خرید و دانلود نسخه کامل مقاله کامل تأثیر آموزش ایمنی بر ارتقاء رفتارهای ایمن کارگران از طریق کاربرد تلفیق الگوی پرسید- پروسید
303,200 تومان قیمت اصلی 303,200 تومان بود.227,400 تومانقیمت فعلی 227,400 تومان است.
تعداد فروش: 67
تأثیرآموزش ایمنی بر ارتقاء رفتارهای ایمن کارگران از طریق کاربرد تلفیق الگوی پرسید- پروسید با نظریههای شناختی اجتماعی و یادگیری بزرگسالان
چکیده
مقدمه: مطالعات نشان میدهد که حدود90 درصد حوادث ناشی از کار به علت رفتارهای غیرایمن و خطاهای انسان، روی میدهدو حتی با وجود محیط و شرایط ایمن ممکن است کارگران، قوانین را زیر پا گذاشته و بهطور غیرایمن عمل کنند. مهمترینواساسیترین راه افزایش رفتارهای ایمن و کاهش رفتارهای غیرایمن، آموزش کارگران در زمینه ایمنی و بهداشت کار میباشد.
هدف از این مطالعه، تعیین میزان تأثیر آموزش ایمنی از طریق کاربرد تلفیق الگوی پرسید پروسید با نظری ههای شناختیاجتماعی ویادگیری بزرگسالان بر ارتقاء رفتارهای ایمن کارگران است.
مواد و روشها: این پژوهش یک مطالعه تجربی از نوعRCTشاهددار است کهدرروی191 نفر از کارگران شرکتهایپیمانکاری مجتمع پتروشیمی رازی ماهشهر در دوگروه(گروه آزمون69نفر و گروه شاهد59نفر) انجام شده است. پس از رواییو پایاییپرسشنامه محقق ساخته و بر اساسبر اساس اطلاعات بهدستآمده از مرحلهپیش آزمون، مداخله آموزشی با استفاده ازروش های مختلف انجام شد. دو ماه بعد از انجام مداخله، آزمون ثانویهانجام گرفت، سپس اطلاعات جمع آوری شده باتوجه به نوع متغیرها و نحوه توزیع آنها در گروهها با استفاده از آزمونهای آماری پارامتریک(تی مستقل و تی زوج) و ناپارامتریک(کایاسکویر، ویلکاکسون و منویتنی) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: پس از مداخله آموزشی، میانگین امتیازات آگاهی، نگرش و رفتارهای ایمن گروه آزمون به طور معناداری
افزایش پیدا کرد(005/P0<)، در صورتی که این تغییرات در گروه شاهد معنادار نبود. همچنین نتایج نشان داد که پس از مداخله آموزشی، کاهشرفتارهای غیر ایمن در گروه آزمون معنادار می باشد (000/P=0)، در صورتی که در گروه شاهد این اختلاف معنادار نیست.
بحث: نتایج تحقیق نشان میدهد که کاربرد تلفیق الگوی پرسید پروسید با نظریههای شناختی اجتماعی و یادگیری بزرگسالان برارتقاء رفتارهای ایمن کارگران مجتمع پتروشیمی رازی ماهشهر، مثبت و قابل قبول میباشد، بنابراین پیشنهاد میشود برای انجامبرنامههای مداخلهای برای افزایش رفتارهای ایمن در صنایع مشابه مورد استفاده قرار گیرد.
کلیدواژهها: آموزش کارگران، الگوی پرسید پروسید، نظریه شناختی اجتماعی، نظریه یادگیری بزرگسالان، کارگران پتروشیمی.
مقدمه
در سراسر دنیا، بسیاری از افراد بزرگسال و حتی برخیاز کودکان، زمان زیادی از وقت خود را در محل کارسپری میکنند و در زمان حضور در محل کار با انواعمخاطرات مواجه هستند که تعداد آنها تقریباً معادل انواعمشاغل است. از جمله این مخاطرات میتوان به موادشیمیایی، فیزیکی، شرایط نامطلوب محیطی، مواد حساسیتزا، خطرات ایمنی و عوامل روانی و اجتماعیاشاره کرد. عوامل منجر به آسیب در تمام محیطهای کاری وجود دارند که کارگران صنعتی و کشاورزیدارای بیشترین مواجهه هستند. سقوط از بلندی، کار باماشینآلات، مسمومیت، سوختگی و. . . . موجب مرگسالانه 310 هزار نفر از کارگران در جهان میشود کهبیشتراین مرگها قابل پیشگیری است. مرگهای ناشی ازکار 9/0 درصد کل دالیها1 در جهان (1/13 میلیون دالی) و 16
درصد دالیهای غیرعمدی را در گروه کاری96-15 سال تشکیل میدهد و اگر بیماریهای ناشی از کار و ناتوانیهای مربوط به آن اضافه شود حدود5/1 درصد دالی را در کل جهان به خود اختصاص میدهد.
در ایران به علل عدم ثبت دقیق حوادث و بیمه نبودنکل کارگران، آمار دقیقی از کل حوادث ناشی از کار دردست نمیباشد. در ایران در سال 1379، 000/810/2 حادثه منجر به سقوط یا پرت شدن گزارش شده است. به گزارش دفتر آمار و محاسبات اقتصادی سازمانتأمین اجتماعی در سال 1382، هزینه خسارتهای ناشیاز حوادث شغلی از 5/4 میلیارد ریال در سال 1370 به5/42 میلیارد ریال در سال 1380 افزایش پیدا کرده است.
در صورتی که اگر هزینههای غیرمستقیم نیز در نظر گرفتهشود این هزینه، چهار برابر خواهد بود. همچنین بررسیمیزان وقوع حوادث ناشی از کار در ایران نشان میدهدکه بخش فلزات، صنایع الکتریکی و صنایع شیمیاییدارای بیشترین حوادث بودهاند و از نظر جمعیت درمعرض خطر، بیش از 90 درصد مرد بودهاند و مردانکم سواد و گروه سنی 92-25 سال بیشتر دچار حادثهشدهاند و سه دلیل اصلی بروز حوادث ناشی از کار، رفتارهای غیر ایمن کارگران، شرایط ناایمن و شانس ثبتشده است.
بسیاری از شرکتها تلاش زیادی برای ایجاد ایمنیدر محیط کار از طریق نصب سیستمهای ایمنی وبازرسیهای ایمنی میکنند که این تلاشها منجر بهکاهش حوادث شده است ولی هنوز حوادث زیادی رویمیدهد که بسیاری از آنها ناشی از بیدقتی، نگرش غلطو عدم انجام رفتارهای ایمن است. بررسیهایانجام شده در کشورهای صنعتی، به خصوص در صنایعنظامی آمریکا نشان میدهد که علت حدود 90 درصدحوادث شغلی، عامل انسانی است و شرایط نامطلوبمحیطی و تجهیزات، تنها موجب بروز 10 درصد اینحوادث میشوند. عوامل انسانی
بروز حوادث درمحیط کار شامل عدم آگاهی، عدم وجود انگیزه کافی، نگرش منفی، باورهای غلط، رفتارهای غیر ایمن و عدمصلاحیت کاری، عدم وجود قوانین ودستورالعملهایدالی (Disability Adjusted Life Years : DALY): سال های زندگی با ناتوانی در اثر یک بیماری یا آسیب ها و حوادث بوده، شاخصی است که برای سنجش بار جهانی هر بیماری سنجیده می شود.
مناسب و تقویت رفتارهای غیر ایمن توسط مدیرانی کهمسیر کوتاه و میا نبر را برای تولید بیشتر تأیید میکنندمیباشد.
بهطورکلی در رابطه با مخاطراتمتعددی که تندرستی و زندگی انسانها ر ا تهدید میکند رفتارها، عادات وشیوه زندگی از اهمیت بالایی برخوردارند. بنابراین برایپیشگیری و کاهش حوادث باید روی رفتارهای کارگرانمتمرکزشد (10). مسأله تغییر رفتار با موضوعاتی مانندآگاهی و آموزش، نگرش و انگیزش همراه است و وجودمشکلات در این زمینه برای مدیریت رفتارهای ایمنمانعی جدی محسوب میشود. ریبر و همکاران(سال 1983) در ارتباط با همبستگی بین رفتارهای ایمنو میزان ایمنی محیط کار نتیجه گرفتند که با افزایشدرصد رفتارهای ایمن، آسیبهاکمتر میشود.
رویکرد رفتار ایمن از جمله برنامههایی است که درصنایع برای کاهش رفتارهای غیرایمن و خطرناک ازطریق ایجاد تعادل پاداش تأکید میکند. در این رویکردبه انگیز هها و پاداشهایی که موجب تقویت رفتارهایایمن میشود توجه شده است و برای دستیابی به اینهدف بر آموزش افراد در محیط کار درباره رفتارهایایمن و غیرایمن، تفکیک رفتارهای هدف، استفاده ازهمکاران و سرپرستان برای مشاهده فعالیتهای کارکنان و بازخورد تأکید مینماید و برای ایجاد موفقیت، مشارکت کارکنان را در طراحی و اجرای برنامه ضروریمیداند.
توسعه موفقیتآمیز برنامههای آموزش ایمنی وبهداشت کار بستگی به آگاهیو درک یکسانی از نیازهایکارگران دارد. بهعلاوه، تعیین نیازها بصورت یکسان، نیازمند طراحی دقیق با توجه به منابع و ارزشیابیهایمداوم میباشد. یکی از الگوهایی که دارای ویژگ یهایخاص بوده و یک الگوی جامع میباشد الگوی برنامه-ریزی پرسید- پروسید میباشد که توسط گرین و کروت ر برای برنامههای آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت طراحیشده است. این الگو در سالهای اخیر در مورد سایربرنامهها از جمله برنامههای ایمنی و بهداشت در مراکزکاری برا ی حل مشکلات رفتاری در صنعت نیز بهکاررفته است و یک چارچوب مناسبی را برای تعیینابزارهای کلیدی در برنامهریزی تأثیر مداخلات ایمنی وبهداشتی فراهم مینماید. این الگو دارای هشت مرحلهاست که چهار مرحله اول آن تشخیصی هستند و جزءپرسید را تشکیل میدهند و بر کسب اطلاعات مورد نیازقبل از انجام مداخله متمرکز بوده که شامل: 1- ارزیابیاجتماعی، 2- ارزیابی اپیدمیولوژیکی رفتاری و محیطی، 3- ارزیابی آموزشی واکولوژیکی و 4- ارزیابی اجرایی و سیاسی و طراحی مداخله میباشند. چهار مرحله بعدیکه بخش پروسید را تشکیل میدهند شامل: 1- مراحلبرنامه ریزی و اجرا، 2- ارزشیابی فرآیند، 3- ارزشیابیاثر و-4ارزشیابی نتایج میباشند که در نتیجه مرحلهاول یعنی نیازسنجی به وقوع میپیوندند.
همچنین در این مطالعه از سازه یادگیری مشاهدهای نظریهشناختی اجتماعی که بر بخش بزرگی از یادگیری انساناز راه مشاهده رفتار و اعما ل دیگران تأکید دارد و نظریهیادگیری بزرگسالان که بر یادگیری در افراد بزرگسال ازطریق تجارب، غنی ساختن دانش و تواناییهای آن ها وافزایش صلاحیتهای فنی وحرفهای آنها برای تغییر دررفتار و گرایش تأکید میکند استفاده شدهاست.
بنابراین با توجه به این که مجتمع پتروشیمی رازیماهشهر دارای قدمت زیادی در تولید مواد شیمیایی وپتروشیمی میباشد و تصمیم گرفته است با اجرایبرنامههای ایمنی و بهداشت کار، میزان حوادث ناشی ازکار را از طریق افزایش رفتارهای ایمن و کاهشرفتارهای غیرایمن، کاهش دهد و این امر مستلزم یکبرنامه مناسب میباشد و باید براساس اطلاعات دقیقانجام شود به همین دلیل از الگوی پرسید-پروسید کهچارچوب مناسبی برای طراحی برنامههای آموزشی درمحیط کار فراهم میکند و تلفیق الگو با نظریههایشناختی اجتماعی و یادگیری بزرگسالان در اجرایبرنامههای آموزشی میتواند موفق باشد این مطالعه انجامگردید.
مواد وروشهااین مطالعه از نوع مطالعات تجربی تصادفیشده شاهددار (RCT) میباشد که در دو گروه شامل یک گروه آزمون ویک گروه شاهد انجام شده است. گروه آزمون، با الگویپرسید- پروسید تلفیق شده با نظریههای شناختیاجتماعی و یادگیری بزرگسالان بررسی گردیده است و درگروه شاهد هیچگونه مداخل های غیر از برنامههای جاریشرکت در زمینه ایمنی صورت نگرفت. تعداد نمونهها دراین مطالعه 191 نفر بود که بهصورت تصادفی سادهانتخاب شدند و بهطور تصادفی به دو گروه آزمون (69 نفر) و گروه شاهد (95 نفر) انتساب یافتند. حجم نمونه دراین تحقیق با استفاده از نتایج مطالعه رابرت و مایکل(سال 2001) در خصوص تأثیر برنامههای مبتنی بر رفتارو براساس فرمول ذیل، با اطمینان59 درصد و توانآزمون 90 درصد، 105 نفر برای هرگروه تعیین گردید.
𝑛=
(
𝑍
𝑖−𝑎2
−
𝑍
1−𝛽
)
2
(1−
𝑃
1
)+
𝑃
2
1−
𝑃
2
)
(
𝑃
1
−
𝑃
2
)
2
معیارهای ورود به مطالعه شامل تمایل کارگران برای شرکت در مطالعه، مذکر بودن، عدم معلولیت یا ناتوانیبرای
انجام رفتارهای ایمن و یکسال سابقه کار درشرکت بود. ذکر این نکته ضروری است که در طولمراحل مختلف پژوهش، تعداد 10 کارگر از گروه شاهد و9 کارگر از گروه آزمون بهدلیل تغییر محل کار، اخراجتوسط شرکت، بیماری و. . . از مطالعه خارج شدند و درمجموع 96 و 95 نفر ب هترتیب در گروههای آزمون و شاهدمورد بررسی قرار گرفتند. روش جمعآوری اطلاعاتشامل پرسشنامه، مقیاس و چکلیست مشاهده رفتارهایکارگران بود. ابزار حاوی 15 سؤال مربوط به عواملجمعیت شناختی، 19 سؤال آگاهی بهصورت باز و بسته، 38 سؤال نگرش به صورت طیف لیکرت پنجگزینهای بود.
تعداد موارد چکلیست مشاهده رفتارهای ایمن و غیرایمن بر حسب نوع شغل کارگران از چهار تا ده متغیربود. اعتبار علمی پرسشنامه محققساخته با روش اعتبارصوری و محتوا و استفاده از پانل 12 نفره متخصصان وپایایی آن با روشهای آزمون- آزمون مجدد( برایپرسشنامه آگاهی) و همسانی درونی (برای مقیاسنگرش) بااستفاده از 30 نفر از کارگران انجام شد. پایایی پرسشنامه آگاهی با 73/0r= و مقیاس نگرش با ضریب آلفای کرونباخ58/0 تأیید گردید. ابزار مربوط پس ازروایی و پایایی، قبل و بعد از مداخله برای هر یک ازنمونه های مورد مطالعه در دو گروه آزمون و شاهدتکمیل گردید. با توجه به نوع متغیرها و نحوه توزیع آ نها در گرو هها و نیز در هر دو مرحله از آزمونهای آماریپارامتریک (تی مستقل و تی زوج) و ناپارامتریک (کایاسکوئر، ویلکاکسون و من ویتنی) استفاده گردیده است.
روش کار به این صورت بود که ابتدا محققان ازطریق پیگیری چهار مرحله اول الگوی پرسید- پروسید، بخش های اساسی اطلاعات مورد نیاز برای برنامهریزیمداخلات آموزشیرا بهدست آوردند. در ارزیابی اجتماعی، اطلاعات مربوط به تأثیر رفتارهای غیرایمن درایجاد حوادث ناشی از کار از طریق
مطالعه مقالات، منابع، بازدید از کارخانه و تبادل نظر با مسؤولان بخشایمنی و بهداشت مجتمع بهدست آمد. در ارزیابیاپیدمیولوژیکی، رفتاری و محیطی مشخص شد کهمهمترین عامل بروز حادثه در این مجتمع، رفتارهایغیرایمن میباشد و کارگران شرکتهای پیمانکاریبیشترین درصد حوادث را داشتند. همچنین در این مرحلهطبقه بندی عوامل رفتاری و محیطی و ارزشیابی میزانتأثیر و تغییرپذیری آنها انجام شد. بر این اساس درارتباط با عوامل رفتاری، عدم یا استفاده ناصحیح ازوسایل حفاظت فردی، وضعیت نامناسب بدنی و ریختو پاش در محیط کار و در ارتباط با عوامل محیطی، نورنامناسب، تهویه ناکافی و عدم وجود ابزارهای سالم ومیزهای کار مناسب و ضبط و ربط واحدها به عنوان هدفبرنامه مداخله تعیین گردید. در ارزیابی آموزشی، عواملمستعدکننده شامل آگاهی و نگرش مربوط به انجام فعالیتایمن، عوامل قادرکننده شامل مهارتهای فردی، دسترسیبه تسهیلات، مقررات و قوانین و عوامل تقویتکنندهشامل نگرش مدیریت نسبت به فعالیتهای ایمن، نگرشهمکاران، نگرش کارکنان بخش ایمنی، نگرش خانوادهکارگران و شرایط ایمن محیط کار تعیین شدند. در ارزیابی مدیریتی و اجرایی زمان مورد نیاز، نیروی انسانی، استراتژی های آموزشی تأثیرگذار بر عوامل مستعدکننده، قادرکننده، تقویتکننده، سیاستها و تعهدات شرکت درمورد اجرای قوانین و مقررات تعیین گردید . بعد از انجامارزیابی ها، اقدام به طراحی برنامه و محتوای آموزشیگردید و برنامه آموزشی در گروه مداخله به صورت ذیل اجرا شد:
آموزش مستقیم: روش مورد استفاده برای آموزشمستقیم کارگران، بحث گروهی و استفاده از اصول نظریهآموزش بزرگسالان بود. در این روش، کارگران گروهمداخله به 9
گروه 12 -10 نفر تقسیم شدند و با هماهنگیمسئولان شرکت برای هر گروه 3 جلسه آموزشی60 دقیقه ای و در کل برای 9 گروه جمعاً 27 جلسه تعیین وبرگزار شد. در جلسه اول، حوادث ناشی از کار و علل آنو تجارب کارگران در این زمینه و همچنین نقش عواملانسانی و محیطی مؤثر بر بروز حوادث مورد بحث وبررسی قرار گرفت. در جلسه دوم، رفتارهای ایمن وغیرایمن و عوامل مؤثر بر افزایش رفتارهای ایمن وکاهش رفتارهای غیرایمن بررسی گردید. در جلسه سوم، عوامل قادرکننده و تقویتکننده مؤثر بر رفتارهای ایمن وهمچنین راههای شاهدبعضی از عوامل و شرایط محیطیخطرناک مورد بحث قرار گرفت. در طول برگزاریجلسات آموزشی سعی گردید با برقراری ارتباط مناسببا کارگران و با توجه به نیازها و مسایل جامعه موردمطالعه، زمینه مشارکت فعالانه آ نها در بحثها ایجادشود تا انگیزه کافی در آنها برای یادگیری و تجدیدنظردر افکار، نگرش و اعمال گذشته و در نهایت تغییر رفتارایجاد گردد.
آموزش غیرمستقیم: برای انجام این آموزش، دو جزوهآموزشی، یکی در زمینه ایمنی و بهداشت کار و دومی درزمینه وسایل حفاظت فردی تهیه گردید تا کارگران بامطالعه آنها، اطلاعات و دانش خود را در زمینه رفتارهای ایمن افزایش دهند (ذکراین نکته ضروری است که جزوات آموزشی به عنوان روش مکمل و متناسب باسطح تحصیلات و یادگیری افراد تهیه گردید). همچنینباتوجه به نقش خانوادهها، جزوات تهیهشده از طریقکارگران گروه آزمون در اختیار یک نفر از اعضای خانواده قرار میگرفت تا آنها نیز اطلاعات لازم راکسب کرده و با نمونهها به تبادل اطلاعات بپردازند. در این راستا برای افزایش مشارکت خانوادهها، ده سؤالطراحی گردید و به ده نفر از
آ نها که پاسخهای صحیحبیشتری داده بودندجوایزی داده شد. همچنین با هماهنگی مسئولان مجتمع، برنامهریزی برای بازدیدخانوادههای کارگران گروه آزمون از بخشهای مختلفمجتمع انجام شد تا خانوادههای کارگران گروه آزمون ازنزدیک با محل کار و شرایط آن و مسایل و مشکلاتکارگران آشنا شوند و با کسب اطلاعات لازم برای تأمینشرایط روحی و روانی در محیط خانواده و تقویت روحیهکارگران برای ایجاد انگیزه لازم برای انجام رفتارهایایمن تلاش کنند.
آموزش از طریق الگوها در محیط کار: 5 نفر از سرپرستان و کارگران که از نظر انجام رفتارهای ایمن، دانش، تخصص و شخصیت برای سایر کارگران مقبول ومحبوب بودند به عنوان الگو انتخاب شدند. الگوهایمنتخب در ابتدا تحت 5 جلسه آموزشی و توجیهی توسطپژوهشگر و بخش ایمنی مجتمع و شرکت قرار گرفتند تابتوانند براساس اهداف رفتاری تعیینشده، رفتارهای ایمنرا به کارگران آموزش داده، نظارت کرده و به ناظر اصلیبهصورت هفتگی گزارش نمایند. بهعبارتی، الگوها پس ازمشاهده مستقیم و مستمر رفتارهای کارگران بهصورتروزانه، رفتارهای ایمن را مورد تشویق کلامی و سپسمعرفی به واحد ایمنی برای دریافت پاداش قرار میدادند.
در خصوص رفتارهای غیرایمن، آموزشهای لازم دربارهنحوه انجام صحیح رفتارها ارایه میشد و رفتار کارگرانمجدداًمورد ارزیابی و در صورت نیاز بازخورد و تقویتانجام میشد.
مداخلاتمحیطی: براساساطلاعاتبهدستآمده ازپیش آزمون و جلسات برگزارشده با کارگران، سرپرستانو مسئولان بخشهای مختلف و همچنین بازدیدهایانجام شده، عوامل و شرایط محیطی غیرایمن، طبقهبندی وسپس براساس فراوانی
مقاله کامل تأثیر آموزش ایمنی بر ارتقاء رفتارهای ایمن کارگران از طریق کاربرد تلفیق الگوی پرسید- پروسید
تأثیرآموزش ایمنی بر ارتقاء رفتارهای ایمن کارگران از طریق کاربرد تلفیق الگوی پرسید- پروسید با نظریههای شناختی اجتماعی و یادگیری بزرگسالان
چکیده
مقدمه: مطالعات نشان میدهد که حدود90 درصد حوادث ناشی از کار به علت رفتارهای غیرایمن و خطاهای انسان، روی میدهدو حتی با وجود محیط و شرایط ایمن ممکن است کارگران، قوانین را زیر پا گذاشته و بهطور غیرایمن عمل کنند. مهمترینواساسیترین راه افزایش رفتارهای ایمن و کاهش رفتارهای غیرایمن، آموزش کارگران در زمینه ایمنی و بهداشت کار میباشد.
هدف از این مطالعه، تعیین میزان تأثیر آموزش ایمنی از طریق کاربرد تلفیق الگوی پرسید پروسید با نظری ههای شناختیاجتماعی ویادگیری بزرگسالان بر ارتقاء رفتارهای ایمن کارگران است.
مواد و روشها: این پژوهش یک مطالعه تجربی از نوعRCTشاهددار است کهدرروی191 نفر از کارگران شرکتهایپیمانکاری مجتمع پتروشیمی رازی ماهشهر در دوگروه(گروه آزمون69نفر و گروه شاهد59نفر) انجام شده است. پس از رواییو پایاییپرسشنامه محقق ساخته و بر اساسبر اساس اطلاعات بهدستآمده از مرحلهپیش آزمون، مداخله آموزشی با استفاده ازروش های مختلف انجام شد. دو ماه بعد از انجام مداخله، آزمون ثانویهانجام گرفت، سپس اطلاعات جمع آوری شده باتوجه به نوع متغیرها و نحوه توزیع آنها در گروهها با استفاده از آزمونهای آماری پارامتریک(تی مستقل و تی زوج) و ناپارامتریک(کایاسکویر، ویلکاکسون و منویتنی) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: پس از مداخله آموزشی، میانگین امتیازات آگاهی، نگرش و رفتارهای ایمن گروه آزمون به طور معناداری
افزایش پیدا کرد(005/P0<)، در صورتی که این تغییرات در گروه شاهد معنادار نبود. همچنین نتایج نشان داد که پس از مداخله آموزشی، کاهشرفتارهای غیر ایمن در گروه آزمون معنادار می باشد (000/P=0)، در صورتی که در گروه شاهد این اختلاف معنادار نیست.
بحث: نتایج تحقیق نشان میدهد که کاربرد تلفیق الگوی پرسید پروسید با نظریههای شناختی اجتماعی و یادگیری بزرگسالان برارتقاء رفتارهای ایمن کارگران مجتمع پتروشیمی رازی ماهشهر، مثبت و قابل قبول میباشد، بنابراین پیشنهاد میشود برای انجامبرنامههای مداخلهای برای افزایش رفتارهای ایمن در صنایع مشابه مورد استفاده قرار گیرد.
کلیدواژهها: آموزش کارگران، الگوی پرسید پروسید، نظریه شناختی اجتماعی، نظریه یادگیری بزرگسالان، کارگران پتروشیمی.
مقدمه
در سراسر دنیا، بسیاری از افراد بزرگسال و حتی برخیاز کودکان، زمان زیادی از وقت خود را در محل کارسپری میکنند و در زمان حضور در محل کار با انواعمخاطرات مواجه هستند که تعداد آنها تقریباً معادل انواعمشاغل است. از جمله این مخاطرات میتوان به موادشیمیایی، فیزیکی، شرایط نامطلوب محیطی، مواد حساسیتزا، خطرات ایمنی و عوامل روانی و اجتماعیاشاره کرد. عوامل منجر به آسیب در تمام محیطهای کاری وجود دارند که کارگران صنعتی و کشاورزیدارای بیشترین مواجهه هستند. سقوط از بلندی، کار باماشینآلات، مسمومیت، سوختگی و. . . . موجب مرگسالانه 310 هزار نفر از کارگران در جهان میشود کهبیشتراین مرگها قابل پیشگیری است. مرگهای ناشی ازکار 9/0 درصد کل دالیها1 در جهان (1/13 میلیون دالی) و 16
درصد دالیهای غیرعمدی را در گروه کاری96-15 سال تشکیل میدهد و اگر بیماریهای ناشی از کار و ناتوانیهای مربوط به آن اضافه شود حدود5/1 درصد دالی را در کل جهان به خود اختصاص میدهد.
در ایران به علل عدم ثبت دقیق حوادث و بیمه نبودنکل کارگران، آمار دقیقی از کل حوادث ناشی از کار دردست نمیباشد. در ایران در سال 1379، 000/810/2 حادثه منجر به سقوط یا پرت شدن گزارش شده است. به گزارش دفتر آمار و محاسبات اقتصادی سازمانتأمین اجتماعی در سال 1382، هزینه خسارتهای ناشیاز حوادث شغلی از 5/4 میلیارد ریال در سال 1370 به5/42 میلیارد ریال در سال 1380 افزایش پیدا کرده است.
در صورتی که اگر هزینههای غیرمستقیم نیز در نظر گرفتهشود این هزینه، چهار برابر خواهد بود. همچنین بررسیمیزان وقوع حوادث ناشی از کار در ایران نشان میدهدکه بخش فلزات، صنایع الکتریکی و صنایع شیمیاییدارای بیشترین حوادث بودهاند و از نظر جمعیت درمعرض خطر، بیش از 90 درصد مرد بودهاند و مردانکم سواد و گروه سنی 92-25 سال بیشتر دچار حادثهشدهاند و سه دلیل اصلی بروز حوادث ناشی از کار، رفتارهای غیر ایمن کارگران، شرایط ناایمن و شانس ثبتشده است.
بسیاری از شرکتها تلاش زیادی برای ایجاد ایمنیدر محیط کار از طریق نصب سیستمهای ایمنی وبازرسیهای ایمنی میکنند که این تلاشها منجر بهکاهش حوادث شده است ولی هنوز حوادث زیادی رویمیدهد که بسیاری از آنها ناشی از بیدقتی، نگرش غلطو عدم انجام رفتارهای ایمن است. بررسیهایانجام شده در کشورهای صنعتی، به خصوص در صنایعنظامی آمریکا نشان میدهد که علت حدود 90 درصدحوادث شغلی، عامل انسانی است و شرایط نامطلوبمحیطی و تجهیزات، تنها موجب بروز 10 درصد اینحوادث میشوند. عوامل انسانی
بروز حوادث درمحیط کار شامل عدم آگاهی، عدم وجود انگیزه کافی، نگرش منفی، باورهای غلط، رفتارهای غیر ایمن و عدمصلاحیت کاری، عدم وجود قوانین ودستورالعملهایدالی (Disability Adjusted Life Years : DALY): سال های زندگی با ناتوانی در اثر یک بیماری یا آسیب ها و حوادث بوده، شاخصی است که برای سنجش بار جهانی هر بیماری سنجیده می شود.
مناسب و تقویت رفتارهای غیر ایمن توسط مدیرانی کهمسیر کوتاه و میا نبر را برای تولید بیشتر تأیید میکنندمیباشد.
بهطورکلی در رابطه با مخاطراتمتعددی که تندرستی و زندگی انسانها ر ا تهدید میکند رفتارها، عادات وشیوه زندگی از اهمیت بالایی برخوردارند. بنابراین برایپیشگیری و کاهش حوادث باید روی رفتارهای کارگرانمتمرکزشد (10). مسأله تغییر رفتار با موضوعاتی مانندآگاهی و آموزش، نگرش و انگیزش همراه است و وجودمشکلات در این زمینه برای مدیریت رفتارهای ایمنمانعی جدی محسوب میشود. ریبر و همکاران(سال 1983) در ارتباط با همبستگی بین رفتارهای ایمنو میزان ایمنی محیط کار نتیجه گرفتند که با افزایشدرصد رفتارهای ایمن، آسیبهاکمتر میشود.
رویکرد رفتار ایمن از جمله برنامههایی است که درصنایع برای کاهش رفتارهای غیرایمن و خطرناک ازطریق ایجاد تعادل پاداش تأکید میکند. در این رویکردبه انگیز هها و پاداشهایی که موجب تقویت رفتارهایایمن میشود توجه شده است و برای دستیابی به اینهدف بر آموزش افراد در محیط کار درباره رفتارهایایمن و غیرایمن، تفکیک رفتارهای هدف، استفاده ازهمکاران و سرپرستان برای مشاهده فعالیتهای کارکنان و بازخورد تأکید مینماید و برای ایجاد موفقیت، مشارکت کارکنان را در طراحی و اجرای برنامه ضروریمیداند.
توسعه موفقیتآمیز برنامههای آموزش ایمنی وبهداشت کار بستگی به آگاهیو درک یکسانی از نیازهایکارگران دارد. بهعلاوه، تعیین نیازها بصورت یکسان، نیازمند طراحی دقیق با توجه به منابع و ارزشیابیهایمداوم میباشد. یکی از الگوهایی که دارای ویژگ یهایخاص بوده و یک الگوی جامع میباشد الگوی برنامه-ریزی پرسید- پروسید میباشد که توسط گرین و کروت ر برای برنامههای آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت طراحیشده است. این الگو در سالهای اخیر در مورد سایربرنامهها از جمله برنامههای ایمنی و بهداشت در مراکزکاری برا ی حل مشکلات رفتاری در صنعت نیز بهکاررفته است و یک چارچوب مناسبی را برای تعیینابزارهای کلیدی در برنامهریزی تأثیر مداخلات ایمنی وبهداشتی فراهم مینماید. این الگو دارای هشت مرحلهاست که چهار مرحله اول آن تشخیصی هستند و جزءپرسید را تشکیل میدهند و بر کسب اطلاعات مورد نیازقبل از انجام مداخله متمرکز بوده که شامل: 1- ارزیابیاجتماعی، 2- ارزیابی اپیدمیولوژیکی رفتاری و محیطی، 3- ارزیابی آموزشی واکولوژیکی و 4- ارزیابی اجرایی و سیاسی و طراحی مداخله میباشند. چهار مرحله بعدیکه بخش پروسید را تشکیل میدهند شامل: 1- مراحلبرنامه ریزی و اجرا، 2- ارزشیابی فرآیند، 3- ارزشیابیاثر و-4ارزشیابی نتایج میباشند که در نتیجه مرحلهاول یعنی نیازسنجی به وقوع میپیوندند.
همچنین در این مطالعه از سازه یادگیری مشاهدهای نظریهشناختی اجتماعی که بر بخش بزرگی از یادگیری انساناز راه مشاهده رفتار و اعما ل دیگران تأکید دارد و نظریهیادگیری بزرگسالان که بر یادگیری در افراد بزرگسال ازطریق تجارب، غنی ساختن دانش و تواناییهای آن ها وافزایش صلاحیتهای فنی وحرفهای آنها برای تغییر دررفتار و گرایش تأکید میکند استفاده شدهاست.
بنابراین با توجه به این که مجتمع پتروشیمی رازیماهشهر دارای قدمت زیادی در تولید مواد شیمیایی وپتروشیمی میباشد و تصمیم گرفته است با اجرایبرنامههای ایمنی و بهداشت کار، میزان حوادث ناشی ازکار را از طریق افزایش رفتارهای ایمن و کاهشرفتارهای غیرایمن، کاهش دهد و این امر مستلزم یکبرنامه مناسب میباشد و باید براساس اطلاعات دقیقانجام شود به همین دلیل از الگوی پرسید-پروسید کهچارچوب مناسبی برای طراحی برنامههای آموزشی درمحیط کار فراهم میکند و تلفیق الگو با نظریههایشناختی اجتماعی و یادگیری بزرگسالان در اجرایبرنامههای آموزشی میتواند موفق باشد این مطالعه انجامگردید.
مواد وروشهااین مطالعه از نوع مطالعات تجربی تصادفیشده شاهددار (RCT) میباشد که در دو گروه شامل یک گروه آزمون ویک گروه شاهد انجام شده است. گروه آزمون، با الگویپرسید- پروسید تلفیق شده با نظریههای شناختیاجتماعی و یادگیری بزرگسالان بررسی گردیده است و درگروه شاهد هیچگونه مداخل های غیر از برنامههای جاریشرکت در زمینه ایمنی صورت نگرفت. تعداد نمونهها دراین مطالعه 191 نفر بود که بهصورت تصادفی سادهانتخاب شدند و بهطور تصادفی به دو گروه آزمون (69 نفر) و گروه شاهد (95 نفر) انتساب یافتند. حجم نمونه دراین تحقیق با استفاده از نتایج مطالعه رابرت و مایکل(سال 2001) در خصوص تأثیر برنامههای مبتنی بر رفتارو براساس فرمول ذیل، با اطمینان59 درصد و توانآزمون 90 درصد، 105 نفر برای هرگروه تعیین گردید.
𝑛=
(
𝑍
𝑖−𝑎2
−
𝑍
1−𝛽
)
2
(1−
𝑃
1
)+
𝑃
2
1−
𝑃
2
)
(
𝑃
1
−
𝑃
2
)
2
معیارهای ورود به مطالعه شامل تمایل کارگران برای شرکت در مطالعه، مذکر بودن، عدم معلولیت یا ناتوانیبرای
انجام رفتارهای ایمن و یکسال سابقه کار درشرکت بود. ذکر این نکته ضروری است که در طولمراحل مختلف پژوهش، تعداد 10 کارگر از گروه شاهد و9 کارگر از گروه آزمون بهدلیل تغییر محل کار، اخراجتوسط شرکت، بیماری و. . . از مطالعه خارج شدند و درمجموع 96 و 95 نفر ب هترتیب در گروههای آزمون و شاهدمورد بررسی قرار گرفتند. روش جمعآوری اطلاعاتشامل پرسشنامه، مقیاس و چکلیست مشاهده رفتارهایکارگران بود. ابزار حاوی 15 سؤال مربوط به عواملجمعیت شناختی، 19 سؤال آگاهی بهصورت باز و بسته، 38 سؤال نگرش به صورت طیف لیکرت پنجگزینهای بود.
تعداد موارد چکلیست مشاهده رفتارهای ایمن و غیرایمن بر حسب نوع شغل کارگران از چهار تا ده متغیربود. اعتبار علمی پرسشنامه محققساخته با روش اعتبارصوری و محتوا و استفاده از پانل 12 نفره متخصصان وپایایی آن با روشهای آزمون- آزمون مجدد( برایپرسشنامه آگاهی) و همسانی درونی (برای مقیاسنگرش) بااستفاده از 30 نفر از کارگران انجام شد. پایایی پرسشنامه آگاهی با 73/0r= و مقیاس نگرش با ضریب آلفای کرونباخ58/0 تأیید گردید. ابزار مربوط پس ازروایی و پایایی، قبل و بعد از مداخله برای هر یک ازنمونه های مورد مطالعه در دو گروه آزمون و شاهدتکمیل گردید. با توجه به نوع متغیرها و نحوه توزیع آ نها در گرو هها و نیز در هر دو مرحله از آزمونهای آماریپارامتریک (تی مستقل و تی زوج) و ناپارامتریک (کایاسکوئر، ویلکاکسون و من ویتنی) استفاده گردیده است.
روش کار به این صورت بود که ابتدا محققان ازطریق پیگیری چهار مرحله اول الگوی پرسید- پروسید، بخش های اساسی اطلاعات مورد نیاز برای برنامهریزیمداخلات آموزشیرا بهدست آوردند. در ارزیابی اجتماعی، اطلاعات مربوط به تأثیر رفتارهای غیرایمن درایجاد حوادث ناشی از کار از طریق
مطالعه مقالات، منابع، بازدید از کارخانه و تبادل نظر با مسؤولان بخشایمنی و بهداشت مجتمع بهدست آمد. در ارزیابیاپیدمیولوژیکی، رفتاری و محیطی مشخص شد کهمهمترین عامل بروز حادثه در این مجتمع، رفتارهایغیرایمن میباشد و کارگران شرکتهای پیمانکاریبیشترین درصد حوادث را داشتند. همچنین در این مرحلهطبقه بندی عوامل رفتاری و محیطی و ارزشیابی میزانتأثیر و تغییرپذیری آنها انجام شد. بر این اساس درارتباط با عوامل رفتاری، عدم یا استفاده ناصحیح ازوسایل حفاظت فردی، وضعیت نامناسب بدنی و ریختو پاش در محیط کار و در ارتباط با عوامل محیطی، نورنامناسب، تهویه ناکافی و عدم وجود ابزارهای سالم ومیزهای کار مناسب و ضبط و ربط واحدها به عنوان هدفبرنامه مداخله تعیین گردید. در ارزیابی آموزشی، عواملمستعدکننده شامل آگاهی و نگرش مربوط به انجام فعالیتایمن، عوامل قادرکننده شامل مهارتهای فردی، دسترسیبه تسهیلات، مقررات و قوانین و عوامل تقویتکنندهشامل نگرش مدیریت نسبت به فعالیتهای ایمن، نگرشهمکاران، نگرش کارکنان بخش ایمنی، نگرش خانوادهکارگران و شرایط ایمن محیط کار تعیین شدند. در ارزیابی مدیریتی و اجرایی زمان مورد نیاز، نیروی انسانی، استراتژی های آموزشی تأثیرگذار بر عوامل مستعدکننده، قادرکننده، تقویتکننده، سیاستها و تعهدات شرکت درمورد اجرای قوانین و مقررات تعیین گردید . بعد از انجامارزیابی ها، اقدام به طراحی برنامه و محتوای آموزشیگردید و برنامه آموزشی در گروه مداخله به صورت ذیل اجرا شد:
آموزش مستقیم: روش مورد استفاده برای آموزشمستقیم کارگران، بحث گروهی و استفاده از اصول نظریهآموزش بزرگسالان بود. در این روش، کارگران گروهمداخله به 9
گروه 12 -10 نفر تقسیم شدند و با هماهنگیمسئولان شرکت برای هر گروه 3 جلسه آموزشی60 دقیقه ای و در کل برای 9 گروه جمعاً 27 جلسه تعیین وبرگزار شد. در جلسه اول، حوادث ناشی از کار و علل آنو تجارب کارگران در این زمینه و همچنین نقش عواملانسانی و محیطی مؤثر بر بروز حوادث مورد بحث وبررسی قرار گرفت. در جلسه دوم، رفتارهای ایمن وغیرایمن و عوامل مؤثر بر افزایش رفتارهای ایمن وکاهش رفتارهای غیرایمن بررسی گردید. در جلسه سوم، عوامل قادرکننده و تقویتکننده مؤثر بر رفتارهای ایمن وهمچنین راههای شاهدبعضی از عوامل و شرایط محیطیخطرناک مورد بحث قرار گرفت. در طول برگزاریجلسات آموزشی سعی گردید با برقراری ارتباط مناسببا کارگران و با توجه به نیازها و مسایل جامعه موردمطالعه، زمینه مشارکت فعالانه آ نها در بحثها ایجادشود تا انگیزه کافی در آنها برای یادگیری و تجدیدنظردر افکار، نگرش و اعمال گذشته و در نهایت تغییر رفتارایجاد گردد.
آموزش غیرمستقیم: برای انجام این آموزش، دو جزوهآموزشی، یکی در زمینه ایمنی و بهداشت کار و دومی درزمینه وسایل حفاظت فردی تهیه گردید تا کارگران بامطالعه آنها، اطلاعات و دانش خود را در زمینه رفتارهای ایمن افزایش دهند (ذکراین نکته ضروری است که جزوات آموزشی به عنوان روش مکمل و متناسب باسطح تحصیلات و یادگیری افراد تهیه گردید). همچنینباتوجه به نقش خانوادهها، جزوات تهیهشده از طریقکارگران گروه آزمون در اختیار یک نفر از اعضای خانواده قرار میگرفت تا آنها نیز اطلاعات لازم راکسب کرده و با نمونهها به تبادل اطلاعات بپردازند. در این راستا برای افزایش مشارکت خانوادهها، ده سؤالطراحی گردید و به ده نفر از
آ نها که پاسخهای صحیحبیشتری داده بودندجوایزی داده شد. همچنین با هماهنگی مسئولان مجتمع، برنامهریزی برای بازدیدخانوادههای کارگران گروه آزمون از بخشهای مختلفمجتمع انجام شد تا خانوادههای کارگران گروه آزمون ازنزدیک با محل کار و شرایط آن و مسایل و مشکلاتکارگران آشنا شوند و با کسب اطلاعات لازم برای تأمینشرایط روحی و روانی در محیط خانواده و تقویت روحیهکارگران برای ایجاد انگیزه لازم برای انجام رفتارهایایمن تلاش کنند.
آموزش از طریق الگوها در محیط کار: 5 نفر از سرپرستان و کارگران که از نظر انجام رفتارهای ایمن، دانش، تخصص و شخصیت برای سایر کارگران مقبول ومحبوب بودند به عنوان الگو انتخاب شدند. الگوهایمنتخب در ابتدا تحت 5 جلسه آموزشی و توجیهی توسطپژوهشگر و بخش ایمنی مجتمع و شرکت قرار گرفتند تابتوانند براساس اهداف رفتاری تعیینشده، رفتارهای ایمنرا به کارگران آموزش داده، نظارت کرده و به ناظر اصلیبهصورت هفتگی گزارش نمایند. بهعبارتی، الگوها پس ازمشاهده مستقیم و مستمر رفتارهای کارگران بهصورتروزانه، رفتارهای ایمن را مورد تشویق کلامی و سپسمعرفی به واحد ایمنی برای دریافت پاداش قرار میدادند.
در خصوص رفتارهای غیرایمن، آموزشهای لازم دربارهنحوه انجام صحیح رفتارها ارایه میشد و رفتار کارگرانمجدداًمورد ارزیابی و در صورت نیاز بازخورد و تقویتانجام میشد.
مداخلاتمحیطی: براساساطلاعاتبهدستآمده ازپیش آزمون و جلسات برگزارشده با کارگران، سرپرستانو مسئولان بخشهای مختلف و همچنین بازدیدهایانجام شده، عوامل و شرایط محیطی غیرایمن، طبقهبندی وسپس براساس فراوانی
فایل : 19 صفحه
فرمت : Word

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.