خرید و دانلود نسخه کامل مقاله کامل بازتعریف مفهوم شرک و تاثیر آن در تعریف علم دینی از منظر استاد مطهری
311,200 تومان قیمت اصلی 311,200 تومان بود.233,400 تومانقیمت فعلی 233,400 تومان است.
تعداد فروش: 68
بازتعریف مفهوم شرک و تاثیر آن در تعریف علم دینی از منظر استاد مطهری
علی اصغر خندان
مقاله کامل بازتعریف مفهوم شرک و تاثیر آن در تعریف علم دینی از منظر استاد مطهری
بازتعریف مفهوم شرک و تاثیر آن در تعریف علم دینی از منظر استاد مطهری
علی اصغر خندان
۱. مقدمه
1- ۱. اهمیت توحید و شرک در آیات و روایات
کلمه و شعار توحید یک بار با عبارت «لَا إِلَهَإِلَّاالَّذِیآمَنَتْبِهِبَنُوإِسْرَائِیلَ» (یونس: ۹۰)؛ یک بار با عبارت «لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ» الأنبیاء: ۸۷)؛ دو بار با عبارت «لا إله إلّا اللّه» (الصافات: ۳۶ و محمد: ۱۹)؛ سه بار با عبارت «لا إِلهَ إِلَّا أَنَا» (النحل: ۲ و طه: ۱۴ و الأنبیاء ۳۵)؛ سی بار با عبارت «لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ» (از جمله در البقره: ۱۶۳ و ۲۵۵، آل عمران: ۲ و ۶ و ۱۸، النساء: ۸۷ و …) و در مجموع ۳۷ بار در قرآن کریم تکرار و تصریح شده است که این حقیقت به تمام پیامبران وحی شده است (الأنبیاء: ۲۵)
حقیقت توحید شش بار نیز از طریق صفت «الواحد» (یوسف: ۳۹، الرعد: ۱۶ و … ) یک بار با صفت «احد» (الاخلاص: ۱) بیان شده است. علاوه بر این، دهها بار نیز به توحید عملی و عبادت انحصاری خداوند اشاره شده است (الفاتحه: ۵، یوسف: ۴۰، الاسراء: ۲۳ و …)
اهمیت توحید در قرآن نه به عنوان یکی از تعالیم مهم، بلکه به عنوان خلاصهی تمام تعالیم دینی باید فهمیده شود، توحید خدای تعالی اگر آن طور که لایق ساحت قدس و عزت و کبریایی او است در نظر گرفته شود، آن توحید در مقام اعتقاد مثلا به صورت اثبات اسماء و صفات حسنای الهی و اعتقاد داشتن به آنها در میآید، و در مقام اخلاق، آدمی را متخلق به اخلاق کریمهای از قبیل رضاء تسلیم، شجاعت، عفت، سخاء و … و برای از صفات رذیله میسازد، و در مرحله عمل وادار به اعمال صالح و تقوای از محرمات الهی میکند. (طباطبایی، ۱۴۱۷: ۱۳۱)
نقطهی مقابل توحید، شرک است. نکتهی مهم در نگرش قرآن این است که انسانها مفطور بر توحید آفریده شده اند. خداوند ملی میزند: مردی که چند تن در او شریکاند و بر
سر او اختلاف دارند، و مردی که تنها از آن یکی باشد. «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَّجُلًا فِیهِ شُرَکَاءُ مُتَشَاکِسُونَ وَرَجُلًا سَلَمًا لِّرَجُلٍ» سپس با طرح پرسشی از فطرت انسان این سؤال را مطرح میشود که آیا این دو با هم برابرند؟ هَلْ یَسْتَوِیَانِ مَثَلًا (الزمر: ۲۹) و در جای دیگر نیز به اصل حقیقت توحید و شرک اشاره نموده و همین سؤال از فطرت انسان را مطرح نموده و میفرماید: آیا الله بهتر است یا آن چیزها که شریک او قرار میدهند؟ آللَّهُ خَیْرٌ أَمَّا یُشْرِکُونَ(النمل: ۵۹)
کلمهی «شرک» و مشتقات آن در قرآن کریم ۱۶۸ بار تکرار شده که بیش از ۱۶۰ بار آن مرتبط با موضوع شرک اعتقادی
در برابر توحید است (عبد الباقی، ۱۳۶۴، ۳۷۹-۳۸۱)
در آیات قرآن دوازده بار تصریح شده که خداوند از آنچه بدان شرک میورزند، برتر و منزه است (از جمله در الأعراف: ۱۹۰، التوبه: ۳۱، یونس: ۱۸، نحل: ۱ و ۳ و …)
از نظر قرآن کریم شرک، ظلم بزرگ (لقمان: ۱۳)؛ اولین و برترین حرام الهی (انعام: ۱۵۱)؛ تنها گناهی که آمرزیده نمیشود (نساء: ۴۸ و ۱۱۶): عامل تسلط شیطان (النحل: ۱۰۰)؛ عامل حبط اعمال نیک انسانها (الأنعام: ۸۸) و حتی عامل حبط اعمال هر یک از پیامبران (الزمر: ۶۵) است. هرکس شرک بورزد دروغی ساخته و گناه بزرگی مرتکب شده (نساء: ۴۸)، سخت به گمراهی افتاده (النساء: ۱۱۶) و مانند کسی است که از آسمان فروافتد و مرغ او را برباید یا باد او را به مکانی دور اندازد (الحج: ۳۱) و در نهایتخداوندبهشترابراوحرام میکند (المائده: ۷۲)
مشرکان نجس هستند و لذا نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند (توبه: ۲۸) ارسال رسل و برتری دین حق مورد کراهت مشرکان است (التوبه: ۳۳ و الصف: ۹) و مطرود بودن آنها تا حدی است که حتی پیامبر و مؤمنین مجاز نیستند برای آنها استغفار و طلب آمرزش کنند (توبه: ۱۱۳). از سوی
دیگر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و ابراهیم علیه السلام مکررا برائت و اعراض خود از مشرکین را اعلام کرده اند (الأنعام: ۱۹ و ۷۸ و ۱۰۶، توبه: ۱ و ۲، هود: 54: الحجر: ۹۴)، مشرکین در آتش جهنم جاودانه اند (البینه: ۶) پس وای بر مشرکین (فصلت: ۶).
پیامبران و صالحان مکررا از شرک منع شده اند. (انعام: ۱۴، الرعد: ۳۶، یونس: ۱۰۵) و البته تصریح شده که ایشان شرک نمیورزیده (یوسف: ۳۸، الکهف: ۳۸ و الجن: ۲۰) و از مشرکان نبودند (یوسف: ۱۰۸) این موضوع دربارهی ابراهیم علیه السلام بسیار بیشتر تأکید شده است (البقره: ۱۳۵، آل عمران: ۶۷، آل عمران: ۹۵، الأنعام: ۷۹ و ۱۶۱، النحل: ۱۲۰ و ۱۲۳) از این رو عدم شرک، شرط عبادت (النساء: ۳۶) و نقطهی اشتراک تمام ادیان آسمانی (آل عمران: ۶۴) دانسته شده است.
آخرین نکته در بیان اهمیت این موضوع در قرآن کریم این است که لغزش بزرگ شرک، نه صرفا از سوی مشرکان به عنوان گروه مقابل مؤمنان یا موحدان، بلکه پدیده ای است که تمام مؤمنان به آن مبتلا هستند و از این رو و باتوجه به آیات دیگر، اهمیت شرک و ضرورت بازشناسی آن برای عموم مؤمنین معلوم میشود. خداوند میفرماید: بیشترشان به خدا ایمان نمیآورند جز این که همچنان مشرک اند! «وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِکُونَ» (یوسف: ۱۰۶)
در احادیث مروی از معصومین علیهم السلام نیز تعابیری دربارهی شرک و اهمیت آن وجود دارد که انسان را به تفکروامی دارد که در ادامه به چند حدیث در این زمینه اشاره میکنیم. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به عبد الله بن مسعود فرمود: ای پسر مسعود! مبادا آنی به خدا شرک ورزی حتی اگر اره شوی یا تکه تکه ات کنند یا به صلیب یا دارت آویزند و یا به آتشت سوزانند.؟ «یَابنَ مَسعُودٍ! إِیَّاک أَن
تُشرِک بِاللهِ طَرفَهَ عَینٍ وَإن نُشِرتَ بِالمِنشَارِ، أو قُطِعتَ، أَو صُلِبتَ، أو اُحرِقتَ بِالنَّارِ» (رضی الدین،۱۴۱۲ :456)
در حدیث دیگر آمده که کسی از امیر المؤمنین علی علیه السلام پرسید که معنا و تأویل کشیدن گردن در هنگام رکوع چیست، امام علیه السلام در پاسخ فرمود: تأویل آن این است که به وحدانیت الهی ایمان آورده ام و حتی اگر گردن من زده شود آبه شرک روی نمیآورم. «قَالَ الرَّجُلُ مَا مَعْنَى مَدِّ عُنُقِکَ فِی الرُّکُوعِ قَالَ تَأْوِیلُهُ آمَنْتُ بِوَحْدَانِیَّتِکَ وَ لَوْ ضَرَبْتَ عُنُقِی» مجلسی، ۱۴۰۴: ۳۶۱)
امام على علیه السلام فرمود: شرک، موجب هلاکت است. «سَبَبُ الهَلاک اَلشِّرک» (آمدی، ۱۳۶۶: ۹۲) و فرمود: آفت
ایمان، شرک است. «آفهُ الإیمانِ الشِّرکُ» (آمدی، ۱۳۶۶، ۸۹)
امام صادق علیه السلام فرمود: مردی از خثعم نزد پیغمبر صلی الله علیه و آله آمد و سوال نمود: کدام یک از اعمال بیشتر از همه مورد غضب خداست؟ پیامبر فرمود: شرک به خدا. «إنَّ رَجُلاً مِن خَثعَمَ جَاءَ إلی النَّبی – صلی الله علیه و آله – قَالَ: أَیُّ الأعمَالِ أبغَضُ إلی اللهِ عَزَوَجَلَ؟ فَقَالَ: الشِّرک بِاللهِ.» (کلینی، ۱۳۶۵، ج ۲، ۲۹۰)
در حدیث دیگری امام صادق علیه السلام بر اهمیت علمی و آموزشی ابعاد شرک تأکید میکند و میفرماید: بنی امیه آموختن ایمان را برای مردم آزاد گذاشتند، اما شرک شناسی را آزاد نگذاشتند، تا اگر آنان را به شرک بکشانند، مردم متوجه نشوند «إِنَّ بَنِی أُمَیَّهَ أَطْلَقُوا لِلنَّاسِ تَعْلِیمَ اَلْإِیمَانِ وَ لَمْ یُطْلِقُوا تَعْلِیمَ اَلشِّرْکِ لِکَیْ إِذَا حَمَلُوهُمْ عَلَیْهِ لَمْ یَعْرِفُوهُ»(کلینی، ۱۳۶۵ : ج ۲، 290)
2-1. طرح مسأله
باتوجه به آیات و روایاتی که اشاره شده میتوان دریافت که از نظر اسلام، موسوع ایجان به خداوند و وحدانیت او، و یا شرک ورزیدن و شریک قائل شدن برای او، مؤثر ترین باور
انسان است که تمام باورها، گرایشها و رفتارهای فردی و اجتماعی او را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
آن چیزی که به منزله اصل اول و به اصطلاح اصل متعارف دین است خداشناسی است. … خداشناسی نه فقط اول دین است، اول پایه و مایه انسانیت است. انسانیت اگر بنا بشود روی اصل پایداری بنا شود باید روی اصل توحید ساخته گردد.» (مطهری، بیتا، ج۲۲، ص ۶۷-۶۸)
مساله اصلی در این مقاله آن است که از منظر قرآن کریم و بر مبنای اندیشههای موحدانه به بازتعریف شرک بپردازیم. در این تلاش، دیدگاه خود را بر مبنای آثار متفکر و اسلام شناسی بزرگ، استاد شهید مرتضی مطهری دنبال خواهیم کرد. استاد مطهری در ارتباط با موضوع اخیر چنین مینویسد:
«از مقایسهی مراتب توحید با مراتب شرک به حکم «تعرف الأشیاء باضداد ماه»، هم توحید را بهتر میتوان شناخت و هم شرک را. تاریخ نشان میدهد که در برابر توحیدی که پیامبران الهی از فجر تاریخ به آن دعوت میکرده اند، انواع شرکها نیز وجود داشته است. متلی، بیتا، ج ۳، ۱۱۹)
در تفکر اسلامی، اگر خداوند را اصل الاصول بدانیم، مخصوصا با عنایت به دو اسم «الاول و الأخر» (حدید: ۳) از یک سو مبدأ المبادی بودن او آثار روشتی در عرصههای مختلف معرفتی خواهد داشت و میتوانیم با شاخص «از اویی»، بسیاری از اندیشههای نظری مشرکانه و غیر توحیدی را تشخیست دیم و همچنین به اجتهاد و تولید دانش توحیدی بپردازیم، از اعتی دیگر مقصد المقاصد بودن خدا نیز آثار خاص خود را در شناخت توحید و شرک در عرصه عملی و ارزشی خواهد داشت. در ادامه به تفصیل، مدعای مذکور شرح و توضیح داده خواهد شد،
۲. تفکر موحدانه و مشرکانه دربارهی مبدأ تکوین (حقائق و هستها)
روشن است که مطابق با اسم «الأول» و شاخص از اویی»، خداوند مبدأ تمام ماسوا میباشد و به تعبیر قرآن کریم: «الله خالق کل شیء» (زمر: ۶۲) لذا هر آنچه لفظ «شیء» بر آن اطلاق میشود، مخلوق خدا و «از او» ست. اهمیت این نکته بقدری است که از نظر استاد مطهری میتوان آن را معیار توحید و شرک در معارف نظری دانست:
مرز توحید و شرک در توحید نظری، «از اویی» است (انا لله). هر حقیقتی و هر موجودی مادام که او را در ذات و صفات و افعال با خصلت و هویت «از اویی» بشناسیم، او را درست و مطابق با واقع و با دید توحیدی شناختهایم ، (و از آن سو) اعتقاد به وجود موجودی که موجودیتش «از او» نباشد، شرک است، اعتقاد و به تأثیر موجودی که مؤثریتش «از او» تباشد، باز هم شرک است (مطهری، بیتا، ج ۲، ۱۳۱)
2-1. مصادیقی از تفکر مشرکانه دربارهی مبدا تکوین
اگر پذیرفتیم که مطابق با دیدگاه توحیدی، خداوند مبدأ تکوین و خالق تمام موجودات است، نقطهی مقابل، دیدگاه مشرکانه است که برای موجودات و عالم تکوین، مبدأ دیگری قائل است.
اعتقاد به چند مبدئی، شرک در ذات است و نقطهی مقابل توحید ذاتی است. قرآن آنجا که اقامهی برهان میکند. (برهان تمانع) و میگوید: «لَوْ کَانَ فِیهِمَا آلِهَهٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا» (الأنبیاء: ۲۲) در برابر این گروه اقامهی برهان میکند. این گونه اعتقاد سبب خروج از جرگهی اهل توحید و از حوزهی اسلام است. اسلام شرک ذاتی را در هر شکل و هر صورت بکلی طرد میکند. (مطهری، بیتا ج ۲، ۱۲۲-۱۲۳)
قرآن کریم تفکر مشرکانه دربارهی مبدأ تکوین را چنین به چالش میکشد و میفرماید: بگو: آن شریکانی را که به جای خدای یکتا میخواندید، دیدید؟ به من بنمایید که از این زمین چه چیز را آفریده اند؟ یا در آفرینش آسمان چه
مشارکتی داشته اند؟ «قُلْ أَرَأَیْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَرُونِی مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْکٌ فِی السَّمَاوَاتِ» (فاطر: ۴۰)
در ادامه به برخی از مصادیق اصلی تفکر مشرکانه دربارهی مبدأ تکوین اشاره خواهیم کرد.
1-1-2. مادیگرایی و قول به اصالت و استقلال عالم مادی
در این جا منظور ما از مادیگرایی، انگار غیب و بویژه خداست که به صورت گرایشهای فردی و نه مکتب، هم در جهان اسلام و هم در جهان غرب مسابقه داشته است. استاد مطهری مینویسعد در دوره اسلامی افرادی را که منکر خدا بودند، «دهری» میگفتند. در دوره اسلامی به افرادی برخورد میکنیم که دهری و مادی بوده اند، خصوصا در دوران عباسیان که فرهنگها و روشهای مختلف فلسفی وارد جهان اسلام شد. به واسطه آزادی فکری که در آن دوره برای افکار علمی و فلسفی و دینی وجود داشت، رسما عده ای به عنوان مادی مسلک و منکر خدا شناخته میشدند، … در قرنهای هیجدهم و نوزدهم، ماتریالیسم به صورت یک مکتب در آمد، و حال آنکه در گذشته اینچنین نبوده است و آنچه به بعضی مکاتب یونان قدیم نسبت میدهند، اساس درستی ندارد. معمولا تاریخ فلسفه نویسها خودشان فلسفه نمیدانند و چون بعضی کلمات از برخی فلاسفه در مورد قدم زمانی ماده و یا چیزی از این قبیل میبینند، خیال میکنند لازمه این فکر، انکار خدا و ماورای طبیعت است. از نظر ما ثابت نیست که قبل از قرون جدید مکتبی مادی وجود داشته است، بلکه قبلاً فقط گرایشهای فردی به سوی مادیگری در یونان و غیر یونان وجود داشته است. (مطهری، بیتا: ج ۱، ۴۷۴-۴۷۵)
مستقل از ملاحظه تاریخی مذکور، روشن است که این نگاه مشرکانه خواهد بود که گفته شود: ماده امری است قدیم بالذات و خودش یک مبدأ و یک اصل است.» اهمیت این تعریف از مادهی اولیه آن است که طبق آن حتی اگر کسی قائل به
خدا به عنوان محرک اول هم باشد، مشرک و ثنوی خواهد بود. استاد مطهری معتقد است که غربیها به علت عدم فهم درست، نظریهی ارسطو را این چنین فهمیده اند که: «چون ارسطو مادهی عالم را تقدیم میدانسته است میگویند ارسطو ثنوی بوده است نه موحد.» مطهری ، ج ۱۱، ۱۶۷)
2-1-2. ثنویت و قول به مبدأ دیگری غیر از خدا برای برخی از موجودات (شرور)
دیدگاه ثنویت را میتوان چنین خلاصه کرد که عده ای نتوانسته اند از اویی برخی از موجودات با پدیدهها (شرور) را توجیه کنند و لذا برای این دسته از موجودات قائل به مبدأ دیگری شده اند. استاد مطهری دیدگاه ثنویت را چنین تقریر میکند:
در این عالم خیر و شر، حق و باطل، نقص و کمال، مرض و سلامت، مرگ و حیات، بی نظمی و نظم، ظلم و عدل، فساد و صلاح، خرابی و آبادانی زیاد به چشم میخورد. این دوگانگی نشانهی این است که در مبدا و منشأ هستی دوگانگی وجود دارد. زیرا امکان ندارد که در آن واحد همه عالم از یک مبدأ و یک اصل ریشه گرفته باشد و در عین حال اختلاف و دوگانگی در آن وجود داشته باشد. فکر ثنویت و دوگانه پر ستی که در ایران باستان رواج داشته، از اینجا ناشی شده است که برای جهان دو مبدأ قائل شده اند. (مطهری، بیتا، ج ۳، ۴۱۰)
استاد مطهری در جای دیگری مینویسد:
گروهی چنین حساب کردند که آفریننده، خودش یا خوب است و نیکخواه، و یا بد است و بدخواه، اگر خوب باشد، بدها را نمیآفریند، و اگر بد باشد، خویها و خبرها را ایجاد نمیکند. از این استدلال چنین نتیجه گرفتند که جهان، دو مبدأ و دو آفریدگار دارد. (مطهری، بیتا، ج ۱، ص ۸۸)
خلاصهی پاسخ استاد مطهری به دیدگاه تقویت این است که اولا خوبیها و بدیها در جهان، دو دستهی متمایز و جدا از یکدیگر نیستند، آن طوری که مثلا جمادات از نباتات و نباتات از حیوانات جدا هستند، خوبی و بدی آمیخته به هم تفکیک ناپذیر و جداناشدنی هستند. ثانیاً بدی، یا خودش از نوع نیستی است مثل نادانی و فقر، و یا هستی ای است که مستلزم توعی نیستی است یعنی موجودی است که خودش از آن جهت که خودش است خوب است و از آن جهت بد است که مستلزم یک نیستی است، مثل درندگان، میکروبها، سیلها، زلزلهها و … (مطهری، بیتا: ج ۱، ۱۵۱-۱۵۰)
سخن بر سر روح حاکم در جهان بینی و نوع مواجههی انسان با موجودات است که چه در عرصهی علوم مختلف و چه در زندگی روزمره، وقتی وجود پدیده ای توجیه نمیپذیرد و یا بظاهر وجود آن پدیده منفی و مضر شمرده میشود، این فکر مشرکانه در ذهن افراد شکل میگیرد که در آن پدیده از جانب خدا نیست و علت دیگری دارد شرک ذاتی) و یا شبههی جان مکی و آنتونی قلو که خداوند از این پدیدهی شره یا خبر ندارد، و یا قدرت برطرف کردن آن را ندارد، و یا نسبت به مخلوقات خود خیرخواه و رحیم نیست. (پترسون، ۱۳۷۶: ۱۷۶) (شرک صقاتی)
3-1-2. تفویض و قول به واگذاری وجود و فاعلیت موجودات به خودشان
عده ای معتقدند که مخلوقات وجود دارند و خداوند یکتا هم خالق آنهاست و هیچ مخلوقی به عنوان شرور هم از این امر مستثنا نیست، اما جهان بعد از آنکه با ارادهی ذات باری تکوین یافت، به موجب طبع خود، گردش و جریانی دارد و حوادثی که بتدریج پدید میآید، مقتضای طبع خود جهان است، عینه مانند کارخانه ای که به وسیلهی یک نفر مهندس تأسیس میشود. دخالت آن مهندس فقط در به کار انداختن ابتدایی
فایل : 44 صفحه
فرمت : Word

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.