📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در سورنابوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
05ساعت
56دقیقه
16ثانیه

خرید و دانلود نسخه کامل مقاله کامل رابطه بین علم روانشناسی و علم حقوق و کاربرد روانشناسی در دادگاه‌ها

قیمت اصلی 799,200 تومان بود.قیمت فعلی 599,400 تومان است.

تعداد فروش: 79

رابطه بین علم روانشناسی و علم حقوق و کاربرد روانشناسی دردادگاه‌ها
چکیده
روانشناسی قانونی یک شاخه تخصصی و کاربردی روانشناسی است، با موضوعاتی سر و کار دارد کهروانشناسی و قانون را به یکدیگر پیوند‌ می‌دهد، غالباً در مجازات و جلوگیری از جرم و جنایت‌ها نقش ایفا‌ می‌کند و بر خود مجرمین و جنایتکاران متمرکز‌ می‌باشد. روانشناسی قانونی هماهنگ کننده نظریه‌های روانشناسی و بیماری شناسی الزم برای اجرای کیفر قانونی است. پس از جستجو در پایگاه داده‌های اطلاعاتی در دسترس با کلید واژه‌های مناسب به دو زبان فارسی و انگلیسی مقالات، کنگره‌ها، سمینارها، کتاب‌ها، گزارش‌ها و یاداشت‌هایی که بیشترین ارتباط را با اهداف مورد نظر داشتند انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که در سال‌های اخیر با ارائه تصاویر متعدد در فیلم‌ها، برنامه‌های تلویزیونی و کتاب‌ها، علاقه به روانشناسی قانونی به طور قابل توجهی افزایش یافته است. گرچه ترسیم روانشناسی قانونی در رسانه‌های عمومی به طور قطع چشمگیر و قابل توجه هستند، ولی این تصاویر لزوماً دقیق نیستند. با توجه به نظریه‌های روانشناسی و بیماری شناسی و همچنین قوانین مربوطه، روانشناسی قانونی برای صدور حکم نهایی در مورد متهمان، به قضات و شوراهای عالی قضایی کمک‌ می‌کند. روانشناسانی که در این حوزه فعالیت‌ می‌کنند اصول روانشناختی را در جنبه‌های قانونی به کار‌ می‌بندند. از جمله این فعالیت‌ها‌ می‌توان به مطالعه رفتارهای مجرمانه و درمان آنها و یا کار در دستگاه‌های قضایی اشاره کرد. آنها به طور مشخص نقش مهمی را در نظام عدالت کیفری بازی‌ می‌کنند. تعدادی از روانشناسان قانونی به طور مستقیم در نظام عدالت کیفری به منظور سنجش، ارزیابی و درمان افرادی که مرتکب جرم شده اند یا افرادی که قربانی جرم و جنایات بوده اند، کار‌ می‌کنند. سایرین به موارد اتهام کودک آزاری رسیدگی‌ می‌کنند، با شاهدان کودک کار‌ می‌کنند، افراد درگیر در اختلافات و مشاجرات حضانت فرزند را ارزیابی‌ می‌کنند و صلاحیت روانی متهم برای محاکمه را‌ می‌سنجند. مقاله مروری حاضر تلاش کرده است تا با ارائه اطلاعات مبتنی بر شواهد در خصوص روانشناسی قانونی، وزراتخانه‌ها و سازمان‌های قانونی از جمله سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران بتوانند زمینه ایجاد این رشته تخصصی را در مقاطع تحصیلی مختلف در دانشگاه‌های ایران فراهم سازند و همچنبن کیفیتارائه خدمات تخصصی بهداشت روانی، روانشناختی و قانونی را در نظام کیفری و همچنین برایدریافت کنندگان این خدمات در مراکز قضایی، قانونی و تادیبی کشور ارتقاء بخشند.
مقدمه
به طور کلی، یک روانشناس قانونی به عنوان یک متخصص در یک زمینه خاص مورد بررسی، تعیین‌ می‌شود. تعدادی از حوزه‌های تجربه و تخصص که در آن یک روانشناس قانونی به عنوان یک متخصص توصیف‌ می‌شود، تجربه و اعتبار را افزایش‌ می‌دهد. برای مثال به طور کلی از عصب روانشناسان قانونی درخواست‌ می‌شود تا به عنوان یک شاهد متخصص برای بحث در مورد مواردی که مسائل مغزی یا آسیب مغزی را در بر‌ می‌گیرند، در دادگاه حاضر شوند. آنها همچنین ممکن است به مسائل مربوط به اینکه آیا متهم از نظر قانونی برای محاکمه شدن صلاحیت روانی دارد یا نه، بپردازند. سوال‌هایی که از طرف دادگاه از یک روانشناس قانونی پرسیده‌ می‌شوند به طور کلی سوال‌هایی در مورد روانشناسی نیستند بلکه سوال‌های حقوقی و قانونی هستند و پاسخ به آنها باید به زبانی باشد که دادگاه درک کند. برای مثال، یک روانشناس قانونی اغلب از طرف دادگاه برای ارزیابی صلاحیت روانی متهم برای محاکمه شدن، تعیین‌ می‌شود. دادگاه همچنین اغلب یک روانشناس قانونی را برای ارزیابی وضعیت روانی متهم در زمان ارتکاب جرم تعیین‌ می‌کند. این امر به ارزیابی سلامت عقل یا جنون متهم (که مربوط به مسئولیت کیفری است) در زمان ارتکاب جرم اشاره‌ می‌کند این سوال‌ها در درجه اول سوال‌های روانشناختی نیستند بلکه سوال‌های قانونی هستند. بنابراین، یک روانشناس قانونی باید قادر به ترجمه اطلاعات روانشناختی به یک چارچوب قانونی باشدروانشناسان قانونی ممکن است برای ارائه توصیه‌های صدور حکم، توصیه‌های درمانی یا هر اطلاعات دیگر درخواست‌های قاضی از قبیل اطلاعات مربوط به عوامل تخفیف در مجازات، ارزیابی خطر آینده و ارزشیابی اعتبار شاهد، با روانشناسان قانونی فراخوانده شوند. روانشناسی قانونی همچنین شامل آموزش و ارزیابی پلیس یا سایر پرسنل اجرای قانون، ارائه اجرای قانون با نیمرخ‌های کیفری و سایر شیوه‌های کار با ادارات پلیس‌ می‌باشد. روانشناسان قانونی ممکن است با هربخشی و در قانون جزا و خانواده کار کنند. در ایالات متحده آنها همچنین ممکن است به نظر و رای هیئت منصفه کمک کنند.
روانشناسی در حقوق
حقوق جزا به تنهایی قادر به استخراج و اعمال مفاهیم خود نیست. از آنجایی که وظیفه حقوق جزا و کیفری، حمایت از ارزش‌های جامعه است، برای تشخیص این ارزش‌ها ناگزیر از درک مبانی دینی، فقهی، فسلفی، جامعه شناختی و جرم شناختی هر جامعه است. حقوق دان جزایی، باید ابتدا ارزش‌های جامعه خود را درک کرده و سپس با استفاده از روش‌های ارائه شده در علوم جرم شناسی و کیفرشناسی، روش‌های مناسبی را برای مقابله با نقض ارزش‌ها اتخاذ نماید. یکی از این روش‌ها،
استفاده از علم روانشناسی در حقوق است. در مطالعه علل رفتار مجرمانه همیشه باید عوامل چندگانه موجد جرم و تاثیر متقابل آنها را در یکدیگر مورد نظر قراردهیم. برحسب مورد ممکن است تاثیر یکی از این عوامل از عامل دیگر بیشتر باشد، ولی هیچ گاه یک عامل واحد، علت کلیه رفتارهای مجرمانه نیست. در بزه کاری، عوامل اجتماعی و روانی هردو بر یکدیگر اثر‌ می‌گذارند و با یکدیگر همبستگی دارند. عوامل دسته اول در محیط وجود دارد و فرد را تحت تاثیر قرار‌ می‌دهد. عوامل دسته دوم نیز در درون شخصیت موجود است و در مقابل محیط واکنش نشان‌ می‌دهند و روشن است که از لحاظ کیفیت و کمیت، تغییر پیدا‌ می‌کنند و ممکن است به صورت‌های بی شمار با یکدیگر ترکیب یابند.
پدیده جرم پدیده
جرم ریشه‌های عمیق و تاریخی دارد و واژه «جرم» را دانشمند فرانسوی به نام توپی نارد (Topinard) برای اولین بار در مطالعات و تحقیقات رواشناختی خود به کار بست و پس از آن دانشمندان دیگری با نظریات مختلف وارد صحنه‌های جنایی شدند و کار خود را با پرسیدنسئوالات ذیل آغاز کردند:
ـ جرم چه تأثیری بر شخصیت انسان‌ می‌گذارد؟
ـ ریشه‌های روانشناختی جرم کدام است؟
ـ چگونه‌ می‌توان از وقوع این پدیده جلوگیری کرد؟
ـ درمان شخصت تبهکار چگونه امکان پذیر است؟
در جواب به چنین سئوالات و مشابه آن روانشناسی در حقوق با نگرش به ابعاد شخصیت انسان، سرگذشت تحولات اجتماعی و خانواده، مطالعات و تحقیقات عمیق را انجام دادند. گرچه ریشه جرم و جنایت را‌ می‌توان تا سپیده دم تاریخ بشری به واپس برد، از آن هنگامی که آدم و حوا به علت ارتکاب عمل نهی شده ای چون خوردن گندم از بهشت رانده شد و پسرشان قابیل برادر خود‌هابیل را به قتل رساند، پدیده جرم آغاز شد. از آن لحظه دردناک تاریخی به این سو، جنایت همان جنایت باقی ماند. اما همواره رنگ عوض کرد و سایه خود را بر گستره گیتی افگند. به گفته نلسون «ساختار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی یک جامعه بر اساس طبیعت انسان‌ها، تمایلات و توانایی‌های آنها بنا شده است».
نظریه فروید و روانشناسان
فروید که رسالت خویش را در عرصه تشکیل شخصیت کودک به پایان رسانید، همه را متوجه ساخت که تا زمانی که ما خانواده‌های تربیت یافته نداشته باشیم، فرزندان تربیت یافته نداریم. و محیط خانواده
یک عامل اصلی و کلیدی در رفتار مجرمانه کودک در زندگی اجتماعی اوست. کار روان شناسان در مطالعه روی شخصیت، سازگاری، نحوه تربیت سبب شد تا روان پزشکان با استفاده از پرسش نامه‌های خود بتوانند شخصیت مجرم را چه در لحظات اولیه زندگی و چه بعد از آن بشناسند. به عقیده بعضی از دانشمندان شخصیت انسان به مثابه قطبی پنج قطعی بسیار بزرگیاست که فقط بخش کوچکی از آن آشکار و در سطح آگاهی است و بخش عمده آن زیر آب است، یعنی در ناخودآگاه قرار دارد. گرچه فروید یک روان شناس بود تا جرم شناس، اما مطالعات و تحقیقات او اثر بسیار سازنده ای را در شناخت جرم و جنایت تا به حال به جا گذاشته است. بسیاری از روان شناسان که در مراکز قانونی، جنایی و مشورتی کار‌ می‌کنند،‌ می‌توانند به نحو احسن انواع جرم و جنایت و اثرات آن بالای شخصیت انسان را بشناسندمانستربرگ رفتار شاهدان و جرایم را به لحاظ جزییاتی از حادثه که باید به خاطر بسپارد، در آزمایشگاه روان شناسی بر دانشجویان باهوش دانشگاه‌هاروارد آزمود. آنها باید شمار افراد حاضر در مکان حادثه، مدت زمان رویداد حادثه و شدت حادثه را در ذهن خود ثبت‌ می‌کردند.آزمودنی‌هایش درباره توافق بر ساده ترین جزییات پدیده مانند شمار نقشه‌های روی یک کارت یا سرعت و شکل حرکت یک عقربه بر کارت ناتوان بودند. برخی از آنها حرکت عقربه و شنا کردن حلزون و دیگران حرکت یک ترن سریع السیر را گزارش کردند.
او نتیجه گرفت که اگر عدم توافق و دقت و درستی میان دانشجویان باهوش دانشگاه در یک آزمایشگاه روان شناسی وجود داشته باشد، چنین مشکلاتی در بین شهروندانی که به گونه ای ناگهانی در معرض یک حادثه تحریک کننده احساسی مانند یک دزدی قرار‌ می‌گیرند، در ارائه گزارش شان از حادثه به عنوان شاهدان عینی به مراتب بیشتر خواهد بود.
مانستر برگ یکی از پژوهشگران اولیه بود که نشان داد مردم در بازسازی حوادث که به گونه ای واقعی روی داده، دستخوش خطا‌ می‌شوند. او نتیجه‌ می‌گیرد که احساسات و عواطف شاهدان جرائم بشدت بر حافظه آنها تاثیر‌ می‌گذارند.
پیشداوری، اغواها و القائات درخصوص برخی از موقعیت‌ها نه تنها شاهدان عینی را تحت تاثیر قرار‌ می‌دهد بلکه قاضی‌ها و اعضای هیات منصفه را نیز منحرف‌ می‌سازد.
از همین رو مطالعات مانستربرگ در آغاز سده بیستم زمینه را برای پیدایش روان شناسی اجتماعیکاربردی فراهم کرد.
بیشتر شهروندان هنگامی که شهادت‌ می‌دهند، حتی توانایی نشان دادن افراد مجرم را در بین دیگران که در یک خط ایستاده اند، ندارند و اظهارات آنها غیردقیق و نادرست است. برای مثال، در یک آزمایش در فیلمی تلویزیونی یک مجرم را به عده ای نشان دادند، سپس از آنها خواستند که در یک
صف از متهمان، مجرم را شناسایی کنند. در این آزمایش، تنها 1/14 درصد افراد توانستند مجرم را تعیین هویت کنند.
ممکن است این ادعا وجود داشته باشد که میزان خطا و انحراف شاهدان در مجموعه‌های آزمایشگاهی از جرایم واقعی بیشتر باشد، ولی پژوهش‌ها نشان داده است که دقت و درستی برای یک حادثه واقعی از حادثه نمایش داده شده مهم تر نیست.از داده‌های به دست آمده از بی ثباتی و بی دقتی در شهادت شاهدان عینی‌ می‌توان نتیجه گرفت که این شهادت‌ها تاثیری مسلم و روشن بر تصمیمات قضایی هیات منصفه و قاضی‌ها خواهد گذاشت.
معمولا یک محاکمه به وسیله رفتارهای مختلفی که از سوی وکیلان و قضات ظاهر‌ می‌شود، شکل‌ می‌گیرد. پس از تفهیم اتهام به وسیله قضات به متهم، وکیلان تصمیم‌ می‌گیرند که چگونه اظهارنظر کنند، چه پرسش‌هایی بپرسند و چگونه موردهای کلی اتهام را برای هیات منصفه خلاصه کنند.
قاضی بر صحنه دادگاه ریاست‌ می‌کند و قاعده‌های حقوقی را بر موردهای اتهام به صورت قابل پذیرشی انطباق داده اند و از مفاد آن محکومیت متهم را برداشت‌ می‌کند. این کارهای قاضی بر تصمیمات هیات منصفه تاثیر خواهد گذاشت. دفاع وکیل نیز اغلب با جمله ای آغاز‌ می‌شود که بیشترین تاثیر را بر هیات منصفه داشته باشد.
اگر وکیل منتظر بماند تا دادستان اظهاراتی را درباره حادثه علیه متهم بیان کند، جمله‌های وکیل کمترین تاثیر را بر هیات منصفه خواهد داشت ولی در کل، پرسش‌هایی که از سوی وکیل مطرح‌ می‌شود، از راه‌های گوناگون بر شهادت شهود تاثیر خواهد گذاشت. پرسش‌های القایی خود از شهودبر ادراک آنها از واقعه و در نتیجه بر شهادت آنها اثر خواهد گذاشت.
پرسش‌های وکیل در ارتباط با اطلاعات مستقیم و جهتدار است، مانند این پرسش که به ما بگویید بعدازظهر فلان روز چه اتفاقی افتاد. شما سمت چپ در بودید؟ این گونه نیست. با طرح این پرسش‌های بسته از سوی وکیل، هیات منصفه به این باور نزدیک‌ می‌شود که صلاحیت و شایستگی شهود بتدریج کمتر و کمتر‌ می‌شود.
آیا با متهمان به صورت برابر رفتار‌ می‌شود؟ پژوهش‌ها نشان داده است که جذابیت فیزیکی شخص متهم بر رای قاضی اثر خواهد گذاشت. متهمان جذاب بیشتر از اشخاص غیرجذاب تبرئه‌ می‌شوند.
اعضای هیات منصفه ناخودآگاه با مجرمی که از جذابیت زیادی برخوردار است، احساس همدردی و دلسوزی‌ می‌کنند.
وکیلان نیز از تاثیر عامل جذابیت آگاهند و به موکلان خود سفارش‌ می‌کنند که خود را جذاب کنند. در جوامعی که اختلاط نژاد وجود دارد، نژاد متهم بر تصمیم‌های هیات منصفه تاثیر‌ می‌گذارد. یکی از
عامل‌های کارآمد بر نگرش هیات منصفه شدت مجازات‌هاست. اگرچه بسیاری از شهروندان بر این باورند که تشدید مجازات‌ها‌ می‌تواند میزان جرایم را کاهش دهد، ولی پژوهش‌ها نشان داده است که تصویب قانون‌های مجازات سنگین سبب‌ می‌شود احتمال صدور رای اکثریت هیات منصفه را در محکومیت متهم بر جرایم سنگین بکاهد.
پژوهش‌های روان شناسان اجتماعی نشان داده است که تفاوت‌های شخصیت در هیات‌های منصفه، بر تصمیمات آنها کارآمد است. به عنوان مثال، هیات‌های منصفه ای که دارای شخصیت اقتدارطلب هستند، گرایش شدید به سوگیری‌ها به متهمان دارند.
به گونه ای کوتاه‌ می‌توان نتیجه گرفت که پژوهش‌های روان شناسی اجتماعی کاربردی در زمینه نظام حقوقی‌ می‌تواند مدارکی ارائه کند که تاثیر عامل‌های روان شناختی را بر شهادت شهود، رای هیات منصفه، چگونگی ارائه پاسخ‌های متهمان، چگونگی دفاعیه وکیلان و رای نهایی قضات اثباتکند.
رفتار جنایی
همه رفتارهای مخالف قوانین جامعه را رفتار جنایی‌ می‌گویند. به طور کلی رفتار جنایی را‌ می‌توان یک نوع رفتار اجتماعی دانست و از این نظر که در بافت اجتماع و در ارتباط با جامعه رخ‌ می‌دهد،‌ می‌توانیم آن را جزء رفتارهای اجتماعی دسته بندی کنیم.
دستاوردهای روانشناسی جنایی
بیشتر روانشناسان و روانکاوان اعتقاد دارند که ریشه ارتکاب جرم را‌ می‌توان در کودکی پیدا کرد و علت رفتارهای جنایی را برحسب نقص شخصیتی‌ می‌دانند. آن‌ها معتقدند که افراد مجرم بیشتر از افراد معمولی دارای اختلالات شخصیتی و تعارضات درونی هستند و گونه ای از شخصیت‌های شکل گرفته تمایل بیشتری برای ارتکاب جرم دارند. یعنی شخصیت افراد تحت تاثیر رفتارها و تحولات اجتماعی، رخدادهای محیطی و ژن قرار دارد و تا حدودی از کنترل خود فرد خارج است و به همین دلیل مرتکب جرم‌ می‌شوند.
بررسی عوامل مختلف در روانشناسی جنایی
عوامل مختلفی وجود دارند که‌ می‌توانند در شکل گرفتن جرم تأثیرگذار باشند.
فشارهای ساختاری
جامعه پذیری به صورت ناقص
یاد گرفتن رفتار انحرافی
تاثیر روانشناسی جنایی در ارتکاب جرم
امروزه برای پیشگیری کردن از رخ دادن هر گونه جرم، دیدگاه روانشناسی راهکارهایی سازنده ومثبت ارائه‌ می‌دهد.
روان درمانی
با هدف سازگار شدن به لحاظ عاطفی برای برخورداری از ارتباط صحیح، رتباط درمانگر با مراجعه کننده بر اساس همدلی صورت‌ می‌گیرد.
برای آگاهی بیشتر در زمینه روان درمانی کلیک کنید.
روانکاوی
با هدف تجزیه و تحلیل محتویات ضمیر ناخودآگاه شخص‌ می‌باشد.
روان درمانی حمایتی
با هدف کسب تعادل روانی بر طبق اطمینان بخشی، تعدیل محیط و خانواده درمانی به صورت گروهی است.
خانواده درمانی
به منظور مشاوره با همه افراد خانواده با هدف برطرف شدن تعارضات خانوادگی و بهبود روابط درونی خانواده‌ها انجام‌ می‌شود.
معالجه با کار
معالجه با کار یا کاردرمانی که موجب به وجود آمدن شغل برای بیکاران‌ می‌شود.
خانواده و روانشناسی جنایی
زمانی که خانواده‌های رشد یافته وجود نداشته باشند، فرزندان تربیت یافته هم وجود نخواهد داشت.
فضای خانواده یکی از دلایل مهم و کلیدی در نحوه برخورد با کودک مجرم در زندگی اجتماعی محسوب‌ می‌شود.
حیطه کاری روانشناسان درباره مطالعه روی شخصیت و شیوه تربیت باعث شد که روانپزشکان با استفاده از پرسشنامه‌های مخصوص بتوانند شخصیت مجرم را چه در دوران اولیه زندگی و چه در سال‌های آینده، آن را شناسایی کنند.
عوامل ژنتیکی و روانشناسی جنایی
بعضی روانشناسان به این اعتقاد دارند که مجرمان افراد طرد شده ای هستند اما علم زیست شناختی در سال‌های اخیر به این نتیجه رسیده است که عوامل ژنتیکی از عوامل مهم در جرم است. اما
همچنان این شک وجود دارد که قبول کردن وراثت به عنوان یک دلیل در برخورد جنایی درست است یا نه.
تاریخ روانشناسی قانونی
هوگو فون مانستربرگ در سال 1908 کتابی تحت عنوان در باب جایگاه شهود منتشر کرد؛ اما باوجوداین رویداد شایان توجه، تأثیر مستقیم روانشناسی بر حقوق تا سال 1954 ناچیز بود. در این سال دیوان عالی کشور بالاخره در پرونده لغو تبعیض نژادی براون علیه هیئت تعلیم و تربیت به علوم اجتماعی توجه کرد.
در سال 1962 نیز قاضی بازلون در نامه ای به دادگاه استیناف امریکا برای ناحیه کلمبیا اظهار داشت، روان شناسان واجد شرایط‌ می‌توانند به عنوان متخصص در خصوص اختلال روانی در دادگاه شهادت بدهند. تا اینکه بالاخره روان شناس قانونی وارد صحنه شد هرچند روان پزشکان سال‌ها بود حق شهادت در دادگاه را برای خود محفوظ نگهداشته بودند. امروزه روان شناسان به عنوان متخصصدر زمینه‌های کیفری، مدنی، خانوادگی و اداری در دادگاه‌ها شهادت‌ می‌دهند. همچنین به عنوان مشاوره مراکز و افراد در دستگاه قضایی عمل‌ می‌کنند. در ادامه فعالیتهایی که در حیطه روانشناسی قانونی انجام‌ می‌شود را ارائه‌ می‌کنیم.
برخی از فعالیت‌های اصلی در روانشناسی قانونی
پیشرفت روانشناسی قانونی موجب شده است روان شناسان نقش‌های گوناگونی ایفا کنند. در اینجا به هشت مورد از این نقش‌ها اشاره‌ می‌کنیم.
شاهد متخصص
شاهد متخصص، عقاید و استنباط‌هایش را. وی از حد نتیجه گیری صرف فراتر‌ می‌رود. شاهد متخصص به دادگاه کمک‌ می‌کند، شواهد موجود را درک و ارزیابی کند یا به حقیقت پی ببرد.
شرایط لازم. شاهد متخصص کسی است که به واسطه علم، حرفه، آموزش‌ها و تجربه‌هایش اطلاعاتی‌ می‌دهد که به طورمعمول برای هیئت منصفه عادی غیرقابل دسترسی هستند.
شهادت دادن
پیش درآمد مهم شهادت دادن، آماده شدن پیش از شروع محاکمه است. این آماده شدن گاهی به ساعت‌ها مطالعه، مصاحبه، آزمون گیری و کنفرانس بستگی دارد. متخصص گاهی توسط دادگاه و برای شهادت دادن احضار‌ می‌شود و گاهی جهت مشورت و توسط متهم یا شاکی.
پرونده‌های کیفری
جامعه همیشه با این قضیه مواجه بوده است که بهترین راه برخورد با مجرمانی که هنگام ارتکاب جرم، اختیارشان را از دست داده اند، چیست. هم چنین با این مشکل روبرو بوده است که آیا متهم واقعاً صلاحیت فهم آنچه در دادگاه‌ می‌گذرد و به تبع آن همکاری کردن جهت دفاع از خودش را دارد یا خیر.
روان شناس در ارزیابی جنون کیفری باید به سه سؤال پاسخ بدهد:
آیا متهم اختلال یا نقص روانی دارد؟
وضعیت روانی فعلی وی چگونه است؟
در زمان ارتکاب جرم وضعیت روانی متهم چگونه بوده است؟ روان شناس در همین رابطه، عوامل زیادی را‌ می‌سنجد از جمله سوابق متهم و خانواده اش وضعیت عقلی‌، عوامل عصبی ـ روانی، صلاحیت داشتن وی برای حضور در دادگاه مهارت‌های او در روخوانی شخصیت و اندازه گیری میزان وانمود کردن یا تمارض وی.
صلاحیت حضور در دادگاه. در این خصوص وضعیت روانی متهم هنگام تشکیل دادگاه اهمیت دارد نه هنگام ارتکاب جرم. در پاسخ دادن به سؤالات مرتبط با صلاحیت سه مشکل اساسی پیش‌ می‌آید:
آیا متهم‌ می‌تواند ماهیت اتهامات را بفهمد و‌ می‌تواند واقعیات مربوط به رفتارش در هنگام ارتکاب جرم را بازگو کند؟
آیا‌ می‌تواند با وکیل خود همکاری معقولی داشته باشد؟
آیا مفهوم اقدامات دادگاه را‌ می‌فهمد؟
پرونده‌های مدنی
روان شناسان قانونی در رفع بسیاری از معضلات مدنی نیز مجبور به دخالت‌ می‌شوند؛ از پرونده‌های بازرگانی تا دعاوی مربوط به کنش طبقاتی؛ اما دو حوزه ای که برای روان شناسان بالینی از اهمیت خاصی برخوردارند عبارت اند از:
(1) بستری شدن و ترخیص از بیمارستان‌ها و مؤسسات روانی و
(2) معضلات خانوادگی مثل اختلاف نظر بر سر حق حضانت فرزند.
بستری شدن در مؤسسات روانی
بستری شدن علی رغم میل خود فرد، بستری شدن اجباری نامیده‌ می‌شود. در بستری شدن داوطلبانه، فرد موردنظر خودش‌ می‌خواهد بستری شو و‌ می‌تواند هر زمان که بخواهد، بیمارستان را ترک کند.
بستری کردن یک فرد منوط به این است که دادگاه با انجام دادرسی تعیین کند که آیا ملاک‌های قانونی لازم برای این کار در مورد وی وجود دارند و آیا درمان وی مؤثر و مفید خواهد بود یا خیر.
مشکلات خانوادگی
با توجه به افزایش طلاق در جامعه امریکا، طبیعی است که مشکلات مربوط به حضانت کودکان بالا بگیرد. تغییر نقش‌های زن و شوهرها و هنجارهای زناشویی نیز مزید بر علت شده اند.
در حال حاضر در مبحث اعطای حق حضانت کودکان، رویه قضایی «مصلحت کودک» ارجحیت دارد برای آشنایی و فهم بهتر ملاک‌های مربوط در این زمینه، در قانون سال 1970 حضانت فرزندان میشیگان، دادگاه به این عوامل تکیه‌ می‌کند:
محبت، عشق و دیگر پیوندهای هیجانی موجود بین طرفین و کودک.
ظرفیت و آمادگی طرفین برای عشق ورزیدن به کودک و محبت کردن به او و راهنمایی وتربیت وی و یا فراهم آوردن زمینه برای ادامه تحصیل کودک یا پرورش وی طبق دین و کیش خود.
توانایی و ظرفیت طرفین جهت تأمین غذا، لباس، بهداشت و دیگر مراقبت‌های مورد تائید قوانین ایالت مزبور.
مدت زمانی که کودک در یک محیط رضایت بخش با ثبات زندگی کرده است و میزان مطلوبیت تداوم این جریان.
استحکام خانوادگی افرادی که قرار است حضانت کودک را بر عهده بگیرند.
شایستگی روحی طرفین خواهان اخذ حق حضانت کودک.
سوابق کودک در خانه، مدرسه و اجتماع.
بهداشت و سلامت جسمی و روانی طرفین.
انتخاب خود کودک، البته در صورت کافی بودن سن کودک از نظر دادگاه برای انتخاب کردن.
سایر عواملی که به نظر دادگاه به مشاجره موردنظر بر سر حق حضانت کودک ربط دارند.
روان شناس در ارزیابی حق حضانت کودک باید یک عنصر حیاتی را در نظر بگیرد و آن نظام روابط قبلی، فعلی و آتی پدر، مادر، کودکان و گاهی دیگر بستگان است.
حقوق بیماران
حقوق و معیارها بیماران عبارت اند از محیط فیزیکی (داشتن سالن عمومی، مستراح، ناهارخوری و غیره)، داشتن البسه شخصی و حق انجام کارهای شخصی (حق ورزش، رفتن به فضای باز یا انجام

digipay
در ۴ قسط با دیجی‌پی
توضیحات

مقاله کامل رابطه بین علم روانشناسی و علم حقوق و کاربرد روانشناسی در دادگاه‌ها

رابطه بین علم روانشناسی و علم حقوق و کاربرد روانشناسی دردادگاه‌ها
چکیده
روانشناسی قانونی یک شاخه تخصصی و کاربردی روانشناسی است، با موضوعاتی سر و کار دارد کهروانشناسی و قانون را به یکدیگر پیوند‌ می‌دهد، غالباً در مجازات و جلوگیری از جرم و جنایت‌ها نقش ایفا‌ می‌کند و بر خود مجرمین و جنایتکاران متمرکز‌ می‌باشد. روانشناسی قانونی هماهنگ کننده نظریه‌های روانشناسی و بیماری شناسی الزم برای اجرای کیفر قانونی است. پس از جستجو در پایگاه داده‌های اطلاعاتی در دسترس با کلید واژه‌های مناسب به دو زبان فارسی و انگلیسی مقالات، کنگره‌ها، سمینارها، کتاب‌ها، گزارش‌ها و یاداشت‌هایی که بیشترین ارتباط را با اهداف مورد نظر داشتند انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که در سال‌های اخیر با ارائه تصاویر متعدد در فیلم‌ها، برنامه‌های تلویزیونی و کتاب‌ها، علاقه به روانشناسی قانونی به طور قابل توجهی افزایش یافته است. گرچه ترسیم روانشناسی قانونی در رسانه‌های عمومی به طور قطع چشمگیر و قابل توجه هستند، ولی این تصاویر لزوماً دقیق نیستند. با توجه به نظریه‌های روانشناسی و بیماری شناسی و همچنین قوانین مربوطه، روانشناسی قانونی برای صدور حکم نهایی در مورد متهمان، به قضات و شوراهای عالی قضایی کمک‌ می‌کند. روانشناسانی که در این حوزه فعالیت‌ می‌کنند اصول روانشناختی را در جنبه‌های قانونی به کار‌ می‌بندند. از جمله این فعالیت‌ها‌ می‌توان به مطالعه رفتارهای مجرمانه و درمان آنها و یا کار در دستگاه‌های قضایی اشاره کرد. آنها به طور مشخص نقش مهمی را در نظام عدالت کیفری بازی‌ می‌کنند. تعدادی از روانشناسان قانونی به طور مستقیم در نظام عدالت کیفری به منظور سنجش، ارزیابی و درمان افرادی که مرتکب جرم شده اند یا افرادی که قربانی جرم و جنایات بوده اند، کار‌ می‌کنند. سایرین به موارد اتهام کودک آزاری رسیدگی‌ می‌کنند، با شاهدان کودک کار‌ می‌کنند، افراد درگیر در اختلافات و مشاجرات حضانت فرزند را ارزیابی‌ می‌کنند و صلاحیت روانی متهم برای محاکمه را‌ می‌سنجند. مقاله مروری حاضر تلاش کرده است تا با ارائه اطلاعات مبتنی بر شواهد در خصوص روانشناسی قانونی، وزراتخانه‌ها و سازمان‌های قانونی از جمله سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران بتوانند زمینه ایجاد این رشته تخصصی را در مقاطع تحصیلی مختلف در دانشگاه‌های ایران فراهم سازند و همچنبن کیفیتارائه خدمات تخصصی بهداشت روانی، روانشناختی و قانونی را در نظام کیفری و همچنین برایدریافت کنندگان این خدمات در مراکز قضایی، قانونی و تادیبی کشور ارتقاء بخشند.
مقدمه
به طور کلی، یک روانشناس قانونی به عنوان یک متخصص در یک زمینه خاص مورد بررسی، تعیین‌ می‌شود. تعدادی از حوزه‌های تجربه و تخصص که در آن یک روانشناس قانونی به عنوان یک متخصص توصیف‌ می‌شود، تجربه و اعتبار را افزایش‌ می‌دهد. برای مثال به طور کلی از عصب روانشناسان قانونی درخواست‌ می‌شود تا به عنوان یک شاهد متخصص برای بحث در مورد مواردی که مسائل مغزی یا آسیب مغزی را در بر‌ می‌گیرند، در دادگاه حاضر شوند. آنها همچنین ممکن است به مسائل مربوط به اینکه آیا متهم از نظر قانونی برای محاکمه شدن صلاحیت روانی دارد یا نه، بپردازند. سوال‌هایی که از طرف دادگاه از یک روانشناس قانونی پرسیده‌ می‌شوند به طور کلی سوال‌هایی در مورد روانشناسی نیستند بلکه سوال‌های حقوقی و قانونی هستند و پاسخ به آنها باید به زبانی باشد که دادگاه درک کند. برای مثال، یک روانشناس قانونی اغلب از طرف دادگاه برای ارزیابی صلاحیت روانی متهم برای محاکمه شدن، تعیین‌ می‌شود. دادگاه همچنین اغلب یک روانشناس قانونی را برای ارزیابی وضعیت روانی متهم در زمان ارتکاب جرم تعیین‌ می‌کند. این امر به ارزیابی سلامت عقل یا جنون متهم (که مربوط به مسئولیت کیفری است) در زمان ارتکاب جرم اشاره‌ می‌کند این سوال‌ها در درجه اول سوال‌های روانشناختی نیستند بلکه سوال‌های قانونی هستند. بنابراین، یک روانشناس قانونی باید قادر به ترجمه اطلاعات روانشناختی به یک چارچوب قانونی باشدروانشناسان قانونی ممکن است برای ارائه توصیه‌های صدور حکم، توصیه‌های درمانی یا هر اطلاعات دیگر درخواست‌های قاضی از قبیل اطلاعات مربوط به عوامل تخفیف در مجازات، ارزیابی خطر آینده و ارزشیابی اعتبار شاهد، با روانشناسان قانونی فراخوانده شوند. روانشناسی قانونی همچنین شامل آموزش و ارزیابی پلیس یا سایر پرسنل اجرای قانون، ارائه اجرای قانون با نیمرخ‌های کیفری و سایر شیوه‌های کار با ادارات پلیس‌ می‌باشد. روانشناسان قانونی ممکن است با هربخشی و در قانون جزا و خانواده کار کنند. در ایالات متحده آنها همچنین ممکن است به نظر و رای هیئت منصفه کمک کنند.
روانشناسی در حقوق
حقوق جزا به تنهایی قادر به استخراج و اعمال مفاهیم خود نیست. از آنجایی که وظیفه حقوق جزا و کیفری، حمایت از ارزش‌های جامعه است، برای تشخیص این ارزش‌ها ناگزیر از درک مبانی دینی، فقهی، فسلفی، جامعه شناختی و جرم شناختی هر جامعه است. حقوق دان جزایی، باید ابتدا ارزش‌های جامعه خود را درک کرده و سپس با استفاده از روش‌های ارائه شده در علوم جرم شناسی و کیفرشناسی، روش‌های مناسبی را برای مقابله با نقض ارزش‌ها اتخاذ نماید. یکی از این روش‌ها،
استفاده از علم روانشناسی در حقوق است. در مطالعه علل رفتار مجرمانه همیشه باید عوامل چندگانه موجد جرم و تاثیر متقابل آنها را در یکدیگر مورد نظر قراردهیم. برحسب مورد ممکن است تاثیر یکی از این عوامل از عامل دیگر بیشتر باشد، ولی هیچ گاه یک عامل واحد، علت کلیه رفتارهای مجرمانه نیست. در بزه کاری، عوامل اجتماعی و روانی هردو بر یکدیگر اثر‌ می‌گذارند و با یکدیگر همبستگی دارند. عوامل دسته اول در محیط وجود دارد و فرد را تحت تاثیر قرار‌ می‌دهد. عوامل دسته دوم نیز در درون شخصیت موجود است و در مقابل محیط واکنش نشان‌ می‌دهند و روشن است که از لحاظ کیفیت و کمیت، تغییر پیدا‌ می‌کنند و ممکن است به صورت‌های بی شمار با یکدیگر ترکیب یابند.
پدیده جرم پدیده
جرم ریشه‌های عمیق و تاریخی دارد و واژه «جرم» را دانشمند فرانسوی به نام توپی نارد (Topinard) برای اولین بار در مطالعات و تحقیقات رواشناختی خود به کار بست و پس از آن دانشمندان دیگری با نظریات مختلف وارد صحنه‌های جنایی شدند و کار خود را با پرسیدنسئوالات ذیل آغاز کردند:
ـ جرم چه تأثیری بر شخصیت انسان‌ می‌گذارد؟
ـ ریشه‌های روانشناختی جرم کدام است؟
ـ چگونه‌ می‌توان از وقوع این پدیده جلوگیری کرد؟
ـ درمان شخصت تبهکار چگونه امکان پذیر است؟
در جواب به چنین سئوالات و مشابه آن روانشناسی در حقوق با نگرش به ابعاد شخصیت انسان، سرگذشت تحولات اجتماعی و خانواده، مطالعات و تحقیقات عمیق را انجام دادند. گرچه ریشه جرم و جنایت را‌ می‌توان تا سپیده دم تاریخ بشری به واپس برد، از آن هنگامی که آدم و حوا به علت ارتکاب عمل نهی شده ای چون خوردن گندم از بهشت رانده شد و پسرشان قابیل برادر خود‌هابیل را به قتل رساند، پدیده جرم آغاز شد. از آن لحظه دردناک تاریخی به این سو، جنایت همان جنایت باقی ماند. اما همواره رنگ عوض کرد و سایه خود را بر گستره گیتی افگند. به گفته نلسون «ساختار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی یک جامعه بر اساس طبیعت انسان‌ها، تمایلات و توانایی‌های آنها بنا شده است».
نظریه فروید و روانشناسان
فروید که رسالت خویش را در عرصه تشکیل شخصیت کودک به پایان رسانید، همه را متوجه ساخت که تا زمانی که ما خانواده‌های تربیت یافته نداشته باشیم، فرزندان تربیت یافته نداریم. و محیط خانواده
یک عامل اصلی و کلیدی در رفتار مجرمانه کودک در زندگی اجتماعی اوست. کار روان شناسان در مطالعه روی شخصیت، سازگاری، نحوه تربیت سبب شد تا روان پزشکان با استفاده از پرسش نامه‌های خود بتوانند شخصیت مجرم را چه در لحظات اولیه زندگی و چه بعد از آن بشناسند. به عقیده بعضی از دانشمندان شخصیت انسان به مثابه قطبی پنج قطعی بسیار بزرگیاست که فقط بخش کوچکی از آن آشکار و در سطح آگاهی است و بخش عمده آن زیر آب است، یعنی در ناخودآگاه قرار دارد. گرچه فروید یک روان شناس بود تا جرم شناس، اما مطالعات و تحقیقات او اثر بسیار سازنده ای را در شناخت جرم و جنایت تا به حال به جا گذاشته است. بسیاری از روان شناسان که در مراکز قانونی، جنایی و مشورتی کار‌ می‌کنند،‌ می‌توانند به نحو احسن انواع جرم و جنایت و اثرات آن بالای شخصیت انسان را بشناسندمانستربرگ رفتار شاهدان و جرایم را به لحاظ جزییاتی از حادثه که باید به خاطر بسپارد، در آزمایشگاه روان شناسی بر دانشجویان باهوش دانشگاه‌هاروارد آزمود. آنها باید شمار افراد حاضر در مکان حادثه، مدت زمان رویداد حادثه و شدت حادثه را در ذهن خود ثبت‌ می‌کردند.آزمودنی‌هایش درباره توافق بر ساده ترین جزییات پدیده مانند شمار نقشه‌های روی یک کارت یا سرعت و شکل حرکت یک عقربه بر کارت ناتوان بودند. برخی از آنها حرکت عقربه و شنا کردن حلزون و دیگران حرکت یک ترن سریع السیر را گزارش کردند.
او نتیجه گرفت که اگر عدم توافق و دقت و درستی میان دانشجویان باهوش دانشگاه در یک آزمایشگاه روان شناسی وجود داشته باشد، چنین مشکلاتی در بین شهروندانی که به گونه ای ناگهانی در معرض یک حادثه تحریک کننده احساسی مانند یک دزدی قرار‌ می‌گیرند، در ارائه گزارش شان از حادثه به عنوان شاهدان عینی به مراتب بیشتر خواهد بود.
مانستر برگ یکی از پژوهشگران اولیه بود که نشان داد مردم در بازسازی حوادث که به گونه ای واقعی روی داده، دستخوش خطا‌ می‌شوند. او نتیجه‌ می‌گیرد که احساسات و عواطف شاهدان جرائم بشدت بر حافظه آنها تاثیر‌ می‌گذارند.
پیشداوری، اغواها و القائات درخصوص برخی از موقعیت‌ها نه تنها شاهدان عینی را تحت تاثیر قرار‌ می‌دهد بلکه قاضی‌ها و اعضای هیات منصفه را نیز منحرف‌ می‌سازد.
از همین رو مطالعات مانستربرگ در آغاز سده بیستم زمینه را برای پیدایش روان شناسی اجتماعیکاربردی فراهم کرد.
بیشتر شهروندان هنگامی که شهادت‌ می‌دهند، حتی توانایی نشان دادن افراد مجرم را در بین دیگران که در یک خط ایستاده اند، ندارند و اظهارات آنها غیردقیق و نادرست است. برای مثال، در یک آزمایش در فیلمی تلویزیونی یک مجرم را به عده ای نشان دادند، سپس از آنها خواستند که در یک
صف از متهمان، مجرم را شناسایی کنند. در این آزمایش، تنها 1/14 درصد افراد توانستند مجرم را تعیین هویت کنند.
ممکن است این ادعا وجود داشته باشد که میزان خطا و انحراف شاهدان در مجموعه‌های آزمایشگاهی از جرایم واقعی بیشتر باشد، ولی پژوهش‌ها نشان داده است که دقت و درستی برای یک حادثه واقعی از حادثه نمایش داده شده مهم تر نیست.از داده‌های به دست آمده از بی ثباتی و بی دقتی در شهادت شاهدان عینی‌ می‌توان نتیجه گرفت که این شهادت‌ها تاثیری مسلم و روشن بر تصمیمات قضایی هیات منصفه و قاضی‌ها خواهد گذاشت.
معمولا یک محاکمه به وسیله رفتارهای مختلفی که از سوی وکیلان و قضات ظاهر‌ می‌شود، شکل‌ می‌گیرد. پس از تفهیم اتهام به وسیله قضات به متهم، وکیلان تصمیم‌ می‌گیرند که چگونه اظهارنظر کنند، چه پرسش‌هایی بپرسند و چگونه موردهای کلی اتهام را برای هیات منصفه خلاصه کنند.
قاضی بر صحنه دادگاه ریاست‌ می‌کند و قاعده‌های حقوقی را بر موردهای اتهام به صورت قابل پذیرشی انطباق داده اند و از مفاد آن محکومیت متهم را برداشت‌ می‌کند. این کارهای قاضی بر تصمیمات هیات منصفه تاثیر خواهد گذاشت. دفاع وکیل نیز اغلب با جمله ای آغاز‌ می‌شود که بیشترین تاثیر را بر هیات منصفه داشته باشد.
اگر وکیل منتظر بماند تا دادستان اظهاراتی را درباره حادثه علیه متهم بیان کند، جمله‌های وکیل کمترین تاثیر را بر هیات منصفه خواهد داشت ولی در کل، پرسش‌هایی که از سوی وکیل مطرح‌ می‌شود، از راه‌های گوناگون بر شهادت شهود تاثیر خواهد گذاشت. پرسش‌های القایی خود از شهودبر ادراک آنها از واقعه و در نتیجه بر شهادت آنها اثر خواهد گذاشت.
پرسش‌های وکیل در ارتباط با اطلاعات مستقیم و جهتدار است، مانند این پرسش که به ما بگویید بعدازظهر فلان روز چه اتفاقی افتاد. شما سمت چپ در بودید؟ این گونه نیست. با طرح این پرسش‌های بسته از سوی وکیل، هیات منصفه به این باور نزدیک‌ می‌شود که صلاحیت و شایستگی شهود بتدریج کمتر و کمتر‌ می‌شود.
آیا با متهمان به صورت برابر رفتار‌ می‌شود؟ پژوهش‌ها نشان داده است که جذابیت فیزیکی شخص متهم بر رای قاضی اثر خواهد گذاشت. متهمان جذاب بیشتر از اشخاص غیرجذاب تبرئه‌ می‌شوند.
اعضای هیات منصفه ناخودآگاه با مجرمی که از جذابیت زیادی برخوردار است، احساس همدردی و دلسوزی‌ می‌کنند.
وکیلان نیز از تاثیر عامل جذابیت آگاهند و به موکلان خود سفارش‌ می‌کنند که خود را جذاب کنند. در جوامعی که اختلاط نژاد وجود دارد، نژاد متهم بر تصمیم‌های هیات منصفه تاثیر‌ می‌گذارد. یکی از
عامل‌های کارآمد بر نگرش هیات منصفه شدت مجازات‌هاست. اگرچه بسیاری از شهروندان بر این باورند که تشدید مجازات‌ها‌ می‌تواند میزان جرایم را کاهش دهد، ولی پژوهش‌ها نشان داده است که تصویب قانون‌های مجازات سنگین سبب‌ می‌شود احتمال صدور رای اکثریت هیات منصفه را در محکومیت متهم بر جرایم سنگین بکاهد.
پژوهش‌های روان شناسان اجتماعی نشان داده است که تفاوت‌های شخصیت در هیات‌های منصفه، بر تصمیمات آنها کارآمد است. به عنوان مثال، هیات‌های منصفه ای که دارای شخصیت اقتدارطلب هستند، گرایش شدید به سوگیری‌ها به متهمان دارند.
به گونه ای کوتاه‌ می‌توان نتیجه گرفت که پژوهش‌های روان شناسی اجتماعی کاربردی در زمینه نظام حقوقی‌ می‌تواند مدارکی ارائه کند که تاثیر عامل‌های روان شناختی را بر شهادت شهود، رای هیات منصفه، چگونگی ارائه پاسخ‌های متهمان، چگونگی دفاعیه وکیلان و رای نهایی قضات اثباتکند.
رفتار جنایی
همه رفتارهای مخالف قوانین جامعه را رفتار جنایی‌ می‌گویند. به طور کلی رفتار جنایی را‌ می‌توان یک نوع رفتار اجتماعی دانست و از این نظر که در بافت اجتماع و در ارتباط با جامعه رخ‌ می‌دهد،‌ می‌توانیم آن را جزء رفتارهای اجتماعی دسته بندی کنیم.
دستاوردهای روانشناسی جنایی
بیشتر روانشناسان و روانکاوان اعتقاد دارند که ریشه ارتکاب جرم را‌ می‌توان در کودکی پیدا کرد و علت رفتارهای جنایی را برحسب نقص شخصیتی‌ می‌دانند. آن‌ها معتقدند که افراد مجرم بیشتر از افراد معمولی دارای اختلالات شخصیتی و تعارضات درونی هستند و گونه ای از شخصیت‌های شکل گرفته تمایل بیشتری برای ارتکاب جرم دارند. یعنی شخصیت افراد تحت تاثیر رفتارها و تحولات اجتماعی، رخدادهای محیطی و ژن قرار دارد و تا حدودی از کنترل خود فرد خارج است و به همین دلیل مرتکب جرم‌ می‌شوند.
بررسی عوامل مختلف در روانشناسی جنایی
عوامل مختلفی وجود دارند که‌ می‌توانند در شکل گرفتن جرم تأثیرگذار باشند.
فشارهای ساختاری
جامعه پذیری به صورت ناقص
یاد گرفتن رفتار انحرافی
تاثیر روانشناسی جنایی در ارتکاب جرم
امروزه برای پیشگیری کردن از رخ دادن هر گونه جرم، دیدگاه روانشناسی راهکارهایی سازنده ومثبت ارائه‌ می‌دهد.
روان درمانی
با هدف سازگار شدن به لحاظ عاطفی برای برخورداری از ارتباط صحیح، رتباط درمانگر با مراجعه کننده بر اساس همدلی صورت‌ می‌گیرد.
برای آگاهی بیشتر در زمینه روان درمانی کلیک کنید.
روانکاوی
با هدف تجزیه و تحلیل محتویات ضمیر ناخودآگاه شخص‌ می‌باشد.
روان درمانی حمایتی
با هدف کسب تعادل روانی بر طبق اطمینان بخشی، تعدیل محیط و خانواده درمانی به صورت گروهی است.
خانواده درمانی
به منظور مشاوره با همه افراد خانواده با هدف برطرف شدن تعارضات خانوادگی و بهبود روابط درونی خانواده‌ها انجام‌ می‌شود.
معالجه با کار
معالجه با کار یا کاردرمانی که موجب به وجود آمدن شغل برای بیکاران‌ می‌شود.
خانواده و روانشناسی جنایی
زمانی که خانواده‌های رشد یافته وجود نداشته باشند، فرزندان تربیت یافته هم وجود نخواهد داشت.
فضای خانواده یکی از دلایل مهم و کلیدی در نحوه برخورد با کودک مجرم در زندگی اجتماعی محسوب‌ می‌شود.
حیطه کاری روانشناسان درباره مطالعه روی شخصیت و شیوه تربیت باعث شد که روانپزشکان با استفاده از پرسشنامه‌های مخصوص بتوانند شخصیت مجرم را چه در دوران اولیه زندگی و چه در سال‌های آینده، آن را شناسایی کنند.
عوامل ژنتیکی و روانشناسی جنایی
بعضی روانشناسان به این اعتقاد دارند که مجرمان افراد طرد شده ای هستند اما علم زیست شناختی در سال‌های اخیر به این نتیجه رسیده است که عوامل ژنتیکی از عوامل مهم در جرم است. اما
همچنان این شک وجود دارد که قبول کردن وراثت به عنوان یک دلیل در برخورد جنایی درست است یا نه.
تاریخ روانشناسی قانونی
هوگو فون مانستربرگ در سال 1908 کتابی تحت عنوان در باب جایگاه شهود منتشر کرد؛ اما باوجوداین رویداد شایان توجه، تأثیر مستقیم روانشناسی بر حقوق تا سال 1954 ناچیز بود. در این سال دیوان عالی کشور بالاخره در پرونده لغو تبعیض نژادی براون علیه هیئت تعلیم و تربیت به علوم اجتماعی توجه کرد.
در سال 1962 نیز قاضی بازلون در نامه ای به دادگاه استیناف امریکا برای ناحیه کلمبیا اظهار داشت، روان شناسان واجد شرایط‌ می‌توانند به عنوان متخصص در خصوص اختلال روانی در دادگاه شهادت بدهند. تا اینکه بالاخره روان شناس قانونی وارد صحنه شد هرچند روان پزشکان سال‌ها بود حق شهادت در دادگاه را برای خود محفوظ نگهداشته بودند. امروزه روان شناسان به عنوان متخصصدر زمینه‌های کیفری، مدنی، خانوادگی و اداری در دادگاه‌ها شهادت‌ می‌دهند. همچنین به عنوان مشاوره مراکز و افراد در دستگاه قضایی عمل‌ می‌کنند. در ادامه فعالیتهایی که در حیطه روانشناسی قانونی انجام‌ می‌شود را ارائه‌ می‌کنیم.
برخی از فعالیت‌های اصلی در روانشناسی قانونی
پیشرفت روانشناسی قانونی موجب شده است روان شناسان نقش‌های گوناگونی ایفا کنند. در اینجا به هشت مورد از این نقش‌ها اشاره‌ می‌کنیم.
شاهد متخصص
شاهد متخصص، عقاید و استنباط‌هایش را. وی از حد نتیجه گیری صرف فراتر‌ می‌رود. شاهد متخصص به دادگاه کمک‌ می‌کند، شواهد موجود را درک و ارزیابی کند یا به حقیقت پی ببرد.
شرایط لازم. شاهد متخصص کسی است که به واسطه علم، حرفه، آموزش‌ها و تجربه‌هایش اطلاعاتی‌ می‌دهد که به طورمعمول برای هیئت منصفه عادی غیرقابل دسترسی هستند.
شهادت دادن
پیش درآمد مهم شهادت دادن، آماده شدن پیش از شروع محاکمه است. این آماده شدن گاهی به ساعت‌ها مطالعه، مصاحبه، آزمون گیری و کنفرانس بستگی دارد. متخصص گاهی توسط دادگاه و برای شهادت دادن احضار‌ می‌شود و گاهی جهت مشورت و توسط متهم یا شاکی.
پرونده‌های کیفری
جامعه همیشه با این قضیه مواجه بوده است که بهترین راه برخورد با مجرمانی که هنگام ارتکاب جرم، اختیارشان را از دست داده اند، چیست. هم چنین با این مشکل روبرو بوده است که آیا متهم واقعاً صلاحیت فهم آنچه در دادگاه‌ می‌گذرد و به تبع آن همکاری کردن جهت دفاع از خودش را دارد یا خیر.
روان شناس در ارزیابی جنون کیفری باید به سه سؤال پاسخ بدهد:
آیا متهم اختلال یا نقص روانی دارد؟
وضعیت روانی فعلی وی چگونه است؟
در زمان ارتکاب جرم وضعیت روانی متهم چگونه بوده است؟ روان شناس در همین رابطه، عوامل زیادی را‌ می‌سنجد از جمله سوابق متهم و خانواده اش وضعیت عقلی‌، عوامل عصبی ـ روانی، صلاحیت داشتن وی برای حضور در دادگاه مهارت‌های او در روخوانی شخصیت و اندازه گیری میزان وانمود کردن یا تمارض وی.
صلاحیت حضور در دادگاه. در این خصوص وضعیت روانی متهم هنگام تشکیل دادگاه اهمیت دارد نه هنگام ارتکاب جرم. در پاسخ دادن به سؤالات مرتبط با صلاحیت سه مشکل اساسی پیش‌ می‌آید:
آیا متهم‌ می‌تواند ماهیت اتهامات را بفهمد و‌ می‌تواند واقعیات مربوط به رفتارش در هنگام ارتکاب جرم را بازگو کند؟
آیا‌ می‌تواند با وکیل خود همکاری معقولی داشته باشد؟
آیا مفهوم اقدامات دادگاه را‌ می‌فهمد؟
پرونده‌های مدنی
روان شناسان قانونی در رفع بسیاری از معضلات مدنی نیز مجبور به دخالت‌ می‌شوند؛ از پرونده‌های بازرگانی تا دعاوی مربوط به کنش طبقاتی؛ اما دو حوزه ای که برای روان شناسان بالینی از اهمیت خاصی برخوردارند عبارت اند از:
(1) بستری شدن و ترخیص از بیمارستان‌ها و مؤسسات روانی و
(2) معضلات خانوادگی مثل اختلاف نظر بر سر حق حضانت فرزند.
بستری شدن در مؤسسات روانی
بستری شدن علی رغم میل خود فرد، بستری شدن اجباری نامیده‌ می‌شود. در بستری شدن داوطلبانه، فرد موردنظر خودش‌ می‌خواهد بستری شو و‌ می‌تواند هر زمان که بخواهد، بیمارستان را ترک کند.
بستری کردن یک فرد منوط به این است که دادگاه با انجام دادرسی تعیین کند که آیا ملاک‌های قانونی لازم برای این کار در مورد وی وجود دارند و آیا درمان وی مؤثر و مفید خواهد بود یا خیر.
مشکلات خانوادگی
با توجه به افزایش طلاق در جامعه امریکا، طبیعی است که مشکلات مربوط به حضانت کودکان بالا بگیرد. تغییر نقش‌های زن و شوهرها و هنجارهای زناشویی نیز مزید بر علت شده اند.
در حال حاضر در مبحث اعطای حق حضانت کودکان، رویه قضایی «مصلحت کودک» ارجحیت دارد برای آشنایی و فهم بهتر ملاک‌های مربوط در این زمینه، در قانون سال 1970 حضانت فرزندان میشیگان، دادگاه به این عوامل تکیه‌ می‌کند:
محبت، عشق و دیگر پیوندهای هیجانی موجود بین طرفین و کودک.
ظرفیت و آمادگی طرفین برای عشق ورزیدن به کودک و محبت کردن به او و راهنمایی وتربیت وی و یا فراهم آوردن زمینه برای ادامه تحصیل کودک یا پرورش وی طبق دین و کیش خود.
توانایی و ظرفیت طرفین جهت تأمین غذا، لباس، بهداشت و دیگر مراقبت‌های مورد تائید قوانین ایالت مزبور.
مدت زمانی که کودک در یک محیط رضایت بخش با ثبات زندگی کرده است و میزان مطلوبیت تداوم این جریان.
استحکام خانوادگی افرادی که قرار است حضانت کودک را بر عهده بگیرند.
شایستگی روحی طرفین خواهان اخذ حق حضانت کودک.
سوابق کودک در خانه، مدرسه و اجتماع.
بهداشت و سلامت جسمی و روانی طرفین.
انتخاب خود کودک، البته در صورت کافی بودن سن کودک از نظر دادگاه برای انتخاب کردن.
سایر عواملی که به نظر دادگاه به مشاجره موردنظر بر سر حق حضانت کودک ربط دارند.
روان شناس در ارزیابی حق حضانت کودک باید یک عنصر حیاتی را در نظر بگیرد و آن نظام روابط قبلی، فعلی و آتی پدر، مادر، کودکان و گاهی دیگر بستگان است.
حقوق بیماران
حقوق و معیارها بیماران عبارت اند از محیط فیزیکی (داشتن سالن عمومی، مستراح، ناهارخوری و غیره)، داشتن البسه شخصی و حق انجام کارهای شخصی (حق ورزش، رفتن به فضای باز یا انجام

فایل : 15 صفحه

فرمت : Word

نهایی کردن خرید

نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “خرید و دانلود نسخه کامل مقاله کامل رابطه بین علم روانشناسی و علم حقوق و کاربرد روانشناسی در دادگاه‌ها”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *