خرید و دانلود نسخه کامل مقاله کامل بازتعریف مفهوم شرک و تاثیر آن در تعریف علم دینی از منظر استاد مطهری
خرید و دانلود نسخه کامل مقاله کامل بازتعریف مفهوم شرک و تاثیر آن در تعریف علم دینی از منظر استاد مطهری قیمت اصلی 311,200 تومان بود.قیمت فعلی 233,400 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود نسخه کامل کتاب ORTHODONTIC BRAINSTORMING
خرید و دانلود نسخه کامل کتاب ORTHODONTIC BRAINSTORMING قیمت اصلی 825,000 تومان بود.قیمت فعلی 475,000 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در سورنابوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
22ساعت
39دقیقه
34ثانیه

خرید و دانلود نسخه کامل مقاله کامل اهداف اخلاقی تربیت اسلامی در ابعاد اجتماعی

قیمت اصلی 311,200 تومان بود.قیمت فعلی 233,400 تومان است.

تعداد فروش: 69

اهداف اخلاقی تربیت اسلامی در ابعاد اجتماعی
چکیده
یکی از اهداف اصلی بعثت پیامبر اسلام (ص)، تزکیه نفوس و تربیت انسانها و پرورش اخلاق حسنه بوده است همانگونه که آموزشهای صحیح، سبب بالا بردن سطح اخلاق و تزکیه نفوس میشود، وجود فضائل اخلاقی در انسان نیز سبب بالا بردن سطح علم و دانش اوست. انسان وقتی میتواند به حقیقت علم برسد که از لجاجت، کبر، خودپرستی و تعصب کورکورانه که سد راه پیشرفتهای علمی است، خالی باشد، در غیر این صورت اینگونه مفاسد اخلاقی، حجابی بر چشم و دل او میافکند که نتواند چهره حق را آن چنان که هست مشاهده کند و بدون تردید در زندگی به حقایق دست نمییابد و به جای راه درست به کجراهه میرود. نگارنده در این تحقیق به دنبال بررسی اهداف اخلاقی تربیت اسلامی در ابعاد اجتماعی است و در نهایت بدین نتیجه رسیده است که تربیت اسلامی، ناظر به فرد و اجتماع بوده و برای رشد و تعالی جامعه، اهداف اخلاقی وسیعی را در نظر گرفته است که همگی آنها حاکی از پیوند وسیع بین تربیت و اخلاق است.
کلیدواژگان: اخلاق، تربیت، اجتماع، اهداف اخلاق، اهداف تربیت
مقدمه
انسان موجودی اجتماعی است و ناگزیر بوده که شئون زندگی خود را از طریق ارتباط با محیط و اجتماع اطراف خود برطرف سازد .علمای دین، در نظام هستی برای انسان چهار نوع ارتباط را بیان کردهاند؛ انسان در نظام هستی، چهار نوع ارتباط دارد؛ 1. ارتباط با خویشتن .2 ارتباط با خدا .3 ارتباط با طبیعت .4 ارتباط با دیگران (همنوع خود). آدمی در رابطه با خویشتن، باید خود را بشناسد و نیز خود را بسازد و در رابطه با خدا اولاً به او معرفت پیدا کند و
با معرفت به او، به وجود او و صفات علیا و اسمای حسنایش باور پیدا کند و ثانیاً فقط او رااطاعتو عبادت کند. در رابطه با جهان هستی و طبیعت نیز باید چگونگی رابطه جهان هستی را با خداوند دریابد و نیز بفهمد که خود او باید چگونه با جهان هستی و طبیعت برخورد کند تا برخورداری متقابل حاصل شود. در رابطه با همنوع نیز باید بداند که انسان موجودی اجتماعی است و زندگی اجتماعی، منشأحقوقوتکالیفمعیّنی است که انسان در زندگی اجتماعی با توجه به کرامت و مسؤولیت خویش باید آنها را رعایت کند تا زمینهساز تحققعدالتاجتماعی باشد. (جوادیآملی، 1381، ج 6، ص 254) قرآن کریم برای جامعه اصالت قائل است؛ جامعه دارای وجود حقیقی است و از چگونگی پیدایش آثار میتوان به دست آورد که وجود جامعه چنین است؛ زیرا هر یک از افراد میزان مشخصی از قدرت، اراده و سایر خواص روحی و بدنی را دارد ولی وقتی جامعه تشکیل شد و یک حکم جمعی صادر کرد، چیزی جدید است که افراد را نیز به همراه خود میبرد بهگونهای که فرد نمیتواند در جهت خلاف جامعه حرکت کند بلکه جامعه او را با خود میبرد.
از باب مثال در انقلابها، تهاجمها، غوغاها و مبارزهها افراد محافظهکار و ترسو نیز جذب میشوند و همراه سیر جامعه به راه میافتند؛ چه این که در جهت عکس نیز ناامنی، ترس، دلهره و مانند آن اگر بر جامعهای حاکم شد، افراد شجاع نیز قدرت تصمیمگیری خود را از دست میدهند و این کاربرد مخصوص نشان میدهد که جامعه وجودی غیر از وجود افراد دارد. (طباطبایی، 1388، ج 2، ص 239) در ذیل به اهداف اخلاقی تربیت در اسلامی در ابعاد اجتماعی پرداخته خواهد شد؛
1- فراز از بحران بیهویتی اجتماعی
در جهان کنونى، رفتار انسانى در قالب فنآورى رفتار و مهندسى ژنتیک شکل مىگیرد، زندگى اخلاقى بشر در اثر تزلزل نظامهاى ارزشى و انحلال مبانى مقدسات مورد تهدید قرار گرفته، پایدارترین عقاید دینى از وى گرفته شده، اندیشههاى مکانیکى و عاریتى جایگزین آن گردیده و انسان با بحرانهاى گوناگون درونى و بیرونى مواجه شده که مهمتر از همه بحران معرفت دینى و بدتر از آن، بحران تربیت دینى است. تنها راه فرار از این بحرانها روى آوردن عمیق و عاشقانه به خویشتن خویش، فطرت اصیل و احساس درونى حقیقتجو است. به عبارت دیگر، راه خروج از بحرانهاى زندگى کنونى بازگشت به اسلام و قرآن است که سعادت دنیا و آخرت انسان را تأمین مىکند. اگر به گذشته تاریخ نگاه کنیم، به این نتیجه مىرسیم که هدف انبیا (علیه السلام) از دعوت مردم به خدا، توحید و معاد و نجات آنها از بحرانهاى زندگى بوده است. مفاهیم متعددى در قرآن کریم وجود دارند که مستقیم یا غیر مستقیم، بر تربیت دینى دلالت دارند مانند مفهوم تقوا، تزکیه و امثال آن که مکرّر در قرآن ذکر شده و محتواى اینگونه مفاهیم بدون تربیت دینى قابل تحقق نیست. در برخى آیات نیز تزکیه مردم صریحاً به عنوان هدف بعثت انبیا (علیهم السلام) بیان شده و این مىرساند که مهمترین هدف پیامبران)علیه السلام(پرورش انسانها بر اساس دین توحیدى بوده است. انبیاى الهى (علیه السلام) هر کدام به نوبه خود، در زمینه تربیت دینى مردم، تلاشهاى فراوان کردند و تا حدّى نیز در انجام این مهم، موفق گردیدند، به ویژه رسول اکرم که نظام تربیتى اسلام را در مکّه و مدینه پایهگذارى نمودند و افرادى را تربیت کردند که با تمام وجود، به دفاع از دین و عقیده خود بر می خواستند.تربیتیافتگان مکتب پیغمبر آن چنان در برابر دشمنان اسلام و شرک و نفاق
با صلابت و استوار بودند که لحظهاى با مخالفان خودسر سازش نداشتند. در عصر حاضر که نظام تربیتى اسلام رو به سقوط و نابودى کامل بود و مىرفت تا بساط دیانت و دیندارى از جامعه اسلامى برچیده شود. حضرت امام خمینى با الهام از قرآن و سیره ائمّهّ معصوم (علیه السلام) مکتب تربیتى اسلام را دوباره زنده ساخت و با تأکید بر این نکته، مىفرمودتربیت کامل از اهمّ مسائل است. اما هرگونه تربیتى را نمىتوان تربیت مفید و کامل دانست، بلکه تربیت کامل فقط در پرتو ایمان به خدا و به وسیله تعالیم انبیا (علیه السلام) امکانپذیر است؛ زیرا غیر از انبیا (علیه السلام) و پیروان آنها، دیگران اعتقادى به جهان آخرت و صراط مستقیم ندارندهمچنین مىفرمود: اگر بچه دارید، تربیت الهى کنید، تربیت شیطانى نکنید. خودتان را تهذیب کنید و کودکان خود را اسلامى بار آورید (احسانی،1385، ص37).
ابوالاعلی مودودی فرآیند مشترک دانش و تربیت را از افراد به امت تسری میدهد و در طرح تربیتی خویش برای اینکه امت اسلامی بتواند صلاحیت رهبری جهان را بیابد، یادآور میشود کهرهبری کردن مردم با میزان بهرهمندی آنان از معارف و علوم، ارتباطی وثیق دارد و در چنین نظامی است که بهرهگیری از قوای سهگانهای که قرآن کریم به آنها تأکید کرده است، صورت میگیرد؛ یعنی گوش و چشم و دل. انسان با گوش، دانش و معرفتی را که دیگران حاصل کردهاند، به دست میآورد، و با چشم، از رهگذر نتایج و دستاوردهای مشاهده و جستجو، رشد مییابد، و با دل، از اشتباه و ناخالصی پاک میشود. کسانی که این نیروهای سهگانه را در گستردهترین شکل خود به کار میگیرند، بر دیگر امتها و ذهنها برتری مییابند و به رهبری و سلطه میرسند و رهبری مراکز فرهنگی و تمدنی جهان را به کف میگیرند، اما کسانی که این قوا
را یا به کار نمیگیرند و یا آنها را محدود به کار میگیرند، همان کسانی هستند که زیر سلطه دیگران، در گونه عقبماندگی و انحطاط سرنگون میشوند». (مودودی، 1378، ص 16)
2- برخورداری از هدایت اجتماعی
علامه طباطبایی معتقدند تربیت انسان، مصداقی از تدبیر الهی است که در مفهوم رب نهفته است؛ ولی دلیل روشنی وجود ندارد که بتوان معنای رشد و نمو تربیت به معنای پرورش را به واژه رب نسبت داد. (فقیهی، 1387، ص 62) در حقیقت میان تربیت و کمال و هدایت یافتگی انسان ارتباط همسویی قرار دارد. خداوند متعال به دنبال هدایت، ایمان را در قلب فرد شکل خواهد گرفت؛ خداوند مقدمات هدایت و سعادت را در شخص، بوجود مىآورد و او چیزهایى را مىفهمد که خود به خود او را به ایمان رهبرى میکند مثلًا اگر کسى نیروى حرکت را در جسمى قرار داده و در نتیجه، آن جسم به حرکت درآمد، میتوان گفت این شخص آن جسم را حرکت داده است نسبت هدایت در اینگونه موارد به خدا نیز چنین است. (طبرسی، 1390، ج1، ص 107)
از طرفی دیگر بنای دین بر تربیت و تعلیم شکل گرفته؛ چراکه به دنبال خود هدایت نفوس را به دنبال خواهد داشت که خود عامل مهمی در تحولات جامعه است؛ اسلام در مدتى کوتاه که در آن مدت در اجتماع مسلمانان حکومت کرد، از منحطترین مردم صالحترین اجتماع ساخت، از راه تعلیم و تربیت نفوس آن مردم را اصلاح نمود و آن مردم دیگران را اصلاح کردند حتى به جرأت مىتوان گفت اگر در عصر حاضر عصر حضارت و تمدن هم رگ و ریشهاى از جهات کمال در هیکل جوامع بشرى دیده مىشود، از آثار پیشرفت اسلامى و جریان و سرایت این پیشرفت در سراسر جهان است و این معنا را
تجزیه و تحلیل بدون کمترین تردیدى اثبات می کند. (طباطبایی، همان، ج2، ص 198)
تربیت اگر در چارچوب معنوی شکل گیرد، سبب هدایت جامعه و منتهی شدن به تحولات اجتماعی خواهد شد؛ تربیت معنوی عبارت است از پروراندن و رشد دادن معنویت فطری متربی تا رسیدن وی به مرز ایمان و دیدن باطن و ماورای ظاهر دنیا و رهایی از تعلقات مادی و ایجاد حال و شور و جاذبه قوی و شدید و در عین حال منطقی و صحیح، برای حرکت به سوی خدای یگانه و قرار گرفتن تحت ولایت نورانی او که این تعریف ریشه در آیات قرآن دارد. (میرعرب، 1380، ص 143)
خداوند صراط مستقیم را که همان اسلام است براى هر کس که بخواهد که همان مکلفان هستند بیان و دلالت میکند، آنها را به لطف خویش هدایت مینماید. بنابراین این هدایت مخصوص کسانى است که لیاقت و شایستگى این نوع هدایت را در علم خدا دارند. خداوند آنها را براه بهشت راهنمایى میکند و دست آنها را گرفته در این راه قرار میدهد (غیر از هدایت عمومى) که این نوع هدایت مخصوص مؤمنین است. (طبرسی، همان، ج2، ص 283)
خداى تعالى نام مسیر هدایت خود را صراط مستقیم نهاد؛ چون کلمه صراط به معناى راه روشن است؛ زیرا از ماده (صرط) و کلمه (مستقیم) هم به معناى هر چیزى است که بخواهد روى پاى خود بایستد و بتواند بدون اینکه به چیزى تکیه کند بر کنترل و تعادل خود و متعلقات خود مسلط باشد مانند انسان ایستادهاى که بر امور خود مسلط است، در نتیجه برگشت معناى مستقیم به چیزى است که وضعش تغییر و تخلفپذیر نباشد، حال که معناى صراط آن شد و معناى مستقیم این، پس صراط مستقیم عبارت میشود از صراطى که در هدایت مردم و رساندنشان به سوى غایت و مقصدشان، تخلف نکند و صد در صد این اثر خود را به بخشد و اما آنهایى
که به خدا ایمان آورده و از او خواستند تا حفظشان کند، به زودى خدایشان داخل رحمت خاصى از رحمتهاى خود نموده و به سوى خویش هدایت می کند، هدایتى که همان صراط مستقیم است، آن راهى را که هرگز در هدایت رهرو خود تخلف ننموده و دائماً بر حال خود باقى است، صراط مستقیم نامیده است. (طباطبایی، همان، ج1، ص 53)
3 دستیابی به حب و بغض فیالله
ساماندهی حوزه تبری و تولی جامعه، یکی از آثار تربیتی اجتماعی ای بوده که اسلام به دنبال محقق نمودن آن است؛ جامعهای که تولی به کفار و د شمنان خداوند دا شته با شد، در تمامی ساحتهای رفتاری به سمت و سوی آنها قدم برخواهد دا شت و آرمانها و خواستهها و تعاملات اجتماعیاش دگرگون خواهد شد؛ ان سان م سلمان و مؤمن در این مرحله از لحاع عاطفی و قلبی، قلب خود را از محبت و علاقه به خدا، پیامبران و ائمه اطهار علیهمالسلام و مؤمنان پر میکند. در عین حال که از کافران و مشرکان یا به اصطلاح دشمنان حق و اسلام کینه و نفرت قلبی در دل دارد. خداوند متعال در تو صیف پیامبر و پیروان را ستین او میفرماید: محمد فر ستاده خدا ست. کسانی که با او هستند، در برابر کافران، سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند. (فتح، آیه 29)
جامعه زمانی که نسبت به دشمن تولی نداشته باشد، در عرصه تعاملات اجتماعی نسبت بدانها تأ سی خواهد نمود و از آنها در مسیرهای تربیتی سرمشق میگیرد؛ چراکه ی کی از ویژگیهایی که به حکم آفرینش، در وجود هر انسانی به ودیعه گذارده شده خ صلت الگوپذیری است؛ چراکه هر کس به نوعی میکوشد تا از شخصیتهایی که در نظر او بزرگ و کامل هستند پیروی کند و شیوه زندگی و تعالیم وی را سرمشق زندگی خود قرار دهد. قرآن کریم نیز که کتاب انسان سازی
و تربیت است به این نکته عنایت دارد و برای تربیت و پرورش صحیح انسانها،، به معرفیهای نیک میپردازد که هر کدام از آنها میتواند نمونه کاملی از الگوهای تربیتی با شد. (مطهری، 1390، ص 165)
قرآن کریم پیش از آن که به انسان دستور دهد که شیطان را دشمن خود بگیرد و با او به مثابه یک دشمن برخورد کند، ابتدا با گزارهای شناختی، شیطان را به عنوان دشمن معرفی میکند تا انسان، ابتدا دشمن خود را بشناسد و بداند که با چه کسی در نزاع است؛ «إنَّ الشیطانَ لَکمُ عَدوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدواًّ» (فاطر، آیه 6) این نحوه بیان قرآن حاکی از آن است که اولین گام در تبری، شناخت دشمن است. با اندک تأملی در آیات قرآن درمییابیم که قرآن تا چه اندازه نسبت به مسئله دشمنشناسی اهتمام ورزیده است، به گونهای که بیش از هزار و پانصد آیه، پیرامون این موضوع وجود دارد. این آیات، انواع دشمنان مؤمنان و نظام اسلامی، ابزار و شیوههای دشمن و راههای مقابله با آنان را بیان میکند. در یک تقسیمبندی میتوان گفت قرآن کریم چهار گروه از دشمنان را نام برده است؛ شیطان و همراهان او، کفار، برخی از اهل کتاب به ویژه برخی از یهودیان، منافقان. (پوراوند، 1387، ص 17)
از طرفی دیگر از منظر تربیتی، در جامعه قوای جذب و دفع وجود دارد و افراد ناگزیر از آن هستند، لذا هر جامعه آکنده از حب و بغضها و تولی و تبریهاست که جهتگیری صحیح در زمینه تبری منجر خواهد شد جذب و دفعها طبق خواسته خداوند صورت پذیرد؛ از جمله سنتهای حکیمانه الهی این است که برای هر موجود زندهای دو سیستم در نظر گرفته ا ست؛ یکی برای جذب و دیگری برای دفع. همانگونه که جذب مواد مورد نیاز برای ر شد هر موجود زندهای لازم است، دفع سموم و مواد زیان بار نیز ضرورت دارد. اگر بدن سموم را
دفع نکند، آدمی نمیتواند به حیات خود ادا مه دهد. به طور کلی، تمام موجودات زنده قوه دافعه دار ند. نقش قوه داف عه در موجودات ز نده، به ویژه حیوانات و انسانها این است که مواد زیان بار را از بدن بیرون بریزند. دستگاههایی نظیر کلیه و مثانه، به طور عادی این وظیفه را در بدن بر عهده دارند. اما آنگاه که میکروبهای خارجی حملهور شوند، گلبولهای سفید فعال میشوند و با میکروبها جنگیده، آنها را از بین میبرند. در روح انسان نیز چنین استعدادی وجود دارد. جاذبه روانی باعث میشود کسانی را که برای او مفید هستند دوست بدارد و خود را به آنان نزدیک سازد و از ایشان علم، کمال، ادب، معرفت و اخلاق بیاموزد. این جاذبه موجب میشود که کارهای پسندیده و نیک، برای انسان خوشایند باشد و او افراد صالح و ک سانی را که من شأ کمالاند و در پی شرفت جامعه مؤثرند، دو ست دا شته با شد. در مقابل، لازم ا ست ک سانی که در سرنو شت تربیتی جامعه نقش مثبتی ندا شته، بدان ضرر میر سانند، برخورد منفی دا شته با شد. (مصباحیزدی، 1387، ص 145) از این روی، اگر جامعه به تبری از جامعه کفار و نمادها و سبک حیات آنها نرسد در عرصه تربیت اجتماعی مبتلا به آسیبهایی میگردد که معضلات خانوادگی امروزی ما به سبب همین امر رخ داده است
4- ترویج روحیه مهربانی و همزیستی مؤمنین
خداوند متعال در بستر اهداف اجتماعی تربیت، رسول خود را به مهربانی با اهل ایمان دستور میدهد؛ «وَ اخْفِضْ جَناحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ» (شعرا، آیه 215) و بال و پر خود را براى مؤمنانى که از تو پیروى می کنند بگستر. در حقیقت، لزوم روحیه مهربانی با اهل ایمان در این شریفه، برخواسته از امری است که به کنایه، بر توسعه بال و مهربانی بر مؤمنین تأکید دارد. مهربانی در لغت معادل
کلمه رَحمِ- رَحْمَهً و رُحْماً و رُحُماهُ: در عربی و به معنایی براى او دلسوزى و اظهار مهربانى و آمرزش کرد. آنکه رحمت به معنى مهربانى و رقت قلب است. مفردات راغب می گوید: رحمت مهربانى و رقتّى است که مقتضى احسان است نسبت به شخص مرحوم گاهى فقط در مهربانى و گاهى فقط در احسان به کار میرود مثل رَحمَ اللَّهُ فُلَاناً و چون خدا با رحم وصف شود مراد از آن فقط احسان است نه رقّت قلب. (راغباصفهانی، 1412، ج 1، ص 341)
اهل ایمان کسانی هستند که به دل آنچه را رسول الهی بر ایشان تعلیم فرموده، باور دارند و در تصدیق او از مرزهای زبان گذشته و به مجال وسیع قلب پا میگذارند. اگرچه انسان با شهادت زبانی بر یکتایی خداوند و رسالت محمد رسول خداوند (ص)، حکم مسلمانی بر انسان بار می شود ولی آنگاه که نه فقط زبان بلکه قلب او بر این حقیقت گواهی دهد، به ایمان دست یافته است، مؤمن خوانده میشود البته همین باور درونی است که او را به فرمانبرداری از خداوند وا میدارد و مطیع دستورهای او میسازد. محبت داشتن نسبت به پیامبر و اهلبیت ایشان فوائد سودمندی دارد که در دنیا و در آخرت برای مسلمانان سودمند است. این مهربانی در هنگام مردن، در قبر و همچنین هنگام خروج از قبر و هنگام دریافت نامه اعمال، هنگام حسابرسی، هنگام سنجش اعمال نیک و بد و هنگام عبور از پل صراط برای مؤمن سودمند است؛ چراکه اهل بیت ایشان از مصادیق اتم مؤمنین بوده و این فرمان در ناحیه اول مشمول این بزرگواران میگردد.
خداوند در آیات شریفه در راستای این هدف تربیتی میفرماید: «هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز قیامت دارد نمییابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کند، هرچند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندان آنها

digipay
در ۴ قسط با دیجی‌پی
توضیحات

مقاله کامل اهداف اخلاقی تربیت اسلامی در ابعاد اجتماعی

اهداف اخلاقی تربیت اسلامی در ابعاد اجتماعی
چکیده
یکی از اهداف اصلی بعثت پیامبر اسلام (ص)، تزکیه نفوس و تربیت انسانها و پرورش اخلاق حسنه بوده است همانگونه که آموزشهای صحیح، سبب بالا بردن سطح اخلاق و تزکیه نفوس میشود، وجود فضائل اخلاقی در انسان نیز سبب بالا بردن سطح علم و دانش اوست. انسان وقتی میتواند به حقیقت علم برسد که از لجاجت، کبر، خودپرستی و تعصب کورکورانه که سد راه پیشرفتهای علمی است، خالی باشد، در غیر این صورت اینگونه مفاسد اخلاقی، حجابی بر چشم و دل او میافکند که نتواند چهره حق را آن چنان که هست مشاهده کند و بدون تردید در زندگی به حقایق دست نمییابد و به جای راه درست به کجراهه میرود. نگارنده در این تحقیق به دنبال بررسی اهداف اخلاقی تربیت اسلامی در ابعاد اجتماعی است و در نهایت بدین نتیجه رسیده است که تربیت اسلامی، ناظر به فرد و اجتماع بوده و برای رشد و تعالی جامعه، اهداف اخلاقی وسیعی را در نظر گرفته است که همگی آنها حاکی از پیوند وسیع بین تربیت و اخلاق است.
کلیدواژگان: اخلاق، تربیت، اجتماع، اهداف اخلاق، اهداف تربیت
مقدمه
انسان موجودی اجتماعی است و ناگزیر بوده که شئون زندگی خود را از طریق ارتباط با محیط و اجتماع اطراف خود برطرف سازد .علمای دین، در نظام هستی برای انسان چهار نوع ارتباط را بیان کردهاند؛ انسان در نظام هستی، چهار نوع ارتباط دارد؛ 1. ارتباط با خویشتن .2 ارتباط با خدا .3 ارتباط با طبیعت .4 ارتباط با دیگران (همنوع خود). آدمی در رابطه با خویشتن، باید خود را بشناسد و نیز خود را بسازد و در رابطه با خدا اولاً به او معرفت پیدا کند و
با معرفت به او، به وجود او و صفات علیا و اسمای حسنایش باور پیدا کند و ثانیاً فقط او رااطاعتو عبادت کند. در رابطه با جهان هستی و طبیعت نیز باید چگونگی رابطه جهان هستی را با خداوند دریابد و نیز بفهمد که خود او باید چگونه با جهان هستی و طبیعت برخورد کند تا برخورداری متقابل حاصل شود. در رابطه با همنوع نیز باید بداند که انسان موجودی اجتماعی است و زندگی اجتماعی، منشأحقوقوتکالیفمعیّنی است که انسان در زندگی اجتماعی با توجه به کرامت و مسؤولیت خویش باید آنها را رعایت کند تا زمینهساز تحققعدالتاجتماعی باشد. (جوادیآملی، 1381، ج 6، ص 254) قرآن کریم برای جامعه اصالت قائل است؛ جامعه دارای وجود حقیقی است و از چگونگی پیدایش آثار میتوان به دست آورد که وجود جامعه چنین است؛ زیرا هر یک از افراد میزان مشخصی از قدرت، اراده و سایر خواص روحی و بدنی را دارد ولی وقتی جامعه تشکیل شد و یک حکم جمعی صادر کرد، چیزی جدید است که افراد را نیز به همراه خود میبرد بهگونهای که فرد نمیتواند در جهت خلاف جامعه حرکت کند بلکه جامعه او را با خود میبرد.
از باب مثال در انقلابها، تهاجمها، غوغاها و مبارزهها افراد محافظهکار و ترسو نیز جذب میشوند و همراه سیر جامعه به راه میافتند؛ چه این که در جهت عکس نیز ناامنی، ترس، دلهره و مانند آن اگر بر جامعهای حاکم شد، افراد شجاع نیز قدرت تصمیمگیری خود را از دست میدهند و این کاربرد مخصوص نشان میدهد که جامعه وجودی غیر از وجود افراد دارد. (طباطبایی، 1388، ج 2، ص 239) در ذیل به اهداف اخلاقی تربیت در اسلامی در ابعاد اجتماعی پرداخته خواهد شد؛
1- فراز از بحران بیهویتی اجتماعی
در جهان کنونى، رفتار انسانى در قالب فنآورى رفتار و مهندسى ژنتیک شکل مىگیرد، زندگى اخلاقى بشر در اثر تزلزل نظامهاى ارزشى و انحلال مبانى مقدسات مورد تهدید قرار گرفته، پایدارترین عقاید دینى از وى گرفته شده، اندیشههاى مکانیکى و عاریتى جایگزین آن گردیده و انسان با بحرانهاى گوناگون درونى و بیرونى مواجه شده که مهمتر از همه بحران معرفت دینى و بدتر از آن، بحران تربیت دینى است. تنها راه فرار از این بحرانها روى آوردن عمیق و عاشقانه به خویشتن خویش، فطرت اصیل و احساس درونى حقیقتجو است. به عبارت دیگر، راه خروج از بحرانهاى زندگى کنونى بازگشت به اسلام و قرآن است که سعادت دنیا و آخرت انسان را تأمین مىکند. اگر به گذشته تاریخ نگاه کنیم، به این نتیجه مىرسیم که هدف انبیا (علیه السلام) از دعوت مردم به خدا، توحید و معاد و نجات آنها از بحرانهاى زندگى بوده است. مفاهیم متعددى در قرآن کریم وجود دارند که مستقیم یا غیر مستقیم، بر تربیت دینى دلالت دارند مانند مفهوم تقوا، تزکیه و امثال آن که مکرّر در قرآن ذکر شده و محتواى اینگونه مفاهیم بدون تربیت دینى قابل تحقق نیست. در برخى آیات نیز تزکیه مردم صریحاً به عنوان هدف بعثت انبیا (علیهم السلام) بیان شده و این مىرساند که مهمترین هدف پیامبران)علیه السلام(پرورش انسانها بر اساس دین توحیدى بوده است. انبیاى الهى (علیه السلام) هر کدام به نوبه خود، در زمینه تربیت دینى مردم، تلاشهاى فراوان کردند و تا حدّى نیز در انجام این مهم، موفق گردیدند، به ویژه رسول اکرم که نظام تربیتى اسلام را در مکّه و مدینه پایهگذارى نمودند و افرادى را تربیت کردند که با تمام وجود، به دفاع از دین و عقیده خود بر می خواستند.تربیتیافتگان مکتب پیغمبر آن چنان در برابر دشمنان اسلام و شرک و نفاق
با صلابت و استوار بودند که لحظهاى با مخالفان خودسر سازش نداشتند. در عصر حاضر که نظام تربیتى اسلام رو به سقوط و نابودى کامل بود و مىرفت تا بساط دیانت و دیندارى از جامعه اسلامى برچیده شود. حضرت امام خمینى با الهام از قرآن و سیره ائمّهّ معصوم (علیه السلام) مکتب تربیتى اسلام را دوباره زنده ساخت و با تأکید بر این نکته، مىفرمودتربیت کامل از اهمّ مسائل است. اما هرگونه تربیتى را نمىتوان تربیت مفید و کامل دانست، بلکه تربیت کامل فقط در پرتو ایمان به خدا و به وسیله تعالیم انبیا (علیه السلام) امکانپذیر است؛ زیرا غیر از انبیا (علیه السلام) و پیروان آنها، دیگران اعتقادى به جهان آخرت و صراط مستقیم ندارندهمچنین مىفرمود: اگر بچه دارید، تربیت الهى کنید، تربیت شیطانى نکنید. خودتان را تهذیب کنید و کودکان خود را اسلامى بار آورید (احسانی،1385، ص37).
ابوالاعلی مودودی فرآیند مشترک دانش و تربیت را از افراد به امت تسری میدهد و در طرح تربیتی خویش برای اینکه امت اسلامی بتواند صلاحیت رهبری جهان را بیابد، یادآور میشود کهرهبری کردن مردم با میزان بهرهمندی آنان از معارف و علوم، ارتباطی وثیق دارد و در چنین نظامی است که بهرهگیری از قوای سهگانهای که قرآن کریم به آنها تأکید کرده است، صورت میگیرد؛ یعنی گوش و چشم و دل. انسان با گوش، دانش و معرفتی را که دیگران حاصل کردهاند، به دست میآورد، و با چشم، از رهگذر نتایج و دستاوردهای مشاهده و جستجو، رشد مییابد، و با دل، از اشتباه و ناخالصی پاک میشود. کسانی که این نیروهای سهگانه را در گستردهترین شکل خود به کار میگیرند، بر دیگر امتها و ذهنها برتری مییابند و به رهبری و سلطه میرسند و رهبری مراکز فرهنگی و تمدنی جهان را به کف میگیرند، اما کسانی که این قوا
را یا به کار نمیگیرند و یا آنها را محدود به کار میگیرند، همان کسانی هستند که زیر سلطه دیگران، در گونه عقبماندگی و انحطاط سرنگون میشوند». (مودودی، 1378، ص 16)
2- برخورداری از هدایت اجتماعی
علامه طباطبایی معتقدند تربیت انسان، مصداقی از تدبیر الهی است که در مفهوم رب نهفته است؛ ولی دلیل روشنی وجود ندارد که بتوان معنای رشد و نمو تربیت به معنای پرورش را به واژه رب نسبت داد. (فقیهی، 1387، ص 62) در حقیقت میان تربیت و کمال و هدایت یافتگی انسان ارتباط همسویی قرار دارد. خداوند متعال به دنبال هدایت، ایمان را در قلب فرد شکل خواهد گرفت؛ خداوند مقدمات هدایت و سعادت را در شخص، بوجود مىآورد و او چیزهایى را مىفهمد که خود به خود او را به ایمان رهبرى میکند مثلًا اگر کسى نیروى حرکت را در جسمى قرار داده و در نتیجه، آن جسم به حرکت درآمد، میتوان گفت این شخص آن جسم را حرکت داده است نسبت هدایت در اینگونه موارد به خدا نیز چنین است. (طبرسی، 1390، ج1، ص 107)
از طرفی دیگر بنای دین بر تربیت و تعلیم شکل گرفته؛ چراکه به دنبال خود هدایت نفوس را به دنبال خواهد داشت که خود عامل مهمی در تحولات جامعه است؛ اسلام در مدتى کوتاه که در آن مدت در اجتماع مسلمانان حکومت کرد، از منحطترین مردم صالحترین اجتماع ساخت، از راه تعلیم و تربیت نفوس آن مردم را اصلاح نمود و آن مردم دیگران را اصلاح کردند حتى به جرأت مىتوان گفت اگر در عصر حاضر عصر حضارت و تمدن هم رگ و ریشهاى از جهات کمال در هیکل جوامع بشرى دیده مىشود، از آثار پیشرفت اسلامى و جریان و سرایت این پیشرفت در سراسر جهان است و این معنا را
تجزیه و تحلیل بدون کمترین تردیدى اثبات می کند. (طباطبایی، همان، ج2، ص 198)
تربیت اگر در چارچوب معنوی شکل گیرد، سبب هدایت جامعه و منتهی شدن به تحولات اجتماعی خواهد شد؛ تربیت معنوی عبارت است از پروراندن و رشد دادن معنویت فطری متربی تا رسیدن وی به مرز ایمان و دیدن باطن و ماورای ظاهر دنیا و رهایی از تعلقات مادی و ایجاد حال و شور و جاذبه قوی و شدید و در عین حال منطقی و صحیح، برای حرکت به سوی خدای یگانه و قرار گرفتن تحت ولایت نورانی او که این تعریف ریشه در آیات قرآن دارد. (میرعرب، 1380، ص 143)
خداوند صراط مستقیم را که همان اسلام است براى هر کس که بخواهد که همان مکلفان هستند بیان و دلالت میکند، آنها را به لطف خویش هدایت مینماید. بنابراین این هدایت مخصوص کسانى است که لیاقت و شایستگى این نوع هدایت را در علم خدا دارند. خداوند آنها را براه بهشت راهنمایى میکند و دست آنها را گرفته در این راه قرار میدهد (غیر از هدایت عمومى) که این نوع هدایت مخصوص مؤمنین است. (طبرسی، همان، ج2، ص 283)
خداى تعالى نام مسیر هدایت خود را صراط مستقیم نهاد؛ چون کلمه صراط به معناى راه روشن است؛ زیرا از ماده (صرط) و کلمه (مستقیم) هم به معناى هر چیزى است که بخواهد روى پاى خود بایستد و بتواند بدون اینکه به چیزى تکیه کند بر کنترل و تعادل خود و متعلقات خود مسلط باشد مانند انسان ایستادهاى که بر امور خود مسلط است، در نتیجه برگشت معناى مستقیم به چیزى است که وضعش تغییر و تخلفپذیر نباشد، حال که معناى صراط آن شد و معناى مستقیم این، پس صراط مستقیم عبارت میشود از صراطى که در هدایت مردم و رساندنشان به سوى غایت و مقصدشان، تخلف نکند و صد در صد این اثر خود را به بخشد و اما آنهایى
که به خدا ایمان آورده و از او خواستند تا حفظشان کند، به زودى خدایشان داخل رحمت خاصى از رحمتهاى خود نموده و به سوى خویش هدایت می کند، هدایتى که همان صراط مستقیم است، آن راهى را که هرگز در هدایت رهرو خود تخلف ننموده و دائماً بر حال خود باقى است، صراط مستقیم نامیده است. (طباطبایی، همان، ج1، ص 53)
3 دستیابی به حب و بغض فیالله
ساماندهی حوزه تبری و تولی جامعه، یکی از آثار تربیتی اجتماعی ای بوده که اسلام به دنبال محقق نمودن آن است؛ جامعهای که تولی به کفار و د شمنان خداوند دا شته با شد، در تمامی ساحتهای رفتاری به سمت و سوی آنها قدم برخواهد دا شت و آرمانها و خواستهها و تعاملات اجتماعیاش دگرگون خواهد شد؛ ان سان م سلمان و مؤمن در این مرحله از لحاع عاطفی و قلبی، قلب خود را از محبت و علاقه به خدا، پیامبران و ائمه اطهار علیهمالسلام و مؤمنان پر میکند. در عین حال که از کافران و مشرکان یا به اصطلاح دشمنان حق و اسلام کینه و نفرت قلبی در دل دارد. خداوند متعال در تو صیف پیامبر و پیروان را ستین او میفرماید: محمد فر ستاده خدا ست. کسانی که با او هستند، در برابر کافران، سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند. (فتح، آیه 29)
جامعه زمانی که نسبت به دشمن تولی نداشته باشد، در عرصه تعاملات اجتماعی نسبت بدانها تأ سی خواهد نمود و از آنها در مسیرهای تربیتی سرمشق میگیرد؛ چراکه ی کی از ویژگیهایی که به حکم آفرینش، در وجود هر انسانی به ودیعه گذارده شده خ صلت الگوپذیری است؛ چراکه هر کس به نوعی میکوشد تا از شخصیتهایی که در نظر او بزرگ و کامل هستند پیروی کند و شیوه زندگی و تعالیم وی را سرمشق زندگی خود قرار دهد. قرآن کریم نیز که کتاب انسان سازی
و تربیت است به این نکته عنایت دارد و برای تربیت و پرورش صحیح انسانها،، به معرفیهای نیک میپردازد که هر کدام از آنها میتواند نمونه کاملی از الگوهای تربیتی با شد. (مطهری، 1390، ص 165)
قرآن کریم پیش از آن که به انسان دستور دهد که شیطان را دشمن خود بگیرد و با او به مثابه یک دشمن برخورد کند، ابتدا با گزارهای شناختی، شیطان را به عنوان دشمن معرفی میکند تا انسان، ابتدا دشمن خود را بشناسد و بداند که با چه کسی در نزاع است؛ «إنَّ الشیطانَ لَکمُ عَدوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدواًّ» (فاطر، آیه 6) این نحوه بیان قرآن حاکی از آن است که اولین گام در تبری، شناخت دشمن است. با اندک تأملی در آیات قرآن درمییابیم که قرآن تا چه اندازه نسبت به مسئله دشمنشناسی اهتمام ورزیده است، به گونهای که بیش از هزار و پانصد آیه، پیرامون این موضوع وجود دارد. این آیات، انواع دشمنان مؤمنان و نظام اسلامی، ابزار و شیوههای دشمن و راههای مقابله با آنان را بیان میکند. در یک تقسیمبندی میتوان گفت قرآن کریم چهار گروه از دشمنان را نام برده است؛ شیطان و همراهان او، کفار، برخی از اهل کتاب به ویژه برخی از یهودیان، منافقان. (پوراوند، 1387، ص 17)
از طرفی دیگر از منظر تربیتی، در جامعه قوای جذب و دفع وجود دارد و افراد ناگزیر از آن هستند، لذا هر جامعه آکنده از حب و بغضها و تولی و تبریهاست که جهتگیری صحیح در زمینه تبری منجر خواهد شد جذب و دفعها طبق خواسته خداوند صورت پذیرد؛ از جمله سنتهای حکیمانه الهی این است که برای هر موجود زندهای دو سیستم در نظر گرفته ا ست؛ یکی برای جذب و دیگری برای دفع. همانگونه که جذب مواد مورد نیاز برای ر شد هر موجود زندهای لازم است، دفع سموم و مواد زیان بار نیز ضرورت دارد. اگر بدن سموم را
دفع نکند، آدمی نمیتواند به حیات خود ادا مه دهد. به طور کلی، تمام موجودات زنده قوه دافعه دار ند. نقش قوه داف عه در موجودات ز نده، به ویژه حیوانات و انسانها این است که مواد زیان بار را از بدن بیرون بریزند. دستگاههایی نظیر کلیه و مثانه، به طور عادی این وظیفه را در بدن بر عهده دارند. اما آنگاه که میکروبهای خارجی حملهور شوند، گلبولهای سفید فعال میشوند و با میکروبها جنگیده، آنها را از بین میبرند. در روح انسان نیز چنین استعدادی وجود دارد. جاذبه روانی باعث میشود کسانی را که برای او مفید هستند دوست بدارد و خود را به آنان نزدیک سازد و از ایشان علم، کمال، ادب، معرفت و اخلاق بیاموزد. این جاذبه موجب میشود که کارهای پسندیده و نیک، برای انسان خوشایند باشد و او افراد صالح و ک سانی را که من شأ کمالاند و در پی شرفت جامعه مؤثرند، دو ست دا شته با شد. در مقابل، لازم ا ست ک سانی که در سرنو شت تربیتی جامعه نقش مثبتی ندا شته، بدان ضرر میر سانند، برخورد منفی دا شته با شد. (مصباحیزدی، 1387، ص 145) از این روی، اگر جامعه به تبری از جامعه کفار و نمادها و سبک حیات آنها نرسد در عرصه تربیت اجتماعی مبتلا به آسیبهایی میگردد که معضلات خانوادگی امروزی ما به سبب همین امر رخ داده است
4- ترویج روحیه مهربانی و همزیستی مؤمنین
خداوند متعال در بستر اهداف اجتماعی تربیت، رسول خود را به مهربانی با اهل ایمان دستور میدهد؛ «وَ اخْفِضْ جَناحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ» (شعرا، آیه 215) و بال و پر خود را براى مؤمنانى که از تو پیروى می کنند بگستر. در حقیقت، لزوم روحیه مهربانی با اهل ایمان در این شریفه، برخواسته از امری است که به کنایه، بر توسعه بال و مهربانی بر مؤمنین تأکید دارد. مهربانی در لغت معادل
کلمه رَحمِ- رَحْمَهً و رُحْماً و رُحُماهُ: در عربی و به معنایی براى او دلسوزى و اظهار مهربانى و آمرزش کرد. آنکه رحمت به معنى مهربانى و رقت قلب است. مفردات راغب می گوید: رحمت مهربانى و رقتّى است که مقتضى احسان است نسبت به شخص مرحوم گاهى فقط در مهربانى و گاهى فقط در احسان به کار میرود مثل رَحمَ اللَّهُ فُلَاناً و چون خدا با رحم وصف شود مراد از آن فقط احسان است نه رقّت قلب. (راغباصفهانی، 1412، ج 1، ص 341)
اهل ایمان کسانی هستند که به دل آنچه را رسول الهی بر ایشان تعلیم فرموده، باور دارند و در تصدیق او از مرزهای زبان گذشته و به مجال وسیع قلب پا میگذارند. اگرچه انسان با شهادت زبانی بر یکتایی خداوند و رسالت محمد رسول خداوند (ص)، حکم مسلمانی بر انسان بار می شود ولی آنگاه که نه فقط زبان بلکه قلب او بر این حقیقت گواهی دهد، به ایمان دست یافته است، مؤمن خوانده میشود البته همین باور درونی است که او را به فرمانبرداری از خداوند وا میدارد و مطیع دستورهای او میسازد. محبت داشتن نسبت به پیامبر و اهلبیت ایشان فوائد سودمندی دارد که در دنیا و در آخرت برای مسلمانان سودمند است. این مهربانی در هنگام مردن، در قبر و همچنین هنگام خروج از قبر و هنگام دریافت نامه اعمال، هنگام حسابرسی، هنگام سنجش اعمال نیک و بد و هنگام عبور از پل صراط برای مؤمن سودمند است؛ چراکه اهل بیت ایشان از مصادیق اتم مؤمنین بوده و این فرمان در ناحیه اول مشمول این بزرگواران میگردد.
خداوند در آیات شریفه در راستای این هدف تربیتی میفرماید: «هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز قیامت دارد نمییابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کند، هرچند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندان آنها

فایل : 18 صفحه

فرمت : Word

نهایی کردن خرید

نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “خرید و دانلود نسخه کامل مقاله کامل اهداف اخلاقی تربیت اسلامی در ابعاد اجتماعی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *