خرید و دانلود نسخه کامل رمان استخوان هایی که تو را دوست داشتند
1,250,000 تومان قیمت اصلی 1,250,000 تومان بود.395,000 تومانقیمت فعلی 395,000 تومان است.
تعداد فروش: 67
|
|
|
|---|---|
|
|
کتاب |
|
|
فارسی |
|
|
1672 |
|
|
10.1 مگابایت |
|
|
شهرزاد شیران |
آنتونی رابینز میگه : من در 40 سالگی به جایی رسیدم که برای رسیدن بهش 82 سال زمان لازمه و این رو مدیون کتاب خواندن زیاد هستم.
رمان استخوان هایی که تو را دوست داشتند | ژانر عاشقانه
رمان استخوان هایی که تو را دوست داشتند اثر شهرزاد شیران با ژانر عاشقانه ، در قالب فایلPDF و به صورت کامل در 1672 صفحه تهیه گردیده است. این فایل قابلیت نمایش در موبایل ، تبلت و کامپیوتر را دارد.
خلاصه رمان استخوان هایی که تو را دوست داشتند
عماد عاشق و دلباخته دختری میشه و بعنوان محافظ مخفی به او نزدیک میشه تا دورتادور کنارش باشه ولی بعد میفهمه برادر ناتنی اش قصد داره ازش انتقام بگیره اونم از طریق مردی که…

بخشی از رمان استخوان هایی که تو را دوست داشتند
چند بار خواستم ماجرایی که دیده بودم را برای رویا تعریف کنم اما میترسیدم، واقعا میترسیدم درگیر شود. ترجیح میدادم خودم هم فراموش کنم چه دیدم، شاید کسی روزی برای تحقیق و بال شاهد می آمد، انوقت حرف میزدم و میگفته حسام تهدیدم کرده و ترسیدم از این فکر سرم را برای خودم تکان دادم که رویا پرسید: وا چرا سرت رو تکون میدی؟ عمیق نگاهش کردم، رویا برایم عزیز بود، وقتی هشت ساله بودم به دنیا آمده بود و این بیست سال، بیشتر از آنکه فکرش را بکنم در زندگی من جای گرفته بود با همه اخلاق های خاص و اعصاب خرد کنش
اگر قرار بود به کسی بگویم، به رامین میگفتم که اگر مصیبتی بود گریبان او را میگرفت و من هم راحت میشدم.
_توروخدا باهاش اینقدر کل کل نکن، چرا جوابشو میدی که همچین غلطی بکنه؟ جواب رویا را ندادم، این بحث تکراری بود، بارها گفته بودم که دخالت رامین را نمیخواهم اون برادر من نبود و بارها ثابت کرده بود، چه وقتی که آرمان را بعنوان دوستش تایید کرد و چه وقتی میخواستم از او جدا شوم و طرف او را گرفت.
سرم را برگرداندم و میان نصیحت های رویا گفتم: رویا من فقط منتظرم تکلیف ارثیم روشن شه ببینم چیزی مونده برام یا نه،
اگه مونده بود شک نکن یه روز نشده میرم از این خونه… البته اگه تو نذاری کف دست رامین و مامان. دلخور نگاهم کرد و گفت: من کی بهشون گفتم؟ بی حوصله گفتم: گفتم که حواست باشه.
_حالا مگه چقدر هست اون ارثیه؟ کجا میتونی خونه بگیری اخه توی این گرونی؟ شانه ام را بالا انداختم و گفتم: یجایی پیدا میکنم بالاخره ، میرم سر کار. رویا حرف دیگری نزد چرت میگفتم، هیچ برنامه ایی جز رهایی از آن خانه نداشتم، از رامین خسته شده بودم.
عامل همه بدختی هایم را او میدیدم، البته بعد از خودم گشت زدن در خاطرات گذشته را رها کردم…

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.