عدل پایه ای است که پایداری جهان به آن بستگی دارد.
امام علی (ع):همه نیکی ها در عدل نهفته است وعدالت بالاترین درجات ایمان است .
امام علی (ع):توده مردم را عدالت رام می سازد .
امام علی (ع):دل مردمان گنجینه (کردارورفتار) دولت ها است هر عدل وظلمی به ایشان روا دارند (در گنجینه ثبت شده) می یابند.
امام صادق (ع):هر گاه عدالت میان مردمان اجرا شود بی نیاز خواهد شد .
امام کاظم (ع):اگر عدالت میان مردم اجرا شده بود همه بی نیاز بودند وفقیری نمانده بود.
نقش مهرورزی در پیشرفت جامعه
یکی از مولفه های تعلیم و تربیت صحیح مهرورزی است. ‹تعلیم و تربیت صحیح نیاز به عشق است و بدون مهرورزی و محبت امکان حضور در مدرسه ودلسوزی وجود ندارد و مهرورزی پایه انتقال خوبی ها به قلب و روح و جان فرزندان کشور و ساخت یک جامعه پیشرفته است.
مهرورزی موجب تقویت هویت اجتماعی -فرهنگی در جامعه شده و با آشکار ساختن تفاوتها و شباهت های افراد هر جامعه سبب شود که انسان ها در راه رسیدن به اهداف خویش مصمم تر شده واجتماع های کار آمد تشکیل شده و بدنبال آن پیشرفت در امور مختلف را سبب می شود . بدون استفاده از فن بیان و زبان آموزی نمی توان به ضرورت های جهانی جامعه پیشرفته پرداخت . تعالی و پیشرفت جوامع یک فرایند جهانی است و متاثر از عوامل مختلف درون مرزی و برون مرزی می باشد. برای رسیدن به تعالی و پیشرفت همه جانبه باید با زبانهای جهانی آشنا باشیم و هر چه این زبانهای اندیشه پرور روان تر و شیواتر بتواند حکم براند و بعبارتی توام با مهر ورزی و محبت باشد سریعتر به هدفش خواهد رسید. یکی از جنبه های محبت و مهر ورزی صلح با دشمنان در واقع لزوم است .چنانچه حضرت علی (ع)در مورد مدارا و صلح کردن و تاثیرمهر ورزی در والایی انسان می فرمایند: « پیشنهاد هیچ صلحی را که خوشنودی خدا در آن باشد رد مکن. که آسایش رزمندگان، آرامش خود و امنیت کشورت در صلح تامین می شود. اما پس از صلح از دشمنت سخت بر حذر باش که گاهی برای غافلگیر کردن تو ، خود را به تو نزدیک می کند. پس جانب احتیاط فرو مگذار و خوش بینی را از خود بران و اگر با دشمن پیمان بستی تا او را در پوشش پناه خویش بگیری به پیمان خود وفادار بمان و ذمه ات را با امانت کامل پاس دار و جان خود را سپر عهد و پیمان خویش قرار بده که در میان واجبات خداوند بزرگ شهرت وفای به عهد بزرگترین است و ملت ها به رغم جدایی گرایش ها و پراکندگی آراء در این مورد سخت هم داستانند. خداوند عهد و ذمه خود را در فضای امنی قرار داده ، با مهر خویش پرتوش را میان بندگان گسـترده است و حریمـش ساخته تا در آن پناه گیرند و در سایه اش بیآرامند. این همه برای آن است که انسان به والایی اخلاق و ژرفای روح دست یابد ، زیرا آنچه انسان را والا می سازد نه شدت احساسات والا ، که گستره و عمق اندیشه والا و متانـت و مهرورزی در گفتار و کردار اوسـت. » . با پرورش فرهـنگ مهرورزی است که روابط بین انسانها بهینه می شود و در پرتو این ارتباط ها می توان به مصالحه های اجتماعی سودمند در بین مردم ملتها رسید.بایداولیا و متولیان فرهنگی و تربیتی جامعه فرهنگ مهرورزی را در میان مردم بخصوص جوانان و نوجوانان که در گرداب خشونت صنعتی شدن هر لحظه گرفتار می شوند رواج دهند اخلاق پسندیده و مدارا و تفاهم را در خود بپرورانند واخلاق نیکوی رسول الله را سر شمه تبلیغات خود قرار داده و با نهادینه کردن این مهم پایه رشد و پیشرفت فرهنگی را اساسی شکل دهند.
علم و فناوری هسته ای
یکی از راههای رسیدن به پیشرفت کشور فراهم ساختن زمینه لازم برای توسعه این علم و فناوری آنست که می توان برای دست یابی به اهداف طولانی مدت و مفیداین علم یادگیری آن را بصورت یک درس عمومی از
آموزشگاهها شروع کرد ودر دانشگاهها بطور یک رشته تخصصی جدا این علم را ترویج کرد تا نیروی متخصص لازم در این کشور در این زمینه بیشتر فراهم شود .حال برای اهمیت این موضوع قسمتی ازاظهارات مقام معظم رهبری حضرت‌ آیت‌الله العظمی‌ خامنه‌ای‌ در رابطه با علم و فناوری هسته ای بیان می کنیم:حرکت ارزشمند و افتخارآمیز جوانان ایرانی در دستیابی به دانش بومی هسته‌ای یک اقدام تاریخ‌ساز و تمدن‌ساز است و این حرکت علمی باید با قوت به پیش برود و در ابعاد مختلف گسترش یابد.  کلید اصلی پیشرفت، قدرت و سعادت هر کشوری، علم و فناوری است و ملتی که تصمیم دارد سرنوشت خود را بسازد باید این کلید را بیابد.  امروز به برکت انقلاب اسلامی زمینه برای ظهور استعدادها و رشد علمی کشور فراهم است.  اعتماد به نفس استعدادهای جوان ایران و اعتقاد به توانایی خود، یک عید بزرگ برای ملت ایران است.  بمب هسته‌ای ایران، جوانان ما و ملت ما هستند که در دشوارترین میدان‌ها با کمال قدرت و ایمان ایستاده‌اند و باز هم خواهند ایستاد. هر کس که منافع ملی مردم را تهدیدکند، تیزی خشم ملت ایران را خواهد دید.ایمان به خدا، ایمان به مردم، ایمان به راه و ایمان به موفقیت زمینه‌ساز پیشرفت ملی است. سیاست ما روشن است: «پیشرفت، ارائه منطق روشن و پافشاری بر حق ملت بدون عقب‌نشینی». ملت ایران با استقامت و تدبیر و بدون هیچ‌گونه هراسی مسیر عزت خود را ادامه خواهد داد. اکنون نیز مردم و مسئولان جمهوری اسلامی ایران مقتدرتر از هر زمان دیگر، همچون فولاد آبدیده، در مقابل هر فشار و توطئه‌ای پایداری می‌کنند و با اتکال به خدا، «بکارگیری عقل و تدبیر» و حفظ وحدت و همدلی، حرکت به سوی فناوری‌های پیشرفته از جمله انرژی هسته‌ای را ادامه می‌دهند. تولید انرژی هسته‌ای نیازی حقیقی است و مسئولان موظفند بدون تسلیم شدن در برابر فشارها، حرکت ایران را به سوی فناوری‌های پیشرفته از جمله انرژی هسته‌ای ادامه دهند. پافشاری ملت ایران، بر حق برخورداری از انرژی هسته‌ای، تجلی خواست ملی و نمونه‌ای از حضور آگاهانه مردم در صحنه است.تنها علم و تحقیق است که می‌تواند زیر ساخت انسانی را به عنوان مهمترین زیر ساخت کشور، اصلاح کند و بسازد. واقعیات نشان می‌دهد استعداد وافر و جوشان ایرانی‌ها اگر وارد میدان علم بشود، علم را از انحصار غربی‌ها خارج می‌کند.جمهوری اسلامی ایران با دارا بودن توانایی‌های فراوان، جوانان با استعداد و ایمان راسخ، می‌تواند «مادر علم» در میان کشورهای اسلامی شود. تبدیل علم‌گرایی و علم محوری به گفتمان مسلط جامعه در همه بخش‌ها لازم و ضروری است.در تفکر اسلامی، حرکت به سوی تحول و پیشرفت در عرصه‌های مختلف زندگی و دستیابی به آفاق جدید دانش بشری یک ارزش است. تجلیل از دانش و دانشمند، باعث رشد و رواج علم می‌شود و آینده و پیشرفت کشور را تضمین می‌کند.ما درباره حق مسلم دست یافتن به فناوری هسته‌ای و استفاده از این فناوری، با هیچ کس مذاکره نمی‌کنیم.
رقابت
در صورت وجود رقابت، مفاهیمی همچون کیفیت یا کمیت محقق می‌شود زیرا یک شرکت در صورت بالا بردن کمیت و کیفیت محصولات خود، توان رقابت در بازارهای دنیا را دارد.
در کشور ما دو مسأله مهم را می‌توان موانع تولید و توسعه دانست: نخست، دولتی بودن اقتصاد است که همانند تحولی بر بخش خصوصی تسلط دارد. در واقع دولتی بودن اقتصاد و تسلط دولت بر 600 هزار میلیارد تومان سرمایه، اقتصاد کشور را تحت تأثیر قرار داده است. مطابق آمار، از ابتدای سال تا کنون، تسهیلات بخش خصوصی نسبت به مدت مشابه سال گذشته، با نقصان جدی مواجه بوده است و این نشان می‌دهد که ما از هدف اصلی‌مان که همانا سرازیر شدن تسهیلات از بخش دولتی به بخش خصوصی و کاهش نرخ سود تسهیلات به‌منظور کاهش قیمت تمام شده و ایجاد رقابت با کالاهای خارجی است، فاصله گرفته‌ایم. انتظار ما این است که لااقل از 50 درصد تسهیلاتی که در قانون و در حساب ذخیره ارزی برای بخش خصوصی در نظر گرفته شده است، 20 درصد به این بخش اختصاص یابد. و اما دومین مانع تولید و توسعه در کشور، عدم توجه به سرمایه‌گذاری داخلی است که این مورد در کنار دولتی ‌بودن اقتصاد، ریشه کلیه مسائل مبتلا به صنعتگران و کارآفرینان است.
به‌منظور تقویت این بخش باید علاوه بر در نظر گرفتن تسهیلات بیشتر برای بخش خصوصی، به واردات هم توجه خاصی کرد. در حال حاضر واردات کشور حدود 40 میلیارد دلار تخمین زده می‌شود که باید دولت برای تنظیم بازار و حمایت از تولیدات داخلی، واردات را کنترل کند و در صورت لزوم، با افزایش میزان سود بازرگانی و افزایش تعرفه، مانع از آسیب‌ دیدن سرمایه‌گذاران داخلی شود. وی در پایان سخنانش به تأثیر عوامل سیاسی در اقتصاد کشورها اشاره کرد و افزود: اقتصادهای دنیا متأثر از دو مقوله بازار و اثرات سیاسی است زیرا در صورت عدم کنترل بازار، اقتصاد آن کشور هم غیر قابل کنترل می‌شود. از سوی دیگر جریانات سیاسی هم به‌عنوان گزینه‌ای مهم در اقتصاد مطرح می‌شود که میزان تأثیر آن در کشورهای مختلف، متفاوت است، در برخی کشورهای این اثر کم و در کشورهای دیگر بسیار زیاد است. با بررسی‌‌های صورت گرفته، ایران جزء آن دسته از کشورهایی است که آثار سیاسی، نقش ویژه‌ای در اقتصاد و صنعت آن ایفا می‌کند،‌ به‌طوری که اگر سهم بازار در اقتصاد 40 درصد باشد، سهم عوامل سیاسی 60 درصد است؛ این در حالی است که ریسک پذیری صنعت و تولید از عوامل سیاسی نباید بیش از 10 درصد باشد و ما باید با سرمایه‌گذاری‌های بیشتر و افزایش فعالیت‌های اقتصادی، این ریسک‌پذیری را کاهش دهیم.
نقش زنان در توسعه
نیمی از جمعیت جهان زنان هستند و نیمی دیگر در دامن زنان پرورش می یابند» »شاخت دنیای پیرامون و وسایلی که از لحاظ فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی و اطرافمان می گذرد تغییر وتحولات عظیمی را پشت سر گذاشته و امروزه در جهانی هستیم که ارزشها و هنجارهای جامعه دستخوش دگرگونی می باشد و این دگرگونی در تمام سطوح زندگی تاثیر می گذارد و بدون درک درستی از آن زندگی بشر مخاطره آمیز می شود . از جمله مسائلی که در ربع پایانی قرن بیستم درمحافل روشنفکری بسیار زیاد شدن» است. شد اصطلاح «جهانیجهانی شدن نه تنها به شاخصه عصر ما تبدیل شد بلکه در سرنوشت ما نقش تعیین کننده دارد ، جهانی شدن یعنی یکسان سازی فرهنگها و این امر باعث شده عده ای قائل شدن به معنای فرهنگ در پروسه  جهانی
شدن توجه کنند به این صورت که فرهنگ دیگر آنگونه که فرهنگ شناسان کلاسیک آن را تعریف می کردند منحصرا مجموعه ای از ارزشها و خاطرات ، باید ها ، عقاید صرف در یک حوزه مشخص جغرافیایی نیست زیرا فرهنگ در عصر جهانی شدن مفهوم گسترده تری می یابد و فرامرزی می شود . دیگر زمان و مکان معنا ندارد . براساس این مفهوم دیگر مهم نیست که مردم در کجا هستند زیرا هر جامعه انسانی در حیطه صنعت جهانی ارتباط می باشد و این تحول صنعتی کل جغرافیای  جهان را در یک فضای مشترک واحد قرار داده ، صنایع ارتباطی مثل تلکس ، تلفن ، صدا و سیما ، ماهواره و اینترنت همه همراه با پیشرفت صنایع نقلیه تندرو موجب بوجود آمدن نیروی جدیدی در تعامل با منابع بومی و محلی قرار گرفته است . و امروزه طلیعه از عصر اطلاعات و تولید علم سرزده و… به عنوان ویژگی مهم و محوری جهانی شدن یاد می کنند   شدن را می توان  به عنوان عصردانایی شناخت.  و عصر جهانیـارتباط مستقیم بین عصر دانایی و توسعه انسانی ، تاثیرات متفاوتی بر عدالت جنسیتی داشته است و باعث شده نقش آن در تاریخ غیر قابل انکار باشد  در دوران ماتریکا (دوان طلایی برای زنان ) بی توجه به زن و گمان زن به عنوان موجودی تحت ستم مطرح بوده ، مدت زمانی کمی است که زنان شرایطی را برای اثبات وجود خود فراهم ساخته ، دستاوردهای صنعتی شدن و زندگی نوین این امکان ربراو داده است که از موجودی دست دوم به یکه تاز فعالیت امروزی مبدل شود . بی شک این بدست نمی آید مگر توسط تغییر در شیوه زندگی بشری و تقسیم کار نوین در جوامع جدید و در کل جهانی کردن. در آنجا که نیمی از جهان را زنان تشکیل می دهند درشکل گیری الگوی شخصیتی نیمه دیگر زنان نقش بسزایی دارند لذا این نقش حساس در شکل گیری فرهنگ و مدنیت یک قوم و ملت باعث شده که نظریه پردازان فرهنگ جهانی و کسانیکه در پی همسان سازی فرهنگها هستند در برنامه ریزی خود زنان ر ا مورد توجه قرار دهند. و زنان در هر جامعه ای بطور مستقیم در شکل گیری فرهنگ و تمدن آن جامعه نقش بسزایی دارند و نقش فرمودند: (آنان در پایداری و نابودی تمدنها بر کسی پوشیده نیست همانطور که امام (ره«زنان در استقلال یک کشور می تواند سیار تاثیر گذار می باشند »شناخت جایگاه و حقوق زن در اسلام با بیان شرایط تعادل انسانها که ناظر بر بعد فردی و اجتماعی  زن که به شرط حضور در فعالیت های اجتماعی و پذیرش مسئولیت های زنان می باشد و توجه حقوق فردی ، اجتماعی وآموزشی زنان باعث ایجاد شرایط شد و تعالی آن موجب بهره مندی جامعه از توانمندیها  ، شایستگی های ایشان شد و راه توسعه متوازن همه جانبه و پایدار را تسهیل می کند. بدین منظور این موضوع طرح گردید که جایگاه زن در آموزش و پژوهش که یکی از شاخص های عصر مشارکت زنان در امر اشتغال بررسی شود. دانایی می باشد در سیر تحولاتعصر دانایی شاید این مسئله در ذهن شکل می گیرد که زن ایرانی می در ابتدا با یک نگاه نه چندان عمیق به خواهد مسئول باشد و مسئولیت تاریخی خود را بشناساند ، زیرا بعضی آن را نادیده گرفته و درمواردی خود را بی نیاز از راهکار دانسته اند و تبعیت حرف از الگوی سنتی را بدون توجه لازم به درک و دگرگونیهای بنیادین و عمیق در این عصر را کافی فرض کرده اند و بعضی دیگر راه و مسیر رفته مردان را بیهوده می پندارند . راهی که استبداد درونی را بازتولید می کند و ساختارهای سیاسی اقتدارگراها را مستحکم می سازد ولی بعضی دیگر ، این قضیه گوشه چشمی به مسائل زنان داشته اند که معتقدند مطالبات زنان منوط به
پروژه های اصولی و پیاده شدن یک تعادل درونی برای زنان زیرا آنان مسئول جامعه و دگرگونی در افکار و : اندیشه هایشان می باشند و می توان قائل به این مسئله شد  کهدر عصر دانایی که استاندارد جهانی فراتر رفته و تنها خواندن  نوشتن به زبان فارسی نیست بلکه  آشنایی با سواد کامپیوتری است و این سوال مطرح می شود که زن در سطح آموزشی چه جایگاهی دارد و آیا فرصت شغلی بر اساس سطح آموزش برای زن فراهم شده است و زن در قرن بیستم در بعد نظام سرمایه داری در یک طیف عصر دانایی به نیروی کار ارزان تبدیل می شود ؟  امروز با تحلیل رفتار زمان و مکان ما شاهد شکل گیری و پیدایش اجتماعی متمایز و متفاوت ازگذشته هستیم ، چنین امری منجربه استحاله فرهنگ و هنجارهای انعطاف پذیری سنتی شده است و باعث شد شاهد زنان تحصیل کرده در جامعه باشیم ولی هنوز هم در عصر دانایی سطح دستمزد در بیشتر منابع و شغلهای که زنان بسیاری در آن تمرکز یافته اند  به طور نسبی از نرخهای پایین تری نسبت به مردان برخوردارند . لذا فرصت های پیشرفت در آن محدود می شود و کمتر در عرصه مدیریت قرار می گیرند ،برداشتهای سنتی رایج در مورد زنان آنها را از آموزش فنی و حرفه ها که دستمزد های بالاتر دارند و فرصتهای بهتری را پشنهاد می کند مستثنا می سازد . به منظور بهبود زنان در  بازار کار و به منظور اقتدار بخشیدن به موقعیت آنان ، برنامه ها ، آموزش ها ، سیاستهای مورد نیاز که زنان را از بسیاری از  موقعیتها ی خارج نمایند . اشتغال زنانی که ابزار کلیدی برای توسعه در کشورهای اسلامی بین نسلها توقف و می کند مبارزه انتقال ارزشها و فرهنگها از یک نسل به نسل دیگر ، یک ابزار قطعی تلقی می شود و سیاستگذاران هم دریافته اند که توجه بیشتر به نیازهای زنان یک ضرورت مهم است.
اهمیت فرهنگ در توسعه
به طور کلى مى‏توان اهمیت فرهنگ را در دو جنبه دید. یکى جایگاهى که فرهنگ در هویت و موجودیت جامعه دارد و دیگرى نقشى که فرهنگ در پیشرفت جوامع ایفا مى‏کند. جنبه اول را مى‏توان اهمیت و جایگاه فرهنگ در موجودیت جامعه انگاشت و وجه دوم را مى‏توان اهمیت و نقش فرهنگ صحیح در حرکت‏به سمت اعتلا یا انحطاط جوامع دانست. در زمینه نقش فرهنگ در موجودیت جامعه باید گفت، حوزه نفوذ فرهنگ به همه ابعاد زندگى بشر کشیده شده است و همه ویژگیهاى غیرفیزیکى و متمایزکننده انسانها از یکدیگر و نیز همه ویژگیهاى متفرقه جوامع در فرهنگ آنها نهفته است. حضرت امام خمینى(ره) این مفهوم را با تصریح بیشتر چنین بیان مى‏فرمایند: «بى‏شک بالاترین و والاترین عنصرى که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسى دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساسا فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل مى‏دهد.» و به طور اساسى فرهنگ است که ویژگیهاى مشترک به وجود آورنده یک ملیت را تشکیل مى‏دهد و بدون وجود یک فرهنگ واحد، افراد تبعه یک کشور را نباید یک ملت نامید. لذا مى‏توان گفت اساس ملیت‏یک ملت فرهنگ است. این اهمیت والاى فرهنگ در هویت و موجودیت جوامع از تعاریفى که براى فرهنگ شده نیز متسفاد است. چنان چه مى‏بینیم همه ابعاد علوم، فنون، ادبیات، هنر، اخلاق، ارزشها، باورها، اعتقادات و … جوامع را در حیطه فرهنگ جاى مى‏دهند. بدیهى است ویژگیهاى مفترقه جوامع نیز همینهاست. کل تمدن بشرى از
این مجموعه ساخته شده است. هر جامعه‏اى نیز مرهون این ابعاد زندگى اجتماعى خود است. زیرا همه پیشرفتهاى یک جامعه در پیشرفت علوم و اعتقادات و ارزشهاى آن منعکس مى‏شود و بشر بدون ابعاد فرهنگى حیات، بشرى بدوى و عقب‏مانده خواهد بود که در جوامع امروزى تصور وجود آن نیز مشکل است. مى‏توان گفت «فرهنگ مبداء همه خوشبختیها و بدبختیهاى ملت است.» زیرا تمام خوشبختیها و بدبختیهاى جوامع، بستگى به بهره‏مندى از پیشرفت علوم و فنون و عملکرد اعتقادات، اخلاق، ارزشها، هنر و … در زمینه‏هاى مختلف اجتماعى دارد. با عملکرد صحیح این ابعاد فرهنگ و نیز بهره‏مندى از نتایج پیشرفت علوم و فنون، جوامع مى‏توانند به خوشبختى برسند. مى‏توان گفت همه امور جوامع بستگى تام به فرهنگ آنها دارد.لذا «اگر مشکلات فرهنگى و آموزشى به صورتى که مصالح کشور اقتضا مى‏کند حل شود، دیگر مسائل به آسانى حل مى‏گردد.» بر این اساس حضرت امام مى‏فرمایند: «راءس همه اصلاحات اصلاح فرهنگ است.» نه تنها فرهنگ، سازنده خوشبختى ملتهاست‏بلکه انحطاط ملتها نیز در گرو فرهنگ جامعه است. زیرا پایه‏هاى اعتقادى، اخلاقى، علمى و هنرى جوامع که موجب خوشبختى ملتها هستند با انحراف فرهنگ، مضمحل مى‏شود و انسانها به انحطاط کشیده مى‏شوند. «اگر فرهنگ ناصالح شد، این جوانهایى که تربیت مى‏شوند به این تربیتهاى فرهنگ ناصالح، اینها در آتیه فساد ایجاد مى‏کنند … وقتى فرهنگ فاسد شد، جوانهاى ما که زیربناى تاسیس همه چیز هستند، از دست ما مى‏روند و انگل بار مى‏آیند.» فرهنگ نه تنها انسانها را به انحطاط مى‏کشد بلکه مى‏تواند موجب انحطاط و پوچى و در نهایت اضمحلال جوامع شود.
عوامل فرهنگى مؤثر بر توسعه
1- اثر اعتقاد به خدا
اعتقاد واقعى به خدا، اصلى‏ترین و اساسى‏ترین پایه و بنیان دینى است و مذهب بدون اعتقاد به وجود هستى‏بخش هدایت‏گر، معنى نمى‏دهد. این اصل اساسى، بیشترین تاثیر را بر زندگى و رفتار افراد جامعه دارد، زیرا اساسى‏ترین عنصر تاثیرگذار بر رفتار و عملکرد اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى و سیاسى افراد جامعه، اعتقادات این افراد است و بدون شک اصلى‏ترین اعتقادها و باورها، اعتقاد و باور به وجود مبداء هستى و ایمان به این مبداء، یعنى خداست. این ایمان چاره همه مشکلات جوامع بشرى است. حضرت امام(ص) اثر این ایمان را چنین خلاصه مى‏کنند: «اگر ایمان به خدا و عمل براى خدا در فعالیتهاى اجتماعى و سیاسى واقتصادى و سایر شئون زندگى بشر وارد شود، پیچیده‏ترین مشکلات امروزى جهان به آسانى حل مى‏شود. امروز دنیا، هم در این بن‏بست گرفتار شده است وهم نمى‏خواهد به نوع هدایت انبیاء تسلیم شود، ولى سرانجام چاره‏اى جز تسلیم ندارد.» بنابراین، رشد و توسعه جامعه و به طور کلى حیات جامعه بستگى مستقیم به فرهنگ و اعتقاد به خدا دارد. به تعبیر حضرت امام خمینى(ره) تنها وجود ایمان و اعتقاد به خدا مى‏تواند مملکت را احیا کند و لذا براى احیاى مملکت و پیشرفت آن باید روح ایمان و اعتقاد به خدا را در جوانان ملت رشد داد. احیاى مملکت نیز وابسته به عوامل متعددى است که مهمترین آنها از نظر حضرت
امام، انسانها و شخصیت و فرهنگ آنهاست. بر این اساس، ایمان و اعتقاد به خدا موجب ساخته شدن انسانى و در نتیجه بروز و ایجاد ویژگیهاى مختلفى در انسان مى‏شود که همگى موجب تسریع حرکت انسانها براى دستیابى به اهداف جامعه یا همان توسعه به معناى کامل مى‏شوند. حضرت امام، بى‏اعتقادى به خدا را موجب بى‏توجهى به مصالح کشور و توجه صرف به مصلحت‏خود و در نتیجه نرفتن به دنبال امور لازم مملکت مى‏دانند و براساس این تفکر و اعتقاد به خداست که حضرت، تمام گرفتاریهاى کشور و ملت را از نبودن ایمان به خدا مى‏دانند. در عین حال بر این باورند که اعتقاد به خدا را باید حکومت و دستگاه تربیتى در مردم ایجاد و تقویت کند زیرا این اعتقاد، به خودى خود، به حد لازم و کافى وجود ندارد و اگر افراد جامعه به حال خود واگذار شوند جامعه باز هم به تباهى کشیده مى‏شود: «اگر ما و شما دست‏به هم بدهیم و جوانها را مومن و متقى بار بیاوریم مملکتمان تا آخر احیاء مى‏شود و اگر چنانچه ما کوتاهى بکنیم. این مسئولیت‏بزرگ را ما به دوش خودمان بکشیم و کوتاهى بکنیم در حق فرزندان این مملکت فرض کنید چند روزى هم یک چیزى بشود و یک صورتى پیدا بکند فردا بدتر از این است.»
آثار وجود اعتقاد به خدا در افراد جامعه
از فرمایشات حضرت امام خمینى چنین مستفاد مى‏شود که ایمان به خدا، موجب تجلى خصلتهاى انسانى والایى در افراد مى‏شود که همگى آنها از زمینه‏هاى فردى واجتماعى توسعه و پیشرفت جوامع بشرى است. از جمله زمینه‏ها عبارتند از:
1- تعهد به اسلام : یکى از نتایج ایمان به خداو مبداء هستى ایجاد تعهد نسبت‏به دین خدا و نظام حکومتى این دین است. فرد باایمان همان طور که نسبت‏به اعتقاد به خدا تقدس قایل است، براى دین و نظامى که تقویت‏کننده این اعتقاد است نیز تقدس قایل مى‏شود و همچنان که خود را نسبت‏به انجام دستورات الهى و وظایف دینى مقید مى‏داند، نسبت‏به حفظ و پیشبرد این دین نیز متعهد خواهد دانست. زیرا دین، خود مجموعه‏اى از دستورات الهى است.
2- نپذیرفتن ظلم: ظلم ستیزى و کرنش نکردن در مقابل ظلم، از جمله زمینه‏هاى لازم براى دستیابى جوامع به استقلال و نپذیرفتن استثمار و استعمار است که از جمله موانع اصلى توسعه مى‏باشند. این نپذیرفتن ظلم از اثرات ایمان و اعتقاد به خداست. حضرت امام در این زمینه مى‏فرمایند:«آدمى که از زیر دستگاه شما یا از دستگاه ما بیرون مى‏آید، اگر مؤمن باشد، دیگر نمى‏شود که زیر بار ظلم اجانب برود و یا تطمیع بتوانند بکنند اورا، این تطمیعها و تهدیدها را همه، آنى که تطمیع مى‏شود و تهدید آنها [براو] اثر مى‏کند، آنهایى است که ایمان ندارند.» در این رابطه مى‏بینیم، جوامعى که از خصوصیات فرهنگى آنان تن به ظلم دادن و صبر در ظلم است، سالیان طولانى زیر سیطره استعمار بوده‏اند و جوامع اسلامى که ایمان و اعتقاد به خداى محکمترى داشته‏اند، کمتر به طور مستقیم استعمار شده‏اند و در مبارزه با استعمار نیز رشادتهاى تحسین برانگیزى از خود نشان داده‏اند. اکنون نیز با تقویت روح ایمان و اعتقاد واقعى به خدا، جوامع اسلامى بر علیه ظلم و ستم حاکم، سر به قیام برداشته‏اند و مبارزه با ظلم در این جوامع فراگیرتر است. بدیهى است که اینها تنها نقش اثر اعتقاد واقعى به خداست.
3- تطمیع ناپذیرى: هنگامى که جامعه‏جامعه‏اى معنوى باشد وافرادجامعه بخدا و روزجزا اعتقاد داشته باشند، هدف این افراد در تمامى زمینه‏هاى فعالیتهایشان، جلب رضایت‏خدا خواهد بود و بالعکس.امام خمینی می فرماید: «کسى که اعتقاد به خدا نداشته باشد، کسى که به روز جزا اعتقاد نداشته باشد این نمى‏شود که براى کشورش مفید واقع بشود… مردمى مى‏توانند کشور خودشان راحفظ کنند، مردمى مى‏توانند مملکت و ملت‏خودشان را نجات بدهند که معنویت داشته باشند. اگر معنویت درکار نباشد و همه مربوط به مادیت‏باشد، هر جا آخور بهتر است، سر آن آخور مى‏روند ولواین که آن آخور راآمریکا برایش درست کند. اینهایى که خیانت‏به مملکت ما کردند و همه چیز ما را بردند، اینها پیششان فرق نمى‏کرد که آمریکا بر آنها مادیت را بدهد، پارک و نمى‏دانم دستگاه را بدهد یا از یک راه صحیحى باشد. … آنهایى که خوردند و بردند و ما را به تباهى کشاندند، آنهایى بودند که به اسلام کار نداشتند، اعتقاد نداشتند، به ماوراء طبیعت اعتقاد نداشتند، به معنویات عقیده نداشتند. آنها مى‏گفتند همین چهار روز زندگى است. پس هر چه هست‏بهتر و مرفه‏تر، از هر راهى مى‏خواهد باشد.)
4- تلقى کار به منزله عبادت (افزایش کارآیى): یکى از لوازم اصلى توسعه به مفهوم عام آن، افزایش کارآیى است. بنابر فرمایشات حضرت امام در دیدگاه اسلامى اگر کار براى خدا باشد، به منزله عبادت است. هنگامى که انسان در این عبادت و کار انگیزه الهى داشت و هدفش جلب رضایت‏خدا بود، با تمام قدرت و توان به انجام آن خواهد پرداخت. در نتیجه کارایى بسیار زیادى خواهد داشت. چنین کارى که با حداکثر توان انجام مى‏شود کارآترین شیوه فعالیت است و قرین موفقیت‏خواهد بود. در این زمینه امام مى‏فرمایند: «اگر این انگیزه شد، مسلما دنبال این هستید که کار خوب باشد، وقتى انگیزه الهى شد … وقتى که انگیزه براى خدا شد، دنبال این است که این کار را انجام بدهد به طورى که خدا پسند باشد. از این جهت در این کار موفق است.»
5- ایجاد بیدارى: از جمله زمینه‏هاى لازم براى توسعه، بیدارى افراد جامعه است. هنگامى که افراد جامعه آگاه و بیدار باشند، استعمار و استثمار از آن جامعه رخت‏برخواهد بست. البته بیدارى از جهات مختلف موجب بهبود تصمیم‏گیرى وعمل آحاد جامعه مى‏شود واز جمله اثرات اعتقاد واقعى به خدا، بیدارى افراد مى‏باشد.
6- شجاعت : هنگامى که انسان همه چیز رااز خدا دید، خود را غرق در چنین اعتقادى به مبداءهستى‏بخش جهان یافت وبه خداایمان مطلق پیدا کرد، به خدا متکى خواهد شد و این اتکا، موجب مى‏شود از هیچ چیزى نهراست و با شجاعت در مقابل هر دشمن و ناملایمتى بایستد و مبارزه کند و به سمت هدف گام بردارد.
7- ایمان، ضامن و عامل تداوم تلاش: یکى از زمینه‏هاى لازم براى توسعه، تلاش و تداوم تلماس براى دستیابى به توسعه و تکامل بیشتر است. چنانچه حضرت امام مى‏فرمایند: «اگر بخواهید جمهورى اسلامى به همه معنا که دارد، با همه محتوا که دارد، در خارج تحقق پیدا بکند باید که از حالا به بعد هم همان ایمان را، همان قدرت ایمان را حفظ کنید.»
2- اثر آموزش بر توسعه
از آنجا که در جوامع بشرى، انسان ایجادکننده هر گونه حرکت و تحولى است، ویژگیهاى کیفى این انسان مى‏تواند در این حرکتها و تحولات عامل اصلى را ایفا کند. زیرا هر حرکت و تحولى از اندیشه و تفکر انسان نشات مى‏گیرد و دستور انجام این تحولات را فکر او به وى مى‏دهد و سطح این فکر و اندیشه که کیفیت انسان را مى‏سازد، عامل اصلى چگونه اندیشیدن و فکر کردن است. زیرا اطلاعات، باورها و برداشتهاى انسانها، پایه‏هاى تفکر و نتیجه‏گیرى از این تفکر را مى‏سازند و بدیهى است هرچه اطلاعات، باورها و برداشتها کاملتر و والاتر باشند، این اندیشه و تفکر نیز از سطح بالاترى برخوردار خواهد بود. لذا عملکرد انسان نیز که از دستورات فکر او نشات گرفته، کاملتر و با کیفیت‏بیشترى خواهد بود. بنابراین اطلاعات و باورها و برداشتهاى انسانها که همگى از طریق یادگیرى و آموزش کسب مى‏شود، مى‏تواند عامل مهمى در بهبود عملکرد و برنامه‏ریزى انسانها باشد .
نقش علم و آموزش در پیشرفت
با توجه به اینکه انسان محرک توسعه است و توسعه باید توسط این محرک به حرکت درآید، هرچه این انسان از تواناییهاى فکرى بیشترى برخوردار باشد و آموزش و پرورش بیشتر و بهترى یافته باشد، در حرکت دادن این چرخ، بهتر عمل خواهد کرد و عملکرد او چه در جز و چه در کل، بسیار بهتر خواهد بود و بر این اساس، چنانچه تعلیم و تربیت‏به طور صحیح صورت گیرد، حرکت جامعه، به سمت پیشرفت و تعالى مطلوب خواهد بود.دراهمیت این نقش، حضرت امام(ره) چنین مى‏فرمایند : «مساله فرهنگ و آموزش و پرورش در راءس مسائل کشور است. اگر مشکلات فرهنگى و آموزشى به صورتى که مصالح کشور اقتضا مى‏کند حل شود، دیگر مسائل به آسانى حل مى‏گردد.» به این ترتیب از دیدگاه حضرت امام در صورت وجود علم و تهذیب، مى‏توان از جهالت مادى و معنوى به طرف سعادت و کمال حرکت کرد. با آموزش و پرورش صحیح اسلامى و مطابق مصالح اجتماع، مى‏توان به پیشرفتهاى مختلف دست‏یافت و سعادت دنیوى و اخروى جامعه را تضمین کرد. نکته قابل توجه اینکه مساله آموزش و پرورش طبق فرمایش حضرت امام و از دیدگاه ایشان در بین عوامل مؤثر بر توسعه در راءس مسایل قرار دارد و مهمترین عامل است. به طورى که با حل مسایل و رفع مشکلات موجود در آموزش و پرورش، مى‏توان امید داشت که دیگر مسایل به آسانى حل شود. البته در ریشه‏یابى این اهمیت ویژه تعلیم و تربیت در مقاطع مختلف فرمایش حضرت امام مبنى بر اینکه : «نقش دانشگاه در هر کشورى ساختن انسان است‏» مى‏تواند پاسخ‏گو باشد. زیرا چون انسان عامل اصلى حرکت توسعه است، اگر او ساخته شود مى‏تواند عامل مفیدى براى جامعه باشد و در صورت فساد او این فساد، مى‏تواند به فساد جامعه بیانجامد، باید توجه داشت که تعلیم و تربیت در شکل‏گیرى شخصیت انسانها، نقش کلیدى و اصلى دارد و در واقع مى‏توان گفت‏شخصیت انسانها را تعلیم و تربیت مى‏سازد و چون عملکرد انسان به طور ویژه‏اى تحت تاثیر شخصیت اوست، مى‏توان آموزش و پرورش (در مقاطع مختلف) را عامل اصلى در حرکت‏به سمت توسعه‏یافتگى در ابعاد مختلف دانست.
« نقش مراکز علمى در استقلال و خودکفایى

digipay
در ۴ قسط با دیجی‌پی
توضیحات

مقاله کامل عوامل موثر در پیشرفت و تعالی همه جانبه

یکی از علل پیشرفت جامعه رعایت عدالت وتحقق عدالت اقتصادی است
عدالت قانونی است که هستی بخش و هستی آفرین ،جهان را بر مبنای آن استوار کرده است.جهان بر اساس عدل آفریده شده است؛یعنی هر چیز بر سر جای خود،و اگر جوامع بشری بر مبنای این انگیزه فطری حکم برانند، دنیا،مدینه فاضله می شود و نه تنها مردم کشور ما بلکه تمامی انسانها با انگیزه ای الهی و اراده ای مصمم به سوی کمال پیشرفت می کنند. آنگونه که ما انتظار داریم در دوران حکومت بقیه الله الاعظم ،مهدی موعود سایه عدالت بر جهانیان گسترانیده خواهد شد و در پرتو این عدالت همه گیر همه بی نیاز از وابستگی های مادی می شوند. قرآن در باره بعثت پیامبران میفرماید: الیقوم الناس بالقسط یعنی پیغمبران مبعوث شدندتاقسط و عدل در جامعه بشری استوار بشود، که این اشاره به هدف بعثت دارد، وحکومت حضرت مهدی(عج) است که ما را طور کامل به این هدف خواهد رساند.حکومت الهی حضرت بقیه الله ـ ارواحنا فداه ـ حکومتی است که در آن مقررات حاکم بر مردم، خواست آمریکا و دیگر قدرتهای زورگوی شرق و غرب نیست؛ بلکه حکومت عدالت و مساوات، و امروز هر کسی که برای عدالت، در راه دین و خدمت به محرومان حرکت میکند، باید خوشحال و امیدوار باشد؛ زیرا آینده متعلق به او است.
در آن روزگار جامعه پیشرفت عظیمی می کند؛ دشمنی ها و کینه توزی ها و خامو ش کردن استعدادها همه ناشی از خود خواهی و زیاده طلبی است و این شمشیر عدل و داد است که می تواند ریشه این علف های هرز را بخشکاند.امروزه همه کشور ها و کشور ما نیز تا حدودی از تبعیض های اجتماعی رنج میبرند. مسؤولان کشورما اگر می خواهند آنچه را که نیاز واقعی مردم است ادا کنند، باید به عدالت بیندیشند.آمزش و پرورش در شناساندن اهمیت عدالت به ذهن های فعال جامعه نقش چشمگیری دارد زیرا پایه تعلیم و تربیت صحیح عدالت است و به فرموده دکتر احمدی نژاد ریاست جمهور اسلامی ایران فرزندان عزیز ایران باید تعهد آگاهی و عشق به عدالت را در مدرسه بیاموزند و این کار بزرگ معلمان است که امروز میراث دار نبی مکرم اسلام (ص) هستند.
اگر فکر و اندیشه عدالت در دلها احیا شود، بیکاری و مشکلات اقتصادی و گوناگونی که در زمینه های فرهنگی و اجتماعی وجود دارد حل میشود و قطعاً یکی از بستر های اساسی برای پیشرفت جامعه فراهم شده و بسیاری از استعدادهای نهفته و بالقوه ،بالفعل شده و گامی بزرگ بسوی قله برداشته خواهد شد.
وبرای تاکید بر اهمیت عدالت بخوانید فرموده امامان را در این باره:
امام علی (ع):عدل پایه ای است که پایداری جهان به آن بستگی دارد.
امام علی (ع):همه نیکی ها در عدل نهفته است وعدالت بالاترین درجات ایمان است .
امام علی (ع):توده مردم را عدالت رام می سازد .
امام علی (ع):دل مردمان گنجینه (کردارورفتار) دولت ها است هر عدل وظلمی به ایشان روا دارند (در گنجینه ثبت شده) می یابند.
امام صادق (ع):هر گاه عدالت میان مردمان اجرا شود بی نیاز خواهد شد .
امام کاظم (ع):اگر عدالت میان مردم اجرا شده بود همه بی نیاز بودند وفقیری نمانده بود.
نقش مهرورزی در پیشرفت جامعه
یکی از مولفه های تعلیم و تربیت صحیح مهرورزی است. ‹تعلیم و تربیت صحیح نیاز به عشق است و بدون مهرورزی و محبت امکان حضور در مدرسه ودلسوزی وجود ندارد و مهرورزی پایه انتقال خوبی ها به قلب و روح و جان فرزندان کشور و ساخت یک جامعه پیشرفته است.
مهرورزی موجب تقویت هویت اجتماعی -فرهنگی در جامعه شده و با آشکار ساختن تفاوتها و شباهت های افراد هر جامعه سبب شود که انسان ها در راه رسیدن به اهداف خویش مصمم تر شده واجتماع های کار آمد تشکیل شده و بدنبال آن پیشرفت در امور مختلف را سبب می شود . بدون استفاده از فن بیان و زبان آموزی نمی توان به ضرورت های جهانی جامعه پیشرفته پرداخت . تعالی و پیشرفت جوامع یک فرایند جهانی است و متاثر از عوامل مختلف درون مرزی و برون مرزی می باشد. برای رسیدن به تعالی و پیشرفت همه جانبه باید با زبانهای جهانی آشنا باشیم و هر چه این زبانهای اندیشه پرور روان تر و شیواتر بتواند حکم براند و بعبارتی توام با مهر ورزی و محبت باشد سریعتر به هدفش خواهد رسید. یکی از جنبه های محبت و مهر ورزی صلح با دشمنان در واقع لزوم است .چنانچه حضرت علی (ع)در مورد مدارا و صلح کردن و تاثیرمهر ورزی در والایی انسان می فرمایند: « پیشنهاد هیچ صلحی را که خوشنودی خدا در آن باشد رد مکن. که آسایش رزمندگان، آرامش خود و امنیت کشورت در صلح تامین می شود. اما پس از صلح از دشمنت سخت بر حذر باش که گاهی برای غافلگیر کردن تو ، خود را به تو نزدیک می کند. پس جانب احتیاط فرو مگذار و خوش بینی را از خود بران و اگر با دشمن پیمان بستی تا او را در پوشش پناه خویش بگیری به پیمان خود وفادار بمان و ذمه ات را با امانت کامل پاس دار و جان خود را سپر عهد و پیمان خویش قرار بده که در میان واجبات خداوند بزرگ شهرت وفای به عهد بزرگترین است و ملت ها به رغم جدایی گرایش ها و پراکندگی آراء در این مورد سخت هم داستانند. خداوند عهد و ذمه خود را در فضای امنی قرار داده ، با مهر خویش پرتوش را میان بندگان گسـترده است و حریمـش ساخته تا در آن پناه گیرند و در سایه اش بیآرامند. این همه برای آن است که انسان به والایی اخلاق و ژرفای روح دست یابد ، زیرا آنچه انسان را والا می سازد نه شدت احساسات والا ، که گستره و عمق اندیشه والا و متانـت و مهرورزی در گفتار و کردار اوسـت. » . با پرورش فرهـنگ مهرورزی است که روابط بین انسانها بهینه می شود و در پرتو این ارتباط ها می توان به مصالحه های اجتماعی سودمند در بین مردم ملتها رسید.بایداولیا و متولیان فرهنگی و تربیتی جامعه فرهنگ مهرورزی را در میان مردم بخصوص جوانان و نوجوانان که در گرداب خشونت صنعتی شدن هر لحظه گرفتار می شوند رواج دهند اخلاق پسندیده و مدارا و تفاهم را در خود بپرورانند واخلاق نیکوی رسول الله را سر شمه تبلیغات خود قرار داده و با نهادینه کردن این مهم پایه رشد و پیشرفت فرهنگی را اساسی شکل دهند.
علم و فناوری هسته ای
یکی از راههای رسیدن به پیشرفت کشور فراهم ساختن زمینه لازم برای توسعه این علم و فناوری آنست که می توان برای دست یابی به اهداف طولانی مدت و مفیداین علم یادگیری آن را بصورت یک درس عمومی از
آموزشگاهها شروع کرد ودر دانشگاهها بطور یک رشته تخصصی جدا این علم را ترویج کرد تا نیروی متخصص لازم در این کشور در این زمینه بیشتر فراهم شود .حال برای اهمیت این موضوع قسمتی ازاظهارات مقام معظم رهبری حضرت‌ آیت‌الله العظمی‌ خامنه‌ای‌ در رابطه با علم و فناوری هسته ای بیان می کنیم:حرکت ارزشمند و افتخارآمیز جوانان ایرانی در دستیابی به دانش بومی هسته‌ای یک اقدام تاریخ‌ساز و تمدن‌ساز است و این حرکت علمی باید با قوت به پیش برود و در ابعاد مختلف گسترش یابد.  کلید اصلی پیشرفت، قدرت و سعادت هر کشوری، علم و فناوری است و ملتی که تصمیم دارد سرنوشت خود را بسازد باید این کلید را بیابد.  امروز به برکت انقلاب اسلامی زمینه برای ظهور استعدادها و رشد علمی کشور فراهم است.  اعتماد به نفس استعدادهای جوان ایران و اعتقاد به توانایی خود، یک عید بزرگ برای ملت ایران است.  بمب هسته‌ای ایران، جوانان ما و ملت ما هستند که در دشوارترین میدان‌ها با کمال قدرت و ایمان ایستاده‌اند و باز هم خواهند ایستاد. هر کس که منافع ملی مردم را تهدیدکند، تیزی خشم ملت ایران را خواهد دید.ایمان به خدا، ایمان به مردم، ایمان به راه و ایمان به موفقیت زمینه‌ساز پیشرفت ملی است. سیاست ما روشن است: «پیشرفت، ارائه منطق روشن و پافشاری بر حق ملت بدون عقب‌نشینی». ملت ایران با استقامت و تدبیر و بدون هیچ‌گونه هراسی مسیر عزت خود را ادامه خواهد داد. اکنون نیز مردم و مسئولان جمهوری اسلامی ایران مقتدرتر از هر زمان دیگر، همچون فولاد آبدیده، در مقابل هر فشار و توطئه‌ای پایداری می‌کنند و با اتکال به خدا، «بکارگیری عقل و تدبیر» و حفظ وحدت و همدلی، حرکت به سوی فناوری‌های پیشرفته از جمله انرژی هسته‌ای را ادامه می‌دهند. تولید انرژی هسته‌ای نیازی حقیقی است و مسئولان موظفند بدون تسلیم شدن در برابر فشارها، حرکت ایران را به سوی فناوری‌های پیشرفته از جمله انرژی هسته‌ای ادامه دهند. پافشاری ملت ایران، بر حق برخورداری از انرژی هسته‌ای، تجلی خواست ملی و نمونه‌ای از حضور آگاهانه مردم در صحنه است.تنها علم و تحقیق است که می‌تواند زیر ساخت انسانی را به عنوان مهمترین زیر ساخت کشور، اصلاح کند و بسازد. واقعیات نشان می‌دهد استعداد وافر و جوشان ایرانی‌ها اگر وارد میدان علم بشود، علم را از انحصار غربی‌ها خارج می‌کند.جمهوری اسلامی ایران با دارا بودن توانایی‌های فراوان، جوانان با استعداد و ایمان راسخ، می‌تواند «مادر علم» در میان کشورهای اسلامی شود. تبدیل علم‌گرایی و علم محوری به گفتمان مسلط جامعه در همه بخش‌ها لازم و ضروری است.در تفکر اسلامی، حرکت به سوی تحول و پیشرفت در عرصه‌های مختلف زندگی و دستیابی به آفاق جدید دانش بشری یک ارزش است. تجلیل از دانش و دانشمند، باعث رشد و رواج علم می‌شود و آینده و پیشرفت کشور را تضمین می‌کند.ما درباره حق مسلم دست یافتن به فناوری هسته‌ای و استفاده از این فناوری، با هیچ کس مذاکره نمی‌کنیم.
رقابت
در صورت وجود رقابت، مفاهیمی همچون کیفیت یا کمیت محقق می‌شود زیرا یک شرکت در صورت بالا بردن کمیت و کیفیت محصولات خود، توان رقابت در بازارهای دنیا را دارد.
در کشور ما دو مسأله مهم را می‌توان موانع تولید و توسعه دانست: نخست، دولتی بودن اقتصاد است که همانند تحولی بر بخش خصوصی تسلط دارد. در واقع دولتی بودن اقتصاد و تسلط دولت بر 600 هزار میلیارد تومان سرمایه، اقتصاد کشور را تحت تأثیر قرار داده است. مطابق آمار، از ابتدای سال تا کنون، تسهیلات بخش خصوصی نسبت به مدت مشابه سال گذشته، با نقصان جدی مواجه بوده است و این نشان می‌دهد که ما از هدف اصلی‌مان که همانا سرازیر شدن تسهیلات از بخش دولتی به بخش خصوصی و کاهش نرخ سود تسهیلات به‌منظور کاهش قیمت تمام شده و ایجاد رقابت با کالاهای خارجی است، فاصله گرفته‌ایم. انتظار ما این است که لااقل از 50 درصد تسهیلاتی که در قانون و در حساب ذخیره ارزی برای بخش خصوصی در نظر گرفته شده است، 20 درصد به این بخش اختصاص یابد. و اما دومین مانع تولید و توسعه در کشور، عدم توجه به سرمایه‌گذاری داخلی است که این مورد در کنار دولتی ‌بودن اقتصاد، ریشه کلیه مسائل مبتلا به صنعتگران و کارآفرینان است.
به‌منظور تقویت این بخش باید علاوه بر در نظر گرفتن تسهیلات بیشتر برای بخش خصوصی، به واردات هم توجه خاصی کرد. در حال حاضر واردات کشور حدود 40 میلیارد دلار تخمین زده می‌شود که باید دولت برای تنظیم بازار و حمایت از تولیدات داخلی، واردات را کنترل کند و در صورت لزوم، با افزایش میزان سود بازرگانی و افزایش تعرفه، مانع از آسیب‌ دیدن سرمایه‌گذاران داخلی شود. وی در پایان سخنانش به تأثیر عوامل سیاسی در اقتصاد کشورها اشاره کرد و افزود: اقتصادهای دنیا متأثر از دو مقوله بازار و اثرات سیاسی است زیرا در صورت عدم کنترل بازار، اقتصاد آن کشور هم غیر قابل کنترل می‌شود. از سوی دیگر جریانات سیاسی هم به‌عنوان گزینه‌ای مهم در اقتصاد مطرح می‌شود که میزان تأثیر آن در کشورهای مختلف، متفاوت است، در برخی کشورهای این اثر کم و در کشورهای دیگر بسیار زیاد است. با بررسی‌‌های صورت گرفته، ایران جزء آن دسته از کشورهایی است که آثار سیاسی، نقش ویژه‌ای در اقتصاد و صنعت آن ایفا می‌کند،‌ به‌طوری که اگر سهم بازار در اقتصاد 40 درصد باشد، سهم عوامل سیاسی 60 درصد است؛ این در حالی است که ریسک پذیری صنعت و تولید از عوامل سیاسی نباید بیش از 10 درصد باشد و ما باید با سرمایه‌گذاری‌های بیشتر و افزایش فعالیت‌های اقتصادی، این ریسک‌پذیری را کاهش دهیم.
نقش زنان در توسعه
نیمی از جمعیت جهان زنان هستند و نیمی دیگر در دامن زنان پرورش می یابند» »شاخت دنیای پیرامون و وسایلی که از لحاظ فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی و اطرافمان می گذرد تغییر وتحولات عظیمی را پشت سر گذاشته و امروزه در جهانی هستیم که ارزشها و هنجارهای جامعه دستخوش دگرگونی می باشد و این دگرگونی در تمام سطوح زندگی تاثیر می گذارد و بدون درک درستی از آن زندگی بشر مخاطره آمیز می شود . از جمله مسائلی که در ربع پایانی قرن بیستم درمحافل روشنفکری بسیار زیاد شدن» است. شد اصطلاح «جهانیجهانی شدن نه تنها به شاخصه عصر ما تبدیل شد بلکه در سرنوشت ما نقش تعیین کننده دارد ، جهانی شدن یعنی یکسان سازی فرهنگها و این امر باعث شده عده ای قائل شدن به معنای فرهنگ در پروسه  جهانی
شدن توجه کنند به این صورت که فرهنگ دیگر آنگونه که فرهنگ شناسان کلاسیک آن را تعریف می کردند منحصرا مجموعه ای از ارزشها و خاطرات ، باید ها ، عقاید صرف در یک حوزه مشخص جغرافیایی نیست زیرا فرهنگ در عصر جهانی شدن مفهوم گسترده تری می یابد و فرامرزی می شود . دیگر زمان و مکان معنا ندارد . براساس این مفهوم دیگر مهم نیست که مردم در کجا هستند زیرا هر جامعه انسانی در حیطه صنعت جهانی ارتباط می باشد و این تحول صنعتی کل جغرافیای  جهان را در یک فضای مشترک واحد قرار داده ، صنایع ارتباطی مثل تلکس ، تلفن ، صدا و سیما ، ماهواره و اینترنت همه همراه با پیشرفت صنایع نقلیه تندرو موجب بوجود آمدن نیروی جدیدی در تعامل با منابع بومی و محلی قرار گرفته است . و امروزه طلیعه از عصر اطلاعات و تولید علم سرزده و… به عنوان ویژگی مهم و محوری جهانی شدن یاد می کنند   شدن را می توان  به عنوان عصردانایی شناخت.  و عصر جهانیـارتباط مستقیم بین عصر دانایی و توسعه انسانی ، تاثیرات متفاوتی بر عدالت جنسیتی داشته است و باعث شده نقش آن در تاریخ غیر قابل انکار باشد  در دوران ماتریکا (دوان طلایی برای زنان ) بی توجه به زن و گمان زن به عنوان موجودی تحت ستم مطرح بوده ، مدت زمانی کمی است که زنان شرایطی را برای اثبات وجود خود فراهم ساخته ، دستاوردهای صنعتی شدن و زندگی نوین این امکان ربراو داده است که از موجودی دست دوم به یکه تاز فعالیت امروزی مبدل شود . بی شک این بدست نمی آید مگر توسط تغییر در شیوه زندگی بشری و تقسیم کار نوین در جوامع جدید و در کل جهانی کردن. در آنجا که نیمی از جهان را زنان تشکیل می دهند درشکل گیری الگوی شخصیتی نیمه دیگر زنان نقش بسزایی دارند لذا این نقش حساس در شکل گیری فرهنگ و مدنیت یک قوم و ملت باعث شده که نظریه پردازان فرهنگ جهانی و کسانیکه در پی همسان سازی فرهنگها هستند در برنامه ریزی خود زنان ر ا مورد توجه قرار دهند. و زنان در هر جامعه ای بطور مستقیم در شکل گیری فرهنگ و تمدن آن جامعه نقش بسزایی دارند و نقش فرمودند: (آنان در پایداری و نابودی تمدنها بر کسی پوشیده نیست همانطور که امام (ره«زنان در استقلال یک کشور می تواند سیار تاثیر گذار می باشند »شناخت جایگاه و حقوق زن در اسلام با بیان شرایط تعادل انسانها که ناظر بر بعد فردی و اجتماعی  زن که به شرط حضور در فعالیت های اجتماعی و پذیرش مسئولیت های زنان می باشد و توجه حقوق فردی ، اجتماعی وآموزشی زنان باعث ایجاد شرایط شد و تعالی آن موجب بهره مندی جامعه از توانمندیها  ، شایستگی های ایشان شد و راه توسعه متوازن همه جانبه و پایدار را تسهیل می کند. بدین منظور این موضوع طرح گردید که جایگاه زن در آموزش و پژوهش که یکی از شاخص های عصر مشارکت زنان در امر اشتغال بررسی شود. دانایی می باشد در سیر تحولاتعصر دانایی شاید این مسئله در ذهن شکل می گیرد که زن ایرانی می در ابتدا با یک نگاه نه چندان عمیق به خواهد مسئول باشد و مسئولیت تاریخی خود را بشناساند ، زیرا بعضی آن را نادیده گرفته و درمواردی خود را بی نیاز از راهکار دانسته اند و تبعیت حرف از الگوی سنتی را بدون توجه لازم به درک و دگرگونیهای بنیادین و عمیق در این عصر را کافی فرض کرده اند و بعضی دیگر راه و مسیر رفته مردان را بیهوده می پندارند . راهی که استبداد درونی را بازتولید می کند و ساختارهای سیاسی اقتدارگراها را مستحکم می سازد ولی بعضی دیگر ، این قضیه گوشه چشمی به مسائل زنان داشته اند که معتقدند مطالبات زنان منوط به
پروژه های اصولی و پیاده شدن یک تعادل درونی برای زنان زیرا آنان مسئول جامعه و دگرگونی در افکار و : اندیشه هایشان می باشند و می توان قائل به این مسئله شد  کهدر عصر دانایی که استاندارد جهانی فراتر رفته و تنها خواندن  نوشتن به زبان فارسی نیست بلکه  آشنایی با سواد کامپیوتری است و این سوال مطرح می شود که زن در سطح آموزشی چه جایگاهی دارد و آیا فرصت شغلی بر اساس سطح آموزش برای زن فراهم شده است و زن در قرن بیستم در بعد نظام سرمایه داری در یک طیف عصر دانایی به نیروی کار ارزان تبدیل می شود ؟  امروز با تحلیل رفتار زمان و مکان ما شاهد شکل گیری و پیدایش اجتماعی متمایز و متفاوت ازگذشته هستیم ، چنین امری منجربه استحاله فرهنگ و هنجارهای انعطاف پذیری سنتی شده است و باعث شد شاهد زنان تحصیل کرده در جامعه باشیم ولی هنوز هم در عصر دانایی سطح دستمزد در بیشتر منابع و شغلهای که زنان بسیاری در آن تمرکز یافته اند  به طور نسبی از نرخهای پایین تری نسبت به مردان برخوردارند . لذا فرصت های پیشرفت در آن محدود می شود و کمتر در عرصه مدیریت قرار می گیرند ،برداشتهای سنتی رایج در مورد زنان آنها را از آموزش فنی و حرفه ها که دستمزد های بالاتر دارند و فرصتهای بهتری را پشنهاد می کند مستثنا می سازد . به منظور بهبود زنان در  بازار کار و به منظور اقتدار بخشیدن به موقعیت آنان ، برنامه ها ، آموزش ها ، سیاستهای مورد نیاز که زنان را از بسیاری از  موقعیتها ی خارج نمایند . اشتغال زنانی که ابزار کلیدی برای توسعه در کشورهای اسلامی بین نسلها توقف و می کند مبارزه انتقال ارزشها و فرهنگها از یک نسل به نسل دیگر ، یک ابزار قطعی تلقی می شود و سیاستگذاران هم دریافته اند که توجه بیشتر به نیازهای زنان یک ضرورت مهم است.
اهمیت فرهنگ در توسعه
به طور کلى مى‏توان اهمیت فرهنگ را در دو جنبه دید. یکى جایگاهى که فرهنگ در هویت و موجودیت جامعه دارد و دیگرى نقشى که فرهنگ در پیشرفت جوامع ایفا مى‏کند. جنبه اول را مى‏توان اهمیت و جایگاه فرهنگ در موجودیت جامعه انگاشت و وجه دوم را مى‏توان اهمیت و نقش فرهنگ صحیح در حرکت‏به سمت اعتلا یا انحطاط جوامع دانست. در زمینه نقش فرهنگ در موجودیت جامعه باید گفت، حوزه نفوذ فرهنگ به همه ابعاد زندگى بشر کشیده شده است و همه ویژگیهاى غیرفیزیکى و متمایزکننده انسانها از یکدیگر و نیز همه ویژگیهاى متفرقه جوامع در فرهنگ آنها نهفته است. حضرت امام خمینى(ره) این مفهوم را با تصریح بیشتر چنین بیان مى‏فرمایند: «بى‏شک بالاترین و والاترین عنصرى که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسى دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساسا فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل مى‏دهد.» و به طور اساسى فرهنگ است که ویژگیهاى مشترک به وجود آورنده یک ملیت را تشکیل مى‏دهد و بدون وجود یک فرهنگ واحد، افراد تبعه یک کشور را نباید یک ملت نامید. لذا مى‏توان گفت اساس ملیت‏یک ملت فرهنگ است. این اهمیت والاى فرهنگ در هویت و موجودیت جوامع از تعاریفى که براى فرهنگ شده نیز متسفاد است. چنان چه مى‏بینیم همه ابعاد علوم، فنون، ادبیات، هنر، اخلاق، ارزشها، باورها، اعتقادات و … جوامع را در حیطه فرهنگ جاى مى‏دهند. بدیهى است ویژگیهاى مفترقه جوامع نیز همینهاست. کل تمدن بشرى از
این مجموعه ساخته شده است. هر جامعه‏اى نیز مرهون این ابعاد زندگى اجتماعى خود است. زیرا همه پیشرفتهاى یک جامعه در پیشرفت علوم و اعتقادات و ارزشهاى آن منعکس مى‏شود و بشر بدون ابعاد فرهنگى حیات، بشرى بدوى و عقب‏مانده خواهد بود که در جوامع امروزى تصور وجود آن نیز مشکل است. مى‏توان گفت «فرهنگ مبداء همه خوشبختیها و بدبختیهاى ملت است.» زیرا تمام خوشبختیها و بدبختیهاى جوامع، بستگى به بهره‏مندى از پیشرفت علوم و فنون و عملکرد اعتقادات، اخلاق، ارزشها، هنر و … در زمینه‏هاى مختلف اجتماعى دارد. با عملکرد صحیح این ابعاد فرهنگ و نیز بهره‏مندى از نتایج پیشرفت علوم و فنون، جوامع مى‏توانند به خوشبختى برسند. مى‏توان گفت همه امور جوامع بستگى تام به فرهنگ آنها دارد.لذا «اگر مشکلات فرهنگى و آموزشى به صورتى که مصالح کشور اقتضا مى‏کند حل شود، دیگر مسائل به آسانى حل مى‏گردد.» بر این اساس حضرت امام مى‏فرمایند: «راءس همه اصلاحات اصلاح فرهنگ است.» نه تنها فرهنگ، سازنده خوشبختى ملتهاست‏بلکه انحطاط ملتها نیز در گرو فرهنگ جامعه است. زیرا پایه‏هاى اعتقادى، اخلاقى، علمى و هنرى جوامع که موجب خوشبختى ملتها هستند با انحراف فرهنگ، مضمحل مى‏شود و انسانها به انحطاط کشیده مى‏شوند. «اگر فرهنگ ناصالح شد، این جوانهایى که تربیت مى‏شوند به این تربیتهاى فرهنگ ناصالح، اینها در آتیه فساد ایجاد مى‏کنند … وقتى فرهنگ فاسد شد، جوانهاى ما که زیربناى تاسیس همه چیز هستند، از دست ما مى‏روند و انگل بار مى‏آیند.» فرهنگ نه تنها انسانها را به انحطاط مى‏کشد بلکه مى‏تواند موجب انحطاط و پوچى و در نهایت اضمحلال جوامع شود.
عوامل فرهنگى مؤثر بر توسعه
1- اثر اعتقاد به خدا
اعتقاد واقعى به خدا، اصلى‏ترین و اساسى‏ترین پایه و بنیان دینى است و مذهب بدون اعتقاد به وجود هستى‏بخش هدایت‏گر، معنى نمى‏دهد. این اصل اساسى، بیشترین تاثیر را بر زندگى و رفتار افراد جامعه دارد، زیرا اساسى‏ترین عنصر تاثیرگذار بر رفتار و عملکرد اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى و سیاسى افراد جامعه، اعتقادات این افراد است و بدون شک اصلى‏ترین اعتقادها و باورها، اعتقاد و باور به وجود مبداء هستى و ایمان به این مبداء، یعنى خداست. این ایمان چاره همه مشکلات جوامع بشرى است. حضرت امام(ص) اثر این ایمان را چنین خلاصه مى‏کنند: «اگر ایمان به خدا و عمل براى خدا در فعالیتهاى اجتماعى و سیاسى واقتصادى و سایر شئون زندگى بشر وارد شود، پیچیده‏ترین مشکلات امروزى جهان به آسانى حل مى‏شود. امروز دنیا، هم در این بن‏بست گرفتار شده است وهم نمى‏خواهد به نوع هدایت انبیاء تسلیم شود، ولى سرانجام چاره‏اى جز تسلیم ندارد.» بنابراین، رشد و توسعه جامعه و به طور کلى حیات جامعه بستگى مستقیم به فرهنگ و اعتقاد به خدا دارد. به تعبیر حضرت امام خمینى(ره) تنها وجود ایمان و اعتقاد به خدا مى‏تواند مملکت را احیا کند و لذا براى احیاى مملکت و پیشرفت آن باید روح ایمان و اعتقاد به خدا را در جوانان ملت رشد داد. احیاى مملکت نیز وابسته به عوامل متعددى است که مهمترین آنها از نظر حضرت
امام، انسانها و شخصیت و فرهنگ آنهاست. بر این اساس، ایمان و اعتقاد به خدا موجب ساخته شدن انسانى و در نتیجه بروز و ایجاد ویژگیهاى مختلفى در انسان مى‏شود که همگى موجب تسریع حرکت انسانها براى دستیابى به اهداف جامعه یا همان توسعه به معناى کامل مى‏شوند. حضرت امام، بى‏اعتقادى به خدا را موجب بى‏توجهى به مصالح کشور و توجه صرف به مصلحت‏خود و در نتیجه نرفتن به دنبال امور لازم مملکت مى‏دانند و براساس این تفکر و اعتقاد به خداست که حضرت، تمام گرفتاریهاى کشور و ملت را از نبودن ایمان به خدا مى‏دانند. در عین حال بر این باورند که اعتقاد به خدا را باید حکومت و دستگاه تربیتى در مردم ایجاد و تقویت کند زیرا این اعتقاد، به خودى خود، به حد لازم و کافى وجود ندارد و اگر افراد جامعه به حال خود واگذار شوند جامعه باز هم به تباهى کشیده مى‏شود: «اگر ما و شما دست‏به هم بدهیم و جوانها را مومن و متقى بار بیاوریم مملکتمان تا آخر احیاء مى‏شود و اگر چنانچه ما کوتاهى بکنیم. این مسئولیت‏بزرگ را ما به دوش خودمان بکشیم و کوتاهى بکنیم در حق فرزندان این مملکت فرض کنید چند روزى هم یک چیزى بشود و یک صورتى پیدا بکند فردا بدتر از این است.»
آثار وجود اعتقاد به خدا در افراد جامعه
از فرمایشات حضرت امام خمینى چنین مستفاد مى‏شود که ایمان به خدا، موجب تجلى خصلتهاى انسانى والایى در افراد مى‏شود که همگى آنها از زمینه‏هاى فردى واجتماعى توسعه و پیشرفت جوامع بشرى است. از جمله زمینه‏ها عبارتند از:
1- تعهد به اسلام : یکى از نتایج ایمان به خداو مبداء هستى ایجاد تعهد نسبت‏به دین خدا و نظام حکومتى این دین است. فرد باایمان همان طور که نسبت‏به اعتقاد به خدا تقدس قایل است، براى دین و نظامى که تقویت‏کننده این اعتقاد است نیز تقدس قایل مى‏شود و همچنان که خود را نسبت‏به انجام دستورات الهى و وظایف دینى مقید مى‏داند، نسبت‏به حفظ و پیشبرد این دین نیز متعهد خواهد دانست. زیرا دین، خود مجموعه‏اى از دستورات الهى است.
2- نپذیرفتن ظلم: ظلم ستیزى و کرنش نکردن در مقابل ظلم، از جمله زمینه‏هاى لازم براى دستیابى جوامع به استقلال و نپذیرفتن استثمار و استعمار است که از جمله موانع اصلى توسعه مى‏باشند. این نپذیرفتن ظلم از اثرات ایمان و اعتقاد به خداست. حضرت امام در این زمینه مى‏فرمایند:«آدمى که از زیر دستگاه شما یا از دستگاه ما بیرون مى‏آید، اگر مؤمن باشد، دیگر نمى‏شود که زیر بار ظلم اجانب برود و یا تطمیع بتوانند بکنند اورا، این تطمیعها و تهدیدها را همه، آنى که تطمیع مى‏شود و تهدید آنها [براو] اثر مى‏کند، آنهایى است که ایمان ندارند.» در این رابطه مى‏بینیم، جوامعى که از خصوصیات فرهنگى آنان تن به ظلم دادن و صبر در ظلم است، سالیان طولانى زیر سیطره استعمار بوده‏اند و جوامع اسلامى که ایمان و اعتقاد به خداى محکمترى داشته‏اند، کمتر به طور مستقیم استعمار شده‏اند و در مبارزه با استعمار نیز رشادتهاى تحسین برانگیزى از خود نشان داده‏اند. اکنون نیز با تقویت روح ایمان و اعتقاد واقعى به خدا، جوامع اسلامى بر علیه ظلم و ستم حاکم، سر به قیام برداشته‏اند و مبارزه با ظلم در این جوامع فراگیرتر است. بدیهى است که اینها تنها نقش اثر اعتقاد واقعى به خداست.
3- تطمیع ناپذیرى: هنگامى که جامعه‏جامعه‏اى معنوى باشد وافرادجامعه بخدا و روزجزا اعتقاد داشته باشند، هدف این افراد در تمامى زمینه‏هاى فعالیتهایشان، جلب رضایت‏خدا خواهد بود و بالعکس.امام خمینی می فرماید: «کسى که اعتقاد به خدا نداشته باشد، کسى که به روز جزا اعتقاد نداشته باشد این نمى‏شود که براى کشورش مفید واقع بشود… مردمى مى‏توانند کشور خودشان راحفظ کنند، مردمى مى‏توانند مملکت و ملت‏خودشان را نجات بدهند که معنویت داشته باشند. اگر معنویت درکار نباشد و همه مربوط به مادیت‏باشد، هر جا آخور بهتر است، سر آن آخور مى‏روند ولواین که آن آخور راآمریکا برایش درست کند. اینهایى که خیانت‏به مملکت ما کردند و همه چیز ما را بردند، اینها پیششان فرق نمى‏کرد که آمریکا بر آنها مادیت را بدهد، پارک و نمى‏دانم دستگاه را بدهد یا از یک راه صحیحى باشد. … آنهایى که خوردند و بردند و ما را به تباهى کشاندند، آنهایى بودند که به اسلام کار نداشتند، اعتقاد نداشتند، به ماوراء طبیعت اعتقاد نداشتند، به معنویات عقیده نداشتند. آنها مى‏گفتند همین چهار روز زندگى است. پس هر چه هست‏بهتر و مرفه‏تر، از هر راهى مى‏خواهد باشد.)
4- تلقى کار به منزله عبادت (افزایش کارآیى): یکى از لوازم اصلى توسعه به مفهوم عام آن، افزایش کارآیى است. بنابر فرمایشات حضرت امام در دیدگاه اسلامى اگر کار براى خدا باشد، به منزله عبادت است. هنگامى که انسان در این عبادت و کار انگیزه الهى داشت و هدفش جلب رضایت‏خدا بود، با تمام قدرت و توان به انجام آن خواهد پرداخت. در نتیجه کارایى بسیار زیادى خواهد داشت. چنین کارى که با حداکثر توان انجام مى‏شود کارآترین شیوه فعالیت است و قرین موفقیت‏خواهد بود. در این زمینه امام مى‏فرمایند: «اگر این انگیزه شد، مسلما دنبال این هستید که کار خوب باشد، وقتى انگیزه الهى شد … وقتى که انگیزه براى خدا شد، دنبال این است که این کار را انجام بدهد به طورى که خدا پسند باشد. از این جهت در این کار موفق است.»
5- ایجاد بیدارى: از جمله زمینه‏هاى لازم براى توسعه، بیدارى افراد جامعه است. هنگامى که افراد جامعه آگاه و بیدار باشند، استعمار و استثمار از آن جامعه رخت‏برخواهد بست. البته بیدارى از جهات مختلف موجب بهبود تصمیم‏گیرى وعمل آحاد جامعه مى‏شود واز جمله اثرات اعتقاد واقعى به خدا، بیدارى افراد مى‏باشد.
6- شجاعت : هنگامى که انسان همه چیز رااز خدا دید، خود را غرق در چنین اعتقادى به مبداءهستى‏بخش جهان یافت وبه خداایمان مطلق پیدا کرد، به خدا متکى خواهد شد و این اتکا، موجب مى‏شود از هیچ چیزى نهراست و با شجاعت در مقابل هر دشمن و ناملایمتى بایستد و مبارزه کند و به سمت هدف گام بردارد.
7- ایمان، ضامن و عامل تداوم تلاش: یکى از زمینه‏هاى لازم براى توسعه، تلاش و تداوم تلماس براى دستیابى به توسعه و تکامل بیشتر است. چنانچه حضرت امام مى‏فرمایند: «اگر بخواهید جمهورى اسلامى به همه معنا که دارد، با همه محتوا که دارد، در خارج تحقق پیدا بکند باید که از حالا به بعد هم همان ایمان را، همان قدرت ایمان را حفظ کنید.»
2- اثر آموزش بر توسعه
از آنجا که در جوامع بشرى، انسان ایجادکننده هر گونه حرکت و تحولى است، ویژگیهاى کیفى این انسان مى‏تواند در این حرکتها و تحولات عامل اصلى را ایفا کند. زیرا هر حرکت و تحولى از اندیشه و تفکر انسان نشات مى‏گیرد و دستور انجام این تحولات را فکر او به وى مى‏دهد و سطح این فکر و اندیشه که کیفیت انسان را مى‏سازد، عامل اصلى چگونه اندیشیدن و فکر کردن است. زیرا اطلاعات، باورها و برداشتهاى انسانها، پایه‏هاى تفکر و نتیجه‏گیرى از این تفکر را مى‏سازند و بدیهى است هرچه اطلاعات، باورها و برداشتها کاملتر و والاتر باشند، این اندیشه و تفکر نیز از سطح بالاترى برخوردار خواهد بود. لذا عملکرد انسان نیز که از دستورات فکر او نشات گرفته، کاملتر و با کیفیت‏بیشترى خواهد بود. بنابراین اطلاعات و باورها و برداشتهاى انسانها که همگى از طریق یادگیرى و آموزش کسب مى‏شود، مى‏تواند عامل مهمى در بهبود عملکرد و برنامه‏ریزى انسانها باشد .
نقش علم و آموزش در پیشرفت
با توجه به اینکه انسان محرک توسعه است و توسعه باید توسط این محرک به حرکت درآید، هرچه این انسان از تواناییهاى فکرى بیشترى برخوردار باشد و آموزش و پرورش بیشتر و بهترى یافته باشد، در حرکت دادن این چرخ، بهتر عمل خواهد کرد و عملکرد او چه در جز و چه در کل، بسیار بهتر خواهد بود و بر این اساس، چنانچه تعلیم و تربیت‏به طور صحیح صورت گیرد، حرکت جامعه، به سمت پیشرفت و تعالى مطلوب خواهد بود.دراهمیت این نقش، حضرت امام(ره) چنین مى‏فرمایند : «مساله فرهنگ و آموزش و پرورش در راءس مسائل کشور است. اگر مشکلات فرهنگى و آموزشى به صورتى که مصالح کشور اقتضا مى‏کند حل شود، دیگر مسائل به آسانى حل مى‏گردد.» به این ترتیب از دیدگاه حضرت امام در صورت وجود علم و تهذیب، مى‏توان از جهالت مادى و معنوى به طرف سعادت و کمال حرکت کرد. با آموزش و پرورش صحیح اسلامى و مطابق مصالح اجتماع، مى‏توان به پیشرفتهاى مختلف دست‏یافت و سعادت دنیوى و اخروى جامعه را تضمین کرد. نکته قابل توجه اینکه مساله آموزش و پرورش طبق فرمایش حضرت امام و از دیدگاه ایشان در بین عوامل مؤثر بر توسعه در راءس مسایل قرار دارد و مهمترین عامل است. به طورى که با حل مسایل و رفع مشکلات موجود در آموزش و پرورش، مى‏توان امید داشت که دیگر مسایل به آسانى حل شود. البته در ریشه‏یابى این اهمیت ویژه تعلیم و تربیت در مقاطع مختلف فرمایش حضرت امام مبنى بر اینکه : «نقش دانشگاه در هر کشورى ساختن انسان است‏» مى‏تواند پاسخ‏گو باشد. زیرا چون انسان عامل اصلى حرکت توسعه است، اگر او ساخته شود مى‏تواند عامل مفیدى براى جامعه باشد و در صورت فساد او این فساد، مى‏تواند به فساد جامعه بیانجامد، باید توجه داشت که تعلیم و تربیت در شکل‏گیرى شخصیت انسانها، نقش کلیدى و اصلى دارد و در واقع مى‏توان گفت‏شخصیت انسانها را تعلیم و تربیت مى‏سازد و چون عملکرد انسان به طور ویژه‏اى تحت تاثیر شخصیت اوست، مى‏توان آموزش و پرورش (در مقاطع مختلف) را عامل اصلى در حرکت‏به سمت توسعه‏یافتگى در ابعاد مختلف دانست.
« نقش مراکز علمى در استقلال و خودکفایى

فایل : 23صفحه

فرمت : Word

نهایی کردن خرید

نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “خرید و دانلود نسخه کامل مقاله کامل عوامل موثر در پیشرفت و تعالی همه جانبه”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *