بازگشت به محصولات
خرید و دانلود نسخه کامل کتاب Gerodontología Clínica (Spanish Edition)
خرید و دانلود نسخه کامل کتاب Gerodontología Clínica (Spanish Edition) قیمت اصلی 5,162,000 تومان بود.قیمت فعلی 4,812,000 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در سورنابوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.

خرید و دانلود نسخه کامل مقاله کامل مدیریت دانش و کارکردهای آن در سازمان

قیمت اصلی 311,200 تومان بود.قیمت فعلی 233,400 تومان است.

تعداد فروش: 51

مدیریت دانش و کارکردهای آن در سازمان‏ها
چکیده
در عصر اطلاعات، مزیت اصلی در سرمایه دانش نهفته است. دانش در دنیای پیشرفته امروز به سرعت در حال تبدیل شدن به مزیت رقابت اصلی سازمان‏ها می‏باشد. روند اوج یافتن نقش دانش، نوآوری و فناوری‏های نوین در ایجاد مزیت‏های راهبردی و اهمیت یافتن ارزش منابع دانش در اداره سازمان‏ها موجب شده است تا مقوله مدیریت دانش در قلب سیاست‏های راهبردی سازمان‏ها جای گیرد. بر این اساس، توجه ویژه به مدیریت دانش از جهت تحقق اهداف سازمان‏ها ضروری به نظر می‏رسد و تبیین جایگاه مدیریت دانش و کارکردهای آن در سازمان‏ها از اهداف تحقیق حاضر می‏باشد. روش پژوهش حاضر کتابخانه‏ای می‏باشد. مدیریت دانش می‏تواند با یکپارچه‏سازی سرمایه‏های دانشی سازمان‏ها در بخش‏های مختلف و تأثیرگذاری مستقیم بر مفاهیمی مانند مشتری‏مداری، یادگیری سازمانی، اعتلای فرهنگ سازمانی، رهبری و تصمیم‏گیری هوشمندانه، بازطراحی فرایندها، تولید دانش جدید و تبدیل دانش ضمنی به صریح، زمینه ارتقای سطح فعالیت‏ها و رسیدن به اهداف موردنظر را به همراه داشته باشد. البته سازمان‏ها بدون داشتن استراتژی مشخصی در استفاده از مدیریت دانش نمی‏توانند بهره‏ای از این کارکردها داشته باشند و می‏بایست در این خصوص سیاست‏های راهبردی تدوین گردد.
کلید واژه ها: فرهنگ سازمانی، تولید دانش،یادگیری سازمانی، مدیریت دانش، خلاقیت، رهبری هوشمند
مقدمه
جوامع بشری از دوره غارنشینی تاکنون دایم دستخوش تغییر و تحولات متعددی بوده‏اند که منجر به افزایش دانش آنها گردیده است. در عصر حاضر، که به عصر ارتباطات و دانش
موسوم است، مزیت اصلی در سرمایه دانشی نهفته است.دانش در دنیای پیشرفته امروز، به سرعت در حال تبدیل شدن به مزیت رقابتی اصلی سازمان‏ها می‏باشد. دانش می‏تواند فرصت مناسبی برای سازمانی باشد که به خوبی آن را شناخته و مدیریت می‏کند و در عین حال، تهدیدی جدی برای سازمانی قلمداد شود که تحولات محیط را نمی‏شناسد و یا نمی‏خواهد بشناسد.
در عصر حاضر، اطلاعات و دسترسی مؤثر به آن یکی از عناصر کلیدی پیشرفت و توسعه محسوب می‏شود، به گونه‏ای که تمامی فرایندهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، آموزشی و زیستی به شدت نیازمند اطلاعات می‏باشند. پیشرفت‏های سریع در فناوری اطلاعات و ارتباطات و امکان دسترسی سریع و گسترده‏تر به دنیای اطلاعات افق جدیدی را فراروی متخصصان و مدیران گشوده است.
شناخت دانش به عنوان یک منبع سازمانی، و نظریه‏های رشد و نیز ظهور سازمان‏های دانش‏بنیان، همگی کمک کردند تا حوزه جدیدی از مدیریت دانش در نظام‏های اطلاعاتی به وجود آید. این پیشرفت‏ها نشان می‏دهد که دانش‏درشکل‏های مختلف، دارایی و سرمایه‏ای انسانی است و سرمایه‏گذاری در آن مستقیما به کالاها و خدمات یا فناوری بالا منجرمی‏شود. در کنار سایر عوامل تولید،دانش و قابلیت‏های ایجاد شده توسط آن نیز یکی از درآمدهای در حال افزایش سازمان به شمار می‏رود.
در سازمان‏ها علی‏رغم وجود حجم بسیار بالایی از اطلاعات و دانش و نیز به کارگیری فناوری‏های نوین اطلاعاتی و ارتباطی، اطلاعات لازم و کافی در اختیار متقاضیان قرار نمی‏گیرد. مدیریت دانش یکی از راه‏حل‏های مناسب برای کسب سودمندی و کارایی در سازمان‏ها به شمار می‏آید. از این‏رو، با مشارکت بخش‏های مختلف در فرایندهای نوآوری و مدیریت دانش، می‏توان گام‏های مؤثری در انتقال صحیح و بموقع دانش
به محققان و مدیران از لحاظ توسعه تحقیقات برداشت.بدون تردید، دانشْ سنگ‏بنای نوآوری است و مدیریت صحیح بر منابع دانش، با خود، موهبت نوآوری را به ارمغان می‏آورد. به گفته لمون و دیگران، «نوآوری مؤثری که موجب می‏شود تا یک سازمان در شرایط محیطی نامطمئن، رقابتیباقی بماند، اقتضا دارد تا سازمان نسبت به ایجاد، اخذ، بهره‏گیری، اشتراک‏گذاری و کاربرد دانش و نخبگی اهتمام ورزد.»4هامل در تلاش برای بسط مفهوم نوآوری بر این عقیده است که «هر سازمانی در روی کره زمینطیسال‏های‏اخیرتلاش‏نموده‏است‏برای‏کسب‏کارایی و سرعت عمل، فرایندهای کسب و کار خود را به صورت نظام‏مند مورد بازبینی و تحول قرار دهد.»
پیشینه پژوهش
بیان دقیق تاریخچه پیدایش مدیریت دانش امکان‏پذیر نمی‏باشد. در حقیقت، مدیریت دانش از نخستین اعصار زندگی انسان حتی در عصر شکار وجود داشته، به گونه‏ای که بشر به جمع‏آوری و انتقال اطلاعات و دانش خود درباره مسائل زندگی می‏پرداخته است. به تدریج با افزایش دانش و تجربیات انسان، بدون وجود روشی نظام‏مند، این دانش از نسلی به نسل دیگر انتقال یافت. اما در دوره‏های تاریخی پس از آن، دانش به منظور تأمین نیازهای جوامع، مدیریت گردید.اصطلاح «مدیریت دانش» در سال‏های اخیر عمومیت بیشتری پیدا کرده است. به کارگیری این اصطلاح، از سال‏های 1986 با تلاش سیویی / کونراد در ترازنامه نامشهود و کارل ویگ شروع شد.
بدون تردید، اثر معروف نوناکا و تاکه‏اوچی تحت عنوان «سازمان دانش‏آفرین: چگونه شرکت‏های ژاپنی پویایی‏هاینوآوری خلق می‏کنند» در سال 1995 تأثیر بسزایی را در معرفی و ترویج مدیریت دانش بر جای نهاده است. این دو دانشمند با ارائه الگویی مفهوم، به توصیف چهار
رویکرد متمایز در زمینه تبدیل دانش و نحوه تولید آن پرداخته و بر این نکته تأکید می‏نمایند که تبدیل و تولید دانش یک فرایند اجتماعی بوده به یک فرد محدود نمی‏شود.
نوناکا و تومایا در تلاش برای مفهوم‏سازی «تولید دانش» آن را فرایندی می‏دانند که به موجب آن تناقضات گوناگون سازمانی از طریق تعامل بین افراد، سازمان و محیط به یکدیگر پیوند خورده و ارزش‏آفرین می‏گردند. آنان چنین عنوان می‏کنند که دانش در یک مدار گسترش‏یابنده حلقوی و با پیوند و آشتی بین مفاهیم متناقضی همچون نظم و آشفتگی، خرد و کلان، جزء و کل، ذهن و جسم، ضمنی و صریح، استقرا و قیاس، خلّاقیت و کارایی تولید می‏شود. این رویکرد، دانش را جریانی می‏داند که از افراد شروع شده و به دیگر اعضای سازمان تعمیم می‏یابد. این فرایند در اصل متضمن تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح خواهد بود.
آثار بعدی دانشمندان بر اجتماعی بودن فرایند تولید دانش تأکید داشته و آن را در ارتباط تنگاتنگ با فرهنگ سازمانی قرار می‏دهد. در این زمینه، واه10 تا آنجا پیش رفت که جریان تولید دانش را منبعث از فرهنگ سازمانی برشمرد. وی می‏گوید:«نکته اساسی این است که سازمان بتواند فرهنگ گسترده‏ای را که مشوق اشتراک‏گذاری دانش باشد در خود ایجاد نماید.» در ایران در چند سال اخیر به این رشته و قابلیت‏های آن توجه شده است که البته تا رسیدن به جایگاه این رشته درسیاست‏گذاری‏ها هنوز راه زیادی مانده است و کتاب‏ها و مقالات متعددی نیز در ابعاد گوناگون نگارش یافته است.اهمیت و ضرورت پژوهش
مدیریت دانش در جهان بسیار مورد توجه واقع شده است و بر این اساس معرفی قابلیت‏ها و کارکردها و تأثیرات مدیریت
دانش ضرورت روزافزونی پیدا کرده است. در نوشتار حاضر به اختصار به سؤالات ذیل پاسخ داده خواهد شد:
ـ مدیریت دانش چیست؟
ـ چه عواملی در مدیریت دانش مؤثر هستند؟
ـ کارکردهای مدیریت دانش در یک سازمان چیست؟
هاونز و ناپ بر این باور هستند که مدیریت دانش را می‏توان «ترکیبی از اقدامات فناورانه و اجتماعی» برشمرد و در آنحساب ویژه‏ای را برای توجه به افراد، فرهنگ و ساختارسازمانی‏وفناوری‏اطلاعات‏باز نمود.
هیبارد،مدیریت دانش را فرایند به دست آوردن تخصص گروهی در یک شرکت می‏داند که بالاترین درآمد و ارزش رابه وجود می‏آورد. به نظر وی، این تخصص می‏تواند در پایگاه داده، اسناد و مغز افراد وجود داشته و مبادله شود.
از نظر بات، مدیریت دانش، فرایند ایجاد، تأیید، ارائه، توزیع و کاربرد دانش است. این پنج عامل، زمینه آموزش، بازخورد، آموزش مجدد و یا حذف آموزش را فراهم می‏آورد که معمولاً برای ایجاد،نگه‏داری‏واحیای‏قابلیت‏های‏سازمان‏موردنیازاست.زرگر، مدیریت دانش را تحت کنترل درآوردن تجربه و دانش فردی کارکنان سازمان و انتشار بموقع آن تجربیات بین افراد سازمان و آنهایی که برای انجام کارها به آن تجربیات و دانش نیاز دارند، می‏داند. این یک تولید نیست، بلکه فرایند جمع‏آوری، اداره و انتشار سرمایه دانش افراد در سازمان است.
«مرکز کیفیت و بهره‏وری آمریکا»مدیریت دانش را راهبردهای نظام‏مند و فرایندهای تعریف، به دست آوردن، انتقالو به کار بردن اطلاعات و دانش توسط افراد و سازمان برای ایجاد نوآوری، رقابت و ارتقای بهره‏وری تعریف می‏کند.
چرخه دانش
برای درک بهتر مفهوم مدیریت دانش باید ابتدا به بررسی مفاهیم «داده»، «اطلاعات» و «دانش» و تفاوت و ارتباط میان آنها بپردازیم. مفاهیم «اطلاعات» و «داده»، اغلب و به اشتباه به جای مفهوم «دانش» به کار برده می‏شوند. اما در واقع، آنها مفاهیم متفاوتی هستند وتشخیص این تفاوت‏ها برای انجام یک کار دانش‏محور بسیار مهم و حیاتی است.الف. داده: داده یک واقعیت از یک موقعیت و یا یک مورد از یک زمینه خاص بدون ارتباط با دیگر چیزهاست. داده‏ها منعکس‏کننده تعاملات و مبادلات کامل و واحد و منسجمی هستند که تحت عنوان «جزء ناچیز» از آنها یاد می‏شود.ب. اطلاعات: اضافه شدن زمینه و تفسیر به داده‏ها و ارتباط آنها با یکدیگر، منجر به شکل‏گیری اطلاعات می‏شود. اطلاعات داده‏های ترکیبی و مرتبط همراه با زمینه و تفسیر آن است. اطلاعات در واقع، داده‏های خلاصه شده هستند که گروه‏بندی، ذخیره، پالایش، سازمان‏دهی و تحلیل شده‏اند تا بتوانند زمینه را روشن سازند.
ج. دانش: اضافه شدن درک و حافظه به اطلاعات موجب توسعه طبیعی پس از اطلاعات می‏گردد. خلاصه‏سازی هرچه بیشتر اطلاعات اولیه به دانش منجر می‏شود. دانش در این حالت را می‏توان بینش‏های حاصل از اطلاعات و داده‏هایی تعریف کرد که می‏تواند به روش‏های مختلف و در شرایط گوناگون مؤثر و قابل تقسیم باشد. دانش به حداقل رساندن جمع‏آوری و خواندن اطلاعات است نه افزایش دسترسی به اطلاعات. دانش کارآمد کمکمی‏کندتااطلاعات‏وداده‏های‏ناخواسته‏حذف‏شوند.
دانش از طریق تجربه، استدلال، درک مستقیم و یادگیری حاصل می‏شود. هنگامی که دانش به اشتراک گذاشته می‏شود دانش میان افراد افزایش می‏یابد و از ترکیب دانش افراد، دانش جدید حاصل می‏شود.
د. خرد: خرد به عنوان آخرین مرحله تکامل دانش، همان کاربرد دانش است.
بر اساس مطالب مزبور، می‏توان هرم دانش را به شکل زیر ترسیم کرد که داده‏ها در پایین‏ترین سطح و خرد در رأس هرم قرار دارد.
فعالیت‏های کلیدی مدیریت دانش
دانشمندان دیدگاه‏های گوناگونی درباره فعالیت‏های عمده و کلیدی مدیریت دانش ارائه داده‏اند. به طور کلی، می‏توان آنها را به چند دیدگاه ذیل تقسیم کرد:
الف. دیدگاه سوگوماران و بوس:21 چارچوب مدیریت دانش از دیدگاه سوگوماران و بوس شامل چهار فرایند اساسی شناسایی و تولیددانش، ذخیره‏سازی و کدگذاری دانش، توزیع و انتشار دانش و بهره‏برداری و بازخورد گرفتن از دانش می‏باشد که در شکل زیر نشان داده شده است:
ب. دیدگاه گیلبرتو همکاران: در این دیدگاه، گیلبرت و همکاران سنگ‏بنای اصلی مدیریت دانش را به شش دسته شناسایی دانش،کسب دانش، توسعه دانش، اشتراک‏گذاری و توزیع دانش، بهره‏داری از دانش و نگهداشت دانش تقسیم کرده‏اند.ج. دیدگاه باکو ویتز و ویلیامز:25 باکوویتز و ویلیامز و مؤسسه بهره‏ورری آمریکا چارچوب مدیریت دانش و فعالیت‏های عمده آن راشامل مراحل زیر می‏دانند:
1.به دست آوردن دانش: دست‏یابی به دانش از طریق ابزارهای مختلفی مانند منابع کتابخانه‏ای، گروه‏های محلی و… .
2. به کار بردن دانش: استفاده از دانش کسب شده که مناسب تشخیص داده شده است.
3. یادگیری: استفاده از تجارب گذشته و حمایت سازمان از یادگیری و کسب تجربه توسط اعضای خود.
4. تسهیم و مبادله دانش: حمایت سازمانی از تبادل دانش میان اعضا و تعاملات و ارتباطات در این زمینه.
5. ارزیابی دانش: ایجاد چارچوبی توسط سازمان با ابزارها و معیارهای کمّی و کیفی، برای ارزیابی وضعیت دارایی‏های دانش سازمان، نقاط ضعف و قوت مدیریت و تأثیرات استفاده از دانش در سازمان.
6. ایجاد و تثبیت دانش: کسب توانایی سازمانی، به وجود آوردن، تولید و تثبیت دانش، بهره‏گیری از ابزار فناوری، اطلاعات برای کمک به انجام وظیفه و استفاده از مشارکت و همکاری به عنوان ابز
7. استفاده بهینه از دانش: سازمان بر اساس یک شیوه برنامه‏ریزی‏شده، استفاده بهینه نموده و از موجود بودن دانش راهبردی و حیاتی و افراد دارای این دانش در سازمان مراقبت می‏کند.
د. دیدگاه سوزی آلارد: از نظر وی، پنج نوع فعالیت عمده برای مدیریت دانش در سازمان به شرح ذیل است:1. کسب دانش: وقتی اتفاق می‏افتد که دانش در محیط خارجی به منظور استفاده در داخل سازمان مورد شناسایی قرار گرفته و تغییر شکل نداده است.
2. گزینش دانش: شناسایی و امکان تغییر شکل دانش از میان سرمایه‏های اصلی دانش داخل سازمان را توصیف می‏کند.3. درونی‏سازی دانش: فعالیت کسب دانشی است که اخذ و گزینش شده و در داخل سازمان یا عمومی و توزیع یا ذخیره شده است.
4.بیرونی‏سازی دانش: فعالیت رسوخ دانش در خروجی‏ها به منظور رهاسازی‏ها در محیط خارجی است
5. عمومی‏سازی دانش: فراهم‏سازی تولید دانش جدید از دانش موجود است که می‏تواند اشکالی از کشف یا اقتباس باشد.
همچنین برخی اندیشمندان هر دو فعالیت کسب‏وعمومی‏سازی‏رابه‏عنوان‏ایجاددانش‏تلقّی‏کرده‏اند.
ه . دیدگاه هالس اپل: هالس اپل فعالیت‏های عمده مدیریت دانش را به شرح ذیل تقسیم نموده است:
ـ کسب دانش: کسب دانش به فعالیت د ر خصوص شناسایی دانش محیطی و انتقال آن به صورت دانش قابل نمایش که قابلیت درونی شدن و بهره‏گیری را داشته باشد، بازمی‏گردد.
ـ گزینش دانش: فعالیت شناسایی دانش مورد نیاز موجود در منابع دانش درون سازمان می‏باشد.
ـ درونی‏سازی دانش: درونی‏سازی دانش، شامل یکسان‏سازی دانش بخش‏های مختلف سازمان و به اوج‏رسانی فعالیت‏ها در یادگیری سازمانی است.
ـ بهره‏گیری از دانش: بهره‏گیری از دانش فعالیت‏های به کارگیری دانش موجود به منظور تولید دانش جدید یا تولید دانش بیرونی را تحت پوشش خود قرار می‏دهد در صورت وجود بهره‏گیری از دانش، امکان یادگیری سازمانی خلّاق و دارای ارزش افزوده هست.
ـ تولید دانش: تولید دانش فعالیتی است که با پردازش دانش موجود، دانشی را تولید می‏کند که نتیجه انتخاب، کسب یا پیدایش تولید است.
ـ بیرونی‏سازی دانش: فعالیت معطوف به ساخت برخی چیزهایی که در خارج سازمان وجود دارد، بستگی به شرایط بیرونی‏سازی دارد.
هالس اپل با ارائه جدول زیر دیدگاه‏های دانشمندان حوزه مدیریت دانش را بین سال‏های 1993ـ1997 در خصوص فعالیت‏های کلیدی مدیریت دانش مورد بررسی قرار داده است:
مهم‏ترین عوامل مؤثر بر ایجاد یک نظام مدیریت دانش و نیز کارا بودن آن شامل موارد ذیل است:
1. تأیید مدیران ارشد
موفقیت هر طرح بستگی کاملی به پشتیبانی و حمایت همه‏جانبه مدیریت از آن دارد. پیاده‏سازی مدیریت دانش نیز از این قاعده مستثنا نبوده و حتی می‏توان گفت به دلیل پایه‏ای بودن بحث فرهنگ‏سازی سازمانی در مدیریت دانش و نقش مدیریت سازمان در این فرهنگ‏سازی، حمایت بیشتری را از سوی آنها می‏طلبد.
2.انتخاب راهبرد دانش‏محور
راهبرد کلان یک سازمان لازم است از ایجاد و توسعه ذخایر دانش حمایت نماید. علاوه بر آن، هر سازمانی باید بداند که در حال حاضر چه چیزهایی را می‏داند و چه چیزهایی را باید بداند و برای پرکردن این فاصله از راهبرد دانشی مناسب استفاده کند.
3. توسعه فرهنگ دانش‏مداریگ دانش‏مداری
عوامل فرهنگی، مهم‏ترین عوامل در پیاده‏سازی موفق مدیریت دانش می‏باشند. میزان علاقه‏مندی و درک افراد و سازمان‏ها از مدیریت دانش و فرایندهای آن و میزان همکاری و مشارکت در به اشتراک گذاشتن دانش موجود، از جمله این عوامل می‏باشند.
4.توسعه زیرساخت‏های فناوری
برای پیاده‏سازی مدیریت دانش، ابزارها و فنون گوناگونی وجود دارد که توسط فناوری‏اطلاعات پشتیبانی می‏شوند. هر قدر زیرساخت‏های مربوط به فناوری در دسترس قوی‏تر باشد، میزان نیل به اهداف دانش بیشتر می‏شود.
5.به کارگیری راهبرد مناسب مدیریت دانش
انتخاب درست ابزاری که برای رسیدن به اهداف ما مناسب‏تر باشد، از عوامل موفقیت پیاده‏سازی طرح‏های مدیریت دانش به شمار می‏آید.
عوامل حیاتی موفقیت مدیریت دانش

digipay
در ۴ قسط با دیجی‌پی
توضیحات

مقاله کامل مدیریت دانش و کارکردهای آن در سازمان

مدیریت دانش و کارکردهای آن در سازمان‏ها
چکیده
در عصر اطلاعات، مزیت اصلی در سرمایه دانش نهفته است. دانش در دنیای پیشرفته امروز به سرعت در حال تبدیل شدن به مزیت رقابت اصلی سازمان‏ها می‏باشد. روند اوج یافتن نقش دانش، نوآوری و فناوری‏های نوین در ایجاد مزیت‏های راهبردی و اهمیت یافتن ارزش منابع دانش در اداره سازمان‏ها موجب شده است تا مقوله مدیریت دانش در قلب سیاست‏های راهبردی سازمان‏ها جای گیرد. بر این اساس، توجه ویژه به مدیریت دانش از جهت تحقق اهداف سازمان‏ها ضروری به نظر می‏رسد و تبیین جایگاه مدیریت دانش و کارکردهای آن در سازمان‏ها از اهداف تحقیق حاضر می‏باشد. روش پژوهش حاضر کتابخانه‏ای می‏باشد. مدیریت دانش می‏تواند با یکپارچه‏سازی سرمایه‏های دانشی سازمان‏ها در بخش‏های مختلف و تأثیرگذاری مستقیم بر مفاهیمی مانند مشتری‏مداری، یادگیری سازمانی، اعتلای فرهنگ سازمانی، رهبری و تصمیم‏گیری هوشمندانه، بازطراحی فرایندها، تولید دانش جدید و تبدیل دانش ضمنی به صریح، زمینه ارتقای سطح فعالیت‏ها و رسیدن به اهداف موردنظر را به همراه داشته باشد. البته سازمان‏ها بدون داشتن استراتژی مشخصی در استفاده از مدیریت دانش نمی‏توانند بهره‏ای از این کارکردها داشته باشند و می‏بایست در این خصوص سیاست‏های راهبردی تدوین گردد.
کلید واژه ها: فرهنگ سازمانی، تولید دانش،یادگیری سازمانی، مدیریت دانش، خلاقیت، رهبری هوشمند
مقدمه
جوامع بشری از دوره غارنشینی تاکنون دایم دستخوش تغییر و تحولات متعددی بوده‏اند که منجر به افزایش دانش آنها گردیده است. در عصر حاضر، که به عصر ارتباطات و دانش
موسوم است، مزیت اصلی در سرمایه دانشی نهفته است.دانش در دنیای پیشرفته امروز، به سرعت در حال تبدیل شدن به مزیت رقابتی اصلی سازمان‏ها می‏باشد. دانش می‏تواند فرصت مناسبی برای سازمانی باشد که به خوبی آن را شناخته و مدیریت می‏کند و در عین حال، تهدیدی جدی برای سازمانی قلمداد شود که تحولات محیط را نمی‏شناسد و یا نمی‏خواهد بشناسد.
در عصر حاضر، اطلاعات و دسترسی مؤثر به آن یکی از عناصر کلیدی پیشرفت و توسعه محسوب می‏شود، به گونه‏ای که تمامی فرایندهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، آموزشی و زیستی به شدت نیازمند اطلاعات می‏باشند. پیشرفت‏های سریع در فناوری اطلاعات و ارتباطات و امکان دسترسی سریع و گسترده‏تر به دنیای اطلاعات افق جدیدی را فراروی متخصصان و مدیران گشوده است.
شناخت دانش به عنوان یک منبع سازمانی، و نظریه‏های رشد و نیز ظهور سازمان‏های دانش‏بنیان، همگی کمک کردند تا حوزه جدیدی از مدیریت دانش در نظام‏های اطلاعاتی به وجود آید. این پیشرفت‏ها نشان می‏دهد که دانش‏درشکل‏های مختلف، دارایی و سرمایه‏ای انسانی است و سرمایه‏گذاری در آن مستقیما به کالاها و خدمات یا فناوری بالا منجرمی‏شود. در کنار سایر عوامل تولید،دانش و قابلیت‏های ایجاد شده توسط آن نیز یکی از درآمدهای در حال افزایش سازمان به شمار می‏رود.
در سازمان‏ها علی‏رغم وجود حجم بسیار بالایی از اطلاعات و دانش و نیز به کارگیری فناوری‏های نوین اطلاعاتی و ارتباطی، اطلاعات لازم و کافی در اختیار متقاضیان قرار نمی‏گیرد. مدیریت دانش یکی از راه‏حل‏های مناسب برای کسب سودمندی و کارایی در سازمان‏ها به شمار می‏آید. از این‏رو، با مشارکت بخش‏های مختلف در فرایندهای نوآوری و مدیریت دانش، می‏توان گام‏های مؤثری در انتقال صحیح و بموقع دانش
به محققان و مدیران از لحاظ توسعه تحقیقات برداشت.بدون تردید، دانشْ سنگ‏بنای نوآوری است و مدیریت صحیح بر منابع دانش، با خود، موهبت نوآوری را به ارمغان می‏آورد. به گفته لمون و دیگران، «نوآوری مؤثری که موجب می‏شود تا یک سازمان در شرایط محیطی نامطمئن، رقابتیباقی بماند، اقتضا دارد تا سازمان نسبت به ایجاد، اخذ، بهره‏گیری، اشتراک‏گذاری و کاربرد دانش و نخبگی اهتمام ورزد.»4هامل در تلاش برای بسط مفهوم نوآوری بر این عقیده است که «هر سازمانی در روی کره زمینطیسال‏های‏اخیرتلاش‏نموده‏است‏برای‏کسب‏کارایی و سرعت عمل، فرایندهای کسب و کار خود را به صورت نظام‏مند مورد بازبینی و تحول قرار دهد.»
پیشینه پژوهش
بیان دقیق تاریخچه پیدایش مدیریت دانش امکان‏پذیر نمی‏باشد. در حقیقت، مدیریت دانش از نخستین اعصار زندگی انسان حتی در عصر شکار وجود داشته، به گونه‏ای که بشر به جمع‏آوری و انتقال اطلاعات و دانش خود درباره مسائل زندگی می‏پرداخته است. به تدریج با افزایش دانش و تجربیات انسان، بدون وجود روشی نظام‏مند، این دانش از نسلی به نسل دیگر انتقال یافت. اما در دوره‏های تاریخی پس از آن، دانش به منظور تأمین نیازهای جوامع، مدیریت گردید.اصطلاح «مدیریت دانش» در سال‏های اخیر عمومیت بیشتری پیدا کرده است. به کارگیری این اصطلاح، از سال‏های 1986 با تلاش سیویی / کونراد در ترازنامه نامشهود و کارل ویگ شروع شد.
بدون تردید، اثر معروف نوناکا و تاکه‏اوچی تحت عنوان «سازمان دانش‏آفرین: چگونه شرکت‏های ژاپنی پویایی‏هاینوآوری خلق می‏کنند» در سال 1995 تأثیر بسزایی را در معرفی و ترویج مدیریت دانش بر جای نهاده است. این دو دانشمند با ارائه الگویی مفهوم، به توصیف چهار
رویکرد متمایز در زمینه تبدیل دانش و نحوه تولید آن پرداخته و بر این نکته تأکید می‏نمایند که تبدیل و تولید دانش یک فرایند اجتماعی بوده به یک فرد محدود نمی‏شود.
نوناکا و تومایا در تلاش برای مفهوم‏سازی «تولید دانش» آن را فرایندی می‏دانند که به موجب آن تناقضات گوناگون سازمانی از طریق تعامل بین افراد، سازمان و محیط به یکدیگر پیوند خورده و ارزش‏آفرین می‏گردند. آنان چنین عنوان می‏کنند که دانش در یک مدار گسترش‏یابنده حلقوی و با پیوند و آشتی بین مفاهیم متناقضی همچون نظم و آشفتگی، خرد و کلان، جزء و کل، ذهن و جسم، ضمنی و صریح، استقرا و قیاس، خلّاقیت و کارایی تولید می‏شود. این رویکرد، دانش را جریانی می‏داند که از افراد شروع شده و به دیگر اعضای سازمان تعمیم می‏یابد. این فرایند در اصل متضمن تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح خواهد بود.
آثار بعدی دانشمندان بر اجتماعی بودن فرایند تولید دانش تأکید داشته و آن را در ارتباط تنگاتنگ با فرهنگ سازمانی قرار می‏دهد. در این زمینه، واه10 تا آنجا پیش رفت که جریان تولید دانش را منبعث از فرهنگ سازمانی برشمرد. وی می‏گوید:«نکته اساسی این است که سازمان بتواند فرهنگ گسترده‏ای را که مشوق اشتراک‏گذاری دانش باشد در خود ایجاد نماید.» در ایران در چند سال اخیر به این رشته و قابلیت‏های آن توجه شده است که البته تا رسیدن به جایگاه این رشته درسیاست‏گذاری‏ها هنوز راه زیادی مانده است و کتاب‏ها و مقالات متعددی نیز در ابعاد گوناگون نگارش یافته است.اهمیت و ضرورت پژوهش
مدیریت دانش در جهان بسیار مورد توجه واقع شده است و بر این اساس معرفی قابلیت‏ها و کارکردها و تأثیرات مدیریت
دانش ضرورت روزافزونی پیدا کرده است. در نوشتار حاضر به اختصار به سؤالات ذیل پاسخ داده خواهد شد:
ـ مدیریت دانش چیست؟
ـ چه عواملی در مدیریت دانش مؤثر هستند؟
ـ کارکردهای مدیریت دانش در یک سازمان چیست؟
هاونز و ناپ بر این باور هستند که مدیریت دانش را می‏توان «ترکیبی از اقدامات فناورانه و اجتماعی» برشمرد و در آنحساب ویژه‏ای را برای توجه به افراد، فرهنگ و ساختارسازمانی‏وفناوری‏اطلاعات‏باز نمود.
هیبارد،مدیریت دانش را فرایند به دست آوردن تخصص گروهی در یک شرکت می‏داند که بالاترین درآمد و ارزش رابه وجود می‏آورد. به نظر وی، این تخصص می‏تواند در پایگاه داده، اسناد و مغز افراد وجود داشته و مبادله شود.
از نظر بات، مدیریت دانش، فرایند ایجاد، تأیید، ارائه، توزیع و کاربرد دانش است. این پنج عامل، زمینه آموزش، بازخورد، آموزش مجدد و یا حذف آموزش را فراهم می‏آورد که معمولاً برای ایجاد،نگه‏داری‏واحیای‏قابلیت‏های‏سازمان‏موردنیازاست.زرگر، مدیریت دانش را تحت کنترل درآوردن تجربه و دانش فردی کارکنان سازمان و انتشار بموقع آن تجربیات بین افراد سازمان و آنهایی که برای انجام کارها به آن تجربیات و دانش نیاز دارند، می‏داند. این یک تولید نیست، بلکه فرایند جمع‏آوری، اداره و انتشار سرمایه دانش افراد در سازمان است.
«مرکز کیفیت و بهره‏وری آمریکا»مدیریت دانش را راهبردهای نظام‏مند و فرایندهای تعریف، به دست آوردن، انتقالو به کار بردن اطلاعات و دانش توسط افراد و سازمان برای ایجاد نوآوری، رقابت و ارتقای بهره‏وری تعریف می‏کند.
چرخه دانش
برای درک بهتر مفهوم مدیریت دانش باید ابتدا به بررسی مفاهیم «داده»، «اطلاعات» و «دانش» و تفاوت و ارتباط میان آنها بپردازیم. مفاهیم «اطلاعات» و «داده»، اغلب و به اشتباه به جای مفهوم «دانش» به کار برده می‏شوند. اما در واقع، آنها مفاهیم متفاوتی هستند وتشخیص این تفاوت‏ها برای انجام یک کار دانش‏محور بسیار مهم و حیاتی است.الف. داده: داده یک واقعیت از یک موقعیت و یا یک مورد از یک زمینه خاص بدون ارتباط با دیگر چیزهاست. داده‏ها منعکس‏کننده تعاملات و مبادلات کامل و واحد و منسجمی هستند که تحت عنوان «جزء ناچیز» از آنها یاد می‏شود.ب. اطلاعات: اضافه شدن زمینه و تفسیر به داده‏ها و ارتباط آنها با یکدیگر، منجر به شکل‏گیری اطلاعات می‏شود. اطلاعات داده‏های ترکیبی و مرتبط همراه با زمینه و تفسیر آن است. اطلاعات در واقع، داده‏های خلاصه شده هستند که گروه‏بندی، ذخیره، پالایش، سازمان‏دهی و تحلیل شده‏اند تا بتوانند زمینه را روشن سازند.
ج. دانش: اضافه شدن درک و حافظه به اطلاعات موجب توسعه طبیعی پس از اطلاعات می‏گردد. خلاصه‏سازی هرچه بیشتر اطلاعات اولیه به دانش منجر می‏شود. دانش در این حالت را می‏توان بینش‏های حاصل از اطلاعات و داده‏هایی تعریف کرد که می‏تواند به روش‏های مختلف و در شرایط گوناگون مؤثر و قابل تقسیم باشد. دانش به حداقل رساندن جمع‏آوری و خواندن اطلاعات است نه افزایش دسترسی به اطلاعات. دانش کارآمد کمکمی‏کندتااطلاعات‏وداده‏های‏ناخواسته‏حذف‏شوند.
دانش از طریق تجربه، استدلال، درک مستقیم و یادگیری حاصل می‏شود. هنگامی که دانش به اشتراک گذاشته می‏شود دانش میان افراد افزایش می‏یابد و از ترکیب دانش افراد، دانش جدید حاصل می‏شود.
د. خرد: خرد به عنوان آخرین مرحله تکامل دانش، همان کاربرد دانش است.
بر اساس مطالب مزبور، می‏توان هرم دانش را به شکل زیر ترسیم کرد که داده‏ها در پایین‏ترین سطح و خرد در رأس هرم قرار دارد.
فعالیت‏های کلیدی مدیریت دانش
دانشمندان دیدگاه‏های گوناگونی درباره فعالیت‏های عمده و کلیدی مدیریت دانش ارائه داده‏اند. به طور کلی، می‏توان آنها را به چند دیدگاه ذیل تقسیم کرد:
الف. دیدگاه سوگوماران و بوس:21 چارچوب مدیریت دانش از دیدگاه سوگوماران و بوس شامل چهار فرایند اساسی شناسایی و تولیددانش، ذخیره‏سازی و کدگذاری دانش، توزیع و انتشار دانش و بهره‏برداری و بازخورد گرفتن از دانش می‏باشد که در شکل زیر نشان داده شده است:
ب. دیدگاه گیلبرتو همکاران: در این دیدگاه، گیلبرت و همکاران سنگ‏بنای اصلی مدیریت دانش را به شش دسته شناسایی دانش،کسب دانش، توسعه دانش، اشتراک‏گذاری و توزیع دانش، بهره‏داری از دانش و نگهداشت دانش تقسیم کرده‏اند.ج. دیدگاه باکو ویتز و ویلیامز:25 باکوویتز و ویلیامز و مؤسسه بهره‏ورری آمریکا چارچوب مدیریت دانش و فعالیت‏های عمده آن راشامل مراحل زیر می‏دانند:
1.به دست آوردن دانش: دست‏یابی به دانش از طریق ابزارهای مختلفی مانند منابع کتابخانه‏ای، گروه‏های محلی و… .
2. به کار بردن دانش: استفاده از دانش کسب شده که مناسب تشخیص داده شده است.
3. یادگیری: استفاده از تجارب گذشته و حمایت سازمان از یادگیری و کسب تجربه توسط اعضای خود.
4. تسهیم و مبادله دانش: حمایت سازمانی از تبادل دانش میان اعضا و تعاملات و ارتباطات در این زمینه.
5. ارزیابی دانش: ایجاد چارچوبی توسط سازمان با ابزارها و معیارهای کمّی و کیفی، برای ارزیابی وضعیت دارایی‏های دانش سازمان، نقاط ضعف و قوت مدیریت و تأثیرات استفاده از دانش در سازمان.
6. ایجاد و تثبیت دانش: کسب توانایی سازمانی، به وجود آوردن، تولید و تثبیت دانش، بهره‏گیری از ابزار فناوری، اطلاعات برای کمک به انجام وظیفه و استفاده از مشارکت و همکاری به عنوان ابز
7. استفاده بهینه از دانش: سازمان بر اساس یک شیوه برنامه‏ریزی‏شده، استفاده بهینه نموده و از موجود بودن دانش راهبردی و حیاتی و افراد دارای این دانش در سازمان مراقبت می‏کند.
د. دیدگاه سوزی آلارد: از نظر وی، پنج نوع فعالیت عمده برای مدیریت دانش در سازمان به شرح ذیل است:1. کسب دانش: وقتی اتفاق می‏افتد که دانش در محیط خارجی به منظور استفاده در داخل سازمان مورد شناسایی قرار گرفته و تغییر شکل نداده است.
2. گزینش دانش: شناسایی و امکان تغییر شکل دانش از میان سرمایه‏های اصلی دانش داخل سازمان را توصیف می‏کند.3. درونی‏سازی دانش: فعالیت کسب دانشی است که اخذ و گزینش شده و در داخل سازمان یا عمومی و توزیع یا ذخیره شده است.
4.بیرونی‏سازی دانش: فعالیت رسوخ دانش در خروجی‏ها به منظور رهاسازی‏ها در محیط خارجی است
5. عمومی‏سازی دانش: فراهم‏سازی تولید دانش جدید از دانش موجود است که می‏تواند اشکالی از کشف یا اقتباس باشد.
همچنین برخی اندیشمندان هر دو فعالیت کسب‏وعمومی‏سازی‏رابه‏عنوان‏ایجاددانش‏تلقّی‏کرده‏اند.
ه . دیدگاه هالس اپل: هالس اپل فعالیت‏های عمده مدیریت دانش را به شرح ذیل تقسیم نموده است:
ـ کسب دانش: کسب دانش به فعالیت د ر خصوص شناسایی دانش محیطی و انتقال آن به صورت دانش قابل نمایش که قابلیت درونی شدن و بهره‏گیری را داشته باشد، بازمی‏گردد.
ـ گزینش دانش: فعالیت شناسایی دانش مورد نیاز موجود در منابع دانش درون سازمان می‏باشد.
ـ درونی‏سازی دانش: درونی‏سازی دانش، شامل یکسان‏سازی دانش بخش‏های مختلف سازمان و به اوج‏رسانی فعالیت‏ها در یادگیری سازمانی است.
ـ بهره‏گیری از دانش: بهره‏گیری از دانش فعالیت‏های به کارگیری دانش موجود به منظور تولید دانش جدید یا تولید دانش بیرونی را تحت پوشش خود قرار می‏دهد در صورت وجود بهره‏گیری از دانش، امکان یادگیری سازمانی خلّاق و دارای ارزش افزوده هست.
ـ تولید دانش: تولید دانش فعالیتی است که با پردازش دانش موجود، دانشی را تولید می‏کند که نتیجه انتخاب، کسب یا پیدایش تولید است.
ـ بیرونی‏سازی دانش: فعالیت معطوف به ساخت برخی چیزهایی که در خارج سازمان وجود دارد، بستگی به شرایط بیرونی‏سازی دارد.
هالس اپل با ارائه جدول زیر دیدگاه‏های دانشمندان حوزه مدیریت دانش را بین سال‏های 1993ـ1997 در خصوص فعالیت‏های کلیدی مدیریت دانش مورد بررسی قرار داده است:
مهم‏ترین عوامل مؤثر بر ایجاد یک نظام مدیریت دانش و نیز کارا بودن آن شامل موارد ذیل است:
1. تأیید مدیران ارشد
موفقیت هر طرح بستگی کاملی به پشتیبانی و حمایت همه‏جانبه مدیریت از آن دارد. پیاده‏سازی مدیریت دانش نیز از این قاعده مستثنا نبوده و حتی می‏توان گفت به دلیل پایه‏ای بودن بحث فرهنگ‏سازی سازمانی در مدیریت دانش و نقش مدیریت سازمان در این فرهنگ‏سازی، حمایت بیشتری را از سوی آنها می‏طلبد.
2.انتخاب راهبرد دانش‏محور
راهبرد کلان یک سازمان لازم است از ایجاد و توسعه ذخایر دانش حمایت نماید. علاوه بر آن، هر سازمانی باید بداند که در حال حاضر چه چیزهایی را می‏داند و چه چیزهایی را باید بداند و برای پرکردن این فاصله از راهبرد دانشی مناسب استفاده کند.
3. توسعه فرهنگ دانش‏مداریگ دانش‏مداری
عوامل فرهنگی، مهم‏ترین عوامل در پیاده‏سازی موفق مدیریت دانش می‏باشند. میزان علاقه‏مندی و درک افراد و سازمان‏ها از مدیریت دانش و فرایندهای آن و میزان همکاری و مشارکت در به اشتراک گذاشتن دانش موجود، از جمله این عوامل می‏باشند.
4.توسعه زیرساخت‏های فناوری
برای پیاده‏سازی مدیریت دانش، ابزارها و فنون گوناگونی وجود دارد که توسط فناوری‏اطلاعات پشتیبانی می‏شوند. هر قدر زیرساخت‏های مربوط به فناوری در دسترس قوی‏تر باشد، میزان نیل به اهداف دانش بیشتر می‏شود.
5.به کارگیری راهبرد مناسب مدیریت دانش
انتخاب درست ابزاری که برای رسیدن به اهداف ما مناسب‏تر باشد، از عوامل موفقیت پیاده‏سازی طرح‏های مدیریت دانش به شمار می‏آید.
عوامل حیاتی موفقیت مدیریت دانش

فایل : 25 صفحه

فرمت : Word

نهایی کردن خرید

نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “خرید و دانلود نسخه کامل مقاله کامل مدیریت دانش و کارکردهای آن در سازمان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *