خرید و دانلود نسخه کامل کتاب Digital Guided Micro Prosthodontics Kindle Edition
خرید و دانلود نسخه کامل کتاب Digital Guided Micro Prosthodontics Kindle Edition قیمت اصلی 799,000 تومان بود.قیمت فعلی 449,000 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود نسخه کامل کتاب Practical Biochemistry for BDS
خرید و دانلود نسخه کامل کتاب Practical Biochemistry for BDS قیمت اصلی 2,849,000 تومان بود.قیمت فعلی 2,499,000 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در سورنابوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
14ساعت
50دقیقه
14ثانیه

خرید و دانلود نسخه کامل مقاله کامل تأثیر نقص عضو بر اعتماد به نفس دانش اموزان

قیمت اصلی 303,200 تومان بود.قیمت فعلی 227,400 تومان است.

تعداد فروش: 54

تأثیر نقص عضو بر اعتماد به نفس دانش اموزان
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر نقص عضو بر اعتماد به نفس دانش اموزان است. نقص عضو تأثیر زیادی بر میزان اعتماد به نفس افراد دارد. افراد دارای نقص عضو غالبا به دلیل رفتار اطرافیان و به خصوص والدین به خاطر شرایطشان اعتماد به نفس پایین و ضعیفی دارند.
مهمترین نقشی که والدین میتوانند در تربیت کودکان خود ایفا کنند، پرورش توانایی خلاقیت و کمک به شکل گیری حس اعتماد به نفس آنهاست. زیرا خلاقیت و اعتماد به نفس به نحوی بلامنازع عوامل کلیه پیشرفتهای بشری هستند. امکان بروز خلاقیت افراد وقتی مهارتها وانگیزه خلاقیت در کودکی پرورش یابد، بسیار بیشتر است. شاید از آن مهمتر این واقعیت است که، چنان که بسیاری از روانشناسان تأکید دارند، خلاقیت و صلاح روح و روان همراه و همگاماند. بدین ترتیب شاید به جرأت بتوان گفت خلاقیت و اعتماد به نفس کلید طلایی خوشبختی هستند. (بررسی تأثیر معلولیت جسمی- حرکتی، علی اکبر سیف) خلاقیت بدون شور و ذوق امکان پذیر نیست پس خود شخص باید در پی خلق چنین فضایی باشد.
پژوهش از نوع کیفی و روش تحقیق روایی است. براساس یافته ها، نقص عضو، معلولیت تأثیر بسیار زیادی بر حس اعتماد به نفس افراد دارد. اهداف جزئی این تحقیق شامل:
بررسی تأثیر رفتار والدین بر شخص دارای نقص عضو بر روی اعتماد به نفس
راه های افزایش اعتماد به نفس افراد دارای این نقص
بررسی رفتار معلمان و مسئولین مدرسه با این افراد
مقدمه
ما دانشجویان دانشگاه فرهنگیان کرمان هستیم که طی درس پژوهش روایی می خواهیم تحقیقی انجام دهیم. محققین به
این نتیجه رسیدند که از روایت یا خاطره ای که در ذهن داریم مسئله ای درآورده و برای حل آن اقدام کنیم. ما مطابق با این نظر می خواهیم در مورد تاثیر نقص عضو بر اعتماد به نفس دانش اموزان دوره ی راهنمایی بحث کنیم و در اخر راهکارهایی برای ان ارائهدهیم. از نظر ما وجود نقص عضو در کودکان و چگونگی برخورد اعضای خانواده و به خصوص پدر و مادر با این مسئله در ایجاد حس اعتماد به نفس در این کودکانبسیار حائز اهمیت است پس بر ان شدیم تا در مورد این موضوع، پژوهشی را انجام دهیم.در طی دوران تحصیل توجه ما به فردی جلب شدکه دچار نقص عضو (دست راستش فقط دو انگشت داشت)، عدم موفقیت در تحصیل و عدم اعتماد به نفس بود.
اهمیت و ضرورت
قران کریم تنها کتاب اسمانی است که در مورد تساوی حقوق و شأن انسانی افراد معلول با افراد عادی ایات متعدد آورده است و خدا افرادی را که با عبوسیت و ترشرویی با معلولین رفتار می کنند توبیخ می کند و مورد عتاب قرار می دهد. (محمد نوری، ذیل ده آیه نخست سوره عبس و دو آیه ۴1 و ۴2 سوره ص). خداوند متعال نظام آفرینش را بر اساس علم و حکمتش نظام علت و معلول قرار داده به این معنا که برای هر حادثه و پدیده ای در عالم علتی وجود دارد و هر علتی معلولی مختص به خود دارد و هیچ علتی از معلول و هیچ معلولی از علت خود جدا نیست در بعضی مواقع والدین بدون در نظر گرفتن این مسائل خداوند را مسئول این نقایص می دانند و به اعتراض و کفرگویی می پردازند. (محمد علی نژادیان، موقعیت شناسی)
وصوّرکم فحسن صورکم ورزقکم مِّن الطّیِّباتِ ذلِکم اللّه ربّکم (الغافر 6۴)
و شما را شکل بخشید و شکل هایتان را زیبا بیافرید و خوراکی های پاکیزه نصیبتان نمود. آن که چنین (الطافی) درحق شما کرده است الله است.
لقد خلقنا الإِنسان فِی أحسنِ تقوِیمٍ (تین/۴)
که ما انسان را در نیکوترین اعتدال آفریدیم.
إِنّ اللّه لا یظلِم مِثقال ذرّهٍ (نساء/۴0)خداوند ذره ای ظلم روا نمیدارد.
پیشینه
از آنجا که یکی از آسیب ها ی روحی_روانی بشر احساس پوچی بودهاو همواره به دنبال رهایی و فرار از این احساس است هدف دار نبودن، نداشتن پشتکار، شکست پذیری، استقامت نداشتن در کارها، منفی نگری، تحمل نداشتن در رویارویی با موانع وشکست ها و بی توجهی به نقاط قوت و حالات و روحیاتی از این دست همگی منجر به این امر روانی شده است که انسان نتواند با شرایط کنار بیاید. (مطالعات اسلام و روانشناسی، سید محمدرضا لواسانی، 1391)
برای انسان اهمیت دارد که به اهداف زندگی اش برسد؛ بنابراین با سعی و تلاش مسیر پرفراز و نشیب را می پیماید. اکنون سرنوشتی که برای آدمی رقم زده می شود بخشی است که به توانایی هایش مربوط می شود و همگی تحت قدرت و توجه فرد به قوای بالقوه اش است. باور به توانمندی های خود مانند مصالحی است که در ساختمان شخصیت ادمی به کار رفته و حتی انگیزش و هیجان را مدیریت می کند. (دویل ژنتری، 2007، ص 19۴)
اغلب روان شناسان مانند ویلیام جیمز، احترام به خود را به عنوان عامل اصلی در سازگای اجتماعی _ عاطفی در نظر میگیرند؛ اگر فرد به سطح خواسته های خود رسیده باشد،
نتیجه ان، حس ارزشمند بودن و حرمت خودِ بالا است و اگر فاصله بسیاری بین این دو مرحله باشد، ناکارامدی و بی ارزشی حاصل می شود. (شجاعی، 1388، ص32۴)
افسردگی و کمبود اعتماد به نفس به عنوان مهمترین اختلال های روان شناختی، در نوجوانان در حال گسترش هستند. با این حال مطالعات اندکی وجود دارند که به کشف رابطه بین الگوی تعلق والدینی و افسردگی و کمبود اعتماد به نفس نوجوانان آنها پرداخته باشد. طبق نتایج این تحقیق میزان افسردگی و کمبود اعتماد به نفس در دختران و پسرانی که الگوی رفتاری والدینشان دارای ویژگی مراقبت اندک بوده است بیشتر از نوجوانانی است که تحت تأثیر سایر الگوهای تعلق والدینی بوده اند. (تأثیرات الگوی تعلق والدینی بر افسردگی، مسعود بحرینی، 1391)
بیان مسئله
سال سوم راهنمایی دانش اموزی به کلاس ما امد که به طور مادر زادی نقص عضو اشکاری داشت. با اینکه با بیشتر بچه ها اشنایی داشت ولی خیلی با کسی زیاد حرف نمی زد و اخت نبود. همین گوشه گیری ها و تنهایی های همیشگی اش دلیل این شد تا بخواهیم بیشتر با او اشنا شویم و در موردگوشه گیری و انزوایش بدانیم.
تصور ما از باران این بود که او اصلا دلش نمی خواهد در مورد خودش با دیگران صحبت کند و ترجیح می دهد سرش در لاک خودش باشد. اما وقتی بیشتر با او اشنا شدیم فهمیدیم که ما اشتباه فکر می کردیم و او بههیچ وجه چنین ادمی نیست ودلیل رفتار هایی کهمشاهده کردیم این بوده که دید مناسبی به بقیه نداشته و فکرش این بوده که دیگران از سر ترحم و دلسوزی به طرفش می ایند و همین تفکرات باعث دوری او از جمع می شد.
طبق صحبت هایی که از او شنیدیم بیشترین عاملی که او را از داشتن چنین وضعیتی ناراحت و دلخور می کرد برخورد والدینش بود. او می گفت که در زمان کودکی به دلیل این که پدر و مادرش هر دو شاغل بوده اند مجبور به زندگی در کنار پدر بزرگ و مادر بزرگش بوده و در ان زمان گاهی اوقات شاهد جر و بحث هایی بین انها بود و حتی نارضایتی انها را در مورد نگهداری از خودش را شنیده بود.
در مورد چگونگی برخورد والدینش همین بس که انها از داشتن چنین فرزندی احساس خجالت و سر شکستگی می کردند اما با وجود اینکه می دانستند با عمل جراحی تا سن پانزده سالگی شاید شرایط باران بهتر می شد، نسبت به این قضیه بی اهمیت بوده و اقدامی نکردند.
او همیشه در مدرسه از امتحان شفاهی و کتبی واهمه داشت و هیچ وقت با این مسائل به راحتی کنارنمیامد.میگفت: بیشتر معلمانش دوست و همکار مادرش بودند و همیشه از وضعیت نامناسب درسی او شکایت می کردند. مادرش بعد از شنیدن گلایه های ملعمان، او را سرزنش و با دوستانش مقایسه می کرد. باران هیچگاه از طرف والدینش تشویق نشده بود. او همیشه در عوض تأمین عاطفی، تأمین مالی میشد.
او دلش می خواست که پدر و مادرش کمی از او تعریف کنند اما انها هیچوقت این کار را نکردند. باران دختری مهربان، با استعداد و کنجکاو بود، به خواندن کتاب های رمان و هم چنین دیدن فیلم علاقه ای خاص داشت، به علاوه حفظیاتش هم خوب بود.
او سعی می کرد رفتارش به گونه ای باشد که کسی از او دلخور و ناراحت نشود اما رفتار دیگران با او گاهی اوقات باعث شکایت ها و قهر های طولانیش با خدا میشد، که در اثر ان ها از نماز خواندن و دعاکردن سر باز می زد، وقتی دلیل نماز نخواندنش را می پرسیدیم میگفت: چرا برای
خدایی که مرا دوست ندارد و به بهتر شدن شرایطم کمک نمیکند نماز بخوانم، چرا باید با من چنین رفتار کنند، چرا کسی توانایی ها و ویژگی هایم را نمی بیند، برای چه از روی ترحم با من برخورد می کنند و میگفت: که چرا من باید این نقص عضو را داشته باشم. او از اینکه باعث ایجاد حس خجالت در والدینش و به خصوص مادرش شده بود احساس گناه می کرد و برای همین سعی می کرد کمتر با او بیرون برود. باران به دلیل گریه های زیادی که در کودکی و مقطع دبستان کرده بود دیگر نمی توانست به راحتی اشک بریزد حتی زمانی که به شدت ناراحت بود و به گریه کردن نیاز داشت و این مسئله هم دلیلی بر ناراحتی و عدم ارتباط او با خدا بود و صحبت های ما هیچ اثری روی او نداشت، او فقط به حرف ها و کنایه های دیگران فکر می کرد.
او هر کاری که دلش می خواست بدون اجازه و مشورت والدینش انجام می داد، هر جایی که می خواست می رفت، هر چیزی را می خواست تجربه کند و همین احساسات باعث ورود او به رابطه با یک پسر شد، کسی که خیلی زود نقاط حساس روحیه ی باران را فهمید و ان را به بازی گرفت، مدتی بود که باران به بهانه ی گرفتن سی دی فیلم به مغاره ی ان پسر می رفت، صاحب مغازه که از لحاظ سنی پخته تر از باران بود فضا را برای حرف زدن با باران اماده می کرد و از شرایط زندگی و کارش برای او میگفت: و از باران می خواست تا بیشتر از خودش برای او بگوید، در طول این مدت حرف هایی به باران زده بود و او را به خود جذب کرده بود و حتی یکبار به او گفته بود که پدر و مادرم خانه نیستند و انها میتوانند چند ساعتی در خانه باهم باشند، اما باران به او گفته بود که قرار نیست تا این حد با هم راحت باشند.
باران که از والدینش محبت کافی ندیده بود خیلی سریع به اودلبسته شد، او دختری بود که وقتی به کسی وابسته می شدنمی توانست به راحتی او را فراموش کند، اما این بار به خاطر پیشنهادی که ان پسر به باران داده بود و او را از هدف شومش با خبر کرده بود حس تنفر را در باران به وجود اورد.
روش تحقیق
روش تحقیق روایی و نوع پژوهش “کیفی” است که منظور از پژوهش روایی، پژوهشی که از روی یک قصه، حکایت و یا روایت صورت می گیرد.
نوع پژوهش روایی در این تحقیق “زیست نگارانه” و ویژگی اصلی ان “تجربیات فردی” است و نوع طرح ان “روایت و حوادث زندگی” است.
اهداف
هدف کلی: بررسی تأثیر نقص عضو بر اعتماد به نفساهداف جزئی:
بررسی تأثیر رفتار والدین بر شخص دارای نقص عضو بر روی اعتماد به نفس
راه های افزایش اعتماد به نفس افراد دارای این نقص
بررسی رفتار معلمان و مسئولین مدرسه با این افراد
گرد اوری اطلاعات
روش گرد آوری اطلاعات کتابخانه ای است که از اینترنت، سایت های معتبر، کتاب و مقالات استفاده شده است و ابزار آن مصاحبه است.
طبق تحقیقات به دست آمده حالت پسندیده این است که: 1)خانواده نقص عضو فرد را به شکل منطقی بپذیرد و تکالیفی با توجه به وضعیتش به عهده ی او بگذارد. تاثیرات حضور فردی با این وضعیت در خانواده می تواند باعث: احساس گناه، خشم و پرخاشگری، اختلال روابط
زناشویی و افسردگی والدین شود. خانواده باید بداند که راه حل اصلی کنار آمدن با این مسئله پنهان کردن فرد یا عضو ناقصش نیست بلکه باید با کمال شهامت کم توانی او را طبیعی جلوه دهند و از اطرافیان بخواهند که او را درک کنند و به او نگاهدلسوزانه و ترحم انگیز نداشته باشند. (هدایت الله ستوده، آسیب شناسی اجتماعی، ص192)
شخص باید در خانواده محبت ببیند، احساس شخصیت کند، استقلال داشته باشد و به خاطر نقص جسمانی اش از طرف خانواده طرد نشود که در صورت نادیده گرفته شدن این موارد از طرف خانواده، شخص به طرق مختلف سعی در کسب این مؤلفه ها از کانونی غیراز خانواده می کند.
2) واژه “self-confidence”یااعتماد به نفس که از قرن هفدهم به کار گرفته شده همان باور ادمی به توانایی های خود است. (مطالعات اسلام و روان شناسی، سید محمدرضا لواسانی)
هر فردی از شخصیت خودش، دیدگاهش و نقاط ضعف و قوتش یک تصویر ذهنی دارد. این تصویر از دوران کودکی شکل می گیرد.
به این تصویر «خودانگاره» می گویند. یعنی تصوری که شخص از خویشتن در ذهن خود دارد.
“خودانگاره” در شکل گیری اعتمادبه نفس شخص نقش بسیار مهمی ایفا می کند. بسیاری از این تصورات براساس تعامل ما با دیگران و تجربیات زندگی مان شکل می گیرد. اعتماد به نفس به این موضوع بستگی دارد که شخص احساس می کند از نظر دیگران تا چه حد مورد قبول و علاقه است و همچنین خودش چقدر احساس ارزشمند بودن دارد. (مشاوره خانواده)
یک انسان با اعتماد به نفس سالم و طبیعی می تواند احساس خوبی نسبت به خود داشته باشد. ارزش خود را بداند و به خاطر قابلیت ها و مهارت ها و موفقیت هایش احساس غرور و رضایت کند. اما کسی که اعتماد به نفس ضعیفی
دارد، احساس می کند که مورد قبول و علاقه هیچ کس نیست و نمی تواند هیچ کاری را درست انجام دهد.
از آنجایی که خودانگاره هرکس با گذشت زمان تغییر می کند، پس اعتماد به نفس فرد هم ثابت نمی ماند و در طول زندگی تغییر می کند و بنابراین می توان اعتماد به نفس را بهبود بخشید. برای دستیابی به یک اعتماد به نفس سالم دو مساله را باید در نظر گرفت:1ـ نظر و رفتار دیگران نسبت به شخص چگونه است؟ 2ـ خود او، خویش را چگونه می بیند؟
3) در دوره نوجوانی که ارزش ها و عقاید نوجوان در حال شکل گیری است، نظرات مربی، پدر و مادر، معلم یا دیگر افراد در به وجود آوردن خودانگاره نوجوان بسیار موثر است. قطعاً فردی که نوجوان قبول دارد، مانند والدین یا معلمان دائماً از او عیب جویی کند، سبب تخریب اعتماد به نفس او می شود. گاهی هم انگار از درون به نوجوان القا می شود که توانایی انجام درست کارها را ندارد. (بحران درونی) که این مساله هم به اندازه انتقاد و سرزنش دیگران مخرب است.
انتظارات نابجا و غیرواقعی هم می تواند اثر منفی بر روی اعتماد به نفس بگذارد. افرادی که توانایی های خود را می شناسند و تحسین می کنند، از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند، ولی اگر احساس کنند که فاقد توانایی های درخور تحسین هستند حتماً از اعتماد به نفس ضعیفی برخوردار می شوند. (مشاوره خانواده)
ایده ها
به نظر ما اگر والدین و اطرافیان به بارن بیشتر اهمیت می دادند و میدانستد که رفتار انها می تواند چه تاثیری
روی زندگی و اینده یاو داشته باشد هرگز چنین رفتار نمی کردند.
به نظر ما اگر والدین باران به جای حمایت مالی به احساسات و نیازهای عاطفی او پاسخ می دادند شاید باعث تقویت حس اعتماد بهنفس در او می شدند.
به نظر ما اگر والدینش در پی عمل جراحی باران بودند شاید این عمل می توانست باعث بهبودی شرایط باران شود.
به نظر ما اگر خود باران به جای شکایت کردن و نق زدن از وضعیتش انرژی خود را صرف انجام کارهای دیگر مثل درس خواندن میکرد شاید می توانست فرد موفقی شود.
تجزیه و تحلیل
1) رفتار والدین چه تأثیری بر زندگی فرد دارد؟
به طور کلی رفتار والدین از بدو تولد با فرزندان نقش حائز اهمیتی در موفقیت و شکل گیری شخصیت آنها دارد به خصوص بچه هایی که به طور مادر زادی دچار بیماری، معلولیت یا نقص عضو هستند. این دسته از بچه ها به دلیل شرایط خاص نسبت به سایرین نیاز به درک و توجه بیشتری از سوی والدین دارند. اگر والدین به دلیل عدم آگاهی و یا تفکرات اشتباه برخورد نامناسب و غیر اصولی با این بچه ها داشته باشند این رفتار به سادگی می تواند باعث تباهی زندگی حال و آینده ی فرزندانشان شود. والدین این بچه ها باید تلاش خود را در جهت افزایش آگاهی نسبت به وضعیت موجود آنها به کار ببرند و با شیوه ها ی پزشکی مناسب که می تواند به بهبودی شرایط فرزندشان کمک کند آشنا شوند و در صورت داشتن توانایی مالی اقدامات لازم را انجام دهند. والدین باید به فرزندان خود در مورد وضعیت و شرایطی که دارند و در مورد توانایی های انها و اینکه چه کارهایی می توانند انجام دهند آگاهی لازم را بدهند و به آنها درجهت شکوفایی استعدادهایشان کمک کنند نه اینکه به خاطر

digipay
در ۴ قسط با دیجی‌پی
توضیحات

مقاله کامل تأثیر نقص عضو بر اعتماد به نفس دانش اموزان

تأثیر نقص عضو بر اعتماد به نفس دانش اموزان
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر نقص عضو بر اعتماد به نفس دانش اموزان است. نقص عضو تأثیر زیادی بر میزان اعتماد به نفس افراد دارد. افراد دارای نقص عضو غالبا به دلیل رفتار اطرافیان و به خصوص والدین به خاطر شرایطشان اعتماد به نفس پایین و ضعیفی دارند.
مهمترین نقشی که والدین میتوانند در تربیت کودکان خود ایفا کنند، پرورش توانایی خلاقیت و کمک به شکل گیری حس اعتماد به نفس آنهاست. زیرا خلاقیت و اعتماد به نفس به نحوی بلامنازع عوامل کلیه پیشرفتهای بشری هستند. امکان بروز خلاقیت افراد وقتی مهارتها وانگیزه خلاقیت در کودکی پرورش یابد، بسیار بیشتر است. شاید از آن مهمتر این واقعیت است که، چنان که بسیاری از روانشناسان تأکید دارند، خلاقیت و صلاح روح و روان همراه و همگاماند. بدین ترتیب شاید به جرأت بتوان گفت خلاقیت و اعتماد به نفس کلید طلایی خوشبختی هستند. (بررسی تأثیر معلولیت جسمی- حرکتی، علی اکبر سیف) خلاقیت بدون شور و ذوق امکان پذیر نیست پس خود شخص باید در پی خلق چنین فضایی باشد.
پژوهش از نوع کیفی و روش تحقیق روایی است. براساس یافته ها، نقص عضو، معلولیت تأثیر بسیار زیادی بر حس اعتماد به نفس افراد دارد. اهداف جزئی این تحقیق شامل:
بررسی تأثیر رفتار والدین بر شخص دارای نقص عضو بر روی اعتماد به نفس
راه های افزایش اعتماد به نفس افراد دارای این نقص
بررسی رفتار معلمان و مسئولین مدرسه با این افراد
مقدمه
ما دانشجویان دانشگاه فرهنگیان کرمان هستیم که طی درس پژوهش روایی می خواهیم تحقیقی انجام دهیم. محققین به
این نتیجه رسیدند که از روایت یا خاطره ای که در ذهن داریم مسئله ای درآورده و برای حل آن اقدام کنیم. ما مطابق با این نظر می خواهیم در مورد تاثیر نقص عضو بر اعتماد به نفس دانش اموزان دوره ی راهنمایی بحث کنیم و در اخر راهکارهایی برای ان ارائهدهیم. از نظر ما وجود نقص عضو در کودکان و چگونگی برخورد اعضای خانواده و به خصوص پدر و مادر با این مسئله در ایجاد حس اعتماد به نفس در این کودکانبسیار حائز اهمیت است پس بر ان شدیم تا در مورد این موضوع، پژوهشی را انجام دهیم.در طی دوران تحصیل توجه ما به فردی جلب شدکه دچار نقص عضو (دست راستش فقط دو انگشت داشت)، عدم موفقیت در تحصیل و عدم اعتماد به نفس بود.
اهمیت و ضرورت
قران کریم تنها کتاب اسمانی است که در مورد تساوی حقوق و شأن انسانی افراد معلول با افراد عادی ایات متعدد آورده است و خدا افرادی را که با عبوسیت و ترشرویی با معلولین رفتار می کنند توبیخ می کند و مورد عتاب قرار می دهد. (محمد نوری، ذیل ده آیه نخست سوره عبس و دو آیه ۴1 و ۴2 سوره ص). خداوند متعال نظام آفرینش را بر اساس علم و حکمتش نظام علت و معلول قرار داده به این معنا که برای هر حادثه و پدیده ای در عالم علتی وجود دارد و هر علتی معلولی مختص به خود دارد و هیچ علتی از معلول و هیچ معلولی از علت خود جدا نیست در بعضی مواقع والدین بدون در نظر گرفتن این مسائل خداوند را مسئول این نقایص می دانند و به اعتراض و کفرگویی می پردازند. (محمد علی نژادیان، موقعیت شناسی)
وصوّرکم فحسن صورکم ورزقکم مِّن الطّیِّباتِ ذلِکم اللّه ربّکم (الغافر 6۴)
و شما را شکل بخشید و شکل هایتان را زیبا بیافرید و خوراکی های پاکیزه نصیبتان نمود. آن که چنین (الطافی) درحق شما کرده است الله است.
لقد خلقنا الإِنسان فِی أحسنِ تقوِیمٍ (تین/۴)
که ما انسان را در نیکوترین اعتدال آفریدیم.
إِنّ اللّه لا یظلِم مِثقال ذرّهٍ (نساء/۴0)خداوند ذره ای ظلم روا نمیدارد.
پیشینه
از آنجا که یکی از آسیب ها ی روحی_روانی بشر احساس پوچی بودهاو همواره به دنبال رهایی و فرار از این احساس است هدف دار نبودن، نداشتن پشتکار، شکست پذیری، استقامت نداشتن در کارها، منفی نگری، تحمل نداشتن در رویارویی با موانع وشکست ها و بی توجهی به نقاط قوت و حالات و روحیاتی از این دست همگی منجر به این امر روانی شده است که انسان نتواند با شرایط کنار بیاید. (مطالعات اسلام و روانشناسی، سید محمدرضا لواسانی، 1391)
برای انسان اهمیت دارد که به اهداف زندگی اش برسد؛ بنابراین با سعی و تلاش مسیر پرفراز و نشیب را می پیماید. اکنون سرنوشتی که برای آدمی رقم زده می شود بخشی است که به توانایی هایش مربوط می شود و همگی تحت قدرت و توجه فرد به قوای بالقوه اش است. باور به توانمندی های خود مانند مصالحی است که در ساختمان شخصیت ادمی به کار رفته و حتی انگیزش و هیجان را مدیریت می کند. (دویل ژنتری، 2007، ص 19۴)
اغلب روان شناسان مانند ویلیام جیمز، احترام به خود را به عنوان عامل اصلی در سازگای اجتماعی _ عاطفی در نظر میگیرند؛ اگر فرد به سطح خواسته های خود رسیده باشد،
نتیجه ان، حس ارزشمند بودن و حرمت خودِ بالا است و اگر فاصله بسیاری بین این دو مرحله باشد، ناکارامدی و بی ارزشی حاصل می شود. (شجاعی، 1388، ص32۴)
افسردگی و کمبود اعتماد به نفس به عنوان مهمترین اختلال های روان شناختی، در نوجوانان در حال گسترش هستند. با این حال مطالعات اندکی وجود دارند که به کشف رابطه بین الگوی تعلق والدینی و افسردگی و کمبود اعتماد به نفس نوجوانان آنها پرداخته باشد. طبق نتایج این تحقیق میزان افسردگی و کمبود اعتماد به نفس در دختران و پسرانی که الگوی رفتاری والدینشان دارای ویژگی مراقبت اندک بوده است بیشتر از نوجوانانی است که تحت تأثیر سایر الگوهای تعلق والدینی بوده اند. (تأثیرات الگوی تعلق والدینی بر افسردگی، مسعود بحرینی، 1391)
بیان مسئله
سال سوم راهنمایی دانش اموزی به کلاس ما امد که به طور مادر زادی نقص عضو اشکاری داشت. با اینکه با بیشتر بچه ها اشنایی داشت ولی خیلی با کسی زیاد حرف نمی زد و اخت نبود. همین گوشه گیری ها و تنهایی های همیشگی اش دلیل این شد تا بخواهیم بیشتر با او اشنا شویم و در موردگوشه گیری و انزوایش بدانیم.
تصور ما از باران این بود که او اصلا دلش نمی خواهد در مورد خودش با دیگران صحبت کند و ترجیح می دهد سرش در لاک خودش باشد. اما وقتی بیشتر با او اشنا شدیم فهمیدیم که ما اشتباه فکر می کردیم و او بههیچ وجه چنین ادمی نیست ودلیل رفتار هایی کهمشاهده کردیم این بوده که دید مناسبی به بقیه نداشته و فکرش این بوده که دیگران از سر ترحم و دلسوزی به طرفش می ایند و همین تفکرات باعث دوری او از جمع می شد.
طبق صحبت هایی که از او شنیدیم بیشترین عاملی که او را از داشتن چنین وضعیتی ناراحت و دلخور می کرد برخورد والدینش بود. او می گفت که در زمان کودکی به دلیل این که پدر و مادرش هر دو شاغل بوده اند مجبور به زندگی در کنار پدر بزرگ و مادر بزرگش بوده و در ان زمان گاهی اوقات شاهد جر و بحث هایی بین انها بود و حتی نارضایتی انها را در مورد نگهداری از خودش را شنیده بود.
در مورد چگونگی برخورد والدینش همین بس که انها از داشتن چنین فرزندی احساس خجالت و سر شکستگی می کردند اما با وجود اینکه می دانستند با عمل جراحی تا سن پانزده سالگی شاید شرایط باران بهتر می شد، نسبت به این قضیه بی اهمیت بوده و اقدامی نکردند.
او همیشه در مدرسه از امتحان شفاهی و کتبی واهمه داشت و هیچ وقت با این مسائل به راحتی کنارنمیامد.میگفت: بیشتر معلمانش دوست و همکار مادرش بودند و همیشه از وضعیت نامناسب درسی او شکایت می کردند. مادرش بعد از شنیدن گلایه های ملعمان، او را سرزنش و با دوستانش مقایسه می کرد. باران هیچگاه از طرف والدینش تشویق نشده بود. او همیشه در عوض تأمین عاطفی، تأمین مالی میشد.
او دلش می خواست که پدر و مادرش کمی از او تعریف کنند اما انها هیچوقت این کار را نکردند. باران دختری مهربان، با استعداد و کنجکاو بود، به خواندن کتاب های رمان و هم چنین دیدن فیلم علاقه ای خاص داشت، به علاوه حفظیاتش هم خوب بود.
او سعی می کرد رفتارش به گونه ای باشد که کسی از او دلخور و ناراحت نشود اما رفتار دیگران با او گاهی اوقات باعث شکایت ها و قهر های طولانیش با خدا میشد، که در اثر ان ها از نماز خواندن و دعاکردن سر باز می زد، وقتی دلیل نماز نخواندنش را می پرسیدیم میگفت: چرا برای
خدایی که مرا دوست ندارد و به بهتر شدن شرایطم کمک نمیکند نماز بخوانم، چرا باید با من چنین رفتار کنند، چرا کسی توانایی ها و ویژگی هایم را نمی بیند، برای چه از روی ترحم با من برخورد می کنند و میگفت: که چرا من باید این نقص عضو را داشته باشم. او از اینکه باعث ایجاد حس خجالت در والدینش و به خصوص مادرش شده بود احساس گناه می کرد و برای همین سعی می کرد کمتر با او بیرون برود. باران به دلیل گریه های زیادی که در کودکی و مقطع دبستان کرده بود دیگر نمی توانست به راحتی اشک بریزد حتی زمانی که به شدت ناراحت بود و به گریه کردن نیاز داشت و این مسئله هم دلیلی بر ناراحتی و عدم ارتباط او با خدا بود و صحبت های ما هیچ اثری روی او نداشت، او فقط به حرف ها و کنایه های دیگران فکر می کرد.
او هر کاری که دلش می خواست بدون اجازه و مشورت والدینش انجام می داد، هر جایی که می خواست می رفت، هر چیزی را می خواست تجربه کند و همین احساسات باعث ورود او به رابطه با یک پسر شد، کسی که خیلی زود نقاط حساس روحیه ی باران را فهمید و ان را به بازی گرفت، مدتی بود که باران به بهانه ی گرفتن سی دی فیلم به مغاره ی ان پسر می رفت، صاحب مغازه که از لحاظ سنی پخته تر از باران بود فضا را برای حرف زدن با باران اماده می کرد و از شرایط زندگی و کارش برای او میگفت: و از باران می خواست تا بیشتر از خودش برای او بگوید، در طول این مدت حرف هایی به باران زده بود و او را به خود جذب کرده بود و حتی یکبار به او گفته بود که پدر و مادرم خانه نیستند و انها میتوانند چند ساعتی در خانه باهم باشند، اما باران به او گفته بود که قرار نیست تا این حد با هم راحت باشند.
باران که از والدینش محبت کافی ندیده بود خیلی سریع به اودلبسته شد، او دختری بود که وقتی به کسی وابسته می شدنمی توانست به راحتی او را فراموش کند، اما این بار به خاطر پیشنهادی که ان پسر به باران داده بود و او را از هدف شومش با خبر کرده بود حس تنفر را در باران به وجود اورد.
روش تحقیق
روش تحقیق روایی و نوع پژوهش “کیفی” است که منظور از پژوهش روایی، پژوهشی که از روی یک قصه، حکایت و یا روایت صورت می گیرد.
نوع پژوهش روایی در این تحقیق “زیست نگارانه” و ویژگی اصلی ان “تجربیات فردی” است و نوع طرح ان “روایت و حوادث زندگی” است.
اهداف
هدف کلی: بررسی تأثیر نقص عضو بر اعتماد به نفساهداف جزئی:
بررسی تأثیر رفتار والدین بر شخص دارای نقص عضو بر روی اعتماد به نفس
راه های افزایش اعتماد به نفس افراد دارای این نقص
بررسی رفتار معلمان و مسئولین مدرسه با این افراد
گرد اوری اطلاعات
روش گرد آوری اطلاعات کتابخانه ای است که از اینترنت، سایت های معتبر، کتاب و مقالات استفاده شده است و ابزار آن مصاحبه است.
طبق تحقیقات به دست آمده حالت پسندیده این است که: 1)خانواده نقص عضو فرد را به شکل منطقی بپذیرد و تکالیفی با توجه به وضعیتش به عهده ی او بگذارد. تاثیرات حضور فردی با این وضعیت در خانواده می تواند باعث: احساس گناه، خشم و پرخاشگری، اختلال روابط
زناشویی و افسردگی والدین شود. خانواده باید بداند که راه حل اصلی کنار آمدن با این مسئله پنهان کردن فرد یا عضو ناقصش نیست بلکه باید با کمال شهامت کم توانی او را طبیعی جلوه دهند و از اطرافیان بخواهند که او را درک کنند و به او نگاهدلسوزانه و ترحم انگیز نداشته باشند. (هدایت الله ستوده، آسیب شناسی اجتماعی، ص192)
شخص باید در خانواده محبت ببیند، احساس شخصیت کند، استقلال داشته باشد و به خاطر نقص جسمانی اش از طرف خانواده طرد نشود که در صورت نادیده گرفته شدن این موارد از طرف خانواده، شخص به طرق مختلف سعی در کسب این مؤلفه ها از کانونی غیراز خانواده می کند.
2) واژه “self-confidence”یااعتماد به نفس که از قرن هفدهم به کار گرفته شده همان باور ادمی به توانایی های خود است. (مطالعات اسلام و روان شناسی، سید محمدرضا لواسانی)
هر فردی از شخصیت خودش، دیدگاهش و نقاط ضعف و قوتش یک تصویر ذهنی دارد. این تصویر از دوران کودکی شکل می گیرد.
به این تصویر «خودانگاره» می گویند. یعنی تصوری که شخص از خویشتن در ذهن خود دارد.
“خودانگاره” در شکل گیری اعتمادبه نفس شخص نقش بسیار مهمی ایفا می کند. بسیاری از این تصورات براساس تعامل ما با دیگران و تجربیات زندگی مان شکل می گیرد. اعتماد به نفس به این موضوع بستگی دارد که شخص احساس می کند از نظر دیگران تا چه حد مورد قبول و علاقه است و همچنین خودش چقدر احساس ارزشمند بودن دارد. (مشاوره خانواده)
یک انسان با اعتماد به نفس سالم و طبیعی می تواند احساس خوبی نسبت به خود داشته باشد. ارزش خود را بداند و به خاطر قابلیت ها و مهارت ها و موفقیت هایش احساس غرور و رضایت کند. اما کسی که اعتماد به نفس ضعیفی
دارد، احساس می کند که مورد قبول و علاقه هیچ کس نیست و نمی تواند هیچ کاری را درست انجام دهد.
از آنجایی که خودانگاره هرکس با گذشت زمان تغییر می کند، پس اعتماد به نفس فرد هم ثابت نمی ماند و در طول زندگی تغییر می کند و بنابراین می توان اعتماد به نفس را بهبود بخشید. برای دستیابی به یک اعتماد به نفس سالم دو مساله را باید در نظر گرفت:1ـ نظر و رفتار دیگران نسبت به شخص چگونه است؟ 2ـ خود او، خویش را چگونه می بیند؟
3) در دوره نوجوانی که ارزش ها و عقاید نوجوان در حال شکل گیری است، نظرات مربی، پدر و مادر، معلم یا دیگر افراد در به وجود آوردن خودانگاره نوجوان بسیار موثر است. قطعاً فردی که نوجوان قبول دارد، مانند والدین یا معلمان دائماً از او عیب جویی کند، سبب تخریب اعتماد به نفس او می شود. گاهی هم انگار از درون به نوجوان القا می شود که توانایی انجام درست کارها را ندارد. (بحران درونی) که این مساله هم به اندازه انتقاد و سرزنش دیگران مخرب است.
انتظارات نابجا و غیرواقعی هم می تواند اثر منفی بر روی اعتماد به نفس بگذارد. افرادی که توانایی های خود را می شناسند و تحسین می کنند، از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند، ولی اگر احساس کنند که فاقد توانایی های درخور تحسین هستند حتماً از اعتماد به نفس ضعیفی برخوردار می شوند. (مشاوره خانواده)
ایده ها
به نظر ما اگر والدین و اطرافیان به بارن بیشتر اهمیت می دادند و میدانستد که رفتار انها می تواند چه تاثیری
روی زندگی و اینده یاو داشته باشد هرگز چنین رفتار نمی کردند.
به نظر ما اگر والدین باران به جای حمایت مالی به احساسات و نیازهای عاطفی او پاسخ می دادند شاید باعث تقویت حس اعتماد بهنفس در او می شدند.
به نظر ما اگر والدینش در پی عمل جراحی باران بودند شاید این عمل می توانست باعث بهبودی شرایط باران شود.
به نظر ما اگر خود باران به جای شکایت کردن و نق زدن از وضعیتش انرژی خود را صرف انجام کارهای دیگر مثل درس خواندن میکرد شاید می توانست فرد موفقی شود.
تجزیه و تحلیل
1) رفتار والدین چه تأثیری بر زندگی فرد دارد؟
به طور کلی رفتار والدین از بدو تولد با فرزندان نقش حائز اهمیتی در موفقیت و شکل گیری شخصیت آنها دارد به خصوص بچه هایی که به طور مادر زادی دچار بیماری، معلولیت یا نقص عضو هستند. این دسته از بچه ها به دلیل شرایط خاص نسبت به سایرین نیاز به درک و توجه بیشتری از سوی والدین دارند. اگر والدین به دلیل عدم آگاهی و یا تفکرات اشتباه برخورد نامناسب و غیر اصولی با این بچه ها داشته باشند این رفتار به سادگی می تواند باعث تباهی زندگی حال و آینده ی فرزندانشان شود. والدین این بچه ها باید تلاش خود را در جهت افزایش آگاهی نسبت به وضعیت موجود آنها به کار ببرند و با شیوه ها ی پزشکی مناسب که می تواند به بهبودی شرایط فرزندشان کمک کند آشنا شوند و در صورت داشتن توانایی مالی اقدامات لازم را انجام دهند. والدین باید به فرزندان خود در مورد وضعیت و شرایطی که دارند و در مورد توانایی های انها و اینکه چه کارهایی می توانند انجام دهند آگاهی لازم را بدهند و به آنها درجهت شکوفایی استعدادهایشان کمک کنند نه اینکه به خاطر

فایل : 13 صفحه

فرمت : Word

نهایی کردن خرید

نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “خرید و دانلود نسخه کامل مقاله کامل تأثیر نقص عضو بر اعتماد به نفس دانش اموزان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *